tile

زن و قانون انتخابات



- می دانيد که در روش هاي حکومتي شيوه اي بنام دموکراسي يا حکومت مردم بر مردم وجود دارد.
- مي دانيد که در رويه هاي دموکراسي رأي اکثريت مردم که جامعه را تشکيل ميدهند سرنوشت جامعه را معين مي سازد.
- مي دانيد که در اينگونه جوامع مردم در دادن رأي آزادند و رأي خود را به کساني ميدهند که مورد قبول آنها باشند و بدانند که براي رفاه و آسايش آنها کار مي کنند. پس بايد بدانند که درحکومت مردم بر مردم رأي دادن وظيفه اساسي هر انسان اجتماعي است. انساني که رأي ندهد به سرنوشت خود عملاً و بدون کوچکترين شکي بي علاقگي نشان داده است.
لابد مي پرسيد رأي چيست؟
رأي در حقيقت اجازه اي است که شما به فرد مورد نظر و اطمينان خود مي دهيد تا در مواقعي که گرفتن تصميم مشکل است يا حضور افراد در يک محل براي تصميم گرفتن ميسر نيست کساني که با رأي اکثريت انتخاب شده اند دور هم جمع شوند و تصميم لازم را بگيرند.
پس تصميم نمايندگاني که با رأي اکثريت انتخاب شده اند تصميم کليه کساني است که به اين نمايندگان رأي داده اند.
به عبارت ديگر نمايندگان رأي دهندگان حق دارند در باره مواردي که بموجب رأي به آنها اجازه تصميم گرفتن داده شده است تصميم بگيرند و رأي دهندگان موظفند تصميمات آنها را محترم بشمارند و بموقع اجرا بگذارند.

اين نمايندگان که با رأي انتخاب مي شوند ممکن است در مقامات مختلف کار کنند. پس گفتن کلمه "نماينده" نبايد فوراً شما را به ياد مجلس شوراي ملي بيندازد. زيرا شما و امثال شما مي توانيد با رأي خود براي موارد متعدد نماينده معين کنيد مثلا:ً
- مي توانيد نمايندگان خود را در شوراهاي داوري برگزينيد
- مي توانيد نمايندگان خود را در خانه هاي انصاف برگزينيد.
- مي توانيد نمايندگان خود را در انجمن هاي شهر برگزينيد.
- مي توانيد نمايندگان خود را در شوراهاي منطقه اي آموزش و پرورش برگزينيد.
- مي توانيد نمايندگان خود را در انجمن هاي روستا و شهر و شهرستان برگزينيد.

حال که ديديد رأي دادن و انتخاب نماينده تا چه اندازه اهميت دارد و در چه مواردي مي توان نماينده انتخاب کرد بايد بدانيد که:
- مهمترين انتخابات، انتخاب نمايندگان مجلس شوراي ملي و مجلس سنا است. زيرا:
- اگر در انتخابات محلي، سرنوشت منطقه اي کوچک يا گروهي کوچک را بدست نمايندگان مي سپريد، در انتخابات اين دو مجلس در حقيقت سرنوشت خود و فرزندان و نزديکان و کشور خويش را بدست نمايندگان اين دو مجلس مي دهيد.
- اگر تصميمات شوراها يا انجمن هاي محلي در حدي است که برخي از مقررات محلي را دگرگون مي سازد تصميمات مجلس شوراي ملي و مجلس سنا جنبه ملي و عمومي دارد و مي تواند تحولات بسياري را در اوضاع مملکت باعث شود.

