tile

تقسیمات کشوری 2 (بخش دوم)




13. استان زنجان

 

استان زنجان، با مساحت 21841 کيلومترمربّع، ميان استان های مازندران، گيلان، آذربايجان، کردستان، همدان و قزوین واقع شده است. شهر و روستاهاي اين استان کوهستاني در دامنه دشت هاي بين رشته کوه ها ساخته شده اند. سلسله جبال البرزدرشمال استان قراردارد و بلندي هاي موازي آن زنجان را از قزوين جدا مي کند. درمنطقه طارُم هوا مرطوب تر از ديگر نواحي است.

بزرگ ترين رودخانه استان زنجان قِزِل اوزَن ازکوه هاي چهل چشمه درکُردستان سرچشمه مي گيرد و نزديک منجيل به رودخانه شاهرود مي پيوندد و وارد سدّ سفيدرود مي شود. رودخانه طالقان نيزدشت قزوين را آبياري مي کند. دراين استان چشمه هاي فراوان آب نوشيدني، آبگرم، و آب معدني وجود دارد. مراتع وسيع منطقه درنواحي کوهستاني دامداري را براي بيشتر ساکنان محل به صورت شغلي دائمي درآورده است.

استان زنجان، از امکانات مساعد کشاورزي برخوردار است. غلاّت، نباتات علوفه اي، و انگور از فراورده هاي مهمّ آن به شمار مي آيد. مجتمع هاي کشت و صنعت سلطانيه دردهه ی 1340 هجری تأسيس و بازسازي آنها پس از خاتمه جنگ با عراق آغاز شده است. تأسيسات دامپروري ومرغ داري نيزدرکنار اين مجتمع ها درحال توسعه است. استخراج معادن زغال سنگ زياران از دیگر فعالیت های اقتصادی استان است. بافت قالي و گليم، سفالگري و ساختن قاشق و چاقو ازقديم ترين و مشهورترين صنايع دستي اين شهر به شمار مي رود.

استان زنجان جمعيّتي حدود 963434 تن دارد که بيشتر آنها ترک زبان هستند. زبان فارسي وگويش هاي ديگر مثل کُردي نيز درمنطقه رايج است. گروهي از ايلات لُر و کُرد و شاهسَوَن در اين استان رفت و آمد موسمي دارند و از چراگاه هاي فراوان و سر سبز آن براي دام هاي خود بهره مي برند. شهرستان های استان زنجان عبارتند از: زنجان (مرکز استان)، اَبهَر، سلطانيه، و خدابنده.

زنجان

شهرزنجان درشمال غرب ايران بين شهرهاي خَلخال، قزوين، همدان، مياندوآب، وميانه، در فاصله 328 کيلومتري تهران قرارگرفته است. شمال و جنوب زنجان را، که تابستاني معتدل و زمستاني سرد دارد، کوه فراگرفته و رودخانه هاي بسيار پيرامون آن درجريان است.

موقع جغرافيايي زنجان و قرارگرفتن آن در شاه راههايي که آن را به خراسان، از سويي، و به تبريز و قفقاز وعراق و عربستان، ازسوي ديگر، مي پيوسته، سبب شده است که از دیرباز از آن در آثار گوناگون نام برده شود. در این آثار از زنجان با نام های آگانزا و زنگان یاد کرده اند.

یکی از استوار ترین دژهای نظامی دوران اسلامی درنزدیکی شهر زنجان قرار داشته و سلطان محمدخوارزم شاه، هنگام گریزاز سپاهیان مغول یک هفته در آن جا زیسته است. سپاهیان مغول بعد از آن زنجان را ویران کردند. غازان خان، يکي ازجانشينان هُلاکوخان، نزديک زنجان شهري به نام سلطانيه ساخت که پس ازاو درزمان سلطان محمّدخدابنده اولجايتو پايتخت ايلخانان شد. سلطانيه قلعه اي بزرگ داشت که بارويي ضخيم برگِرد آن بود. پهناي ديوار به اندازه اي بود که چهار سوار شانه به شانه از روي آن مي گذشتند. سلطان محمّد درآن جا مقبره و گنبدي براي خود ساخت. به امر او دراطراف شهر و گنبد نيز هفت مسجد، بيمارستان، داروخانه، خانقاه و مدرسه اي بزرگ شبيه مُستَنصَريه بغداد بنا شد. بسياري ازپيشه وران و صنعتگران و طالبان علم را از تبريز به اين شهر آوردند و در اندک زمان سلطانيه را به يکي از شهرهاي بسيار مهمّ آن زمان بدل کردند که با چهار سوي سرزمين هاي اسلامي در ارتباط بود. با اين همه، سلطانيه در زمان تيموريان آسيب بسيار ديد و با انتقال مرکز تجارت و سياست به تبريز در زمان شاه تهماسب اوّل صفوي از اهميّت افتاد و رو به ويراني نهاد.

مهمترين اثرتاريخي که تاکنون درزنجان برجاي مانده پُلِ دختر است که بر روي رودخانه قِزِل اوزَن بين راه زنجان وميانه بنا شده. اين پُل داراي کتيبه اي است که تاريخ ساختن (قرن چهارم هجري/دهم ميلادي) و مرمّت آن را نشان مي دهد. نام دختر برروي اين پُل نشان آن است که دردوران باستان نيز در آن جا پُلي به همين نام بوده، زيرا، بنابر پژوهش هاي باستان شناسان، بناهايي که به نام دختر ناميده شده مربوط به ايزد بانو آناهيتا بوده است.

گُنبد سلطانيه (مقبره سلطان محمّد خدابنده اولجايتو)

بقعه قيدار و گُنبد سلطانيه (مقبره سلطان محمّد خدابنده اولجايتو) از قرن هاي هفتم و هشتم هجري (سيزدهم و چهاردهم ميلادي) از ديگر آثار تاريخي مهمّ زنجان است. مسجد جامع عتيق، صحن و مقبره امام زاده حسين، بقعه آمنه خاتون و حليمه خاتون نيز از مکان هاي مذهبي زنجان است.

 

ابهر

ابهر با آب و هوای کوهستانی و زمستان های بسیار سرد و پربرف دو طرف رودخانه ی ابهررود نزدیک شهر زنجان قرارگرفته. نام آن درزبان پهلوی به معنی جایگاه تنظیم پخش آب است. محل اصلی شهر که تپه قلعه گفته می شود، درست درکناره ی رود ابهر قرارداشته و یکی از قدیم ترین جایگاه های مسکونی انسان درجهان به شمار می رود. شواهد باستان شناسی نشان می دهدکه مردم از چهار هزارسال پیش از میلاد مسیح در آن جا ساکن بوده اند. ابهر از باستانی ترین شهر های ایران است، حدود هزاره ی دوم پیش از میلاد بنیان شده و درسده ی نهم پیش از میلاد مسیح از اتحاد اقوام مختلف ماد نخستین پادشاهی تاریخ ایران تشکیل شده است. ارک شاهی سلطانیه و مجموعه بناهای چلبی اوقلی و موزه ی پیراحمد زهرنوش و ملاحسین کاشی از دیدنی های این شهر است.

14. استان سِمنان

استان سِمنان، در مساحتي حدود 98816 کيلومتر مربّع، ميان استان هاي مازندران، اصفهان، خراسان، استان مرکزي و تهران در دامنه جنوبي سلسله جبال البرز واقع شده و تادشت کوير امتداد يافته است. بلندترين قسمت کوه هاي البرز در اين ناحيه در شمال غرب شَهميرزاد قراردارد و اغلب پوشيده ازبرف است. گردنه هاي طبيعي که در زمستان مسدود مي شود ازگذرگاه هاي عمده منطقه به شمار مي آيد، از جمله گردنه شمشيربُر به طول 135 و عرض 6 متر بين گرگان و دامغان که اهميّت نظامي و تاريخي دارد و نيزگردنه خوش ييلاق بين شاهرود و گرگان.

آب وهواي اين استان، جز درنواحي شمال و شمال شرق، يا سرد و خشک و يا گرم کويري و خشک است. از همين رو، استان سِمنان همواره با کمبود آب روبرو است و بيشتر آب خود را از منابع زير زميني تأمين مي کند که براي دستيابي به آن نيزگاه بايد به عمق 120 متري فرورفت. رودخانه هاي تاش يا شاهرود، کالشور، و چشمه علي دامغان همگي به دشت کوير فرو مي روند. پوشش گياهي منطقه محدود به درخت ها و درختچه هاي کويري است که بخش بزرگي از آن براي تثبيت شن هاي روان کاشته شده. چراگاه هاي منطقه نيزتنها درمحدوده جنوبي کوه هاي البرز امکاناتي براي پرورش دام دارد.

بدين ترتيب، استان سِمنان موقع کشاورزي مساعدي ندارد، امّا گندم و سيب زميني و فلفل و تنباکو در آن کشت مي شود و محصول پسته اش به خصوص در دامغان مرغوب و معروف است. با وجود نامساعد بودن وضع اقليم، دراستان سِمنان به خصوص شاهرود و مهدي شهر(سَنگسَر) دامداري از رونقي خاص برخوردار است و نه تنها در اقتصاد منطقه بلکه در سطح کشور اهميّت فراوان دارد.

جز قالي بافي، صنعت عمده ديگري درسِمنان پاي نگرفته است. امّا معادن منطقه بسيارغني است وازمعادن ذغال سنگ در شهرستان هاي شاهرود و دامغان بهره برداري مي شود. ذخايرمعدني آهن اين ناحيه را حدود 5 ميليون تن برآورد کرده اند.

استان سِمنان درحدود 578910 تن جمعيّت دارد که به گویشی اصيل ازبقاياي زبان پهلوي سخن مي گويند. اغلب مردم اين استان مسلمان شيعه اند ولي پيروان مذاهب ديگر ني زدر برخي از نواحي آن سکونت دارند. سِمنان داراي چهار شهرستان است: سِمنان (مرکز استان)، دامغان، شاهرود، و گرمسار.

سِمنان

سِمنان در دامنه جبال البرز واقع است و دامغان، گرمسار، و دشت کوير در سه سوي ديگر آن قرارگرفته اند. آب و هواي اين شهر درتابستان گرم و در زمستان معتدل است. سِمنان بر سر راه قديمي ري به توس واقع شده و تا تهران 221 کيلومتر فاصله دارد و به همين جهت از دير باز محلّ رفت و آمد اقوام گوناگون بوده است. سمنان در قرن چهارم هجري (دهم ميلادي) ازمتصرّفات ِزياریان و سپس آلِ بويه بود وجزو سرزمين ديلَم به حساب مي آمد. اوايل قرن پنجم هجري (يازدهم ميلادي)، در حمله ترکان غُز خرابي بسيار برسِمنان وارد آمد. پس از آن درحمله مغول اين شهر به کلّي ويران گرديد، امّا به واسطه موقع جغرافيايي و قرارگرفتن آن بر سرراه هاي تجاري دوباره رونقي نسبي يافت. امروز سِمنان بزرگترين مرکز دامداري کشور است.

منارهاي از دوره سلجوقي با بدنه ی آجري و کتيبه اي به خط کوفي و مسجد جمعه، ازآثار دوره تيموري و خانقاه و آرامگاه علاءالدوله سمنانی صوفی مشهور از يادگارهاي تاريخي سِمنان به شمارمي آيد.

دامغان

دامغان در امتداد جادّه قديمي ري به توس در 335 کيلومتري تهران قرار گرفته وازشمال به گرگان و بهشهر و ساري، از شرق به شاهرود، از جنوب به دشت کوير، و ازمغرب به سِمنان محدود شده است. رشته کوه هاي البرز در شمال دامغان قراردارد و بقيه نواحي آن را بيابان و کوير مي پوشاند. در دامغان بيشتر اوقات بادهاي شديد غبار آلودمي وزد. هواي آن در قسمت شمالي معتدل و در منطقه کويري گرم و خشک است.

تاريخ ناحيه اي را که امروز دامغان در آن واقع شده، و در گذشته قومِس خوانده مي شد، به روزگار باستان مي پيوندد. با تشکيل شاهنشاهي اشکاني تيسفون جايگاه حکومت و اداره امور کشور گرديد. امّا به علت گرماي هوا، دربار دربخشي ازسال به شهرهاي همدان، ري، شهرصد دروازه، و گرگان تغييرمکان مي داد. بر پايه مدارک معتبر شهر صد دروازه مدّتي مرکز قدرت اشکانيان بوده و وسعت و اعتبار بسيار داشته است. محل دقيق اين شهر هنوز کاملاً مشخص نيست، امّا آن را درنزديکي دامغان مي دانند.

درسه فرسنگي شمال دامغان برفرازگِردکوه قلعه اي است که اسماعيليان پس ازکشتن خواجه نظام الملک آن رابه تصرّف درآوردند. زد و خورد برسراين قلعه سبب آسيب فراوان به شهر دامغان شد. ديري نگذشت که سپاهيان مغول نيز سر رسيدند و شهر را بارديگر ويران کردند. درحمله سپاه تاتار و درگيري هاي آنان با اُزبک ها نيز در دامغان آشوب فراوان برپا شد. هنگامي که شاه اسماعيل صَفَوي براي دفع اُزبکان به سوي دامغان به راه افتاد، اُزبک ها که توان مقاومت درخود نمي ديدند پس از ويران کردن دامغان به هَرات گريختند. يکي از جنگ هاي نادر شاه افشار و اشرف افغان نيز کنار رودخانه ی مهمان دوست نزديک دامغان روي داد که به شکست کامل اُزبک ها انجاميد. از ديگر وقايع تاريخ، تولّد فتحعلي شاه قاجار در دامغان و در ساختماني است که بعدها مولودي خانه نام گرفت.

در دامغان آثارتاريخي جالب توجّهي وجود دارد. تپّه حصار، دريک کيلومتري جنوب شرق دامغان، جايگاه يکي از تمدّن هاي بسيار قديم پيش ازآريايي است. آثار باستاني مربوط به دوره ساساني نيز درهمان اطراف از زير خاک بيرون آورده شده است. دیگر مسجد تاريخانه يا خدايخانه دردامغان مربوط به نيمه ی قرن دوّم هجري (هشتم ميلادي) است که به سبک بناهاي ساساني ساخته شده و قديم ترين مسجد موجود در ايران است. آرامگاه پيرعلمدار با کتبيه اي که تاريخ بناي آن را به قرن پنجم هجري (يازدهم ميلادي) مي رساند و بازمانده هاي مسجدي از زمان سلطان محمّد خدا بنده اولجايتو و چندين مسجد و بُرج و گُنبد متعلّق به دوره هاي گوناگون تاريخ از ديگر آثار گوناگون تاريخي دردامغان است.

شاهرود

شاهرود سر راه تهران به رشت و همدان و تبریز و مشهد محل برخورد جاده های زمینی و خط های راه آهن سراسری است. این شهر در410 کیلومتری شرق تهران از بین رشته کوه های البرز وکویر نمک واقع شده. رود تاش بعد از عبور از آن به کویرنمک فرومی رود. آب و هوای شاهرود درکوهستان های شمال آن یعنی دامنه های جنوبی البرز سردو دربقیه جاها معتدل است.

شاهرود تاپیش از زمان فتح علی شاه قاجار روستای کوچکی بود. قدیم ترین ساختمان آن قصری است که وی در آن جا ساخته. اما اطراف آن بیارجمند ، میامی و بسطام تاریخ بیشتری دارند. بسطام درشش کیلومتری شاهرود شهری سرسبزو خوش آب و هواست. بنای آن را به اردشیر دوم ساسانی نسبت می دهند. ناصرخسرو درسفرنامه ی خود438 ه.ق. آن را مرکزناحیه ی قومس نوشته است. این شهر نیز در حمله ی مغول از بین رفت و پس از سال ها شاهرود به جای آن رو به توسعه گذاشت.

از جاهای تاریخی بسطام قسمتی از بنای مسجد دوره ی سلجوقی و خانقاه بایزید بسطامی با گنبد آجری از قرن هشتم هجری/چهاردهم میلادی است که حدود صدسال پیش از این بازسازی و تعمیر شده است. در روستای خرقان دوازده کیلومتری بسطام نیز مقبره ی شیخ ابوالحسن خرقانی، از صوفیان بزرگ قرن پنجم هجری قراردارد. موزه ی شاهرود و قصری از زمان قاجاریه در بیارجمند که مسجدی قدیمی دارد، از دیگر آثار تاریخی آن نواحی است.

15- استان سيستان و بلوچستان

استان سيستان و بلوچستان درجنوب شرقي ايران، با وسعتي حدود 178431 کيلومترمربّع، بين استان هاي خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان و هم مرز با کشورهاي افغانستان و پاکستان قرارگرفته و مرز جنوبي آن درياي عمّان است.

دهانه ی آتشفشان نيمه فعّال تَفتان با بلندي 4042 متر درشهرخاش قرار دارد و ازآن پيوسته بخار گوگرد خارج مي شود. بخشي ازکوير لوت -بزرگ ترين چاله کويري فلات داخلي ايران که از گرم ترين و خشک ترين مناطق دنياست-ميان سيستان و بلوچستان واقع شده. درمغرب آن کويري ديگر به نام نمکزار وجود دارد که از سنگ ريزه هاي سياه پوشيده شده و درفصول بارندگي عبور از آن بسيار مشکل است.

