tile

مشروعيت سياسی و وقايع تاريخی: عربستان سعودی



مداوی الرشید*

مشروعيت سياسی و وقايع تاريخی: عربستان سعودی

در بررسي رابطه ميان مشروعيت سياسي و امنيت دولت، الگوهايي که بر نظريه
هاي ماکس وبر يا برنظريه دولت هاي بهره بردار (rentier)تکيه دارند از توجه
به يک نکته غفلت مي کنند و آن توانايي دولت است درخلق وحفظ «ايده» دولت.
دربررسي تازه اي که پژوهشگر عرب، نزيه ايّوبي، درباره ضعف يا قدرت نظام
هاي سياسي جوامع عرب انجام داده، اين فرض مطرح شده که دولت در جوامع عرب
بقاي خود را از راه کنترل خشونت بار تأمين کرده نه کنترل رضايت مدار و
مبتني بر اجماع عمومي. بايد به ياد آوريم که هر دولتي براي حفظ انسجام
دروني و بقاي خود بر پايه اجماع عمومي نيازمند به ارائه و تبليغ آرمان ها
و ايده هائي است که ريشه در تاريخ و سنت هاي اجتماع دارند. براي نشر و
تبليغ هر آرمان و ايده اي نيز دولت لاجرم بايد نظام آموزشي و سواد آموزي و
امکانات نشر و چاپ را گسترش دهد. امّا اين خود شمشيري دولبه است. به سخن
ديگر، در حالي که دولت با استفاده ازاين ابزار آرمان هاي خويش را تبليغ مي
کند، مخالفان آن نيز با بهره برداري از امکاناتي که نظام آموزشي و گسترش
سواد و وسائل انتشاراتي دراختيارآنان مي گذارد به پراکندن آراء و انتقادات خود عليه دولت و به
تلاش براي تضعيف آن مي پردازند. به عنوان نمونه،گروه هاي مخالف دولت و
اقليت شيعه درعربستان سعودي در سال هاي اخير توانسته اند تفاسير و برداشت
هاي تاريخي متفاوتي از آن چه دولت درباره تاريخ کشور عرضه مي کند ارائه
کنند و از اين طريق قابليت و مشروعيت دولت را مورد شک و پرسش قرار دهند.

با گسترش دامنه کنترل دولت درعربستان، ابزار انتقال معرفت تاريخي و محتواي
آن به کلي تحول يافته است. کنترل انحصاري بر نظام آموزشي اين امکان را در
اختيار دولت قرار داده است که از رويدادها و روندهاي خاص تاريخي براي
تثبيت مشروعيت خود بهره گيرد. هنگامي که سرآمدان سياسي گذشته را مجوزي
براي حقّانيت و مشروعيت قدرت خود قلمداد مي کنند سنّت تاريخي در قالب
افسانه و موعظه و اخلاق به خدمت روايت دولتي در مي آيد. به سخن ديگر، هدف
اصلي روايت رسمي از تاريخ، تحکيم مشروعيت دولت وافزايش امنيت دروني آن است
از راه تبليغ اين فرض که تکوين و بقاي نظام سياسي درعربستان سعودي به
صورتي طبيعي و اجتناب ناپذير صورت گرفته.