از اين رو به اين دو مجلس در اصطلاح سياسي، قوه مقننه مي گويند يعني قدرتي که قانونگزاري مي کند و تصميمات آن پس از توضيح شاهنشاه حکم قانون پيدا مي کند و اجراي آن براي همه افراد مردم بصورت يک وظيفه قانوني در مي آيد. دولت که اين تصميمات را به مرحله اجرا مي گذارد، قوه مجريه ناميده مي شود. و مجموعه اين دو قدرت وقتي همکاري نزديک داشته باشند بصورت خدمتگزاران جامعه اي که آنان را برگزيده است در مي آيند.
حالا که دانستيد رأي دادن و انتخاب کردن يعني چه بايد بدانيد که:
- رأي دادن و در انتخابات شرکت کردن يک وظيفه ملي، انساني و واجب است.
* وظيفه ملي است زيرا هرکس که ميهن و ملتش را دوست داشته باشد نمي تواند به سرنوشت آن بي اعتنا بماند.
* وظيفه انساني است زيرا که انسان هاي يک جامعه متمدن بايد در ساختن سرنوشت خود سهيم باشند.
* واجب است زيرا در مواقعي که فقط يک رأي مي تواند عقيده اي را بر عقيده ديگر برتري دهد عدم شرکت در انتخابات و ندادن رأي اي بسا که حقانيت دسته اي را پايمال مي سازد.
- رأي دادن اصولي دارد که رعايت آن کار انتخاب را سهل مي سازد.
* در کشورهاي دنيا براي آنکه چندگونگي رأي پيدا نشود افراد و دسته هائي که افکارشان بهم نزديک است دور هم جمع مي شوند و جمعيت هائي درست مي کنند. اين جمعيت ها اسم حزب، دسته، گروه، جمعيت، سازمان مجمع و امثال آن را برخود مي گذارند.
* قبول عضويت هريک از اين جمعيت ها براي اينست که با همفکران خود مشورت کنيد و در هنگام انتخاب فرد يا افرادي که مورد نظر شما هستند متفقاً به آنها رأي دهيد.
* عضويت در يک حزب يا جمعيت به تکروي و يک رويه فکر کردن خاتمه مي دهد و اصل تفکر جمعي را که رمز پيروزي هاي اجتماعي و سياسي است جانشين هرج و مرج در تفکر و انتخاب راه سياسي مي سازد پس در حکومت هاي دموکراسي اصل قبول عضويت دسته هاي سياسي و احزاب امکان مي دهد که مبارزات عقيدتي در مجراي صحيح قرار بگيرد.
- رأي دادن به همه ما امکان مي دهد که ناظرين دقيق اجراي اصول عقايد خود باشيم.
* به اين ترتيب با قبول عضويت يک جمعيت سياسي ما در مسير جزئيات برنامه هاي سياسي آن قرار مي گيریم.
* در صورت لزوم در مجامع عمومي يا جلسات مباحثه نظرهاي خود را دقيقاً تشريح مي کنيم تا در صورت درست بودن مورد استفاده و عمل قرار گيرد.
* در صورتي که نمايندگان يا گروهي از حزبي که ما عضويت آن را پذيرفته ايم از اصولي که با رأي عموم اعضاء به تصويب رسيده منحرف شوند ما خواهيم توانست با رأي ندادن مجدد به آنها و انتخاب کسان ديگر راهي را که خود دوست مي داريم ادامه دهيم.
وقتي فکر رأي دادن و انتخاب کردن در نزد قومي رشد پيدا کرد و مردم دانستند که:
به بسياري از آرزوهاي خود در سايه دموکراسي مي رسند نوعي علاقه به رعايت قوانيني که از سوي نمايندگان وضع مي شود در آنها بوجود مي آيد و خود حامي و حفظ قانون خواهند شد و بدين گونه جامعه به رفاه کامل خواهد رسيد دراين حال است که جامعه فرد يا افرادي را که در رأي دادن ها و انتخابات شرکت مي کنند با چشم ديگري نگاه خواهد کرد زيرا:
- کسي که رأي ندهد خود را فردي مجزا و مستقل از جامعه مي داند و پيداست که جامعه هم نسبت بيک انسان تک رو تعهدي نمي تواند داشته باشد.
- کسي که رأي ندهد وظيفه ملي، انساني و واجب خود را انجام نداده است و جامعه ميتواند نسبت به او به چشم يک انسان وظيفه نشناس نگاه کند.
- کسي که رأي ندهد از جمع دور افتاده است و نمي تواند همکاري و همفکري کامل و کافي براي بناي جامعه از خود نشان دهد.

