tile

قبله عالم



نقد و بررسي کتاب

محمد رضا قانون پرور*

عباس امانت

‌قبله عالم: تاصرالدين شاه قاجار و پادشاهي ايران

‌ترجمه حسن کامشاد
تهران: نشر کارنامه، مهرگان، 1383
707 ص

قبله عالم

در نقد و بررسي قبله عالم که نخست به زبان انگليسي درسال 1997 ميلادي منتشر شد، غالب منتقدان آن را اثري ارزنده و روشنگر شمردند به ويژه از نظر استفاده از منابع دست اول، قراردادن دوره بيست ساله اوّل سلطنت ناصرالدين شاه در متن اوضاع اجتماعي و سياسي ايران، و توجه به آثار کشمکش هاي بين المللي و بازي قدرت ميان دولت هاي مطرح قرن نوزدهم ميلادي، بويژه انگلستان و روسيه در اوضاع داخلي ايران. تصويري که امانت از ناصرالدين شاه به خواننده عرضه مي کند نه تصويري است يکسره منفي- آن گونه که در دوران حکومت پهلوي، به درست يا به خطا، در انظار و افکار عوام و حتي خواص شکل يافته بود، و نه تصويري است کاملاً مثبت. در واقع، رهيافتي متعادل و مستدل را بايد وجه مشخص و ممتاز ارزيابي نويسنده از رويدادها و شخصيت هاي کليدي اين دوران دانست. اين گونه ارزيابي، که بر شالوده هاي روانکاوانه نيز استوار است، نه تنها در مورد ناصرالدين شاه بلکه شخصيت هاي متنفذ ديگر آن دوران، از اميرکبير گرفته تا ميرزا آقا خان نوري، ميرزا ملکم خان ناظم الدوله، مهد عليا مادر ناصرالدين‌شاه، و نيز برخي درباريان و سفراي‌دولت‌هاي خارجي به کاربرده شده است. نويسنده با تلفيق دقيق و محتاطانه تکه هاي مختلف روايت ها و تصاويري که در منابع گونان يافته است خواننده را با تصويري زنده و پرمايه از دو دهه بحراني تاريخ ايران آشنا مي کند.
ابتداي دوران ناصري مقارن با دوران صنعتي شدن و آغاز تجدد و تمدن معاصر اروپا و مصادف با گسترش نفوذ و اقتدار قدرت هاي بزرگ جهانگشا و استعمارگر اروپايي بود. معضل عمده ناصرالدين شاه، به اعتقاد مؤلف کتاب، اين بود که از يک سو تمايلي به اجراي اصلاحات در ارکان حکومت و اقتباس از برخي مظاهر تجدد اروپائي داشت و از سوي ديگر همچنان علاقه مند به حفظ و تثبيت اقتدار و ارکان سلطنت خودمختار سنتي بود. شايد بتوان گفت که اين معضل همچنان دامنگير زمامداران ايران است. رفتار و زندگي شخصي ناصرالدين شاه را نيز بايد متأثر از همين معضل لاينحل دانست زيرا از يک سو بر آداب و رسوم و ارزش ها و حتي خرافات سنتي گذشته تأکيد مي ورزيد و از سوي ديگر به مواهب مادي و لذايد جسمي و خوشگذراني و سرگرمي هايي چون اسب سواري و شکار، و زن بارگي علاقه اي فراوان داشت. گاه در عرصه تصميم گيري سياسي‌همانند سياستمداري عاقل و آزموده عمل مي کرد و گاه همچون تازه کاري دمدمي مزاج و ناپخته.

گرچه قبله عالم بيشتر معطوف به شرح احوال و زندگي خصوصي و سياسي ناصرالدين شاه در دوراني از سلطنت اوست اما مؤلف در عين حال کوشيده است تا برخي مقولات مهم تاريخي ديگر اين دوره را نيز بررسد. چگونگي رابطه بين ساختار قبيله اي اقوام قاجار و سلطنت، روابط ناصرالدين جوان با پدر و مادرش، پيوند بين دين و حکومت، ارتباطات ايران ناصرالدين شاه با قدرت هاي بزرگ جهاني آن دوران، مناسبات داخلي حرم سراي شاهي، و نيز اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي ايران در مقايسه با دولت هاي عثماني و مصر از جمله اين مقولات اند. در مقدمه کتاب نويسنده نخست اهميت اين مقولات را ضمن طرح پرسش هائي يادآور مي شود، از آن جمله: چرا تلاش مدعيان قدرتمند تاج و تخت قاجار يا جنبش هاي بالقوه تواناي مردمي به تزلزل و سقوط پادشاهي او نينجاميد؟ چرا روسيه تزاري، همسايه مقتدر شمالي مُلک او را تسخير نکرد يا همسايه جنوبي، امپراتوري انگليس، نتوانست ايران را نيز به بخشي از مستعمرات گسترده خود تبديل کند؟ چه شد که مرزهاي ممالک محروسه- سواي دو شهر کنار افتاده هرات و مرو که از دست رفتن آنها تقريباً اجتناب ناپذير بود- يک پارچه ماند؟.يا همان گونه که اغلب گفته شده، فقط موازنه قوا بين همسايگان زورمند ولي رقيب و تمايل مشترک آنها در حفظ نوعي «سرزمين حائل» بود که عمر امپراتوري عثماني، «مرد بيمار اروپا»، را از سوئي و تماميت ارضي ايران را بر دروازه هند، از سوي ديگر، طولاني مي کرد؟ و يا اين که سياست داخلي و خارجي ناصرالدين شاه بود که عامل اصلي در حفظ استقلال و تماميت ارضي ايران شد؟
نويسنده با استناد به شواهد و منابع مناسب تاريخي براي اين گونه پرسش ها پاسخ هايي درخور و قابل قبول يافته است. شايد بتوان نکات عمده زير را برآيند پاسخ هاي او به چنين پرسش هائي دانست.

براي پي بردن به نقش و تأثير ناصرالدين شاه در تعيين سرنوشت ايران بايد به خاطر آورد که در سال 1907 ميلادي، يعني فقط يک دهه پس از مرگ وي، روسيه و انگلستان نخستين معاهده سرّي خود را براي تقسيم خاک ايران امضاء کردند. تقسيم ايران به «مناطق نفوذ» در آستانه جنگ اوّل جهاني، يعني در سال 1915 ميلادي، بار ديگر تاييد و تثبيت شد و حاکميت دولت مرکزي در اين مناطق با حضور نيروهاي نظامي روس و انگليس رنگي نداشت. حتي انقلاب بلشويکي اکتبر 1917 که روس ها را موقتاً از صحنه ايران به عقب راند تنها ميدان را براي قرارداد معروف 1919 انگليس و ايران باز کرد. اين قرارداد نيز خود شاهد صادقي است بر اشتهاي بريتانيا براي سلطه جويي بر همان کشوري که مدتي پيش «بي غرضانه» آن را دولت «حايل» مي خواند.

کتاب قبله عالم، اثري است مهم در تاريخ نويسي و زندگي نامه نويسي محققانه در باره ايران و نيز کتابي است جذّاب و آموزنده براي خوانندگان غير متخصص. ترجمه فارسي حسن کامشاد، برخلاف بسياري از ترجمه هاي فارسي از زبان هاي ديگر، برگرداني است بي حد روان و وفادار به اصل که بي شک حاصل دانش مترجم و تسلط گسترده او بر هر دو زبان است.
------------------------------------------------
*استاد زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تکزاس، آستين.