آب و هواي اين منطقه بياباني و نوسان شديد حرارت درآن بسيار زياد است. تنها درجلگه ساحلي است که درياي عُمّان اندکي از خشکي آن مي کاهد. درمجموع، سيستان و بلوچستان خشک ترين استان ايران است و کم آبي همواره از مشکلات اساسي آن به شمار مي رود. حدود بهار بادهاي شديد صد و بيست روزه، گاه با سرعتي حدود 120 کيلومتر درساعت، توده هاي بزرگ شن را به حرکت درمي آورد. همچنين بادي سرد، معروف به گاوکش، در زمستان ها سبب خسارات جاني و مالي بسيار مي شود.

رودخانه هيرمَند يا هِلمند، تنها شريان حياتي سيستان، با دوسدّ زَهَک و کَهُک، که در سال 1335ش (1956م) بسته شده است، کمي از مشکلات مي کاهد. درياچه هامون در دشت سيستان در تأمين علوفه دام ها وپرورش ماهي اهميّت بسيار دارد. از نيزارهاي آن نيز براي حصير بافي استفاده مي شود. مراتع اين منطقه با وجود تنوّع گياهان فقير مي نمايد، امّا تثبيت شن هاي روان با کشت درخت هاي مخصوص تاحدّي وضع منطقه را بهبود بخشيده است. درگوشه ی جنوب شرقي اين استان تالابي با نوعي کمياب از تِمساح وجود دارد که مورد حمايت سازمان محيط زيست است.

محصولات کشاورزي اين ناحيه، که بيشتر درجلگه ساحلي درياي عُمّان به دست مي آيد، عبارت است از نارگيل، گندم، جو، برنج، و موز. دام پروري و ماهيگيري نيز براي رفع نياز محلّي کافي است. منطقه سيستان و بلوچستان اگرچه داراي معادن غني است امّا کمتر مورد بهره برداري قرار گرفته است. تنها جمع آوري نمک از حوضه هايي که درکنار درياي عُمّان ساخته مي شود تا حدّي وسيله اشتغال مردم را فراهم مي آورد.

سوزن دوزي معروف زنان بلوچ، سفال گری، و ساختن لِنج از صنايع دستي اين منطقه است. قالي بافي باطرح ويژه و مرغوب بلوچ نيز شهرت بسیار دارد. اکثر جمعيّت سيستان وبلوچستان را که حدود 2219393 تن است، مسلمانان سنّي مذهب وابسته به ايل های ناروئی، سرگلزائی، ریگی و زهی تشکیل می دهند. اما به سبب خشکسالي و کمبود امکان کار، بسياري از ساکنان اين استان به مهاجرت دائم يا فصلي به جلگه گيلان و کشورهاي خليج فارس و پاکستان مي روند.

 

بلوچستان

زبان مردم سيستان وبلوچستان فارسي با گويش سيستاني (زابُلي) و بلوچي است. اين استان هفت شهرستان دارد از جمله: زاهدان (مرکز استان)، زابُل، سَراوان، خاش، ايران شهر، و چابهار.

زاهدان

شهرستان زاهدان، مرکز استان سيستان و بلوچستان، در جنوب کوير لوت و درحاشيه مرزهاي افغانستان و پاکستان واقع شده و از جنوب به ايران شهر و چا بهار راه دارد. اين شهر در دشت قرارگرفته و کوه هاي اطراف آن عبارت است از کوه هاي مرزي ملک سياه و ميرجاوه و تَفتان. آب و هواي زاهدان در قسمت جنوب گرمسيري و در شمال تا اندازه اي معتدل است.

از آن جا که آب زمين زاهدان را به آساني فرومي برد، تا سال 1315ش/ این شهر1936 دُزداب ناميده مي شد و ناحيه سرحدّي کوچکي بود که به تدريج توسعه يافت. اکنون زاهدان به وسيله خطوط هوايي و جاده اسفالته و خطّ راه آهن با پاکستان و از آن طريق با هند ارتباط يافته است. اين شهر، که از نظر اقتصادي توليد چنداني ندارد، در سال هاي اخير محلّ رفت و آمد مسافران و بازرگانان واز نظر بازرگانی بسیار فعال گرديده است.

زابُل

شهرستان زابُل در 828 1 کيلومتري تهران در شمال زاهدان بين مرز افغانستان وکويرلوت و درجلگه اي وسيع و پست واقع شده است. کوه خواجه يا رستم تنها بلندي آن ناحيه درانتهاي غربي درياچه هامون است. باران هاي موسمي اين منطقه در بهار سيل روان مي کند و هواي گرم در تابستان از خشکي همه جا را مي سوزاند. مهمترين رودخانه زابُل هيرمَند است که از کوه هاي بابا در افغانستان سرچشمه مي گيرد و به درياچه هامون در باختر زابُل مي ريزد.

زابُل را درکتاب هاي قديمي انبار غلّه ايران خوانده اند امّا امروز شهري کوچک و فقير است. درگذشته زابُلستان يا زاوُلِستان به بخش بزرگي از سيستان گفته مي شد که تا نواحي مرکزي افغانستان امروز دامنه داشت. درافسانه ها زابُلستان زادگاه زال پدررستم است که خاندانش از قبيله سَکاها، فرمانروايان زابُلستان، بودند.

بنا به روايات زَرتُشتي، زابُلستان يکي ازمراکزمهّم پيدايش وگسترش دين زَرتُشت بوده است. زَرتُشتيان برآنند که در آخر زمان موعودهاي زَرتُشتي (سوشيانت ها) با آب تني دوشيزگان دردرياچه هامون متولّد خواهند شد، زيرا نطفه آنان را زَرتُشت به آب اين درياچه سپرده است. مرکز زابُلستان از دير باز تا حمله اميرتيمورگورکان شهري به نام زَرَنگ يا زَرَنج بود که خرابه هايش هنوز باقي است. . زَرَنج در 2500 پيش ازميلاد مسيح مرکز دنياي شرق به شمار مي آمد و آثار آن، که درزمان حمله اميرتيمور به آتش کشيده شده، به طرز شگفت انگيزي سالم مانده و اکنون نيز قابل بررسي است. شهرکَرکويه، با آتشگاه بزرگ و پرآوازه ی آن نیز نزديک زابُل بوده است. در پايان قرن هفتم هجري (سيزدهم ميلادي)، اين آتشگاه با دو گنبد بزرگ، که بر سرهريک شاخ گاوي نصب شده بود، توصيف شده است.

زَرَنج بزرگترين کانون عيّاران در ايران بود. يعقوب ليث و عَمروليث که هردو سيستاني بودند به ياري عيّاران نخستين حکومت محلی مستقل ايراني را تشکيل دادند. خرابه هاي قلعه و مسجد و قصر صفّاريان در زابُل برجاست. از ديگر آثار باستاني زَرَنج، درجلگه اطراف درياچه هامون، مناره يا ميل قاسم آباد زابُل از قرن ششم هجري (دوازدهم ميلادي) است که در روي بدنه آجري آن کتيبه اي به خطّ کوفي بوده. اين مناره در سال هاي اخير آسيب ديده است. آثار آتشکده و کاخي عظيم از نخستين قرن ميلادي بر بالاي کوه خواجه نيز هنوز برجاي مانده است. شهرسوخته برسرجاده ی زاهدان –زابل آثار تاریخی مهمی هست که امروزه به نام شهر سوخته خوانده می شود. باستان شناسان در این شهر کاوش های اندکی انجام داده اند. اما درهمین انک کاوش ها سنگ نوشته ای به دست آمده که مربوط به رویدادهای تاریخی بیش از 3200سال پیش از میلاد مسیح است. حدس زده می شود که شهر حدود 2000 سال پیش از میلاد براثر حادثه ای غیر طبیعی و به احتمال زیاد در برخوردهای سیاسی سوخته باشد. شواهد به دست آمده نشان از پیشرفت بسیار زیاد دانش و فرهنگ اجتماعی مردم آن دارد. بنابر مدارک به دست آمده مردم آن توانائی جراحی مغز را داشته اند و وجود آبراه های بسیار منظم و پیچیده در سراسر شهر نمودار پیشرفت عظیم شهرنشینی در آن است. این شهر برسر راه های تجاری مهم شرق و غرب قرارداشته و مرکز مهم رفت و آمد ملل مختلف روزگار خود بوده است.

چابهار

چابهاردرجنوب شرق ایران بین نیک شهر کرمان، مرز پاکستان و دریای عمان قرار گرفته، امروزه شهری کوچک و بندری بزرگ است که از طریق دریای عمان به اقیانوس و راه های آبی بین المللی می پیوندد. نام آن را چهار بهار نیز می گویند زیرا با داشتن آب و هوائی گرم، رطوبت متوسط و وزش دائم باد ملایم از سوی دریای عمان، خنک ترین و به نسبت سرسبزترین ناحیه ی جنوب ایران است. حدود 65000 نفر جمعیت داردکه به زبان فارسی و گویش های محلی بلوچی نزدیک به زبان های هندی سخن می گویند. رونق و گسترش شهر و بندر چابهار یکی از اهداف نقشه ی اول توسعه ی اجتماعی- اقتصادی بود که در سال 1372خ/1993م. انجام گرفت. اکنون چابهار بندر مهمی است که با داشتن وسایل حمل و نقل پیشرفته ی زمینی، دریائی و هوائی با همه کشور های خاور میانه، افغانستان، اقیانوس هند و کانال سوئز ارتباط دارد. 140کیلومترمربع در مشرق خلیج چابهار منطقه ی آزاد تجاری است که در 100کیلومتر آن فعالیت های صنعتی صورت می گیرد و قسمت دیگر به بخش بازرگانی و توریسم و خدمات اختصاص دارد.

16- استان فارس

استان فارس، با وسعتي حدود 121825 کيلومتر مربّع، در جنوب ايران و بين استان هاي اصفهان، يزد، بوشهر، کُهگيلويه و بُويراحمد، و هرمزگان و کرمان واقع شده است. اين استان سرزميني است کوهستاني درمسير رشته کوه هاي زاگرُس که آب آن از بلندي هاي برفگير تأمين مي شود و با آن که درمنطقه اي خشک و نيمه خشک قرار دارد، کوه ها در ملايم کردن آب و هواي آن بسيار مؤثراند.

مهمترين رودخانه استان فارس رود کُر است که ازکوه هاي اطراف اَردَکان دراستان يزد سرچشمه مي گيرد و به درياچه بَختَگان (نيريز) مي ريزد. به علّت شوري و کم آبي رودخانه هاي فارس، چشمه ها و قنات ها و چاه هاي عميق و نيمه عميق در آبياري و کشاورزي اين استان اهميّت زيادي دارد. درياچه بختگان در شرق استان، باوسعتي حدود 3120 کيلومترمربّع، بزرگترين درياچه فارس است.

مهمترين محصولات کشاورزي فارس گندم، جو، برنج، چغندر قند، مرکّبات، و انواع ميوه و سبزيجات است. دامداري، پرورش زنبور عسل، و مرغداري نيز درمراکزعشايري به قراوانی انجام می شود. شيراز، با صنايع الکتريکي و الکترونيکي، لاستيک و پلاستيک سازي، ريخته گري قطعات ماشين و اتومبيل، مهمترين شهر صنعتي استان است. ريسندگي و بافندگي و صنايع فلزّي و غيرفلزّي نيز با کارگاه هاي وسيع دراين استان وجود دارد. پالايشگاه نفت شيراز از سال 1352ش(1973م) مورد بهره برداري قرار گرفت و تأسيسات گاز طبيعي اين شهر براي نخستين بار در ايران به مردم شيراز امکان استفاده از اين ثروت ملّي را درخانه ها و کارگاه ها داد.

دروازه قرآن (شیراز)

صنايع دستي فارس از جهت تنوّع و مرغوبيت شهرت بسيار دارد. قالي، قاليچه، گليم، پارچه هاي ابريشمي و نخي و پشمي، قلاّب دوزي و سوزن دوزي، حصيربافي و سفالگري از آن جمله اند. انواع گليم و قالي و قاليچه، که عشاير قشقايي با طرح هاي سنّتي مي بافند، در بازارهاي جهاني ارزش بسيار دارد. استان فارس از مراکز مهّم مسگري و نقره و خاتم کاري ايران نيز هست که بخش اعظم آن درشيراز توليد مي شود. منبت کاری و بافت گیوه در آباده، يکي ديگر از شهرهاي استان فارس، شهرت و مرغوبيت خاص دارد.

استان فارس جمعيّتي حدود 4323626 نفر دارد که به زبان هاي فارسي، ترکي، لُري، و عربي سخن مي گويند. اکثريت ساکنين اين استان شيعه دوازده امامي اند، امّا اقليت هاي يهودي، مسيحي، ارمني، آسوري و زَرتُشتي نيز در آن سکونت دارند. استان فارس بزرگترين منطقه عشايري ايران است. عشاير قشقايي، خَمسه، مَمَسَّني و طايفه ها و تيره هاي کوچکتر درآن جا به سر مي برند که بیشترشان ترک زبانند.

اين استان داراي شانزده شهرستان است از جمله: شيراز(مرکز استان)، آباده، اِصطَهبانات، جَهرُم، داراب، فَسا، فيروزآباد، لار، مرودشت و نيريز.

شيراز

شيراز، مرکز استان فارس، درفاصله 919 کيلومتري تهران به صورت باريکه ی همواري ميان دو رشته کوه موازي واقع شده است. درازاي دشت شيرازرا حدود32 کيلومتر و پهناي آن را نزديک به 10 کيلومتر برآورد کرده اند. اين شهر آب و هوايي معتدل و فصل هايي منظّم دارد. رودها و چشمه سارها و قنات هاي بسيار آب مصرفي شهر و پيرامون آن را تأمين مي کند. مهمترين رودخانه هاي اين شهرکُر، سيوَند، قَرَه آغاج، ششپير، و قره باغ است.

بناي شيراز را به شيراز پسر فارس، پسر تهمورث، نسبت مي دهند. اين افسانه خود نشان ازديرينگيِ تاريخِ شيراز دارد. وجود آثار باشکوه تخت جمشيد نيز گواه ديگري براين ديرينگي است. آثار باستانی تخت جمشيد، در50 کيلومتري شيراز، از دوره هَخامَنِشي و بازمانده مجموعه بزرگي از قصرهاي سلطنتي است. تخت جمشيد درزمان داريوش بزرگ، پادشاه هَخامَنِشي، باهمان مشخّصات معماري و هنري کاخ هاي داريوش درشوش ساخته شد. پهنه اي که کاخ ها برآن بنا شده برکوه تکيه دارد و قسمتي از آن بر اثر هموار کردن صخره فراهم آمده است. پلّکاني پهن چرخ زنان از پايين تپّه به سطح کاخ ها مي رسد و از آن جا دو پلّکان ديگر به آپادانا يا تالار بار وارد مي شود. هفتاد و دوستون به ارتفاع نزديک به بيست متر، که برسر هريک تنه و سرگاونر يا شيرشاخدار نصب شده، سقفي ازچوب سدر رانگهداري مي کرده است. بر بدنه پلّه ها نقش صف طولاني سپاهيان جاويدان و درباريان ماد و هَخامَنِشي و همچنين فرستادگان سرزمين هاي مختلف شاهنشاهي، که هداياي نفيس خودرا حمل مي کنند، کنده شده است.

 

تخت جمشيد

نزديک کاخ آپادانا، کاخ داريوش واقع شده که امروزه از ميان رفته، امّا پنجره ها و سردرهاي کنده کاري شده آن هنوز برجاي است. تخت جمشيد درزمان خشايارشا با ساختمان هاي تازه اي تکميل شد که هم اکنون آثار بسياري از آن ها برجاي مانده است.

نقش شاپور و خرابه هاي تلّ ضَحّاک در فَسا، نقش رستم و پاسارگاد در مَرودشت و آتشگاه ها و قبرهاي شاهان هَخامَنِشي وساساني دردلکوه، باکتبيه هاي بسيار مهمّ تاريخي، ازديگر نقاط تاريخي و ديدني شيراز و پيرامون آن است. شيراز دردوره هاي اسلامي نیز همواره آباد و پرجمعيّت ومرکز داد و ستد و رفت و آمد بسيار بوده است.

عضدالدوله ديلمي در قرن چهارم هجري (دهم ميلادي) شيرازرا پايتخت خود کرد و شهري زيبا و باعظمت ساخت و هرسال به مناسبت تمام شدن ساختمان آن جشن مي گرفت. بندِ امير، درجنوب شرقي مَرودشت و پل تاريخي که بر روي رودخانه کُر بسته شده از آثار دوره عَضِدُالدوله و هنوز برجاي است. درزمان اتابَکان فارس، که از نيمه قرن ششم تا اواخر قرن هفتم هجري (سيزدهم ميلادي) درفارس حکومت مي کردند، اين شهر آباد و وسيع و پُر رونق بود. شيراز نه تنها به تدبير اتابَکان از ويراني درحمله مغول درامان ماند بلکه بعدها، درزمان اميرتيمور گورکان، نيزکه جنگي سخت در نزديکي آن روي داد و به کشُته شدن شاه منصور، پسر امير مبارزالدّين محمّد آل مظفّر، انجاميد، به آن آسيب چندان نرسيد. درقرن دوازهم هجري (هجدهم ميلادي)،کريم خان زند شيراز را پايتخت خود ساخت و آبادانی بسيار درآن کرد، ازآن جمله خلوتخانه ی کريمخاني، مسجد، بازار و حمّام وکيل، که بيشتر آن ها هنوز برجاي است.