آنچه در بالا گفتيم در باره رأي دادن و انتخاب کردن و انتخاب شدن بود، حالا لازم است بدانيد که زن ايراني ساليان دراز از اين موهبت بزرگ محروم بود، يعني:
تا پيش از انقلاب سفيد ايران زن ايراني حق انتخاب کردن و انتخاب شدن نداشت و در قانون در آنجا که محرومين از اين حقوق را نام مي برد متأسفانه در رديف محکومين و محجورين کلمه نسوان نيز ذکر شده بود.
بدين گونه زن ايراني عملاً حق حيات سياسي و اجتماعي نداشت. اين درست است که بيست و هفت سال پيش از انقلاب سفيد در يک جهش مهم اجتماعي بند بردگي بدست تواناي رضاشاه کبير از پاي زن ايراني برداشته شده بود امّا برداشتن اين بند گرچه لازم بود ولي کافي نمي نمود. يعني:
- اگر 17 دي 1314 روز آزادي زن از بند حجاب بود.
- اگر 17 دي 1314 روز ورود زن به حيات اجتماعي بود.
-اگر 17 دي 1314 روز شکستن سد تبعيض درآموزش و کار و حرفه براي زن بود.
- اگر 17 دي 1314 روز ارزش نهادن بقدرت هاي خلاقه زن بود اين را بايد قبول کرد و باور داشت که:
- زن ايراني بعد از آن تاريخ هم از لحاظ ايفاي نقش قاطع خود در اجتماع هنوز عقب مانده بود.
- زن ايراني بعد از آن تاريخ هم هنوزدر بند بسياري از قوانين نادرست گرفتار بود.
- زن ايراني بعد از آن تاريخ هم هنوز در بسياري از مشاغل راه نداشت.
- زن ايراني بعد از آن تاريخ هم هنوز فرصت بروز استعدادهاي واقعي خود را پيدا نکرده بود. زيرا:
- زن از حق انتخاب کردن، انتخاب شدن و تصدي مقام هاي بالاي دولتي و ملي محروم بود. انقلاب سفيد ايران در اصل پنجم خود که اصلاح قانون انتخابات است براي رفع اين تبعيض مقدماتي فراهم ديده بود و هنگامي که روز هشتم اسفندماه 1341 شاهنشاه آريامهر رهبر انقلاب سفيد ايران حق شرکت در انتخابات و تعيين سرنوشت را براي زنان که نيمي از جمعيت مملکت را تشکيل مي دهند اعلام فرمودند بيکباره افقي ديگر در پيش چشم همه گشوده شد زيرا
- روز هشتم اسفند 1341 زن ايراني حق انتخاب کردن پيدا کرد.
- روز هشتم اسفند 1341 زن ايراني حق انتخاب شدن پيدا کرد.
- روز هشتم اسفند 1341 زن ايراني حق قدم نهادن به حيات سياسي و اجتماعي را يافت.
- روز هشتم اسفند 1341 زن ايراني حق استفاده از تمام قدرت خلاقه خويش را بدست آورد.
بدين گونه بدست رهبري خردمند و به ياري انقلابي ملي و اصيل قانون انتخابات اصلاح شد.
- اکنون در متن قانون انتخابات در فصل دوم در زير شرايط انتخاب کنندگان در ماده دهم مي بينيم که نوشته شده است:
بند 1 ماده 10- اين قانون بموجب ماده واجده مصوب سال 1343 حذف شده است. اين همان بند اولي است که به پاي زن ايراني بندي نهاده بود و او را از انتخاب کردن محروم مي داشت.
- در متن همين قانون در فصل سوم در شرايط انتخاب شوندگان مي بينيم که بند دوم از ماده سيزدهم قانون انتخابات نيز حذف شده است و ابن همان بندي است که زن ايراني را از انتخاب شدن منع مي کرد.

