tile

پی نوشت ها



  1- شرکت نفت انگليس و ايران براساس ماده 16 قرارداد تجديد نظر شده 1933 متعهد شد که هرساله تعدادي دانشجوي ايراني را براساس امتحان عمومي انتخاب کند و براي آموزش علوم مربوط به صنعت نفت در يکي از مؤسسات آموزش عالي انگليس به آن کشور اعزام دارد. نگاه کنيد به «مروري بر قراردادهاي نفت پيش از ملي شدن صنعت نفت در ايران»، تحول صنعت نفت ايران: نگاهي از درون، مصاحبه با پرويز مينا، ويراستار: غلامرضا افخمي، بنياد مطالعات ايران، 1377/1998 صص پانزده تا سي و چهار.

2- مدال Cadman را معمولا به دانشجوي فارغ التحصيلي که بالاترين معدّل دوران چهارساله را احراز کرده مي دهند.

 3- عبدالله مستوفي، پدر مصاحبه شونده در اين کتاب، از دولتمردان و نويسندگان معرف ايران در ميانه قرن بيستم است. او مؤلف چند کتاب، از جمله تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه است.

4-  DIC درجه ای است ايمپريال کالج داده مي شود و به معناي ديپلم مخصوص (IC) Imperial College است.

5- رجوع کنيد به «مروري برقراردادهاي نفت پيش از ملي شدن صنعت نفت در ايران»، همان ماخذ.

 6- فتح الله نفيسي، فارغ التحصيل دانشگاه بيرمينگام در رشته نفت، و از صاحب منصبان برجسته و قديمي شرکت نفت و از کساني است که از او غالبا به عنوان يکي از سازندگان ارزشمند شرکت نفت نام برده مي شود.

7- ارنست پرون با محمدرضا شاه در زمان وليعهدي وي و نيز شاهپور عليرضا پهلوي در هنگام تحصيل در مدرسه لوروزه سوئيس آشنا و دوست شد و با وليعهد به ايران بازگشت.

8- پرويز مينا در سال 1336 از دانشگاه بيرمينگام موفق به اخذ درجه دکترا در رشته مهندسي شيمي شد. او در شرکت نفت ايران مدارج مختلف را طي کرد و در سال 1353 به مديريت امور بين المللي و عضويت هيئت مديره شرکت ملي نفت ايران منصوب شد. نگاه کنيد به تحول صنعت نفت ايران، همان ماخذ.

 9- حسين مکّي از پايه گذاران جبهه ملي و نماينده چند دوره مجلس شوراي ملي در دوران مبارزه براي ملي کردن صنعت نفت بود. او ابتدا از همکاران نزديک دکتر محمد مصدّق درمجلس و نيز به هنگام نخست وزيري او بود، اما در ماه هاي پاياني حکومت مصدّق از او جدا شد. مکي همچنين صاحب تاليفاتي در تاريخ ايران است.

 10- قرارداد گس-گلشائيان به قرارداد الحاقي به قرارداد سال 1933 اطلاق مي شود که تحت يازده ماده در 26 تير 1328 شمسي به امضاءعباسقلي گلشائيان، وزيردارائي وقت و N.A. Gass ، نماينده شرکت نفت انگليس و ايران رسيد و روز 28 تيرماه، مطابق با 19 ژوئيه 1949، تقديم مجلس شد.

 11- احتمالا محمدخان اکبر، از خوانين معروف گيلان.

 12- محمدعلي مسعودي، برادر عباس مسعودي ناشر و سردبير اطلاعات، روزنامه پست تهران را پايه گذاشت. او از دوره پانزدهم تا بيستم نماينده مجلس شوراي ملي بود و در دو دوره آخر مجلس سنا از تهران به نمايندگي آن مجلس منصوب شد.