شيراز از ديرباز شهري زيبا و با صفا بوده و باغ هاي بسيار و نامدار داشته است. در اين شهر، باغ اِرَم به خاطر سرو هاي ناز زيبايش شهرتي خاص دارد. باغ دلگشا، نزديک آرامگاه سعدي، با ساختماني باشکوه و نارنجستاني بزرگ، باغ عفيف آباد، باغ گلشن، باغ خليلي، باغ فارس و باغ تخت از ديگر جاهاي فرح بخش شيراز است. شيراز سرزمين برخي از بزرگان دانش و هنر وانديشه است. آرامگاه دو شاعر بزرگ ايراني، سعدي و حافظ، درآن جاست.

باغ اِرَم

از اين شهر هنر پرور متفکران بزرگی چون ملاّصدرا نيز برخاسته اند. بُقعه شاه چراغ ومرقد حضرت سيّد اميراحمد از مکان هاي مقدّس شيراز است. مسجد جامع عتيق شيراز، از بناهاي دوره عَمروليث صفّاري، و مدرسه خان، محلّ تدريس ملاّصدراي شيرازي، نيز از جاهاي ديدني آن به شمار مي رود.

امروزه شیراز، باوجود کارخانه های بزرگ و پالایشگاه و دانشگاه وسیع و مجهز و معتبر آن و اهمیت نظامی کل ناحیه، شهری ممتاز است. دانشگاه شیرازکه درسال 1328خ/1949م. تأسیس شد، از مراکز معتبر علمی و آموزشی ایران به شمار می رود.

فیروز آباد

فیروزآباد میان شیراز، کازرون، جهرم ،لارو برازجان واقع شده و فاصله اش تا تهران 1035کیلومتر است. رودخانه های قره آغاج و فیروزآباداز این شهر می گذرد و دو کوه سفیدار و سرخ در شمال این شهر حد فاصل آن با شیراز است. این کوه ها هردو پوشیده از جنگل اند و رفت و آمد در آن ها بسیار دشوار است. آب و هوای فیروزآباد درنواحی شمالی معتدل و در قسمت های جنوبی گرمسیری است.

فیروزآباد نزدیک شهر باستانی گور، در زمان عضدالدوله دیلمی ساخته شده است. گفته اند که عضدالدوله از مرگ و آن چه او را به یاد مرگ می انداخت نفرت داشت. ازهمین رو نام شهر را به فیروزآباد برگرداند. گور شهري قديمي است که بناي آن را به اردشير بابَکان نسبت مي دهند. شهر به صورت دايره اي است که مناره چهارضلعي بلندي براي افروختن آتش درميان آن قرارداشته. اين شهر دردوره ساسانيان مرکز ناحيه اي از فارس بود. درزمان عَضِدالدوله از گور به عنوان شهري بزرگ با باغ هاي گل سرخ و آب بسيار ياد کرده اند. اين شهراز دير زمان به خاطر تهيه عطرهاي روغني وعرقيات ازگياهان مختلف، به خصوص گل سرخ، شهرت بسيار داشته است. گلاب، عطرهاي شيشه، عطر نيلوفر، نرگس، زنبق، مورد، مَرزَنجوش، بادرنگ و بهار نارنج و زعفران، سوسن و بيد از جمله کالاهايي بوده است که ازاين شهربه دورترين کشورهاي مشرق زمين فرستاده مي شده.

آثارتاريخي فيروز آباد را همسنگ تخت جمشيد دانسته اند. اين آثارکه اغلب نقش هاي سلطنتي و کنده کاري برسينه کوه هاست به دوره ساسانيان باز مي گردد. مهمترين آن ها آتشکده و نقش برجسته اردشير بابَکان درحال دريافت حلقه سلطنتي از اهورامزداست. اين نقش درکوه، کنار رودخانه تَنگاب، در 18 کيلومتري فيروز آباد قراردارد. قلعه دختر، نزديک فيروز آباد، متعلّق به زمان شاپور اوّل ساساني، که معبد آناهيتا و آتشگاه بوده، اثر تاريخي ديگر اين شهر است. از ديگر آثار قديمي فيروز آباد مناره بلندي است که ويرانه آتشکده گور در نزديکي آن قراردارد.

17. استان قزوین

استان قزوين دردامنه ی جنوبي البرز در مساحتی نزدیک به 15491کیلومترمربع بین استان های تهران، مرکزی، زنجان، گیلان و همدان قرارگرفته و1133547نفر جمعیت دارد. درجنوب قزوين کوه هاي زَرَند و خَرِقان کشيده شده و رودخانه خَررود از آن جا به سوي دشت قزوين جاري است. رودخانه طالقان نيزدشت قزوين را آبياري مي کند.

قزوين آب و هوايي متغيير و زمستان هايي بسيار سرد دارد. استان قزوین موقع مهم تجاری و استعداد زیاد کشاورزی وصنعتی دارد. مجتمع های کشاورزی مکانیزه و کشت انگور، و پنبه زمینه ی خوبی برای کارخانجات محصولات غذائی و آسیاب های آرد و پارچه بافی فراهم آورده است. کارخانه ی سيمان آبِيِک، کارخانه معظم شيشه قزوين وکارگاه هاي متعدّد صنايع چوب و وسایل و تجهیزات الکتریکی و ساخت کارتن و در و پنجره درنواحي مختلف، به ويژه در قزوين، بدان چهره اي صنعتي داده است. ممنوعيت برپا کردن صنايع در محدوده 120 کيلومتري تهران نيز موقع خوبي براي گسترش واحدهاي صنعتي نو دراين استان فراهم آورده.

مردم قزوین مسلمان شیعه هستند و تعدادی از اقلیت های مذهبی نیز هنوز در ان سکونت دارند. بیشتر انان به ترکی سخن می گویند. اما به دلیل رفت و آمد زیاد در محل زبان فارسی بسیار رایج است. مرکزاین استان که تاسال1368خ/1990م. قسمتی از استان زنجان بود، شهر قزوین و ازدیگر شهرهای مهم آن شاهرود، تاکستان ، آبیک، بوئین زهرا و آوج است.

 

قزوین

قزوين يکي از شهرهاي قديمي ايران است که144کیلومتری برسرراه تهران به گيلان و همدان و آذربايجان قرارگرفته وموقع نظامي مهمّي دارد . نام آن را با کلمه کاسپيَن و خَزَر مربوط مي دانند که به مناسبت سکونت اقوام کاسي در ساحل غربي درياچه خزر به آن درياچه و اين شهر داده شده است. گفته اند که شهر در زمان شاپور اوّل ساساني به صورت دژي در برابر مهاجمان ديلمي ساخته شده که درکوهستان ها با حکومت مرکزي مي جنگيده اند. در دوره اسلامي نيز قزوين قلعه ی مسلمانان براي مبارزه با ديلميان بود که درآن سوي کوه هاي البرز از پذيرش اسلام و پس از آن از تسليم به خلافت عباسي سرباز مي زدند. درزمان هارون الرشيد گردشهر قزوين ساختمان بارويي آغاز شد که پس از او در نيمه دوّم قرن سوّم هجري (نهم ميلادي) پايان يافت.

در زمان حسن صَبّاح واسماعيليان، که دژهاي خودرا بر فرازکوه هاي اَلََموت ساخته بودند، قزوين کانون درگيري سپاهيان خلفاي عبّاسي با آنان بود تا آن که با حمله مغول درآغاز قرن هفتم هجري (سيزدهم ميلادي) هم قزوين وهم دژهاي اسماعيليه ويران گرديد. امّا پس از آن قزوين به مناسبت موقع مهمّ نظامياش دوباره آباد شد و درآغاز سلطنت صَفَويّه به مدّت پنجاه سال پايتخت ايشان بود. در جنگ هاي جهاني اوّل و دوّم قزوين به اشغال سپاه بيگانه درآمد.

ازدوران باستان درقزوين آثارمهمّي باقي نمانده است، امّا پيشينيان به بقاياي آتشکده هايي در پيرامون آن اشاره کرده اند. بي گمان، پيش از اسلام قزوين شهري بسيار بزرگ تر و آبادتر از دوره هاي بعد بوده است. از رویدادهای مهم این شهر شروع کودتای اسفند سال1299ش/1921م. است که به روی کار آمدن رضاشاه انجامید. از آثار تاريخي مهّم قزوين مي توان مسجد جامع مربوط به دوران ملکشاه سلجوقي را نام برد که از زيباترين بناهاي تاريخي قرن ششم هجري (دوازدهم ميلادي) است و گچ بُري ها وخط هاي مختلف کوفي، رِقاع، ريحاني و ثُلث براي تزيين درآن به کاررفته است. مدرسه حيدريه و برج آجري گنبد دارمقبره حمدالله مستوفي، مورّخ وجغرافي ادان نامدار قرن هشتم هجري (چهاردهم ميلادي)، و همچنين ايوان وگنبد شاهزاده حسين فرزند امام رضا(ع) از ديگر آثارمهمّ تاريخي اين شهر است.

از ديدني هاي قزوين سردر و کتيبه کاشي مُعَرَّق عالي قاپو، متعلّق به دوره شاه تهماسب اوّل و شاه عبّاس بزرگ صفوي، است. اين کتبيه با خط عليرضا عبّاسي تنها اثر از نوع خود است. جز اين، بناهاي زيبا و تاريخي ديگري نيز درقزوین وجود دارد که درزمان قاجاریه ساخته شده یا بر باقی مانده ی آثار زمان صفویه بنا گرديده است. ازجمله ی آنها آب انبار، بازار و کاروانسراها و قصرموزه ی چهل ستون و حسینیه ی امینی هاست که اکنون مورد بازدید مردم قرار می گیرد.

18. استان قم

استان قم با مساحت 11237 کيلومتر مربّع در جنوب تهران واقع شده و 1038424 نفر جمعیت دارد. این استان در سال 1378ش/1990م. از استان مرکزی جداشد. استان قم در خاور کویر نمک، بین استان های تهران ، مرکزی و اصفهان واقع شده و دو دریاچه ی حوض سلطان و نمک در آن قراردارد.

هوای این استان گرم و خشک و کویری است. قم شهری مذهبی است که بر سرراه تهران به استان ها ی مرکزی و جنوبی قرار گرفته و از طربق شهرهای ساوه و قزوین به گرگان و گیلان راه دارد. بدین جهت رفت و آمدهای زیارتی و تجاری و صنعتی مهمی پیرامون آن صورت می گیرد. افزون بر آن نزدیکی به تهران موجب راه اندازی کارخانجات و صنایع از جمله تصفیه ی نفت و پبروشیمی و کارخانجات کوجک در آن شده است.

سوهان قم ازسوغات های این شهر است که دربیشتر مغازه های بین راه نیز فروخته می شود. مردم این شهر مسلمان شیعه هستند و به فارسی و ترکی سخن می گویند. مرکز استان شهر قم است.

قم

اين شهردر فاصله 154 کيلومتري جنوب تهران با آب و هواي نيمه بياباني و تابستان هاي گرم وخشک و آب شور، به سبب وجود حرم مطهر حضرت معصومه(ع)، خواهر امام هشتم(ع)، و حوزه علميه از اهميّت مذهبي ويژه اي برخوردار است. بناي شهر قم را به تَهمورِث از پادشاهان افسانه اي ايران نسبت مي دهند. امّا بيشترشهرت آن به دوران اسلامي مي رسد. درآغاز خلافت عبّاسي بسياري از سادات و شيعيان علوي که مورد تعقيب و آزار عبّاسيان بودند به قم پناه آوردند و در آن جا ساکن شدند. درزمان خلافت مأمون، و بارديگر درنيمه قرن سوّم هجري/ نهم ميلادي، مردم قم به مخالفت با خليفه شورش کردند و هر دوبار باروي شهر ويران شد و شمار بسياري از ساکنان آن کشته شدند. براساس روايات تاريخي، حضرت فاطمه، ملقب به معصومه، دختر امام موسي کاظم(ع)، درسال 201 ه. ق. (816م) در راه سفر به خراسان درقم درگذشت و همان جا که امروز آستانه حضرت معصومه نام دارد به خاک سپرده شد. ازهمان زمان قم يکي از مراکزعمده زيارت شيعيان علوي گردید که پيوسته مورد آزار خلفاي عباسي بودند. ساختمان حرم مطهّر حضرت معصومه(ع) ازقرن سوّم هجري/نهم ميلادي شروع شد و طي چند قرن قُبّه و گنبد و تزئينات بدان افزوده شد. برخي از پادشاهان صَفَوي، از جمله شاه عبّاس دوم و شاه سليمان و شاه سلطان حسين، در قم به خاک سپرده شده اند.

حرم حضرت معصومه(ع)

قم، مانند بسياري از ديگر شهرهاي ايران، درحمله مغول و تيمور آسيب بسيار ديد. صَفَويان به دليل اعتقاد و احترام زيادي که نسبت به تشيّع داشتند آن را آباد کردند. امّا شهر بارديگر درحمله افغان ها ويران شد. در دوران قاجار قم به تدريج رونق از دست رفته خودرا باز يافت. پس ازانقلاب اسلامي نيز اين شهر وسعتي بيشتر يافته و از امکانات شهري فراوان بهره مند شده است.

حرم حضرت معصومه با ايوان آيينه و گلدسته هاي متعدّد و کاشي کاري زيبا ونفيس علاوه برجنبه ی اعتقادی که پیوسته گروه زیادی از مردم برای زیارت آن می روند، از نظر هنري و صنعتي نيز بسيار جالب وديدني است. در موزه ی این آستانه اشیاء و کتاب های دینی و تاریخی قابل توجهی گرد آوری شده است.

علاوه بر آستانه حضرت معصومه(ع)، مسجد روستای جمکران نزدیک قم نیز دردهه های اخیر جنبه ی زیارتی یافته است. مسجد جمعه از دوره سلجوقي و امام زاده ابراهيم در بيرون دروازه قم، متعلّق به قرن هشتم هجري/چهاردهم ميلادي، از دیگر مکان هاي تاريخي و مذهبي اين شهراست.

شهر قم مهم ترین مرکز تحصیلات علوم دینی است. مدرسه ی فیضیه و دانشگاه شیخ مفید با کتابخانه ها و امکانات آموزشی بسیار پیشرفته از مهمترین این مراکز به شمار می آید. کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی با بیش از 500000 دست نوشته و انواع نسخه های چاپی مجهز به وسایل اطلاع رسانی امروز و ارتباط با کتابخانه های ایران و دیگر کشورها، کانون تحقیقات مذهبی بسیار، به خصوص درمعارف اسلامی است.

19. استان کُردستان

کُردستان مساحتي حدود 28817 کيلومتر مربّع دارد و درمغرب ايران ميان آذربايجان غربي، زنجان، همدان،کرمانشاهان واقع شده و از مغرب با عراق همسايه است.

کُُردستان، در معناي وسيع کلمه، ناحيه کوهستاني پهناوري درآسيا و محلّ سکونت کُردهاست و شامل بخشي بزرگ ازنواحي کوهستاني جنوب شرق ترکيه و شمال شرق عراق و شمال غرب ايران مي شود. اين منطقه، ازشمال به جنوب، ازرودخانه ارس ومرکزکشور ترکيه و جمهوري ارمنستان تا رودخانه دياله، و از شرق به غرب، ازکوه هاي ايران درمغرب همدان تا رودخانه دِجله کشيده شده و مساحت آن قريب 192 هزار کيلومترمربّع است. اصطلاح کُردستان راظاهراً سَلجوقيان براي تشخيص نواحي کُردنشين از ولايات جبال وضع کردند و آن ايالتي بود مشتمل برسرزمين هاي بين آذربايجان و لُرستان و قسمتي از اراضي سلسله جبال زاگرُس. مرکز اين ايالت ابتدا درشهر وَهارا يا بهار در سه فرسنگي شمال غربي همدان قرار داشت.

روستایی در کردستان

استان کُردستان منطقه اي است کوهستاني که درغرب با يک رشته کوه هاي گنبدي و در شرق با بلندي هاي آتشفشاني محدود شده. اين بلندي ها به صورت ديواري کوهستاني دشت هاي بلند هموار را دربرگرفته است. آب و هواي منطقه معتدل سرداست و زمستان هايي بسيارسرد و پُربارندگي دارد. درمنطقه باباگورگور درشمال شهرستان قُروه، چشمه هاي آب معدني و گازدار بسیاراست. به طورکلّي اين منطقه ازنظر آب هاي زيرزميني غني است. درياچه زرهوار درسه کيلومتري غرب مَريوان ازچشمه هاي آب شيرين که درکف آن مي جوشد پُرمي شود و نه تنها يچ رودخانه اي به آن نمي ريزد، بلکه رودخانه مَريوان نيز ازآن سرچشمه مي گيرد. اين درياچه منبع توليد ماهي و جلب پرندگان بسيار است که به زيبايي و باروري طبيعي آن مي افزايد. درمنطقه پُرآب وکوهستاني کُردستان رودخانه هاي بسيارجاري است. برخي از آنها به سفيدرود مي پيوندند و برخي ديگر به درياچه اروميه مي ريزند. رودخانه سيروان پس از پيوستن به دِجله درخاک عراق به خليج فارس وارد مي شود. کُردستان پوشيده ازجنگل هاي درهم و مراتع سبز وخرّم است و جانوران گوناگون درآن مي زيند. اقتصاد اين استان بر پايه دامداري و کشاورزي بنا شده است. معادن غني مواد اوّليه و صنايع محدود محلّي نيز منبع درآمد قابل توجه منطقه است. فرش شهرستان بيجار، بانقش درختان ميوه و برگ خرما بين فرش هاي دستباف کُردستان به استحکام و لطافت و نرمي شهرت دارد.