بدين گونه اکنون ديگر شما حق داريد که انتخاب کنيد و انتخاب شويد. حالا زن ايراني مي تواند:
- در شوراهاي داوري انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد.
- در خانه هاي انصاف انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد.
- در انجمن هاي روستا، شهر و شهرستان انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد.
- در شوراهاي منطقه اي آموزش و پرورش انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد.
- در مجلس شوراي ملي انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد.
- در مجلس سنا انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد. درنتيجه حيات سياسي و اجتماعي او دگرگون شده است.

حالا که اين ها را دانستيد بايد اين نکته ها را هم درمورد انتخابات دو مجلس بدانيد:
- چه کساني مي توانند رأي بدهند و انتخاب کنند؟
- چه کساني حق دارند انتخاب شوند؟
- تعداد نمايندگان هريک از دو مجلس چقدر است؟
- انتخاب چگونه صورت مي گيرد؟
- در روزهاي رأي گيري شما چه وظايفي داريد؟
انتخابات مجلسين را از آن جهت مثال مي آوريم که مهمترين نوع انتخابات سياسي و اجتماعي است. دانستن اين کليات درمورد انتخابات دو مجلس ضروري است.
 

عده نمايندگان مجلسين چقدر است؟

عده نمايندگان مجلس شوراي ملي به نسبت هر يکصد هزار تن يک تن است يعني هرچند سال يکبار براساس آمار رسمي و جدول حوزه هاي انتخاباتي که از طرف وزارت کشور منتشر مي شود هر صد هزار تن يک نماينده انتخاب مي نمايند تا مردم هر منطقه که جمعيت آن به صد هزار نفر رسيده است حق انتخاب يک نماينده داشته باشند. تمام نمايندگان مجلس شوراي ملي از طرف مردم برگزيده مي شوند و در حال حاضر تعداد نمايندگان مجلس شوراي ملي 268 تن است.
اما عده نمايندگان مجلس سنا 60 تن است که 30 تن آنها را مردم انتخاب مي کنند و به افراد اين دسته سناتور انتخابي مي گويند و 30 تن ديگر به فرمان شاهنشاه به عضويت مجلس سنا منصوب مي شوند و به افراد اين دسته سناتور انتصابي مي گويند.
* انتخاب کليه نمايندگان مجلسين به روش يک درجه اي و با رأي مستقيم و مخفي انجام مي شود.
* اگر دو نماينده بطور مساوي رأي آورده بودند ميان آن دو قرعه کشي مي شود تا يک تن به عنوان نماينده به مجلس راه يابد.
* هردورۀ مجلسین چهارسال تمام از روز افتتاح مجلسین است.

 

 

چه کساني مي توانند رأي بدهند و انتخاب کنند؟

انتخاب کنندگان مجلسين سنا و شوراي ملي بايد اين شرايط را داشته باشند:
1- تبعه ايران باشند.
2- براي شرکت در انتخابات مجلس شوراي ملي بيست سال تمام و براي شرکت در انتخابات مجلس سنا 25 سال تمام داشته باشند.
3- اهل جائي باشند که در آنجا رأي مي دهند و يا اينکه حداقل از 6 ماه پيش از انتخابات درآن محل ساکن شده باشند.

 

 

 

چه کساني نمي توانند رأي بدهند و انتخاب کنند؟

اين اشخاص نمي توانند در انتخابات مجلس شوراي ملي رأي بدهند:
1- کساني که در تحت ولايت يا قيمومت هستند مانند: بچه ها، ديوانه ها و کليه کساني که قانون براي آنها قيم تعيين کرده باشد.
2- اتباع کشورهاي خارجي.
3- کساني که از دين مبين اسلام خارج شده اند و خروجشان از نظر شرعي به ثبوت رسيده است.
4- ورشکستگان، گدايان، کساني که به وسايل نامشروع امرار معاش مي کنند، مرتکبين به قتل، سرقت و جرم هاي ديگر از درجه جنحه و جنايت.
5- کساني که بر ضد اساس حکومت ملي و استقلال مملکت قيام و اقدام کرده اند.