 13- سپهبد حاجيعلي رزم آرا از افسران برجسته ارتش ايران بود. او پس از جنگ جهاني دوم به مقامات مهم نطامي از جمله رياست ستاد ارتش دست يافت. رزم آرا در يکم تيرماه 1329/ 22 ژوئن 1950 در بحبوحه کشمکش هاي مربوط به نفت به نخست وزيري منصوب شد. او، در تاريخ 16 اسفند 1329/7 مارس 1951، هنگامي که براي شرکت در مجلس ختم آيت الله فيض، به همراهي اسدالله علم وزير کار، وارد مسجد شاه شد، در حياط مسجد به وسيله شخصي به نام خليل طهماسبي عضو سازمان فدائيان اسلام هدف گلوله قرار گرفت و در دم درگذشت.

 14- دکتر محمد مصدّق، رهبر جبهه ملي و نخست وزير ايران در دوران ملي شدن صنعت نفت (1951-1953)

15- امير اسدالله علم، فرزند امير شوکت الملک، از خوانين و صاحب منصبان قدرتمند ايران و درکابينه هاي متعدد، از جمله کابينه رزم آرا، وزير بود. علم پس از سقوط کابينه اميني، در 28 تيرماه 1341 فرمان نخست وزيري گرفت و هنگام وقوع حوادث بهمن 1341 و درگيري با آيت الله خميني نخست وزير بود. او از دوستان نزديک محمدرضا شاه و از سال 1345 تا 1357 وزير دربار بود. علم در فروردين 1357 به بيماري سرطان خون درگذشت.

 16- فضل الله زاهدي از افسران ارشد دوران رضا شاه بود. او در کابينه اول مصدّق وزير کشور بود، اما پس از وقايع تيرماه 1331 به مخالفت با مصدّق برخاست. زاهدي در وقايع مرداد 1332 نقشي اساسي ايفا کرد و پس از سقوط مصدّق نخست وزير ايران شد.

 17- علي اميني، فرزند امين الدوله و از سوي مادرش خانم فخرالدوله نوه مظفرالدّين شاه قاجار، از رجال سياسي ايران پس از جنگ دوم جهاني، در کابينه اول قوام السلطنه پس از جنگ معاون نخست وزير، و بعد چند بار وزير شد. اميني در دوران نخست وزيري سپهبد زاهدي وزير دارائي بود و در اين مقام قرارداد کنسرسيوم 1954 را امضا کرد. او در ارديبهشت 1340 مأمور تشکيل کابينه شد.

 18- ملک منصور ميرزا شعاع السلطنه پسر دوم مظفرالدّين شاه در زمان سلطنت پدر دوبار، در 1318 و 1322 قمري، والي فارس شد و بنا بر روايت مهدي بامداد درکتاب تاريخ رجال ايران در هر دوبار مردم به تحريک متنفذّين محل برضد او شورش کردند و دولت مجبور شد او را به مرکز احضار نمايد. نگاه کنيد به جلد چهارم کتاب، تهران، 1347، ص 156.

 19- حسين علاء از سياستمداران ممتاز ايران بود و متجاوز از نيم قرن در مشاغل گوناگون از رياست بانک تا سفارت، وزارت و نخست وزيري خدمت کرد. او چندين سال وزيردربار و چندبار نخست وزير بوِد. علاء درسال 1342 در سن 82 سالگي در تهران درگذشت.

 20- حيدرقلي امير سليماني آجودان کشوري شاه و در زمره رؤساي تشريفات دربار بود.

 21- Jet Stream به سيستم جريان سريع هوا در ارتفاعات بالاي اتمسفر (استراتوسفر) اطلاق مي شود که معمولاً جهت آن به سوي مشرق است و در سطوح پائين تر بادهاي تند عمودي، افقي و متقاطع ايجاد مي کند.

 22- منوچهر فرمانفرمائيان، فارغ التحصيل دانشگاه بيرمينگام در رشته مهندسي شيمي، از صاحب منصبان قديمي شرکت نفت است که از او در اين مصاحبه جاي جاي نام برده شده است.