جمعيّت کُردستان 1546256 تن، شامل عشاير کُرد با گويش های مختلف کُردي است که به دامپروري و کشاورزي و توليد صنايع دستي نظير قالي، قاليچه و گليم روزگار مي گذرانند. بيشتر آن ها پيرو دين اسلام و مذهب تسنّن اند و وابسته به صوفیان طریقت های نقش بندی، قادری و اهل حق.

استان کُردستان شامل 8 شهرستان است از جمله: سَنَنْدَج (مرکز استان)، سَقِّز، بيجار، مَريوان، قُروه، و بانه .

سَنَندَج

سَنَندَج، مرکز استان کُردستان ايران، درفاصله 578 کيلومتري غرب تهران بين مياندوآب، بيجار،قُروه، مَريوان و سَقِّز قراردارد. کوه هاي شاهو،چهل چشمه، و رشته کوه هاي مرزي اورامان و شبکه رودهاي جَغتو، سيروان، سفيدرود، و قَرَه سو آن را دربرگرفته است. بلندي آن از سطح دريا 1،346 متر است و آب و هوايي معتدل و کوهستاني دارد. نام سنندج يا سَنهدژ درقرن دهم هجري (شانزدهم ميلادي) براين شهرنهاده شده. سنندج مرکز اداري و نظامي و خدماتي استان است. مسجدجامع و موزه سنندج، با وجود تازگي نسبي ساختمان، زيبا و استوار است.

غار کرفتو، در52 کيلومتري شمال غربي ديواندرّه در پيرامون سَنَندَج، داراي آثاري از تمدّن دوران پيش از تاريخ و آغاز مهاجرت آرياييان به ايران است. دراين غار دو ساختمان درون سنگ هاکنده کاري شده است که در يکي از آنها سنگ نوشته اي به خط يوناني زير تصوير سواري درحال شکار آهو ديده مي شود. نام هِراکلِس(هِرکول) به يوناني بربالاي تصويرحک شده است. ظاهراً اين کنده کاري به مناسبت پيروزي ايرانيان درجنگ با ارمنستان انجام شده. دراين غار اتاق هايي با کنده کاري هاي مختلف وجود دارد که برخي از آن ها به دوره ماد و اشکاني و برخي ديگر به دوران مغول باز مي گردد.

سَقِّز

سَقِّز، يکي ازشهرهاي کُردستان ايران، بين مياندوآب، مَهاباد، سَنَندَج، و بانه قرار دارد و در706 کيلومتري تهران است. مي گويند سَقِّز از نام سَکاها يعني تيره اي از آرياييان گرفته شده است که ازگذرگاه هاي قفقاز به درون فلات ايران سرازير شدند و اين مکان را در جنوب درياچه اروميه پايتخت خود قراردادند. تيره اي ديگر از سَکاها دامنه هاي جنوبي البرز را دور زدند و در سيستان جاي گرفتند.

سقّز از نظر باستان شناسي از مهّم ترين مناطق ايران است. در چهل کيلومتري مشرق اين شهر آثار قبرستاني از دوره هَخامَنِشي يافت شده است. همچنين در کاوش هاي باستان شناسي در اين ناحيه آثاري يافته اند که ازقدمت آن تا قرن نهم پيش ازميلاد حکايت مي کند.

20. استان کرمان

 استان کرمان درجنوب شرقي ايران، بامساحتي حدود181/814 کيلومتر مربّع، به استان هاي خراسان جنوبی، يزد، هرمزگان، سيستان، بلوچستان، وفارس محدود مي شود. رشته کوه هاي زاگرُس از ميان اين استان مي گذرد و دشت هاي وسيع خشک و کويري بخش هاي آن را از يکديگر جدا مي سازد. حد فاصل اين استان با هرمزگان نيز دنباله همين رشته کوه هاست.

بادگیرها در کرمان

آب و هواي استان کرمان درقسمت شمال و شمال غرب معتدل و خشک و درجنوب و جنوب شرق گرم و مرطوب است. بادهاي محلّي و موسمي بسيار همراه با طوفان و گرد و خاک پيوسته انبوه ي خاک و شن را جا به جا مي کند وگاه شهرها و روستاها را زير خود مي پوشاند. جريان هاي موسمي آب و آب هَليل رود، که تنها رودخانه دائمي منطقه است، وارد آب هاي راکد باتلاق جازموريان و تُرشاب بَردسير مي گردد. کم بود شديد آب از دير باز استفاده از قنات را در استان کرمان رواج داده است.

با وجود شرايط سخت اقليمي، استان کرمان درکشاورزي و دام پروري جايي براي خود دارد. علاوه برکشت گندم، جو و سيب زميني، محصول پسته، حنا، وَسمه، زيره، مرکّبات، خرما، ونباتات صنعتي مانند کتيرا، دانه هاي روغني، وريشه ی شيرين بيان ازصادرات کشاورزي استان است. دامپروري نيز به هردو شيوه سنّتي و جديد صورت مي گيرد.

کرمان از حيث ذخاير معدني براي آينده صنعتي کشور اهميتي خاص دارد. ازمعادن سرشار آهن، زغال سنگ، و مس آن هم امروز بهره برداري مي شود. منابع مس سرچشمه در اين استان از معادن غني مس درجهان است. از جمله صنايع عمده منطقه ازکارخانه هاي سيمان، خانه سازي، توليد قند، نسّاجي و کُک پزي، که مصرف کارخانه ذوب آهن اصفهان را تأمين مي کند، و صنايع مس سرچشمه بايد نام بُرد. تأسيس دانشگاه و مجتمع هاي آموزشي فني دراواخر سلطنت محمدرضاشاه پهلوي سرآغازتحرّک فوق العاده اي در بخش فرهنگي و صنعتي اين استان بوده است. صنايع دستي کرمان نيز درنوع خود ممتازاست. پَته دوزي وقالي بافي اين استان، با جنس مرغوب و طرح و رنگ آميزي مخصوص و بي نظير، شهرت جهاني دارد و از ارقام بزرگ صادراتِ غيرنفتي کشور به شمار مي رود.

جمعيّت استان کرمان حدود 2380682 تن است که به زبان فارسي بالهجه کرماني گفتگو مي کنند. بين ايلات وعشاير، زبان ترکيو بلوچي نيز رايج است. مردم اين استان بيشترمسلمان اهل تشيّع اند و دربين آنها پيروان ديگر مذاهب، به خصوص زَرتُشتيان و يهوديان، هم وجود دارند. مرکز صوفیان اهل طریقت شاه نعمت الله ولی، همچنین پیروان شیخ احمد احسائی نیز در شهر کرمان است.

استان کرمان داراي ده شهرستان است: کرمان (مرکز استان)، بافْت، بَم، جيرُفت، کَهنوج، رَفسَنجان، سيرجان، بَردسير، شهر بابک، و زَرَند.

کرمان

شهرکرمان، در فاصله 1076 کيلومتري تهران، بين يزد و دشت کوير و بَم و بافْت و رَفسَنجان در دشت قرارگرفته است. دنباله کوه هاي مرکزي و کوه هاي مشرق فارس تا مرکز وغرب کرمان ادامه يافته است. اين کوه ها شهرکرمان را به دو بخش تقسيم مي کند. بخشي درکوير لوت واقع شده و آب و هواي بياباني دارد و بخش ديگر کوهستاني است با آب و هواي معتدل و بيشترِ جمعيّت شهر را درخود جا داده. به علّت وزش بادهاي گرم و خشک کوير که ابرها را مي پراکند، آسمان کرمان، چون آسمان ديگر نواحي کويري، بيشتر صاف و شفّاف است. کمي ريزش باران موجب شده است که مردم کرمان آب مورد نياز خود را ناچار از منابع زيرزميني و با کندن قنات (کاريز) فراهم کنند.

حمام ظهیرالدوله (کرمان)

کرمان شهري بزرگ و پُر جمعيّت است که انواع فعّاليت هاي کشاورزي، صنعتي، و دانشگاهي درسطحي گسترده درآن جريان دارد. صنايع دستي کرمان به خصوص قالي بافي و پارچه بافي و انواع هنرهاي دستي آن داراي شهرت بسيار است. کرمان سابقه تاريخي طولاني دارد. بناي آن را به اردشير بابَکان نسبت مي دهند. درافسانه ها آمده است که پيش از اردشير بابَکان دراين محل گُشتاسب آتشگاهي بناکرده بود. اردشير بابَکان قلعه شهر را ساخت و شاپور ذوالاکتاف بناهاي ديگر به آن افزود. نام قديمي اين شهر در آثار اسلامي بَردسير آمده و ايرانيان آن را بَردشير ياگَواشير مي گفته اند.

حکومت هاي آلِ بويه، سَلاجقه کرمان و خوارَزمشاهيان مرکز حکومت خودرا در اين شهر قرار دادند. درقرن ششم هجري/دوازدهم ميلادي ترکمانان غُز درحمله به ايران کرمان را نيز متصرّف شدند و بخش بزرگي از آن را ويران کردند. غُزها در بَردسيرحکومت قَراخَتائيان را تشکيل دادند که بعدها با جانشينان اميرمبارزالدّين محمد ازآل مظفّرپيوند نمودند.

حمله مغول درکرمان تأثير زيادي نکرد. امّا براثر حملات تيمور و افغان ها، و در پي آن آقامحمّدخان قاجار، کرمان به ويرانه اي تبديل شد. آقامحمّدخان، که درکرمان با مقاومت دليرانه لطفعلي خان زند و اهالي شهر روبرو شده بود، پس از پيروزي، بيش از بيست هزار تن از مردم کرمان را کور کرد و از سرهاي بريده ساکنان آن کلّه مناره ها برپا کرد. بعد از مرگ آقامحمّدخان، و درزمان فتحعلي شاه، شهرجديد کرمان در شمال غربي شهر قديم بناشد.

کرمان آثار تاريخي و ديدني بسياردارد.ازجمله مهمترين آنها مسجد جامع کبير است که درقرن هشتم هجري/چهاردهم ميلادي درزمان حکومت اميرمبارزالدين محمّد، معاصرحافظ، بناشده و ديگر مسجد مَلِک، متعلّق به قرن پنجم هجري/ يازدهم ميلادي، که در زمان توران شاه سلجوقي ساخته شده است. از ميان اين مسجد قناتي مي گذرد که هنوز پُرآب است. از ديگر آثار تاريخي، مجموعه گنج عليخان شامل مدرسه، حمّام، کاروانسرا، بازار، آب انبار، و ميدان است که در عصر صَفَوي بنا شده و از نظرمعماري و کاشي کاري درنوع خود بي مانند است. گنبد جِبِليه اثر تاريخي ديگري است که در اصل آتشکده اي مربوط به دوران ساساني بوده و ساختمان امروزي آن را به دوران سلجوقي نسبت مي دهند. قلعه دختر برفراز تپّه هاي بلند شرقي کرمان را نيز عدّه اي مکان آتشکده و معبد آناهيتا مي شمرند. مقبره امام زاده شاه زاده حسين از بناهاي دوره صَفَوي و مقبره شاه نعمت الله ولي، از اَقطاب صوفيّه قرن هشتم هجري نزديکي کرمان، درمحلّي به نام ماهان، نيز ازجمله آثار تاريخي کرمان است.

 

بَم

بَم از شهرهاي استان کرمان است که در فاصله 1283 کيلومتري تهران ميان کرمان، زاهدان، ايرانشهر، بافْت، و سيرجان واقع شده است و.در بلندي 1000 متري سطح دريا قرار دارد. رودخانه موسمي تَهرود مدّتي درسال از آن مي گذرد و دربقیه ی سال خشک می شود. آب و هواي بَم در قسمت جلگه اي گرمسيري و در مناطق کوهستاني معتدل و بسيار سالم و خوش است. بَم درگذشته شهري بزرگ بوده و يکي از بخش هاي فارس به شمار مي رفته است. آب وهواي لطيف وسالم، نخلستان هاي زيبا و باغ های پرتقال و نارنج پُربار، و پارچه هاي مرغوب و گران بهاي بَم سبب نام آوري بسيار اين شهر درتاريخ شده است .

بَم درمسيرجاده هاي ارتباطي افغانستان، سيستان و بلوچستان با جنوب غربي ايران قرار دارد و به همين جهت از دوره ساسانيان اهميّت نظامي و بازرگاني بسيار داشته است. اواخردوران صفوي، بَم به تصرّف محمود افغان درآمد. امّا چندي بعد نادر شاه افشار اشرف افغان را شکست داد و ازآن جا بيرون راند.

ارگ بم

از مهمترين آثار تاريخي بَم اَرگ اين شهر است که تا زمان زنديه آباد و مورد استفاده حکومت بوده است. آقا محمّدخان قاجار دستور ويراني آن را داد. خرابه های اين اَرگ نشان از وسعت و عظمت ساختمان آن دارد که در عرصه اي به مساحت شش کيلومترمربّع ساخته شده و دوهزار سال سابقه تاريخي دارد. ارگ بم که به عنوان یکی از میراث های فرهنگی جهانی سازمان ملل متحد به ثبت رسیده و بیشتر قسمت های آن تعمیر و بازسازی شده بود، در زلزله ی بسیارشدید سال1382خ/ 2002م. آسیب فراوان دید و ویران شد. بنا برافسانه ها بَم جايي است که داستان کِرم هَفْتواد که در شاهنامه هم آمده درآن روي داده است. حدس زده اند که اين افسانه از رواج پرورش کرم ابريشم بايد پديدآمده باشد ودال بر آن است که تهيه پارچه هاي خوب، که از قديم به بَم نسبت داده شده، پيشينه اي ديرين دراين سرزمين داشته است.

سیرجان

سيرجان از شهرهاي استان کرمان است که بين رَفسَنجان، بافْت، و نيريز واقع شده و از جنوب با نمک زارهاي استان ساحلي همسايه است. در شمال و شرق سيرجان کوه هاي پنج تن و لاله زار قرار دارد. آب و هواي آن در تابستان گرم و خشک و در زمستان معتدل است. اين شهر تا تهران 1099 کيلومتر فاصله دارد.

سيرجان از زمان ساسانيان تاحدود قرن چهارم هجري/دهم ميلادي، که کرمان به تصرّف آلِ بويه درآمد، مرکز کرمان بود. پس از آن بَردسير، محلي که امروز شهرکرمان درآن قرار دارد، مرکز ايالت کرمان شد. نوشته اند که درزمان آلِ بويه سيرجان از بهترين و آبادترين شهرها و از شيراز بزرگتر بوده، 45 مسجد کوچک و بزرگ داشته و محصولات آن، به ويژه پارچه هاي گران بها، درشهرهاي ديگر داد و ستد مي شده است. عَضِدالدوله ديلمي نزديک يکي از دروازه هاي سيرجان قصري بزرگ و باشکوه ساخته و براي مسجد جامع آن شهر مناره اي بنا کرده بود. آب شهر در زمان وي از دو قنات فراهم مي شد که در قرن سوم هجري/ نهم ميلادي يکي از امير زادگان صفّاري حَفر کرده بود.

پس از حمله مغول سيرجان و مرکز آن سعيد آباد به کلّي ويران شد. حمله تيمور هم بارديگر همه ی ايالت کرمان را ويران کرد، چنان که ديگر هرگز به آباداني گذشته نرسيد. درجنگ هاي سپاهيان تيمور قلعه بزرگ و بسيار استوار سيرجان ويران شد. قرن ها بعد محلّ سيرجان را از روي خرابه هاي قلعه سنگ، سر راه بافْت، شناسايي کردند. سيرجان کنوني در محل سعيدآباد نزديک سيرجان پيشين بنا شده است. اهميت اين شهر بيشتر به واسطه موقع جغرافيايي و قرار گرفتن آن بر سر راه هايي است که ازچهارسوي آن مي گذرد. بر اثر فعال شدن صنعت و کشف و استخراج معادن در نواحی مختلف کرمان، سیرجان نیز با کارخانجات تهیه ی وسائل الکتریکی و الکترونیکی و دیگر صنایع وابسته چهره ی تازه ای به خود گرفته است.

21. استان کرمانشاهان

استان کرمانشاهان که پس از انقلاب اسلامی بین سال های1358-1369خ/1979-1990م. باختران خوانده می شد، درمغرب ايران، با وسعتي حدود 24641 کيلومترمربّع، درمنطقه کوهستان زاگرُس قرار دارد و با استان هاي کردستان، لُرستان، ايلام وهمدان و ازسوي مغرب باکشور عراق همسايه است. کوه هاي دالاهو، پوشيده ازجنگل هاي انبوه و مراتع سرسبز و غني، از ارتفاعات اين ناحيه است. کوه هاي پَراد نيز در امتداد الوند از شمال غربي به سوي طاق بستان امتداد دارد و کتيبه معروف بيستون از زمان هَخامَنِشيان همراه با حجّاري هاي قابل توجّه دوران بعد بر سينه اين کوه کنده شده است. علاوه براين، کوه هاي متعدّد ديگر تمام نواحي استان کرمانشاهان را پوشانده و قُلّه هاي برف گيردائمي و مناطق عظيم جنگلي زمين هاي بسيار آماده براي کشاورزي و دامداري در دامنه کوه ها و جلگه هاي وسيع بين آنها فراهم آورده است. دشت بين کوه هاي الوند درخاور، با پهنايي حدود55 کيلومتر، ازنواحي حاصلخيز اين منطقه به شمار مي رود ودشت بين صحنه و کرمانشاه نيز با آب هاي سطحي فراوان ازنظر کشاورزي داراي اهميّت بسيار است.