افراد زير هم بواسطه شغل و مقام خود از حق انتخاب کردن محرومند:
1- کليه افسران و درجه داران و سربازان ارتش شاهنشاهي مادام که در خدمت ارتش هستند، به استثناي کساني که درجات افتخاري نظامي دارند.
2- افسران، درجه داران و افراد شهرباني و ژاندارمري کل کشور در محلي که خدمت مي کنند.

 

 

 

اين اشخاص نمي توانند در انتخابات مجلس سنا رأي بدهند:

1- کساني که در تحت ولايت يا قيمومت باشند.
2 - کساني که به مجازات جنائي يا به مجازات جنحه يا محروميت از حقوق اجتماعي محکوم شده و هنوز اعاده حيثبت نکرده اند.
3 -افراد و افسران ارتش زميني و دريائي و هوائي و افراد و افسران شهرباني و ژاندارمري به استثناي افسران بازنشسته.

 

 

 

 

چه کساني مي توانند انتخاب شوند؟

اين اشخاص مي توانند به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شوند:
1- متدين به دين اسلام باشند مگر اهل ديانت از نمايندگان ملل متنوعه (مسيحي و زردشتي و کليمي).
2- تبعه ايران باشند.
3- خط و سواد فارسي به اندازه کافي داشته باشند.
4- در محل انتخاب معروف باشند.
5- سن ايشان کمتر از سي و يا زيادتر از هفتاد نباشد.
6- معروف به امانت و درستکاري باشند.

اين اشخاص مي توانند به نمايندگي مجلس سنا انتخاب شوند:
1- تبعه ايران باشند.
2- در محل انتخاب خود معروف يا اهل محل باشند.
3- سن آنها کمتر از چهل سال نباشد.
4- معروف به امانت و درستکاري بوده و در امور کشور بصير باشند.
5- مسلمان باشند مگر يکنفر که ممکن است از اقليت هاي مذهبي (زردشتي، کليمي، مسيحي) باشد.

به علاوه اشخاصي که بنمايندگي مجلس سنا انتخاب مي شوند بايد از يکي از طبقات زير باشند:
1- ازعلماي طراز اول باشند.
2- لااقل سه دوره سابقه نمايندگي مجلس شوراي ملي را داشته باشند.
3- به مقام وزارت، سفارت کبري، استانداري رسيده باشند.
4- به رياست يا دادستاني يا رياست شعبه ديوان کشور رسيده باشند و لااقل 20 سال سابقه خدمت قضائي داشته باشند.
5- از امراي بازنشسته ارتش (سرتيپ، سرلشگر، سپهبد، ارتشبد) باشند.
6- از استاداني باشند که لااقل ده سال سابقه استادي داشته باشند.
7- به مقام وزيرمختاري يا کفالت يا معاونت وزارت خانه رسيده و لااقل 20 سال سابقه خدمت داشته باشند.
8- مالکين و تجاري که لااقل سالانه -500000 (پانصدهزار ريال) ماليات مستقيم بدهند.
9- وکلاي پايه يک دادگستري بشرط داشتن لااقل پانزده سال سابقه وکالت اگر گواهي نامه دکتري داشته باشند و الا با داشتن بيست سال سابقه خدمت قضائي يا وکالت.

 

 

 

 

چه کساني نمي توانند انتخاب شوند؟

اين اشخاص نمي توانند به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شوند:
1- شاهزادگان بلافصل خاندان سلطنت.
2- اتباع خارجي.
3- افسران و افراد ارتش شاهنشاهي و ژاندارمري و شهرباني در حال خدمت به استثناي افسران افتخاري.
4- کليه مأموران دولت در حوزه مأموريت خود، ديگر مأموران دولت بشرط آنکه پس از انتخاب براي مدت نمايندگي از شغل خود استعفا دهند مي توانند انتخاب شوند.
5- وزراء و معاونين شاغل در موقع انتخابات.
6- ورشکستگان، مرتکبين قتل و سرقت و ساير مقصريني که مستوجب حدود اسلامي شده اند.
7- متجاهرين به فسق و اشخاصي که فساد عقيده ديني و خروجشان از دين حنيف اسلام ثابت شده يا مشهور و شايع شده باشد.
8- مقصرين سياسي که برضد اساس حکومت ملي و استقلال مملکت قيام و اقدام کرده اند.