23- قانون نفت مصوّب سال 1957 به منظور جلب سرمايه هاي خارجي و مشارکت شرکت هاي نفت بين المللي با شرکت ملي نفت ايران در عمليات اکتشاف و توليد تدوين شد. دراين قانون سه راه براي شرکت ملي نفت در نظر گرفته شده بود: عقد قرارداد مشارکت بر مبناي تشکيل "سازمان مختلط"(mixed organization)؛ عقد قرارداد مشترک بر مبناي تشکيل "دستگاه مشترک"(joint structure) ؛ و قرارداد عامليّت. نگاه کنيد به تحول صنعت نفت در ايران، همان ماخذ، صص 30-30.

 24- ابوالحسن ابتهاج، بانکدار و برنامه گذار برجسته ايران، پايه گذار انديشه و سازمان برنامه ريزي در ايران بود. ابتهاج پس از انعقاد قرارداد کنسرسيوم به رياست سازمان برنامه برگزيده شد و چارچوب نظام برنامه ريزي در ايران را پي ريزي کرد. نگاه کنيد به برنامه ريزي عمراني و تصميم گيري سياسي، مصاحبه با منوچهرگودرزي، خداداد فرمانفرمائيان، عبدالمجيد مجيدي، ويراستار: غلامرضا افخمي، بنياد مطالعات ايران، 1378/1999.

25- کشف ميدان گازي سراجه در حاشيه کوير نزديک قم توسط شرکت سهامي نفت ايران در سال 1958 اولين واقعه اي بود که موضوع مصرف گاز را در تهران و نواحي اطراف آن مطرح کرد. نگاه کنيد به صنعت گاز ايران: از آغاز تا آستانه انقلاب، مصاحبه با محسن شيرازي، ويراستار: غلامرضا افخمي، بنياد مطالعات ايران، 1378/1999.

 26- فوآد روحاني، فارع التحصيل دانشگاه لندن در رشته حقوق، از اعضاي برجسته شرکت ملي نفت ايران و پايه گذاران سازمان اوپک بود. او سال ها دبيرکل اوپک بود.

 27- دکتر منوچهر اقبال، از رجال سياسي ايران در دوران بعد از جنگ دوم، استاد و رئيس دانشکده پزشکي دانشگاه تهران، رئيس دانشگاه تهران، چند بار وزير و از فروردين 1336 (1957) تا شهريور 1339 (1960) نخست وزير ايران بود. او در آبان سال 1342 (1963) به سمت مديرعامل و رئيس هيئت مديره شرکت ملي نفت منصوب شد و تا 4 آذرماه 1356، که به علّت سکته قلبي بدرود حيات گفت، مصدر اين کار بود.

 28- عباس آرام، از صاحب منصبان برجسته وزارت امورخارجه ايران بود. او پس از طي مدارج اداري در وزارت خارجه، در مقام هاي بالاي ديپلماسي، از جمله به عنوان سفير در توکيو، بغداد و لندن خدمت کرد. او در کابينه هاي اقبال، علم، اميني، منصور و هويدا در چند نوبت وزير امورخارجه بود. آرام پس از برقراري رابطه باچين کمونيست، به عنوان اولين سفير ايران درآن کشور معرفي شد.

 29- حاج عزالممالک اردلان از بزرگان کُرد در کابينه سردار سپه درسال 1302 شمسي به وزارت فوائد عامه منصوب شد. او در اوان جنگ دوم در کابينه احمد قوام و پس از آن در کابينه هاي ديگر چندبار به وزارت رسيد. حاج عزالمملک همچنين چندبار استاندار و نيز در چند دوره نماينده مجلس بود.

 30- دکتر عليقلي اردلان، برادر حاج عزالممالک، از آلمان و فرانسه دکترا در حقوق سياسي گرفت. او کارير اداري خود را در وزارت امورخارجه آغاز کرد. او پس از طي درجات اداري، درسال 1955 به وزارت خارجه منصوب شد و سپس در کشورهاي مختلف، از جمله شوروي و آلمان غربي به عنوان سفير ايران خدمت کرد. دکتر اردلان آخرين وزيردربار دوران پهلوي بود.