آب وهواي منطقه کرمانشاهان معتدل وکوهستاني است. امّا قصرشيرين، سرپُل زَهاب، سومار و نفت شهر آب و هواي گرم ومطبوع دارد. وزش بادهاي مرطوب مديترانه اي و چشمه سارهاي پُرآب و متعدّد منطقه و جريان رودهاي بزرگ و دايمي از خصوصيات طبيعي اين استان است. ازجمله چشمه هاي جوشان و زيباي اين منطقه از سراب قنبر، سراب طاق بستان، سراب خضر زنده و سراب نيلوفر، که سطح آب آن را گل هاي نيلوفر پوشانده، مي توان نام برد. تمام اين منطقه ازجنگل ها و مراتع غني پوشيده شده و گياهان دارويي و خوراکي و معطّر از جمله مواهب طبيعي آن به شمار مي رود. استان کرمانشاهان در کارکشاورزي و دامداري سابقه ی طولاني دارد. گندم، جو، دانه هاي روغني، و نباتات علوفه اي، و چغندر به مقدار زياد در اين استان کشت مي شود. دامپروري ايلات آن نيز زبانزد است. روغن زردکرمانشاهي که ازکره گرفته مي شود، ازديرباز درهمه جاي ايران مشهوربوده است. مرغ داري، زنبورداري، و پرورش و پرورش و صيدماهي نيز در اين استان به فراواني انجام مي گيرد.

دربخش صنايع، کارخانه سيمان غرب، کارخانه هاي قند بيستون و اسلام آباد (شاه آبادغرب)، کارخانه بافندگي کشمير درحوالي شهرکرمانشاه و پالايشگاه نفت کنار رودخانه قَرَه سو از کانون هاي صنعتي بزرگ کرمانشاهان است. درصنايع دستي، علاوه بر قالي و گليم بافي عشايري، به مصنوعات فلزّي و گيوه هاي معروف اين استان مي توان اشاره کرد. درکَرَند، که يکي از شهرهاي باستاني کرمانشاهان است و نام آن دراوستا آمده، اسلحه شکاري، قفل، چاقو و ديگر وسايل فلزّي ساخته مي شود.

استان کرمانشاهان درحدود1921284 تن جمعيّت دارد که به زبان هاي فارسي، ترکي و گویش های مختلف کُردي سخن مي گويند و در اعتقادات مذهبي خود پيرو تشّيع و تسنّن و صوفيان اهل حق اند. اين استان يازده شهرستان دارد از جمله: کرمانشاهان (مرکز استان)، قصر شيرين، اسلام آبادغرب، پاوه (اورامانات)، کَنگاوَر، سُنقُرکُليائي، گيلان غرب، و سرپُلِ زَهاب.

کرمانشاه

کرمانشاه شهري است بزرگ و آباد در 588 کيلومتري غرب تهران که از شمال به سنندج، ازمشرق به همدان، از جنوب به لُرستان، و از مغرب به اسلام آباد غرب مرتبط است. اين شهربا آب و هواي معتدل و رودخانه هاي بزرگ پُرآب درجلگه اي بلند در دامنه کوه هاي پَراد و بيستون قرار دارد.

اين منطقه ازقديمي ترين نواحي مسکونی ايران وسرزمين نخستين تمدّن هاي پيش رفته بوده است. نخستين بار اقوام کاسي درهزاره چهارم و سوّم پيش ازميلاد در اين منطقه ساکن شدند و آن گاه به تدريج به تصرّف بين النهرين، سرزمين هاي بين دو رودخانه دِجله و فُرات، پرداختند. پيش از آن که در زمان بهرام چهارم اين شهر کرمانشاه خوانده شود آن را سرزمين ماد يا ماي و يا، چنان که تاريخ نويسان دوره اسلامي نوشته اند، ماه مي ناميدند.

کرمانشاه از نخستين شهرهايي بود که به تصرّف اعراب مسلمان درآمد. در دوره عبّاسيان، هارون الرشيد مدّتي در آن جا زيست. بيشتر جهانگرداني که سرزمين هاي اسلامي را درنورديده اند اين شهر را به سرسبزي و پُرآبي و حاصلخيزي و رفاه مردمانش ستوده اند. درزمان سَلجوقيان درقرن چهارم هجري/دهم ميلادي نواحي غرب ايران، از جمله کرمانشاه، مرکز درگيري هاي بسيار بود. اين شهر درحمله مغول ويران شد و تا دوران صَفَويه رونق و آباداني نداشت. در اين دوران از نو بناشد و چون پيوسته سپاه عثماني به آن مي تاخت بارها دست به دست گرديد تا آن که نادرشاه افشار توانست دست عثماني ها را از اين منطقه کوتاه کند. در دوره قاجار کرمانشاه به صورت پايگاه بزرگ نظامي دربرابرحکومت عثماني درآمد و با ضميمه شدن خوزستان بدان اعتبارش فزوني گرفت و اِحداث بناهاي بزرگ ديواني موجب آباداني و وسعت آن گرديد.

کرمانشاه درمسير جاده طبيعي به عراق قرار گرفته و از اين لحاظ در طول تاريخ اهمّيت نظامي و بازرگاني داشته است. درجنگ جهاني دوّم اين شهر به تصرّف قواي متفقين درآمد و درجنگ ايران و عراق نيز مورد تهديد مستقيم بود و ويراني و تلفات بسيار ديد و دوشهر قصر شیرین و سرپل زهاب کاملا ویران گردید. با اين همه، کرمانشاه دوباره جان گرفت واکنون شهري است آباد، زيبا، سرسبز، و پُرجمعيّت.

از آثار تاريخي کرمانشاه، علاوه برطاق خسرو و طاق بُستان و تخت شيرين و نقش ها و کتيبه هاي تاريخي بسيار مهمّ بيستون، بايد از قصر زيباي عَضِدالدوله ديلمي نام برد که در کنار جاده ساخته شده و هنوز پاي برجاست.

کنگاور

کنگاور شهرکوچکی سرراه جاده ی تهران به کرمانشاه در دره ی اسدآباد است. اهمیت این شهر کوچک به واسطه ی آثار بازمانده از بنای باشکوه ستایشگاه آناهیتاست که درمعتقدات ایرانیان باستان فرشته ی آب انگاشته می شده. این معبد درزمان اردشیر دوم هخامنشی 404-359پ م. با همان مشخصات معماری قصرها و ستایشگاه های دوران هخامنشی ساخته شده است. وسعت ساختمان را بیشتر از یک کیلومتر مربع تخمین زده اند. پیوستگی قطعه های سنگ دربنای ساختمان و ستون های عظیم آن تنها با برش هائی بین تکه های مختلف ، بی هیچ میخ و بستی صورت گرفته است. با آن که بنا بر شواهد تاریخی اسکندر مقدونی آن جا را نیزهمچون تخت جمشید ویران کرد و گنجینه های هخامنشی و قطعه های طلا و نقره ی روکش ساختمان و کف آن را ربود و این تاراج بارها به وسیله ی فرمان روایان بعد از او تکرارشد، درکاوش های باستانی ذخایر بسیاری از دوره ی ساسانی در آن به دست آمده است.

در طاق بستان واقع در ادامه ی مسیر راه تهران به کرمانشاه، طاق خسرو پرویز باسنگ نوشته ای از حوادث تاریخی کنده شده است. در این صحنه خسرو تاج پادشاهی را درحضور و با حمایت اردوی سور آناهیتا فرشته ی آب، از موبدان موبد دریافت می دارد. زیرا بنا بر باورایرانیان باستان وی تاج بخش نیزبوده است.

22. کُهگيلويه و بُوير احمد

استان کُهگيلويه و بُوير احمد، با وسعتي حدود 15563 کيلومترمربّع، درجنوب ايران ميان استان هاي چارمحال و بختياري، اصفهان، فارس، بوشهر، و خوزستان واقع شده است. سراسر اين استان را کوه هاي زاگرُس و رشته کوه هاي موازي آن فرا گرفته است. اين ناحيه کوهستاني به دوقسمت پشت کوه و زيرکوه تقسيم مي شود. قسمت هاي شمالي و شرقي آن که داراي وسعت زيادتري است پشت کوه ناميده مي شود و قسمت هاي جنوبي و غربي، که دنباله سرزمين هاي فارس است، زيرکوه نام دارد. قلّه دِنا با 5200 متر ارتفاع در اين استان قرار گرفته و به علّت وجود يخچال هاي طبيعي سرچشمه دو رود مهّم کُر و آبگرم است. آب و هوا در اين استان يکسان نيست. منطقه جنوب وجنوب غرب براثر بادهاي گرم خوزستان، نيمه خشک است و گاه در تابستان بادگرم به محصولات کشاورزي آسيب فراوان مي رساند. قسمت شمال و شرق استان سرد و مرطوب و داراي جنگل هاي انبوه گرمسيري وسردسيري است. دراين استان چراگاه هاي وسيع، زيستگاه جانوران گوناگون شده و پرندگان بومي و مهاجر، جانوران مناطق کوهستاني، و ماهي هاي آب گرم و سرد دراين استان فراوان وجود دارد. به سبب موقع طبيعي استان کُهگيلويه و بُويراحمد دامپروري نيز درآن رواج بسياردارد. دام هاي اين منطقه ازبهترين انواع آن درايران است. پرورش زنبور عسل، مرغ داري، کشت گندم، جو، برنج و باغ داري از ديگر فعّاليت هاي اقتصادي اين استان است.

استان کُهگيلويه و بُويراحمد يکي از مراکز مهّم استخراج و بهره برداري نفت است. تخمين مي زنند که اين منطقه يکي ازعظيم ترين منابع نفتي دنيا را در دل خود دارد. نفت خام دوگُنبدان، مرکز شهرستان گچساران، به وسيله لوله ازطريق جزيره خارک به نفتکش هاي عظيم بارگيري مي شد. دوگُنبَدان از اين لحاظ کانون مهّم اقتصادي، صنعتي، و آموزشي است. امّا، جز کارخانه قند ياسوج، که درسال 1346ش (1967م) تأسيس گرديده، و واحد صنعتي وابسته به کشاورزي است، صنعت مهمّ ديگري در اين استان وجود ندارد و تنها تأسيسات نفتي است که به اين استان چهرهاي صنعتي داده.

اين استان درحدود 674113 تن جمعيّت دارد که بيشتر آن را عشاير اِسکان يافته و کوچ نشين تشکيل مي دهند. ايلات بزرگ منطقه عبارتند از ايل هاي کهگیلویه، بوير احمد، باشت و بابوئي، طيّبي، دشمن زياري و چَرام. مردم منطقه باگویش لُري بسيار نزديک به زبان فارسي سخن می گویند. گویش هاي ترکي قشقايي و اردکاني نيز بين گروه هاي قومي رايج است. بيشتر مردم، مسلمان شيعه هستند و از راه دام پروري و توليد محصولات کشاورزي و دامي گذران مي کنند. استان کهگیلویه و بویر اجمد از سه منطقه ی عشایری بُويراحمد، کُهگيلويه، و گچساران تشکیل شده. شهر یاسوج مرکز بویر احمد، مرکز استان نیز هست. مرکز کهگیلویه دهدشت و مرکزگچساران دوگنبدان، ازمهّم ترين مراکز استخراج و بهره برداري نفت و داراي اهمّيت اقتصادي، صنعتي، و آموزشي است.

یاسوج

یاسوج درشرق کهگیلویه منطقه ای سردسیر و پر پرف و باران است. در دره های اطراف آن درهمه ی سال پرف دیده می شود. شهر در جنگلی کسترده کنار رودخانه بِشار در دامنه ی قله ی دِنا ساخته شده و مرکزداد و ستد عشاير و اردوي پادگان نظامي شيرازاست. منظره تماشايي آبشار و شکوه قلُه دنا از عوامل جلب جهانگردان به اين منطقه به شمارمي رود. در گذشته شهر قدیمی تل خسرو در شش کیلومتری یاسوج مرکز رؤسای قبایل بود .

بعد از سال های1310-1320خ/ 1930-1940م. ساختمان های تازه ای در یاسوج ساخته شد و جمعیت بیشتری را درخود جاداد. تپه ی خسرو، کوشک ملکانیه، نقاره خانه، آبشار بهرام بیگی و کوه دنا از دیدنی های این شهر است.

دِهدَشت

مرکز کُهگيلويه، دهدشت، شهري با سابقه تاريخي است که اکنون بعضی امور اداري و خدماتي منطقه در آن انجام می شود. این شهردر فاصله ی 980 کيلومتري جنوب غرب تهران بين بروجِن، ايذه، ياسوج، بهبهان، و رامهرمز قرار گرفته است. ازآن جا که این محل بر سر راه شيراز و اصفهان و شوشتر قرار داشت و به بنادر خليج فارس نزديک بود، رونق و اهميّت بازرگاني زيادي داشت و کاروان های کالاي هند از آن مي گذشت. در زمان شاه عبّاس اول، با ساخته شدن راه اصفهان، دِهدَشت به صورت يکي از مراکز مهّم تجارت درآمد. امّا بعد از کريم خان زند، به سبب آشفتگي هايي که به غارت ساکنان آن انجاميد، مردم همگي از آن جا گريختند.
اکنون دهدشت، که محل قشلاق ايلات بُوير احمد و قشقايي است، به سبب نزديکي به حوضه هاي نفت دوباره اهميّت خودرا باز يافته و شهري رو به آباداني است که به تدريج جمعيّت آن فزوني مي گيرد.

23. استان گلستان

استان گلستان با مساحت 20896 کیلومترمربع درسال 1376ه/1997م. از استان مازندران جداگردید. این استان بین دریای خزرو استان های مازندران،سمنان و خراسان شمالی واقع شده است. آب و هوائی گرم و مرطوب دارد. منطقه ی شرقی آن، پارک ملّي گلستان، جنگلی طبیعی به وسعت 900 کيلومتر مربّع است که زيرنظر سازمان حفاظت محيط زيست نگه داری می شودو از زيباترين و غني ترين مناطق جنگلي ايران است.

استان گلستان مرکز مهم کشت پنبه، برنج، گندم و انواع دانه های روغنی است. کارخانه های روغن کشی، پنبه پاک کنی، درودگری و برش قطعات چوبی، پارچه بافی و انواع صنایع کوچک خانگی درآن مشغول به کار است. معادن زغال سنگ و مصالح ساختمانی ، از دیگر فعالیت های صنعتی استان است. درزمینه ی صنایع دستی بافت قالی و قالیچه به خصوص بین مردم ترکمن صحرا رواج بسیار دارد.
مرکز استان گلستان، گرگان و دیگر شهرهای مهم آن عبارت است از: گنبد قابوس، کردکوی، مینو دشت و ترکمن صحرا.

گُرگان

شهرگُرگان دردامنه شمالي کوه هاي البرز، ميان گنبدقابوس، بهشهر، درياي خَزَر، و مرز جمهوري ترکمنستان واقع شده و تا تهران 420 کيلومتر فاصله دارد. اين شهر با آب و هواي معتدل و مرطوب، رودخانه هاي بسيار و محصولات گرمسيري فراوان دارد و در آن از دير باز نخل، مرکّبات و انگور درکنار يکديگر به بار نشسته و غلّه، پنبه و ابريشم از آن جا به ديگر نواحي صادر شده است. سد وُشمگير بر روي رودخانه گرگان امکان آب رسانی کشاورزی را به بخش مهمی از ناحیه فراهم می کند.

گُرگان درمنطقه اي تاريخي قراردارد. دراوستا از آن يادشده و نويسندگان تاريخ باستان ايران دردوره هاي شاهنشاهي از آن به نام هيرکانيا ياد کرده اند که بعدها اِستراباد خوانده شده است . گُرگان بر سر شاه راه بين المللي ابريشم قرار داشته و به واسطه بندر آبِسکون در درياي خَزَر موقع بازرگاني و نظامي آن بسيار مهم بوده است. بندر ترکمن(بندرشاه)، که راه آهن سراسري ايران از آن جا آغاز مي شود، در نزديکي گُرگان در گوشه شرقي و جنوبي درياي خَزَر قرار دارد. در مشرق درياچه خَزَر، به سوي شمال، بيابان خوارزم که امروز در خاک جمهوری ترکمنستان است، قرار دارد که درگذشته گذرناپذير بوده. ازهمين رو، گُرگان و نواحي اطراف آن در واقع مرز طبيعي سرزمين هاي ايراني و اسلامي و متصرّفات ايلات ترک از جمله غُزها به شمار مي رفته است. درشهرهاي اين ناحيه همواره دژهاي نظامي و پادگان هاي بزرگ برپا مي کرده اند تا منطقه را از تاخت و تاز اقوام ترک در امان دارند. بناي بيشتر اين شهرها را به شاهنشاهان ساساني نسبت مي دهند.

درقرن چهارم هجری/دهم ميلادي گُرگان مرکز آل زيار بود وقابوس بن وُشمگير دراين شهر آباداني بسيارکرد. امّا اندکي بعد گُرگان مرکز درگيري هاي آل زيار و آل بويه شد و آسيب بسيار ديد. درحمله مغول جزيره آبِسکون، که درنزديکي گُرگان در درياي خَزَر، قرار داشت، آخرين پناهگاه سلطان محمّد خوارزمشاه شد. وي پس ازگريز از برابر سپاهيان مغول سرانجام به سال 617 ه (1220م) در اين جزيره به خواري مُرد. جزيره آبِسکون بعدها به زير آب رفت.