دو مقوله مشخص روايت رسمي از تاريخ در عربستان را رقم مي زند: تاريخ
اسلامي و تاريخ نهضت وهابي. در مورد تاريخ اسلام، هدف اثبات و تبليغ
دستاوردهاي امّت اسلامي از راه تشريح دوره هاي گوناگون رشد و تحول جامعه
مسلمانان است. اين تفسير از تاريخ اسلام خود پايه اي است براي انتقاد از
مفاهيم و تفاسير ناخواسته از جمله، همبستگي و وفاداري قبيله اي، تفرقه هاي
مذهبي، کمونيسم و ناسيوناليسم عرب، غرب زدگي و "العاميه" يعني گرايش به
نهادينه کردن زبان محاوره اي به عنوان زبان تعليم عربي. افزون براين، چنين
تفسيري از تاريخ اسلام برخي مقولات مهم ديني و سياسي از قبيل چگونگي
انتقال قدرت، اسلام شيعي و تنوع و تکثر مذهبي را يکسره کنار مي گذارد و به
اين نتيجه مي رسد که نياز امّت اسلامي به اصلاح مذهبي و سياسي به گونه اي
طبيعي به تکوين نهضت وهابي در عربستان سعودي منجر شد. پيدايش اين نهضت در
قرن هجدهم وسيله و مکانيزمي براي نجات جامعه از زوال سياسي، اجتماعي و
اخلاقي گرديد. در واقع تصميم رهبران طايفه السعود به برکشيدن اين نهضت
جزيرة العرب را از زوال حتمي نجات داد. اين روايت تاريخي بر مرکزيت و
اهميت نجد و نخبگانش نيز در فراگرد وحدت يابي شبه جزيره عربستان تأکيد مي
کند. افزون براين، در اين روايت، تاريخ محلي چيزي جز سرگذشت کشمکش ها،
جدائي ها و پراکندگي هاي بي حاصل قبيله اي نيست و هويت بومي و تعلقات
قبيله اي نيز به سود هويت اسلامي، که تاريخ و هويت و تنوع محلي را ارجي
نمي گذارد، رنگ مي بازد. بي ترديد اين روايت رسمي از رويدادهاي تاريخي
منشاء پيدايش اجماعي گسترده در جامعه شد به اين دليل روشن که در هفتاد سال
گذشته چالشي نسبت به مشروعيت و حقانيت خاندان سعودي پديدار نگرديده است.

امّا به نظر مي رسد که، با دگرگوني اوضاع و احوال، نيروها و گروه هاي
گوناگون مصمم به چالش اين روايت رسمي از تاريخ شده اند. گروه هاي چالشگر
اسلامي از همان منابعي بهره مي جويند که منابع سنّتي تاريخنگاري اسلامي
است. در واقع برخي از علما تفاسيري از متون کلاسيک اسلام ارائه مي کنند که
با تفاسير رسمي سازگار نيست و در نتيجه به تضعيف تبليغات حکومتي منجر مي
شود. هم چنين گروه هايي چون «کميته دفاع از حقوق مشروع» نيز، با دسترسي به
رسانه هاي دستجمعي، در تبليغات و تعبيرهاي خود به خنثي کردن شعارها و
برداشت هاي دولتي پرداخته اند. جالب اين است که چالشگران در همان حال که
زمينه هاي مورد تأکيد دولت، يعني اسلام، نجد و وهابيت، را مهم مي شمردند
در مورد مشروعيت سياسي خاندان السعود ترديد مي کنند.

 به همين ترتيب، مخالفان شيعي مذهب نيز در يک فرآيند جديد، با تأکيد بر
ريشه ها، اجداد، گويش و هويت خاص خود به بازنگاري تاريخ تشيّع و اصرار بر
اصالت آن پرداخته اند. برهمين اساس، شيعيان اتحادي را که موجب شد خاک آنان
زير چتر پادشاهي عربستان سعودي قرار گيرد مورد سؤال قرارمي دهند. در باور
اين گروه اتحاد چيزي جز اشغال عدواني نيست حتّي اگر مبلغان حکومت سعودي از
آن به عنوان حق مشروع و موروثي خود نام برند. شيعيان هم چنين "تنجيد" يا
نجدگونه کردن عربستان را مورد انتقاد قرار مي دهند و مسلط کردن نجد،
نخبگان، تاريخ و نوع اسلامش را بر سراسر شبه جزيره عربستان امري نادرست مي
شمرند.

 بايد دانست که مشروعيت دولت عربستان سعودي يکسره مرتبط با تبليغ
روايات رسمي از تاريخ عربستان نيست، گرچه اين تبليغ را بايد همچنان عاملي
مهم و اساسي در تداوم اين مشروعيت دانست. واقعيت آن است که ارزش و کارآئي
اصلي روايات رسمي را بايد در اثر آنان در تکوين و تثبيت نوعي آگاهي نسبت
به ايده "دولت" در عربستان سعودي جستجو کرد. براي مقابله مؤثر با اين ايده
و خنثي کردن تأثير آن در اذهان عمومي، مخالفين مشروعيت حکومت آل سعود نياز
به زماني نسبتأ طولاني دارند.

--------------------------------------------------------
Madawi al-Rasheed *
استاد انسان شناسي در دانشگاه لندن

* * *