اين اشخاص نمي توانند به نمايندگي مجلس سنا انتخاب شوند:
1- مأمورين دولت در قلمرو مأموريت خود.
2- کساني که به مجازات جنايي و يا به مجازات جنحه يا محروميت از حقوق اجتماعي محکوم شده باشند ولو با اعاده حيثيت.
3- کساني که تحت قيمومت يا ولايت هستند.

 

 

 

 

مقدمات انتخابات چطور فراهم مي شود؟

وقتي وزارت کشور براي اجراي فرمان مطاع شاهانه تصميم به انجام انتخابات گرفت دستور تعيين انجمن نظارت مرکزي را صادر مي کند انجمن نظارت مرکزي براي نظارت بر امر انتخابات تشکيل مي شود تا اين کار بخوبي صورت گيرد و بايد دانست که اين انجمن مسئوليت مهم حفظ حقوق انتخاباتي افراد را برعهده دارد.

 

 

 

 

چطور کارت انتخاباتي مي گيريم؟

وقتي انجمن نظارت مرکزي تعيين شد بلافاصله اطلاعيه اي صادر مي کند که درآن اين مطالب گنجانيده شده است.
1- محل انجمن کجاست؟ تعرفه يا کارت انتخاباتي يا کارت الکترال چه موقع داده مي شود؟
2- شرايط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان چيست؟
3- کارت انتخاباتي را چطور مي دهند؟ و چگونه بايد براي دريافت کارت ثبت نام کرد؟
4- چگونه بايد رأي داد؟
5- درآن حوزه چند نماينده بايد انتخاب شود؟

 

 

 

 

کارت انتخاباتي چيست؟

گفتيم که رأي دهنده بايد داراي شرايط قانوني باشد. پس در قدم اول بايد روشن گردد که داوطلب رأي دادن داراي شرايط قانوني هست يا نه؟
و چون عده رأي دهندگان زياد است و اثبات اين موضوع در باره فرد فرد ايشان دقت و وقت کافي مي خواهد لهذا لااقل 15 روز قبل از روز رأي گيري در هرحوزه ثبت احوال مراکزي براي ثبت نام و صدور کارت انتخاباتي تعيين و آگهي مي شود.
در طي اين مدت رأي دهندگان بايد با در دست داشتن شناسنامه به يکي از اين مراکز مراجعه کنند.
در هريک از مراکز مزبور نماينده ثبت احوال و دو نفر معتمد محلي که باسواد باشند به وضع رأي دهنده رسيدگي کرده و چنانچه واجد شرايط باشد نام او را در دفاتر مخصوص ثبت مي کنند و به او کارت انتخاباتي مي دهند.
پس کارت انتخاباتي، گواهينامه ايست که بدست رأي دهندگان داده مي شود و نمودار آنست که دارنده ورقه، واجد شرايط رأي دادن است.
اين کار از پيش با فرصت کافي انجام مي شود تا در موقع رأي گيري که در سراسر کشور همزمان و در طي يک روز معين انجام مي شود رأي دهندگان بتوانند در انتخابات شرکت کرده و با ارائه کارت انتخاباتي خود در حضور انجمن نظارت به هرکس مايلند رأي بدهند.