گُرگان مانند سايرشهرهاي جنوبي درياي خَزَر و بسياري شهرهاي ديگر ايران در حمله مغول و سپس در هجوم تيمور ويران شد. امّا در دوره صَفَويه رونق و اعتباري يافت و آباد گرديد. قاجاريه نيز به دليل مرکزيت آن براي ايل قاجار گُرگان را مورد توجه قرار دادند.

امروز گُرگان، که بخش بزرگي از جمعيّت آن را اقوام ترکمن تشکيل مي دهند، شهري است آباد و ثروتمند با کشتزارهاي عظيم پنبه و برنج. انواع دیگر محصولات کشاورزي نيزدر آن به فراواني به دست مي آيد. اين منطقه نخستين قسمتي است که در زمان سلطنت پهلوي کشاورزي آن مکانيزه شد. افزون بر کشاورزی و تربیت اسب ، ترکمن های این استان قالیچه های ظریفی با نقش های خاص ترکمن می بافند که بسیار مرغوب و معروف است.

آثار تاريخي شهرباستاني گُرگان، بارها بر اثر زلزله يا هجوم اقوام وحشي از بين رفته است. با اين همه، دراين منطقه آثار باستاني مربوط به شش هزار سال پيش از ميلاد به دست آمده. از آثار اوايل قرن پنجم هجري/يازدهم ميلادي برج آجري رادَکان برجاي مانده که مقبره يکي از اسپهبدان تبرستان است. از مسجد جامع گُرگان که متعلّق به دوره سَلجوقي است امروزه تنها مناره اي آجري باقي است که کتيبه اي به خط کوفي دارد. بر سر راه گُرگان به بندر ترکمن نيز بناي امام زاده روشن آباد از بناهاي قرن نهم هجري/پانزدهم ميلادي قرار دارد.

گنبد قابوس [گنبد کاوس]

اين شهر در 516 کيلومتري شرق تهران، بين بجنورد و شاهرود و گُرگان و مرز ايران و جمهوري ترکمنستان در دشت گُرگان واقع شده است. رودهاي اَترَک و گُرگان از آن مي گذرد. آب و هواي آن در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. این شهر نام خود را از بناي عظيم آجري دارد که آرامگاه شمس المَعالي قابوس بن وُشمگير از پادشاهان دانشمند و هنر پرور آل ِزيار است. اين بناي بلند هشت گوش از با شکوه ترين آثار معماري ايراني به شمار مي رود که در قرن چهارم هجري/دهم ميلادي ساخته شده است. درمحل اتّصال برج به گنبد مخروطي دو رديف کتيبه به خطّ کوفي کار گذاشته شده است.

گنبد قابوس

گنبد قابوس نزديک خرابه هاي باستاني گُرگان و اِستراباد واقع شده است. اين خرابه ها به صورت چند تپّه در اطراف شهر ديده مي شود. درکاوش هاي باستان شناسي ازاين تپّه ها، آثاري مربوط به عهدحجر و عهد مِفرَغ يافت شده که به بيش از پنج هزار سال پيش ازميلاد مربوط مي شود. آثاري از دوره شاهنشاهي ساسانيان نيز دراين تپّه ها ديده شده که نشان از اهميت تاريخي اين منطقه دارد.

24. استان گيلان

استان گيلان، به وسعت 13952 کيلومترمربّع، درجنوب درياي خَزَرميان استان هاي آذربايجان شرقي، مازندران، و زنجان قرارگرفته و دارای 2389195 نفر جمعیت است. اين استان باحصار بلند البرز از بقيه سرزمين ايران جدا شده و به واسطه ی تماس مستقيم با روسيه و از راه آن با اروپا، يکي از دو راه بزرگي است که دنياي غرب رابه آسيا و ايران مي پيوندد. رشته کوه هاي غربي مانند سدّي ميان آذربايجان و درياي خَزَر، مانع عبور بخارآب و در نتيجه باعث بارندگي بسياردرمنطقه و ايجاد آب و هواي معتدل و مرطوب درزمستان و تابستان مي گردد.

رودخانه هاي گيلان فراوان، پُرآب ودائمي است. مهمترين آنها سفيدرود است که از کوه چهل چشمه درکُردستان سرچشمه مي گيرد و پس ازعبور از کوه هاي اَلَموت وطالقان به درياي خَزَر مي ريزد. برروي اين رودخانه سدّي بسته شده که علاوه بر توليد برق زمين هاي جلگه فومَنات را آبياري مي کند. درقسمت جنوبي بندر اَنزَلي مردابي به وسعت نود کيلومترمربّع وجود دارد که براي تخم ريزي و پرورش ماهي و زيست ميليون ها پرنده بومي و مهاجر بسيار مناسب است. از برکت اين آب و خاک حاصلخيز، جلگه گيلان پوشيده از جنگل هاي انبوه با درختان تنومند و مراتع سرسبز مناسب براي پرورش دام است.

گيلان با امکانات کشاورزي خوب همه ساله محصولات فراوان وگوناگون روانه بازارهاي کشورمي کند. کشت برنج، گندم، چاي، توتون، مرکبات و زيتون در اغلب نواحي استان انجام مي شود. دامداري و دامپروري به روش هاي نوين، صيدماهي و تهيه خاويار و پرورش کرم ابريشم، که در سال هاي اخير دوباره رونق يافته، از ديگر منابع مهّم اقتصادي استان به شمارمي رود.

ماسوله

توليدات صنايع گيلان ازنوع ريسندگي و بافندگي و صنايع غذايي تنها بخشي از نياز داخلي کشوررا برآورده مي کند. کارخانه چوب اَسالِم درشهرستان تالِش علاوه بر تَراورس و اَلوار که مصرف صنعتي دارد، توليدات خودرا به صورت لوازم خانگي، تخت خواب، و ميز و صندلي به ديگر نقاط کشور مي فرستد.

استان گيلان با بيش از دوميليون و سیصد هزار تن ساکن، پس از استان تهران متراکم ترين جمعيّت را داراست، زيرا سرزمينی ست مهاجرپذير که از قرون گذشته تا امروز اقوام و ايلات و عشاير گوناگون درآن سکني گزيده اند. زبان محلي مردم گيلَکي و تالِشي است که اوّلي ازگويش هاي ايراني قديم و ديگري شبيه زباني است که تاحدود قرن دهم هجري/شانزدهم ميلادي در آذربايجان متداول بوده است. اکثر مردم گيلان مسلمان شيعه هستند، امّا در برخي شهرها، ازجمله در بندر اَنزَلي، اقليّت مسيحيان ارمني سکونت دارند که به زبان قومي خود سخن مي گويند.

استان گيلان داراي دوازده شهرستان است از جمله: رشت (مرکز استان)، آستارا، آستانه اشرفيه، اَنزَلي، رودبار، رودسَر، صومعه سرا، ماسوله، تالِش، فومَن، لاهيجان و لَنگَرود.

رشت

اين شهر درجلگه وسيعي که تا درياي خزر بيش از سي کيلومتر فاصله ندارد، درشمال رشته جبال البرز، قرارگرفته است. آب و هواي رشت مرطوب و متغيّر است و بادهاي درياي خَزَر که ازسمت شمال شرقي به جنوب غربي مي وزد موجب بارش فراوان در شهرمي شود. رودخانه هاي بزرگي چون سفيد رود و شاهرود پس از عبور از رشت به درياي خَزَر مي ريزد.

رشت شهري نسبتاً نوبنياد است. پيش از قرن هشتم هجري/چهاردهم ميلادي هيچ يک از جغرافيانويسان به آن اشاره اي نکرده اند. امّا درشروع اقتدار صَفَويه، در قرن شانزدهم ميلادي، رشت يکي از دو مرکز گيلان بوده است. اهميّت و آباداني اين شهررا مديون شاه عبّاس بزرگ مي دانند که براي پرورش کرم ابريشم در اين منطقه بسيار بدان توجّه مي کرد.

ازقرن يازدهم هجري/هفدهم ميلادي، نواحي مختلف گيلان از جمله رشت از طرف قواي روسيه تزاري پيوسته در معرض تهديد بود. بهانه هاي مختلف، ازجمله محاصره رشت از سوي افغان ها، سبب مي شد که امپراتوران روسيه سپاهيان خودرا به اين منطقه بفرستند. حتّي وقتي که کاترين، ملکه روسيه، براساس موافقت نامه اي دستور تخليه رشت را داد، باز سپاهيان روس به اين ناحيه تاختند و مردم گيلان در برابرشان دليرانه ايستادند. طاعوني مرگبار به سال 1247ق (1831م) و يک آتش سوزي هولناک در 1277ش (1899م) نيز به جمعيّت و آباداني شهر رشت خسارات بسيار وارد کرد.

رشت در انقلاب مشروطيت نقشي مؤثّر داشت. درپايان جنگ جهاني اوّل، نيروهاي روسيه شوروي به بهانه تعقيب ناوگان روس هاي سفيد بندر انزلي را اشغال کردند. انگليس ها نيز به حمايت از روس هاي سفيد و به نام مقابله باقواي متّحدين از جانب غرب و کُردستان به درون خاک ايران نفوذ کردند. اين وقايع با جنبش ميرزاکوچک خان جنگلي در رشت هم زمان بود.

شهرهاي استان گيلان، ازجمله رشت، از روزگارگذشته مرکز تجارت ابريشم بوده است. خريداران ابريشم بيش از ديگران به اين ناحيه رفت و آمد مي کردند. امروز رشت شهري بزرگ و پُرجمعيّت است که جاذبه هاي کشاورزي و بازرگاني بسياردارد امّا از آن جا که شهري نوبنياد است داراي بناهاي تاريخي مهمّي نيست. تنها بُقعه شيخ زاهد گيلاني درلاهيجان و پل قديمي در لَنگَرود قابل توجه اند. روستاي ماسوله درحومه ی فومَن نيز با منظره بديع و معماري دلپذيرش ازجاهاي ديدني اين ناحيه است.

بندر اَنزَلي (بندر پهلوي)

اين بندردر ساحل درياي خَزَر و 35 کيلومتري شمال غرب رشت قرار دارد و فاصله آن تا تهران 388 کيلومتر است. بخش هاي مختلف اين شهرستان، که ازسه سو با درياي خَزَر و مرداب اَنزَلي احاطه شده و به صورت شبه جزيره هايي درآمده، به وسيله دو پُل به هم پيوسته است. مرداب اَنزَلي از مغرب به مشرق 30 کيلومتر درازا دارد و پهناي متوسّط آن 10 کيلومتر است. در دو جانب دهانه ی اين مرداب که به شکل خليجي از درياي خَزَر درخشکي پيش رفته، دوموج شکن ساخته شده است. موج شکن شرقي 599 متر و غربي880 متر طول دارد. آب وهواي بندراَنزَلي معتدل و مرطوب و مقدار باران سالانه آن بيش از ديگر نواحي شمال و بين 1900 تا 2200 ميلي متراست. چاکرود، ماسال و خُمامرود اين شهررا آبياري مي کنند. نژاد بيشترساکنان امروزي اين ناحيه به اقوام کاسپي يا کاسي مي رسد. در گويش کنوني مردم گيلان کاس به معني زاغ و چشم آبی است. بسياري ازمردم اين شهرستان ارمني و پيرو دين مسيح اند.

اَنزَلي با داشتن موج شکن ها و ساير تأسيسات بندري ازمناسب ترين لنگرگاه هاي ايران در درياي خَزَر است. رفت و آمد کشتي هاي بازرگاني و مسافري ازحاجي ترخان و باکو (بادکوبه) و ساير بندرهاي ساحل غربي درياي خَزَر بندر اَنزَلي را از اهميّت نظامي و بازرگاني ويژه اي برخوردار مي کند. دردوره قاجار مسافرت به اروپا از راه اَنزَلي انجام مي شد. درگذشته، به خصوص هم زمان با سلطنت قاجاريه، درجنگ هاي ايران و روس و پس از آن درنخستين جنگ جهاني، اين بندر بارها آماج حمله قواي نظامي بيگانه شد. دردهه هاي اخير رفت و آمد مسافران و کالاهاي تجارتي از راه اَنزَلي توسعه فراوان يافته است. اين شهرستان، که اقتصادش به درآمدهاي توريسم، ترانزيت و کشاورزي وابسته است، با موقع ممتاز طبيعي، مناطق حفاظت شده ی مردابي و بناهايي که در زمان حکومت خسروخان گرجي (1230ق/1815م) وعصر پهلوي درآن جا ساخته شده، در جلب جهانگردان بسيار موفق بوده است.

رودبار

رودبارگيلان که، براي بازشناخته شدن از رود بارقزوين،"رودبار زيتون" نام گرفته است، در شکاف کوه هاي البرز، کمي بالاتر از سدّ مَنجيل، برسرراه سفيدرود در 268 کيلومتري تهران قرار دارد. در اين شهرباغ هاي وسيع زيتون و کارخانه هاي کوچک روغن کشي وجود دارد. با کاوش هاي باستان شناسي درسال1340ش (1961م) آثار باستاني مهمّي، از جمله آرامگاه هاي زيرزميني و اشياء زرّين و سيمين و ظرف هاي سفالين و لوازم زينتي مربوط به هزاره اوّل پيش از ميلاد، دراين ناحيه به دست آمد. اين کاوش ها، اگرچه به طور محدود انجام گرفت، امّا نشان داد که در گيلان و نواحي شرقي آن مانند اَملَش و تِماجان گنجينه هايي از تمدّن باستاني ايران در زير خاک نهفته است.

25. استان لُرستان

این استان، بامساحت 392/28 کيلومترمربّع، بين استان هاي مرکزي، همدان، خوزستان، اصفهان، کرمانشاهان و ايلام درمنطقه کوه هاي زاگرُس واقع شده و سرزميني است کوهستاني. هواي آن در زمستان بسيار سرد و درتابستان معتدل و مرطوب است. لُرستان يکي از غني ترين شبکه ی آب هاي روان ايران را دارد. آب هاي زير زميني و چشمه هاي آب شيرين و آب معدني و گوگرددار و آبشارها و درياچه هاي بسيار، درجاي جاي آن به چشم مي خورد. آبشار نوژيان، حوالي خُرّم آباد، و درياچه گُلگُهر، در دامنه اُشتَران کوه از جمله ديدني هاي زيباي منطقه و مناسب براي تفريح و ورزش است.

دراين سرزمين کوهستاني و جنگلي، انواع گياهان خوراکي ودارويي کشت و يافت مي شود. درگذشته منطقه ی کوه دشت به انبار غلّه معروف بود، و اين حکايت از کشاورزي وسيع اين ناحيه داشته است. اکنون نيز کشاورزي در لُرستان اهميت نسبي خودرا حفظ کرده است. با اين همه، گلّه داري و دام پروري، که بيشتر به وسيله عشاير ساکن و کوچ نشين لُر انجام مي گيرد، اهميّت اقتصادي بيشتريافته و همراه با پرورش ماکيان و زنبورعسل منبع درآمد مهمّ منطقه است.

از نظر صنعتي، علاوه برکارخانه هاي کوچک که بخشي ازمواد مصرف داخلي را توليد مي کنند، مجتمع کارخانه هاي سيمان و فاسيت دورود يکي از واحدهاي بزرگ توليد سيمان کشور است. اين مجتمع شامل سه کارخانه ی سيمان است که ساختمان آن از 1338 شمسي (1959م) آغازگرديد و در سال 1359 (1980م) آماده بهره برداري شد. درکارخانه فاسيت، که به سال1350 (1971م) برپا شد، لوله و ورق موج دار، لاستيک، ريخته گري و ساير نيازهاي کارخانه هاي سيمان توليد مي گردد.

جمعيّت لُرستان حدود 1739644تن است که مسلمان شيعه اند و به فارسي و گويش هاي لُري و لَکي سخن مي گويند. اقليتي از ارامنه و يهوديان نيز در آبادي ها ومحلات مخصوص سکونت دارند. با مهاجرت گروه هايي از مردم آذربايجان به اين منطقه زبان ترکي نيز به آن جا راه يافته است.

استان لرستان شامل آن بخش از زمین های شمالی کبیرکوه ،معروف به پیشکوه است که از قرن جهارم هجری تاکنون لرکوچک خوانده می شود. ازسال 570-1006ه ق/1190-1627م. سلسله ای از حکمرانان محلی معروف به اتابکان لرکوچک یا اتابکان فضلوی در این ناحیه حکومت محلی داشته اند.

استان لُرستان داراي نُه شهرستان است از جمله: خُرّم آباد (مرکزاستان)، اَليگودَرز، درود، بروجرد، پل دختر، ازنا، دلفان و کازرون.

 

خُرّم آباد

اين شهر در494 کيلومتري تهران، بين کرمانشاه، بروجرد، دزفول، و اسلام آباد غرب قرارگرفته است. خُرّم آباد شهري کوهستاني با آب و هواي معتدل است که بخش جنوبي آن آب و هواي گرم جلگه خوزستان را به خود گرفته و رودخانه سيمَره از غرب آن مي گذرد.

بناي شهرکنوني خُرّم آباد را به حدود سال600ه ق(1303م)، نسبت مي دهند که چه بسا بعد از خراب شدن شهرقديمي خايدالو در نزديکي آن ساخته شده است. اين قسمت ازشهردرقرن دوازدهم هجري/هجدهم ميلادي به وسيله پُل بزرگي برروي رودخانه خُرّم آباد به قسمت ديگر شهر، که اطراف قلعه فَلَکُ الافلاک بنا شده بود، متّصل گرديد.