 31- عبدالله انتظام، يکي از صاحب منصبان برجسته ايران، خدمت دولت را از وزارت خارجه آغاز کرد. او در کابينه اول حسين علا و در کابينه سپهبد زاهدي وزيرخارجه بود. انتظام پس از سهام السلطان بيات، مديرعامل شرکت ملي نفت ايران شد و تا سال 1342 دراين سمت خدمت کرد. او در دوران انقلاب به عضويت شوراي سلطنت تعيين شد.

 32- رضا فلاّح، فارغ التحصيل دانشگاه بيرمينگام درمهندسي نفت، از صاحب منصبان قديمي در شرکت نفت انگليس و ايران و نيز سپس در شرکت ملي نفت ايران بود. او سال ها در پست هاي مختلف شرکت نفت، از جمله عضو هيئت مديره و معاون مديرعامل در امور بين المللي خدمت کرد.

33- براساس قرارداد کنسرسيوم دوشرکت عامل تاسيس شده بود: شرکت اکتشاف و توليد نفت ايران، و شرکت تصفيه نفت ايران. شرکت تصفيه نفت ايران مسئول اداره پالايشگاه آبادان بود و تمام تشکيلات آبادان را اداره مي کرد. شرکت اکتشاف و توليد نفت ايران کليه عمليات و اداره تمام مناطق نفت خيز را به عهده داشت. تنها دخالت و حضور شرکت ملي نفت در فعاليت آنها از طريق دو مديري بود که به نمايندگي از طرف شرکت ملي نفت ايران هريک در يکي از اين شرکت ها حضور داشتند.

 34- تقي مصدّقي، فارغ التحصيل دانشگاه تهران در رشته مهندسي ساختمان، درسال 1945 به صنعت نفت پيوست. او از سال 1959 درسمت مدير امور غيرصنعتي در آبادان و از سال 1966 به همين سمت در سراسر حوزه عمليات کنسرسيوم خدمت کرد. درسال 1969 مصدّقي به مديريّت عامل شرکت ملي گاز منصوب شد و تا 1978 دراين سمت خدمت کرد.

 35- علينقي عاليخاني، داراي دکتراي دولتي اقتصاد از دانشگاه پاريس، از سال 1962 تا 1969 وزيراقتصاد و از 1969 تا 1971 رئيس دانشگاه تهران بود. بسياري از برنامه هاي اقتصادي دولت در ارتباط با بخش خصوصي درزمان وزارت عاليخاني شکل گرفت.

36- سرلشکر حسن پاکروان از افسران برجسته ارتش ايران بود. او پس از تشکيل سازمان اطلاعات و امنيت کشور(ساواک) به معاونت و سپس در اسفند 1339 به رياست اين سازمان منصوب شد. پاکروان در کابينه اول هويدا به سمت وزير اطلاعات و سپس درسال 1348 سفير ايران در پاريس برگزيده شد. سرلشکر پاکروان درزمان انقلاب اسلامي زنداني و سپس به دست رژيم اسلامي کشته شد.

 37- غلامرضا نيک پي، داراي درجه دکترا از انگليس، ابتدا درشرکت نفت مشغول به کار شد او در کابينه هويدا ابتدا معاون نخست وزير و سپس به سمت هاي وزيرمشاور، وزيرآباداني و مسکن منصوب شد، امّا به علّت زدو خورد با عطاءالله خسرواني، وزير کشور، هردو از دولت اخراج شدند. نيک پي در سال 1351 از طرف انجمن شهر تهران به سمت شهردار تهران انتخاب شد. او، پس از انقلاب، به دست جمهوري اسلامي کشته شد.

38- عمليات دست پائين فعاليت هائي مانند پالايش، توزيع و فروش فرآورده هاي نفتي را شامل مي شود.