 

 

 

 

چطور رأي مي دهيم؟

- انتخابات مجلسين در تمام کشور در يک روز انجام مي شود. در اين روز کساني که قبلاً کارت انتخاباتي گرفته اند به پاي صندوق ها مي روند و رأي مي دهند کساني که قبلاً کارت انتخاباتي نگرفته اند از رأي دادن محروم مي شوند.
- قبل از شروع رأي گيري رئيس انجمن نظارت صندوق رأي را باز مي کند خالي بودن آن را به همه حاضران نشان مي دهد بعد در صندوق را مي بندد و لاک و مهر مي کند بطوري که فقط شکافي براي انداختن ورقه رأي در آن وجود خواهد داشت.
- کساني که براي رأي دادن مي آيند بايد رأي خود را روي ورقه مخصوص بنويسند و آن را پيچيده و با خود داشته باشند.
- رأي هرکس مخفي است و کسي حق ندارد بپرسد که در ورقه رأي نام چه کس يا کساني نوشته شده است.
- رأي دهندگان با ارائه کارت انتخاباتي ورقه رأي خود را در حضور نظار به صندوق مي اندازند و کارت انتخاباتي را به منشي انجمن مي دهند تا باطل کند و بعد خارج مي شوند.

 

 

 

 

چطور رأي را مي خوانند؟

- پس از تمام شدن رأي گيري رئيس انجمن نظارت جعبه رأي را باز مي کند و اوراق رأي را بيرون مي آورد.
- منشي انجمن و يکي ديگر از اعضاي انجمن تعداد آراء داخل صندوق را با تعداد کارت هاي ارائه شده تطبيق مي کند تعداد رأي داخل صندوق نبايد بيشتر از تعداد کارت هاي انتخاباتي ارائه شده باشد.
- يکي از افراد انجمن رأي را با صداي بلند مي خواند و ديگري آن را بازبيني مي کند و سه نفر آن را در دفترها مي نويسند.
- ورقه هائي که سفيد است يا خوانا نيست يا به نظر مخدوش مي رسد بحساب نمي آيد و ضميمه پرونده مي شود.
- پس از آنکه خواندن رأي تمام شد رئيس انجمن نتيجه انتخابات محل را اعلام مي کند.
- انجمن نظارت صورت جلسه را تهيه و امضاء مي کند و فرماندار اسامي نماينده يا نمايندگاني را که انتخاب شده اند پس از اتمام انتخابات اعلام مي کند. بايد توجه داشت که با افزايش جمعيت و لزوم اتمام انتخابات در يک روز اخيراً در همه کشورهاي دنيا براي محاسبه و شمارش آراء از ماشين هاي الکترونيکي استفاده مي شود، حسن اين امر آنست که جلو هر اشتباهي گرفته مي شود ولي در ايران هنوز اين کار معمول نشده است.

 

 

 

 

اگر کسي شکايت داشت

- اگر در بين انتخاب کنندگان يا انتخاب شوندگان کس يا کساني از انتخابات شکايت داشتند اين شکايت مانع از انجام انتخابات نخواهد شد. ولي شرح آن شکايت بايد صورت مجلس شود.
- انجمن نظارت تا يک هفته بعد از پايان انتخابات شکايات را مي پذيرد و پس از آن به پذيرفتن شکايات خاتمه مي دهد. رسيدگي به شکايات بايد ظرف يک هفته تمام شود و در غير اين صورت درحالي که شکايتي درکار نباشد اعتبار نامه صادرمي کند.
- اگر کسي از انجمن نظارت شکايت داشت شکايت خود را پس از افتتاح مجلس شوراي ملي به مجلس تسليم مي دارد.
- کساني حق شکايت دارند که از حق انتخاب کردن محروم نباشند.
انتخاباتی که با تهدید یا تطمیع صورت گیرد اژ درجه اعتبار ساقط است و تهدید کننده یا تطمیع کننده به سه ماه تا يکسال حبس محکوم مي شود و از يک تا دو دوره از حق انتخاب محروم مي گردد.

این بود خلا صه ای از حقوق انتخاباتی شما که بربان ساده برایتان نوشته شده است تا همه با خواندن و با شرکت فعالانه درامر انتخابات وظیفه ملی و میهنی خود را انجام دهید.