tile

تقی زاده و گاه شمار ايرانی



گذری و نظری

ناصر مجد

تبديل گاه شماري رسمي ايران از هجري قمري به هجري شمسي که از فروردين 1304 شمسي به موجب قانون به فعل در آمد به ابتکار و پايمردي شخص تقي زاده تحقق يافت. پس از تسلط اعراب بر ايران، با آن که گاه شماري اسلامي هجري قمري به صورت گاه شماري رسمي ايران درآمد، گاه شماري ايراني (يزدگردي و سپس جلالي) همچنان براي امور عُرفي برقرار ماند. از آن جا که گاه شماري قمري-به علّت سيّار بودن ماه هاي قمري نسبت به فصل هاي سال- براي وصول خراج مناسب نبود حتي خلفاي اسلامي گاه شماري شمسي ايراني را به کار مي بردند. درگاه شماري يزدگردي -که هنوز نزد زرتشتيان رايج است- ودر گاه شماري جلالي نيز نام ماه ها همان نام هاي ايراني است. خيّام، که خود از پايه گذاران گاه شماري جلالي بوده است، در يک رباعي چنين مي گويد:

 هنگام صبوح اي صنم فّرخ پي
 برسازترانه اي وپيش آور مي

کافکند به خاک صدهزاران جم وکي
اين آمدن تيرمه و رفتن دي

 سعدي نيز، که دو قرن پس از تأسيس گاه شماري جلالي مي زيسته، در اشعار خود بارها نام ايراني ماه ها را به کار برده و به ويژه با اين بيت در ديباچه گلستان نه تنها دومين ماه ايراني را "ارديبهشت" ناميده بلکه انتساب آن را به گاه شماري جلالي تصريح کرده است: «اول ارديبهشت ماه جلالي/بلبل گوينده بر منابر قضبان.»

 به درستي روشن نيست که از چه زمان ماه شماري بُرجي (حمل، ثور. . .) به گاه شماري ايراني راه يافته است. روايات تاريخي در اين زمينه متفاوت است. پس از حمله مغول، گاه شماري مغولي خُتا و اويغور نيز سربار گاه شماري ايراني شد. امّا اثري که اين گاه شماري به جاي گذاشت سال شماري دوازده حيواني بود که به موجب آن هرسال به نام يک حيوان مشخص مي شد. در دوران قاجار - پس از تأسيس سازمان هاي نوين اداري، به ويژه پس از سپرده شدن امور گمرک به دست مستشاران بلژيکي- براي محاسبات اداري و پرداخت حقوق کارکنان دولت ماه شماري بُرجي به کار گرفته شد. اصطلاح «اول برج» و «آخر برج» نيز، که هنوز ورد زبان کارمندان دولت است، ظاهراً از همان زمان باب شده است.

در 21 صفر 1329 هجري قمري (يکم اسفند 1289 شمسي) «قانون محاسبات عمومي» به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. ماده 3 اين قانون چنين مقرر مي دارد: «مقياس زمان بعد از اين در محاسبات دولتي سال هاي شمسي و ماه هاي شمسي (بروج) خواهد بود.»

هرچند تصويب اين قانون نخستين گام براي رسميت دادن گاه شماري ايراني به جاي گاه شماري قمري بوده است، امّا همين قانون نيز- مانند فرمان مشروطيت، قانون اساسي و متمم قانون اساسي، و همه قوانيني که تا پايان سال 1303 شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده-به تاريخ هجري قمري تاريخ گذاري شده است. بنابراين، بايد پذيرفت که رسميت يافتن گاه شماري ايراني به جاي گاه شماري هجري قمري با قانون «مصوب 11 فروردين 1304 شمسي» تحقق يافته است.

*

 تقي زاده که صاحب تاليفات ارزنده اي در زمينه گاه شماري است، از همان هنگام که در برلن روزنامه کاوه را انتشار مي داد، دغدغه خاطر خود را در باره لزوم تبديل ماه شماري بُرجي به ماه شماري ايراني و منسوخ شدن سال شماري دوازده حيواني و سرانجام ضرورت تبديل گاه شماري رسمي کشور از هجري قمري به هجري شمسي چنين عنوان کرده است:

 . . . جاي نهايت افسوس است که امروز درايران با آن که درامورات رسمي ودولتي و تجارتي (يعني امور غير مذهبي) محتاج به يک حساب سال شمسي هستند ترتيب ماه هاي ملي ايراني را استعمال نکرده و تابع ترتيب بروج آسماني حمل و ثور که بلژيکي ها آن را بواسطه جهالت شان به عادات و آداب ملي و تاريخي ايران در دواير دولتي معمول کردند مي شوند.
(شماره 5 و 6 سال اول29، فروردين 1295، ص 3)

 . . . يکي از صدها علايم اين فقره ولي در واقع يکي از عجيب ترين آنها اتخاذ تقويم يا ترتيب سال شماري مغولي است در ايران که نه تنها در تقويم هاي قديمي براي استنباط احکام هرسال از «خوي يک جانور» ثبت مي شود بلکه دولت ايران و ادارات رسمي (جانشينان کيان) تمام حساب و تاريخ خود را با آن ترتيب «خطا و اويغور» مجري مي دارند و نوشتجات رسمي پُر است از سال خوک و سگ و مار و بوزينه. چون اين تاريخ خطا و اويغور و حساب غريب و اسامي عجيب آنرا در سال شماري با ترتيب عجيب ديگر ماه شماري بُرجي که بدبختانه اخيراً در ايران رايج شده به هم ترکيب کنيد يک معجون بي مزه عجيب و مخالف ذوق و مضحکي حاصل مي شود.
 شماره 7، سال دوم دوره جديد، 16 تير1300، ص 3 . . .