فلک الافلاک ساختمان باستانی باعظمتی ازدوره ی ساسانی است که روی تپه ی بلندی میان شهر خرم آباد قرارگرفته. باستان شناسان نشانه های وجود دستگاه ضد رطوبت بسیار پیچیده ای را درساختمان آن کشف کرده اند که یکی از عجایب روزگاران گذشته به شمار می آید. کاخ با وسعتی حدود 2860 مترمربع، 12برج بلند داشته و ارتفاع بلند ترین قسمت دیوار آن به 22.5 متر می رسیده است. این ساختمان در زمان فتح علی شاه قاجار تعمیر شد و دراوایل سلطنت پهلوی مدتی به صورت زندان در آمد. اکنون ایرانیان درپی آنند که آن را به عنوان یکی از میراث های جهانی در یونسکو به ثبت برسانند.

در تپّه هاي جنوبي شهر، نزديک دو روستاي گلدان و شاهين آباد نیز، آثار تاريخي شهر خايدالو يافت شده که تاريخ آن به 1800 تا 1500 پيش ازميلاد و به تمدّن ايلام مي رسد. ازديگر آثار تاريخي خُرّم آباد پُل کَنکان رود بين خُرّم آباد و اَنديمِشک است که 20 متر ارتفاع و 12 دهانه دارد و بناي اصلي آن را به دوره ساسانيان نسبت مي دهند. کتيبه اي بر روي اين پُل به قرن چهارم هجري باز مي گردد. مناره آجري بلندي نيزکه برآن نوشته هايي به خط کوفي حک شده وگويا از آثار دوره سلجوقي است، در اين شهر قراردارد.

بروجرد

بروجرد در استان لُرستان بين نهاوند، ملاير، اراک، اَليگودرز و خُرّم آباد در394 کيلومتري تهران قرار دارد. دشت پُرآب و پُر بار بروجرد ازغرب به کوه هاي زاگرُس محدود مي شود و رودخانه دِز از آن مي گذرد. آب و هواي بروجرد در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. بناي اين شهر را به اُرُد پادشاه اشکاني نسبت مي دهند. اسم شهر از دو جزء وُرد و گِرد به معني ساخته شده به دست اُرُد است. در دوره هاي اسلامي از بروجرد به نام شهري خوش آب و هوا با ميوه هاي گوناگون فراوان و زعفران خوب ياد شده است.

ازحوادث مهمّ تاريخي در بروجرد جنگ بَرکيارُق، پسر سلطان ملکشاه سَلجوقي، درقرن پنجم هجري/يازدهم ميلادي است. وي سپاهيان مادر خود، تُرکان خاتون، را در اين شهر شکست داد. ترکان خاتون در همين شهر درگذشت.

بناي اصلي مسجد جامع اين شهر از قرن پنجم هجري است و درزمان شاه عبّاس بزرگ گلدسته هايي بلند به آن افزوده شد. بنای امام زاده جعفر از قرن ششم هجری سبک معماری خاصی دارد که درجاهای دیگر ایران به ندرت دیده می شود. مسجد سلطاني از قرن سيزدهم هجري از ديگر بناهاي مذهبي بروجرد صحني وسيع دارد که گنبد و ايوان هاي بلند آن با کاشي ها و کتيبه ها تزيين شده است. امام زاده قاسم در سه کيلومتري شرق ايستگاه راه آهن نيز اهميت بسيار دارد، زيرا اين بنا که درقرن هشتم هجري در زمان شاهرخ تيموري ساخته شده، مجموعه اي نفيس از هنرهاي درودگري را در خود گرد آورده است.

کازرون

کازرون و ممسنی که تاچندی پیش از شهرهای استان فارس بود، اکنون جزو استان لرستان شده است. کازرون در باختر شيراز، بين بُرازجان و فيروز آباد و مَمَسََّني قرارگرفته و فاصله آن تا تهران 1032کيلومتراست. این شهر ازمرکز های گرمسیر قبایل لر و قشقائی است که در آن جا به مبادله ی کالا می پردازند. ممسنی نیز درهمان ناحیه قراردارد و مرکز یکی از قبایل لر به نام شول است که در گذشته به نام آنان شولستان خوانده می شده. اين منطقه کوهستاني، که درياچه پريشان درآن واقع شده، از رودخانه هاي شاپور و شش پير آبياري مي شود و آب و هوايي بسيار گرم دارد.

کازرون ازشهرهاي قديمي ايران است که درزمان ساسانيان شهرشاپور خوانده مي شد. حدود بیست کیلومتر دورتر از این شهر، نقش هاي سنگی بسيار برسينه کوه ها کنده شده که درنمودن تاريخ دوره ساساني اهميّتي ويژه دارد. مهم ترين اين آثار نقش رستم، صحنه اي است از غلبه شاپور اوّل بر والريَن امپراتور روم. همچنین مجسّمه ی شاپور اوّل که تنها مجسّمه بازمانده از آندوران است. نقش برجسته بهرام دوّم ساساني در حال نبرد با دو شير، نقش هاي ديگر در درّه رودخانه شاپور (تنگ چوگان) و ويرانه هاي آتشکده هايي اطراف شهر کازرون از ديگر آثار تاريخي متعلّق به ساسانيان دراين ناحيه به شمارمي رود. عارف مشهور ابواسحاق کازرونی و علامه دوانی اهل کازرون بوده اند.

26. استان مازندران

مازندران درشمال ايران، با مساحتي حدود23833 کيلومترمربّع، بين درياي خَزَر، جمهوري ترکمنستان و استان هاي گلستان، سِمنان، تهران، زنجان، و گيلان جاي دارد. جلگه ی کناره ی درياي خَزَر سرزمين هلالي شکل همواري است که کوه هاي البرز آن راازقسمت داخلي کشور جدا کرده. آب و هواي مازندران معتدل و مرطوب است و جريان بادهاي سيبري و اقيانوس اطلس و درياي مديترانه در زمستان و تابستان باعث ريزش برف و باران فراوان مي شود و بر رطوبت هوا مي افزايد.

دراين استان رودخانه هاي بسيارجاري است. سدّ لار درقسمت بالاي رودخانه پُر آب و دائمي هَراز، امکان آبياري کشتزارهاي وسيعي را در منطقه فراهم آورده است. درياي خَزَر، بزرگترين درياچه جهان، درشمال استان مازندران قراردارد. دومرکز ماهيگيري شيلات دررامسر با صيد ماهي خاويارازعوامل مهّم اقتصادي استان است. ازديگر امتيازهاي اين استان وجود پوشش گياهي وسيع است که به صورت جنگل ها و چراگاه ها سراسر منطقه را پوشانده و امکان پرورش انواع دام ها و پرندگان بومي و مهاجررا فراهم آورده.

مازندران

با اين امکانات طبيعي، مازندران ازمناطق مهّم کشاورزي و دام پروري ايران به شمار مي رود. برنج، پنبه، دانه هاي روغني سويا، گندم، جو، و چاي با بهترين کيفيّت و به ميزان فراوان دراين منطقه، به خصوص اطراف سدّلار، توليد مي شود. تشکيلات وسيع ماهيگيري که خاويار آن شهرت جهاني دارد و پرورش گسترده دام و طيور و زنبور عسل نيز در اقتصاد منطقه نقشي عمده دارد.

مازندران منطقه اي صنعتي نيز به شمار مي رود. کارخانه هاي نسّاجي، پتوبافي، توليد کليد و پريز برق، پلاستيک سازي، و استخراج معادن زغال سنگ و روي و اکتشاف مخازن نفت درشهرهاي مختلف استان به رشد صنعتي اين منطقه کمک کرده اند. صنايع دستي، انواع قالي و قاليچه، به خصوص با نقش ترکمني، نجّاري و انواع کارهاي هنري روي چوب، زيلو و حصير نيز از منابع مهّم اقتصادي استان مازندران است.

استان مازندران 2796120 نفر جمعيّت دارد که اکثريت آن به گویش مازندراني-بازماندهء زبان ايرانيان قديم (پارسي ميانه)- سخن مي گويند. ترکي با لهجه ترکمني نيز زبان ايل ترکمن است که در گنبدقابوس جاي دارند و در جلگه گرگان ييلاق و قشلاق مي کنند. اکثر مردم مازندران مسلمان شيعه اند و ايل ترکمن سنّي مذهب.

استان مازندران بيست شهرستان دارد از جمله: ساري (مرکز استان)، کُردکوي، قائم شهر (شاهي)، بابُل، آمُل، نور، بندر ترکمن (بندر شاه)، بهشهر، سواد کوه، نوشهر) تُنِکابن (شهسوار)، و رامسر.

ساری

اين شهردرفاصله 277 کيلومتري تهران، ميان درياي خَزَر و رشته کوه هاي البرز قراردارد و از مشرق به بهشهر و از مغرب به قائم شهر (شاهي) محدود مي شود. دو رشته کوه هاي البرز، که درجنوب ساري قرار گرفته، و هفت رشته فرعي که درجهت تقريباً جنوب به شمال و مايل به غرب ساري مي گذرد، همه پوشيده از جنگل انبوه است. اين بلندي ها تنهاچند گذرگاه سخت دارد. آب وهواي ساري معتدل و مرطوب است و رودخانه هاي بسيار از جمله رود تَجَن و شاخه هاي آن از شهر مي گذرد.

ساري در اواخر قرن اوّل هجري/هفتم ميلادي، به دستور اسپهبد طبرستان، درهمسايگي يکي ازشهرهاي باستاني ساخته و بهنام فرزند او سارويه خوانده شد. اين شهر مرکز فرمانروايي نخستين پادشاهان ايراني بعد از اسلام بود. طاهريان، حسن بن زيد از علويان طبرستان، و آل باوَند درآن جا حکومت مي کردند.

ساري اواخر قرن سوّم هجري/نهم ميلادي درتاخت و تازاقوام بيگانه درآتش سوخت. درقرن چهارم هجري براثر سيل آسيب ديد و درحمله سلطان تَکِش خوارزمشاه به گرگان ومازندران به کلّي ويران شد. سپاهيان سلطان محمّدخوارزم شاه و درپي ايشان مهاجمان مغول شهر را تاراج و ويران کردند. پس از اندک آباداني، اين شهر باز درحمله اميرتيمور غارت شد و شمار بسياري از ساکنانش کُشته شدند. شاه عبّاس صَفَوي به آباداني آن همّت گماشت. امّا در قرن سيزدهم هجري/نوزدهم ميلادي، ابتدا زلزله و پس از آن طاعون شهر را ويران و از مردم خالي کرد.

در زمان سلطنت پهلوي، با توجّه خاص رضا شاه به شهرهاي مازندران و گذر راه آهن سراسري ايران از کنارساري، اين شهر با ساختمان هاي دولتي و خيابان هاي بسيار آراسته شد و همچنان مرکز استان مازندران باقي ماند.

از آثار تاريخي ساري يکي بُقعه ملاّمجدالدّين از اوّلين قرن هاي اسلامي است که کتيبه اي دارد. امام زاده يحيي، برج سلطان زين العابدين با گنبد مخروطي هشت تَرک متعلّق به اوايل قرن نهم هجري/پانزدهم ميلادي و مسجدجامع اين شهر،که به زمان خلافت هارون الرشيد باز مي گردد، از ديگر بناهاي مذهبي و تاريخي شهر ساري است.

 

آمُل

اين شهردرکناره ی درياي خَزَر بين بابُل و نوشهر واقع شده و ازجنوب به رشته کوه هاي البرز محدود است. رودخانه هَراز ازميان شهر، که آب و هوايي گرم و مرطوب دارد، مي گذرد و به درياي خَزَر مي ريزد. آمُل کنوني در نزديکي شهر قديمي بناشده که گويا محلّ سکونت آماردها، ازاقوام بومي پيش ازآرياييان، بوده است. آمُل درقرن هاي نخست اسلامي مرکز فرمان روايان عرب بود. اگرچه طاهريان و علويان مرکزمازندران را به ساري منتقل کردند، امّا پس ازايشان آمُل دوباره اهميّت سياسي خود را باز يافت. درقرن چهارم هجري/دهم ميلادي آمُل شهري آباد و پرجمعيّت بوده که دو مسجد و يک بيمارستان داشته و فراواني محصول برنج موجب رونق تجارت آن بوده است. درقرن پنجم هجري سلطان مسعود غزنوي به اين شهر لشکر کشيد و آن را غارت کرد. دو قرن بعد، سلطان محمّد خوارزم شاه نيز به مازندران حمله بر دو شهرهاي آن ازجمله آمُل را تصرّف کرد و برآن خراج سنگيني بست. باحمله مغول هم آمُل ويران شد و هم سلطان خوارزمشاه از ميان رفت. حمله وکشتار اميرتيمور بازهم آمُل را درهم کوفت. اگرچه سادات مرعشي شهر را باري ديگر از نو بنا کردند، امّا ديگر اهميّت گذشته را باز نيافت. از مهّم ترين آثار تاريخي اين شهر گنبدهاي ناصرالحق و شمس طَبَرسي درکناريکديگر است که اکنون خرابه اي از آن باقي مانده. ازبناهاي مذهبي ديگرآمُل بُقعه سه سيّد يا ميرحيدر و امام زاده ابراهيم از فرزندان امام موسي کاظم است که ساختمان آن به اوايل قرن دهم هجري/شانزدهم ميلادي باز مي گردد.

بابُل

اين شهر در 268 کيلومتري تهران، ميان درياي خَزَر و ارتفاعات البرز و شهرهاي آمُل و شاهي واقع شده است. بخش جنوبي اين شهر کوهستاني است و آب و هواي سردسير دارد امّا بخش شمالي آن، که دردشت قرار گرفته، داراي آب و هواي جلگه اي معتدل است. رودخانه بابُل که از اين شهرمي گذرد از سواد کوه سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از بابُلسر به درياي خَزَر مي ريزد.

در سده هاي اوّل اسلامي به جاي بابُل دهکده اي به نام مامَطير قرار داشت که هنگام قيام زيديان علوي طبرستان اعتبار يافت. درقرن هشتم هجري/چهاردهم ميلادي با روي کار آمدن سادات مرعشي در شمال ايران، بابُل مرکز رفت و آمد دراويش نقاط مختلف شد. درهمين زمان کشتي هاي بازرگاني از بندر حاجي طَرخان درساحل غربي درياي خَزَر به بندر مشهدسر، که امروز بابُلسر خوانده مي شود، رفت و آمد مي کردند و چون داد وستد کالا درمحل امروزي بابُل انجام مي گرفت آن جا به نام بارفروش شهرت يافت.

درقرن دهم هجري/شانزدهم ميلادي، به فرمان شاه عبّاس بزرگ، که با مرعشيان مازندران خويشاوندي داشت، دراين شهر آباداني هايي صورت گرفت. ازجمله در قسمت جنوبي شهر باغ شاه يا باغ اِرَم ساخته شد. زنديه نيز باساختن بناهايي، از جمله پلي بر روي رودخانه، به اين شهر توجه داشتند. امّا قاجاريه به سبب دشمني با زنديان آن را واگذاشتند و شهر رو به خرابي رفت. باوجود اين بابُل دوباره اعتبار يافت و تاپيش از انقلاب اکتبر 1917 روسيه يکي از مراکز مهّم بازرگاني شمال با آن کشور بود.

بابُل، که در دوره سلطنت رضاشاه چنين نام گرفت، امروزه شهر بزرگي است که به واسطه قرارگرفتن بر سرراه اسفالته شمال و راه کناره رفت و آمد بسيار در آن صورت مي گيرد و از مراکز مهمّ جهانگردي و کشاورزي استان است.

بابُل آثار تاريخي و بناهاي قديمي بسيار دارد که بيشتر آن ها بازمانده از قرن هاي هشتم و نهم هجري است. امام زاده ابراهيم در بابلسر، مقبره ی درويش فخرالدين و بقعه ی سلطان محمّدطاهر، فرزند امام موسي کاظم(ع)، در چهارکيلومتري بابُل از آن جمله اند. بقعه شيخ طَبَرسي و مسجد جامع از ديگر آثار تاريخي اين شهر است.

قائم شهر(شاهي)

قائم شهر، که پيش از انقلاب اسلامي شاهي نام داشت، در دشت سبز و خرّم ساحل درياي خَزَر، بين دو شهر ساري و بابُل واقع شده و تا تهران 257 کيلومتر فاصله دارد. کوهستان هاي البرز در جنوب اين شهر کشيده شده است و دو رودخانه بابُل و تالار از آن مي گذرد.

تاپيش از توسعه و عمران اين منطقه درعصر پهلوي اوّل، قائم شهر دهي کوچک به نام علي آباد از بخش هاي ساري بود. امّا قرار گرفتن بر سر راه آهن سراسري و تأسيس کارخانه هاي بزرگ ريسندگي، بافندگي، گوني بافي، برنج پاک کني و کنسروسازي آن را به يک شهر صنعتي فعّال مبدّل کرد و بناهاي زيباي کاخ سلطنتي وهتل و ادارات دولتي شکوهي خاص بدان بخشيد.

منطقه اي که قائم شهر درآن قرار دارد، محلّ اصلي زندگي تيپورها، نخستين ساکنان باستاني مازندران، است که کلمه طبرستان از آن آمده. درنخستين سده هاي اسلامي، اسپهبدان مازندران با شجاعت در برابر مهاجمان عرب ايستادگي مي کردند و به همين جهت درنوشته هاي آن زمان از ايشان به نام ملوک جبال بسيار ياد شده است.