39- مهندس جعفر شريف امامي، رئيس مجلس سنا، چندبار وزير و دوبار نخست وزير شد. از جمله مشاغلش نيابت رياست بنياد پهلوي، رياست اطاق صنايع و معادن، رئيس هيئت مديره بانک توسعه صنايع و معادن، و نيز استادي اعظم لژ فراماسونري را مي توان نام برد. دوره دوم نخست وزيري شريف امامي، پائيز 1357 (1978) مصادف با شتاب گيري جنبش انقلابي درايران شد. شريف امامي در سال 1998 در امريکا درگذشت.

40- صفي اصفيا، فارغ التحصيل مدرسه پلي تکنيک و مدرسه معدن پاريس و استاد معدن شناسي در دانشگاه تهران، از صاحب منصبان برجسته دولت در دوران پيش از انقلاب بود. ابتهاج پس از انتصاب به مديريت عامل سازمان برنامه مسئوليت طرح ها را به اصفيا تفويض کرد. اصفيا درزمان نخست وزيري علي اميني مديرعامل سازمان برنامه شد. او همچنين سال ها به عنوان وزيرمشاور در امور اقتصادي خدمت کرد و در بسياري زمينه ها حلاّل مشکلات دولت بود. رجوع کنيد به برنامه ريزي عمراني و تصميم گيري سياسي، همان مأخذ.

41- حسنعلي منصور، فرزند علي منصور (منصورالملک)، در کابينه اقبال ابتدا وزير کار و سپس وزير بازرگاني شد. منصور براي مدتي دبير شوراي عالي اقتصاد بود. او در سال 1339 کانون مترقي را پايه گذاشت که در سال 1342 به حزب ايران نوين تبديل شد. منصور در 17 اسفند 1342 مامور تشکيل کابينه شد. او قرارداد وين و ماده واحده منضم به آن را که حاکي از شرايط مصونيت هاي کارمندان مشروحه در قرارداد وين بود به تصويب مجلسين رساند. منصور در يک بهمن 1343 درجلوي درب ورودي مجلس شوراي ملي از سوي محمد بخارائي هدف گلوله قرار گرفت و روز شش بهمن درگذشت.

 42- امير عباس هويدا خدمات دولتي را در وزارت خارجه آغاز کرد، سپس در شرکت نفت عضو هيئت مديره و مسئول امور اداري بود. هويدا در سال 1964، در کابينه حسنعلي منصور، به وزارت دارائي منصوب شد. او در ژانويه 1965، پس از کشته شدن منصور، نخست وزير ايران شد و تا تابستان 1977، به مدت 5/12 سال، در اين مقام باقي بود. او در دوران انقلاب تصميم گرفت در ايران بماند. پيش از انقلاب زنداني شد و پس از انقلاب به دست حکومت اسلامي کشته شد.

43- عباسقلي بختيار داراي دکتراي شيمي از دانشگاه لندن، درشرکت نفت مسئول برنامه ريزي مجموعه پتروشيمي آبادان بود و در سال 1966 به مديريت عامل شرکت سهامي پتروشيمي آبادان (آبادان پتروکميکال) برگزيده شده او هنگام نخست وزيري شاپور بختيار در ايران و سپس در اروپا با بختيار همکاري نزديک داشت.

44- براي اطلاع بيشتر نگاه کنيد به صنعت گاز ايران: از آغاز تا آستانه انقلاب، همان مأخذ.

45- جمشيد آموزگار پس از تحصيل در امريکا و اخذ دکتراي هيدروليک از دانشگاه کرنل به ايران بازگشت و سال ها در مناصب بالا، از جمله به عنوان وزيرکار، وزيرکشاورزي، وزيردارائي، وزيرکشور، رئيس هيئت اجرائي حزب رستاخيز، دبيرکل حزب رستاخيز، و از تابستان 1356 تا تابستان 1357 در مقام نخست وزير خدمت کرد. آموزگار همچنين چندين سال نماينده ايران در سازمان اوپک بود.