در اين زمان که ايران پادشاه جوان و صدراعظم هاي جوان دارد که دلشان طبعاً بايد با شور نامجويي و سرفرازي و اميد آينده و هوس تحصيل افتخار پُر باشد نوميد نيستم که تاريخ و تقويم جديد شمسي قبول و داير شده و «بماند سال ها اين نظم و ترتيب». اين را هم بايد عرض کنم که اين فقره يک خدمتي است به دين اسلام زيرا که لابد و بلاشک حساب سال قمري عربي. . . از ميان خواهد رفت يعني از استعمال در امور عُرفي بر افتاده و مخصوص امور مذهبي خواهد شد و اگر ما پيش از وقت يک ترتيب سال شمسي مناسب ذوق ملي ايران نگيريم که مبداء آن از هجرت نبوي حساب شود ممکن است ترتيب تاريخ ميلادي و تقويم فرنگي رايج شود و يک رکني از يادگاهارهاي اسلامي از ميان برود. اينک پيشنهاد:

 «نوروز چنان که فعلاً مرسوم است در اول حمل و مبداء سال عُرفي قرار داده شود و تاريخ هجري شمسي (که امسال سنه 1300 از آن تاريخ است) به موجب قانون در تمام مملکت به جاي هجري قمري معمول دارند. علاوه بر اينها اسامي ماه هاي ايراني يعني فروردين و ارديبهشت تا اسفند ارمذ را به جاي عقرب و خرچنگ آسماني. . .استعمال کنند. (شماره 4، سال دوم دوره جديد،21 فروردين 1300، ص 9)

تقي زاده پس از تعطيل روزنامه کاوه و بازگشت به ايران در سال 1303 شمسي به نمايندگي از مردم تبريز وارد مجلس شوراي ملي شد و در «کميسيون معارف» پيشنهادهاي خود را در باره تبديل گاه شماري تا تصويب قانون مربوط به رسميت گاه شماري هجري شمسي تعقيب کرد.

 اين قانون که در «شب 11 فروردين 1304 شمسي» به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده (و نخستين قانوني است که در تاريخ قانون گذاري ايران به تاريخ شمسي تاريخ گذاري شده است) همان نکات سه گانه مورد نظر تقي زاده را -که چند سال پيش از آن در روزنامه کاوه مطرح کرده بود-در بردارد. اين همانندي چنان است که اگر گفته شود طرح نخستين اين قانون انشاي تقي زاده بوده است سخني به گزاف نخواهد بود.

قانون تبديل بروج به ماه هاي فارسي از نوروز 1304 شمسی

 ماده اول- مجلس شوراي ملي تصويب مي نمايد که از نوروز 1304 تاريخ رسمي ساليانه مملکت به ترتيب ذيل معمول گردد و دولت مکلف است که در تمام دواير دولتي اجرا نمايد: الف. مبداء تاريخ: سال هجرت حضرت خاتم النبيين محمدبن عبدالله صلوات الله عليه از مکّه معظمه به مدينه طيبه. ب. آغاز سال: روز اول بهار. ج. سال: کماکان شمسي حقيقي. د. اسامي و عده ايام ماه ها: 1. فروردين 31 روز؛ 2. ارديبهشت 31 روز؛ 3. خرداد 31 روز؛ 4 تير 31 روز؛ 5. امرداد 31 روز؛ 6. شهريور 31 روز؛ 7. مهر 30 روز؛ 8. ابان 30 روز؛ 9. آذر 30 روز؛ 10. دي 30 روز؛ 11. بهمن 30 روز؛ اسفند 29 روز. تبصره: در سنين کبيسه اسفند 30 روز خواهد بود.
 ماده دوم- ترتيب سال شماري ختا و اويغور که در تقويم هاي سابق معمول بوده از تاريخ تصويب اين قانون منسوخ خواهد بود.

رسميت دادن گاه شماري شمسي ايراني به جاي گاه شماري اسلامي هجري قمري، آن هم پس از سيزده قرن، کار چندان آساني نمي توانست بوده باشد. امّا طرح اين قانون چنان هوشمندانه تهيه شده بود که هيچ صداي مخالفي برنخاست، حتي در مجلس شوراي ملي که چند تن روحاني نيز حضور داشتند هيچ کس به تبديل گاه شماري از هجري قمري به هجري شمسي اعتراض نکرد.

در پايان يادآوري اين نکته را لازم مي داند که واژگان «گاه نامه« و «گاه شماري» نخستين بار توسط تقي زاده به کار رفته، و اين نيز يادگار ارزنده ديگري است که از آن شادروان به جاي مانده است.*
------------------------------------------------------------------------------------

*دوست گرامي و دانشمند، دکتر ماشاء الله آجوداني، توجه نگارنده را به مندرجات روزنامه کاوه جلب کردند. بدون راهنمايي ايشان اين پژوهش در باره نقش تقي زاده در تبديل گاهشماري رسمي ايران به آساني ميّسر نمي شد.