پل راه آهن ورسک (بین شاهی و فیروز کوه)

مهّم ترين بناي تاريخي اين ناحيه برج رِسکِت دردهي به همين نام نزديک قائم شهر است. اين برج آجري گِرد با گنبد شلغمي شکل از بناهاي آغاز قرن پنجم هجري/يازدهم ميلادي است که دو رشته کتيبه به خط پهلوي و کوفي دارد و آن را مدفن يکي از شهرياران آل باوند مي دانند. برج لاجيم معروف به مقبره ی امام زاده عبدالله در روستاي لاجيم نيز با دو کتيبه به خطّ پهلوي و کوفي، ديگر يادگار تاريخي اين منطقه است که بر روي آن تاريخ 413 هجري قمري (1022 ميلادي) ديده مي شود.

27. استان مرکزی

استان مرکزي، با مساحتي حدود 29406 کيلومتر مربّع، در مرکز ايران و بين استان هاي تهران، زنجان، همدان، اصفهان، لُرستان و سِمنان و درزاويه برخورد دو رشته کوه البرز و زاگرُس قراردارد. بلندترين نقطه آن قلّه شهباز با 3 هزار و 388 متر و پست ترين نقطه درياچه نمک با 790 متر ارتفاع از سطح درياست.

قَرَه چاي يا قَرَه سو پُرآب ترين رود اين منطقه است که، در بيست کيلومتري ساوه، آثار سدّي قديمي از حدود700 سال پيش بر روي آن ديده مي شود. اين سد به دستور شمس الدّين محمّد جُويني وزيربزرگ دربار ايلخانان مغول ساخته شده است. درياچه موسمي اين استان در فصل خشکي به صورت باتلاق و نمکزار در مي آيد، به طوري که هر ساله در تابستان از آن با بيل مقدار زيادي نمک جمع مي کنند. دراستان مرکزي حبوبات و آفتاب گردان کشت مي شود. انار فراوان و مرغوب ساوه شهرت بسيار دارد. ايلات ناحيه نيز درسطحي وسيع به دامپروري مي پردازند. معادن نفت، گاز و سنگ آهن زير نظر شرکت ملي ذوب آهن استخراج مي شود و انواع مصالح ساختماني از سرمايه هاي طبيعي اين استان است. کارخانه ماشين سازي اراک و کارخانه هاي قند شازَند و ريسندگي و بافندگي و آلومينيوم سازي و تأسيسات ذخاير عظيم نفت و گاز نزديک قم را بايد از جمله کانون هاي صنعتي مهمّ استان مرکزي به شمار آورد.

قرار گرفتن استان مرکزي درمسيرراه آهن سراسري و لوله هاي نفت خام از جنوب به تهران و وجود مراکز صنعت در آن سبب شده است که اين استان، به خصوص اراک، در دهه هاي اخير مهاجران بسيار به خود جلب کند.

جمعيّت استان مرکزي نزديک به 1344920 تن است که به زبان فارسي سخن مي گويند و اکثر مسلمان شيعه اند. اقليّتي از مسيحيان ارمني نيز در اين استان زندگي مي کنند. عشاير شاهسَوَن و ايل زَند نيز دراين ناحيه به گشت و گذار فصلي مي پردازند. استان مرکزي که درسال 1359خ/1980م. از تهران جداشد، هشت شهرستان دارد از جمله: اَراک (مرکز استان)، ساوه، خُمين، محلاّت، سربند (شازند)، تَفرِش ، دِليجان و آشتيان.

اراک

اراک شهري است نوبنياد که در زمان فتحعلي شاه قاجار بنا شده و بين شهرهاي قم، تَفرِش، خُمين، و مَلاير و در فاصله 295 کيلومتري تهران قرار دارد وکوه هاي راسوَند دوسوي جنوب و شمال غربي آن را فراگرفته است. اراک از نواحي زلزله خيز به شمار مي رود. امّا سختي زمين آن تاکنون از وارد شدن خسارات بسيار بر شهر جلوگيري کرده است. اراک، به سبب موقع جغرافيايي و صنعتي خود، شهري پُرتحرّک و مهاجرپذير شده و در دهه هاي اخير به سرعت توسعه يافته است.

در اطراف شهراراک آثارباستاني بسيار وجود دارد. آتشکده بُرزو از دوره شاهنشاهي ساسانيان در دوازده کيلومتري اراک يکي از آن هاست. از ديدني هاي تاريخي و شگفت انگيز اين منطقه غارهاي طبيعي و دست سازِ بشر است که ازنظر زَرتُشتيان اهميت مذهبي نيز دارد. درباره غار شاهزند، در سي و پنج کيلومتري جنوب غرب اراک، افسانه هاي بسيار آمده است. غار قلعه جوق، نزديک قريه چهرهقان از روستاهاي اراک، غار ديگري است که به دست بشر در دل کوه کنده شده و چه بسا دخمه مردگان (اُستودان) بوده است. براي ورود به اين غار بايد از نردبان شانزده پلّه ی بزرگي بالا رفت. دهليز اصلي غار دالان سنگي سرتاسري است که در اطراف آن سيزده اتاق کم نظّم يک شکل با اصول هندسي دقيق در دل سنگ حفر شده است. بلندي محل و پديدآورد نفضايي بزرگ در دل سنگ سخت، نشان محاسبات دقيق و نتيجه کار وکوشش ساليان دراز است. غار مصنوعي هيزَج نيز، با آويزه آهکي عجيبي که مانند يک دل کامل از بدنه آن آويخته شده و صاف و صيقلي مي نمايد، از ديگر نقاط ديدني اطراف اراک است.

 

ساوه

ساوه از شهرهاي تاريخي استان مرکزي بين قزوين، قم، تَفرِش، و همدان و در فاصله 140 کيلومتري تهران قراردارد. درگذشته اين شهرسر راه کاروان هاي حجّ بود و از نخستين قرن هاي اسلامي شترها و شتربانان کارآزموده آن شهرت داشت. نزديک ساوه شهرديگري به نام آوه يا آوَج وجود داشته که ساکنان آن شيعه اماميه بوده اند. دعواي شيعه و سنّّي بين مردم ساوه، که سنّي مذهب بودند، بامردم آوه از خصوصيات تاريخي اين منطقه بوده است.

درقرن چهارم هجري/دهم ميلادي ساوه شهري آباد بود. امّا، سپاهيان مغول درسال 617ه (1220م) آن را ويران و ساکنانش را قتل عام کردند. نوشته اند که درآن زمان کتابخانه بزرگي که در دنياي اسلام کم نظير بوده است دراين شهر براثر حمله مغول طعمه آتش گرديد. درآن کتاب خانه اُسطُرلاب ها وکره هاي جغرافيايي براي مطالعه و تحقيق در زمينه علم هيأت (کيهان شناسي) وجود داشت که همگي از ميان رفت. درقرن هشتم هجري، خواجه ظهيرالدين ساوجي، از بزرگان دربار ايلخانان مغول، باروي شهر ساوه را تعمير کرد و به آباداني آن پرداخت. از آن دوران، تپّه هاي باستاني آوه در 40 کيلومتري جنوب شرقي ساوه و مناره ی مسجد ميدان از بناهاي قرن پنجم هجري/يازدهم ميلادي برجاي مانده است. مسجد جمعه ساوه و مناره آن که به تدريج در دوران تيموري و صَفَوي ساخته شده و همچنين مقبره سيد اسحاق از بناهاي قرن هفتم هجري از نقاط تاريخي و ديدني اين شهر است.

28. استان هرمزگان

اين استان در جنوب ايران، با مساحتي حدود 71193 کيلومتر مربّع، بين استان هاي کرمان، فارس، بوشهر، سيستان و بلوچستان قرار گرفته و از جنوب به آب هاي نيلگون خليج فارس و درياي عُمّان محدود است.

بخش عمده اين سرزمين کوهستاني است. امتداد کوه هاي زاگرُس و کوه هاي پراکنده مرکزي بسان دژي محکم و نفوذناپذير شمال تنگه ی هرمز را در برگرفته است. تنها زمين هموار اين استان جلگه اي است که به موازات ساحل گسترده شده. درنواحي پست ساحلي رسوبات نمکي وجود دارد که مايه ی شوري اکثر رودهاي اين استان است.

استان هرمزگان از مناطق گرم وخشک وآب و هواي آن بياباني است. رودميناب، که ازکوه هاي شرقي داراب سرچشمه مي گيرد و در شمال تنگه هرمز به خليج فارس مي ريزد، تنها آب شيرين اين منطقه است و سدّي که برروي آن بسته شده منبع آب بندرعباس را ايجاد کرده. دنباله رشته هاي جنوبي زاگرُس در دريا جزيره هايي چند پديد آورده که بزرگ ترين آنها جزيره قِشم به وسعت تقريبي 1 هزار و 2500 کیلومترمربّع درشمال تنگه هرمز است و تا اسکله بندرعباس 12 ميل دريايي فاصله دارد.

تنگه ی هرمز با پهناي 55 کيلومتر يکي از حياتي ترين راه هاي آبي جهان است که ارتباط نزديک به هزارکيلومتر راه آبي جنوب ايران را به آب هاي آزاد جهان ازطريق درياي عُمّان ممکن مي سازد. خليج فارس از مهّم ترين مراکز صيد ماهي و مرواريد است و درکف آن منابع عظيم نفت وجود دارد.

دراستان هرمزگان پرورش درخت خرما و انواع مرکّبات رايج است. شرکت شيلات جنوب و کارخانه ساخت و تعميرکشتي و قايق و اداره تأسيسات بندري واسکله هاي بندرعبّاس که طي سال هاي 1318 تا 1346ش (1939 تا 1967م) ساخته شده و نيزمعادن کِرميت، ازديگر حوزه هاي فعاليت اقتصادي منطقه اند. ا

ستان هرمزگان حدود 1287925 تن جمعيّت دارد که مسلمان شيعه و سنّي (شافعي) هستند و به زبان فارسي و همچنين به زبان هاي محلّي و عربي سخن مي گويند. اين استان شامل هشت شهرستان است از جمله: بندرعبّاس (مرکز استان)، بندر لَنگه، ميناب، و جزیره های قِشم، کیش، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسي، لاوان و هنگام.

بندر عبّاس

بندرعبّاس، بر دهانه خليج فارس، درست در ساحل شمالي تنگه و جزيره ی هرمز، و در فاصله 1484 کيلومتري تهران، قرار دارد و آب و هواي آن بيشترگرم ومرطوب است. اين شهر قديمي روزگاري مرکز ناوگان داريوش بزرگ، شاهنشاه هَخامَنِشي، بوده و درطول تاريخ نام هاي گوناگون به خودگرفته است. روزگاري دهکده اي کوچک به نام "شهرو" بود که ماهي گيران و صيّادان مرواريد درآن مي زيستند. در آن هنگام جزيره هرمز، جَرون نام داشت. بارونق بازرگاني جزيره هرمز، شهر ساحلي که کشتي ها درآن پهلو مي گرفت نيز جَرون خوانده شد. در سال 913 ه ق (1507م) آلبوکِرک، درياسالار پرتقالي، جزيره هرمزرا در جنگ سختي گرفت. از آن پس بندرعبّاس امروزي گَمبرون يا گامرون نام گرفت. مي گويند اين نام از نام نوعي ماهي، که درآن جا صيد مي شده، آمده است.

با رفت و آمد ناوگان کشورهاي اروپايي، که درپي به دست آوردن مستعمرات جديد بودند، اهميّت جزاير و بنادرخليج فارس روزافزون شد و در نتيجه درگيري ها و کشمکش ها نيز بالا گرفت. شاه عبّاس بزرگ درسال 1032ه (1622م)، با کمک کشتي هاي انگليسي، پرتقالي ها را از جزيره هرمز بيرون راند ودر برابر به کمپاني هند شرقي مزايايي دراين بندر داد. از آن پس اين شهر بندرعبّاس نام گرفت.

پس از اين دوران بندرعبّاس مدت ها راکد ماند، به خصوص که با تأسيس پايگاه هاي دريايي در بندر بوشهر در دوران نادرشاه افشار از اهميت آن کاسته شد. دراين ميان، حدود شصت سال ناحيه ساحلي بندرعبّاس به سلطان عمّان واگذار گرديد. امّا از سال 1285ه (1868م)، که ايران بار ديگر تسلّط خود را براين ناحيه به دست آورد، بندرعبّاس رفته رفته رو به فعّاليت هاي نظامي و بازرگاني نهاد. در دوران سلطنت پهلوي با کشيده شدن راه هاي شوسه بندرعبّاس فعّال ترشد. درجنگ ايران و عراق، که موجب ويراني بندرهاي آبادان و خُرّمشهر شد، بندرعبّاس، به سبب نزديکي آن به تنگه ی هرمز، يک باره به کانون بيشترين فعّاليت هاي نظامي و تجارتي تبديل شد. اکنون بندرعبّاس مهم ترين مرکز داد و ستد کالاي تجارتي و مهمترين پايگاه دريايي ايران است. وجود انبارهاي عظيم و اسکله هاي فراوان براي پهلوگرفتن کشتي ها، که مقدّمات آن در دوره پهلوي فراهم آمده بود، امروز بندرعبّاس را به يک مرکز پُر تحرک تجاري تبديل کرده است.

در بندرعبّاس آثار و بناهاي تاريخي از جمله عمارت کلاه فرنگي و معبد هندوها قرار دارد. چشمه هاي آب گرم اطراف بندرعبّاس ، جزیره ی بزرگ و برتحرک قشم ، قلعه ی پرتقالی ها با چراغ دريايي بندر لَنگه ، تأسيسات توريستي و کاخ ها و بازارها و تفریح گاه های جزيره کيش ، از ديگر ديدني هاي اطراف اين بندر است.

قشم

قِشْم بزرگ ترين و پرجمعيّت ترين جزيره ايراني درخليج فارس، باوسعتي حدود 2 هزار و 500 کيلومتر مربّع در جنوب بندرعباس واقع شده وجزو استان هرمزگان است. اين جزيره، باهوايي سوزان در تابستان، بيش از40 آبادي دارد و جمعیتی بیش از پنجاه و هشت هزار نفر در آن زندگی می کنند. بیشتر مردم آن مسلمانان سنی مذهب اند و به زبان های فارسی، عربی و هندی سخن می گویند. امروزه قشم وابسته به استان هرمزگان و بزرگ ترین پایگاه نیروی دریائی ایران است. به واسطه ی قرارگرفتن در دهانه ی خلیج فارس کشتی های تجاری و نفتکش های بزرگ از کنار آن رفت و آمد می کنند. این محل به سرعت در حال توسعه است و امکان سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در آن فراهم می آید. جضور ناوگان دریائی نیاز به تأسیسات صنعتی بزرگی را فراهم آورده که بسیاری از آن ها تاکنون به بهره برداری رسیده است .

قشم با تنوع فرهنگ ها ی مردم در این جزیره و آداب و رسوم مختلف محلی همچنین گذشته ی تاریخی و سواحل آفتابی و امکانات پذیرائی ، دارای جاذبه های جهان گردی نیز هست. مردم بسیار به خصوص از دیگر جزایر خلیج فارس برای استراحت بدان جا می آیند.

جزيره کيش

کيش، بعدازقِشْم، مهمترين جزيره ايران و جزئی از استان هرمزگان است. اين جزيره که حدود 120 کيلومتر مربّع وسعت دارد، در دویست کیلومتری دو بندر مهم تجاری و نظامی بندر عباس و دوبی قرارگرفته و در واقع قُله آتش فشان خاموشي است که دامنه هاي مرجانی آن به صورت جلگه هاي هموار درآمده و قابل کشاورزي شده. آب و هوائی گرم و خشک دارد و انواع درخت های گرمسیری در آن یافت می شود.

کيش از زمان هخامنشیان مرکز صید مروارید و دادوستد بین هند و فرارود{ماوراء النهر } بوده است. پس از حمله ی مغول و در روزگار اتابکان اهمیت بیشتر یافت و مرکز حکومت جزایر خلیج فارس شد. در این زمان از ناوگان دریائی که در سواحل خلیج فارس رفت و آمد می کرد، عوارض می گرفت. درزمان سلطنت پهلوي، به منظور جلب جهان گردان و بازرگانان، ويلاها و مُتل ها و گردشگاه هائی در آن در دست ساختمان بود.

پس از انقلاب اسلامی و پایان جنگ ایران و عراق توسعه و ساختمان تأسیسات آن شتاب بیشتر گرفت و اکنون یکی از مهم ترین مناطق آزاد تجاری و تفریح گاه های ساحلی منطقه است که ایرانیان و خارجيان مي توانند با رعايت مقرّراتي خاص از محیط زیبا و مجهز استراحتگاه ها و معافيت هاي گمرکي آن استفاده کنند. احداث تأسیسات تجاری و جهانگردی زیرزمینی که اکنون ساختمان آن در حال انجام است، با جلوگیری از گرما و آفتاب سوزان در آینده می تواند از نظر توریستی و تجارتی امکانات بسیار بهتری فراهم آورد.

29. استان همدان

استان همدان با مساحت 19547 کيلومترمربّع، بين استان هاي زنجان، لُرستان، مرکزي، کرمانشاهان و کُردستان، منطقه اي است کوهستاني و سردسير که در دامنه کوه هاي داخلي زاگرُس قرار گرفته. قلّه اَلوَند، با 3574 متر ارتفاع درجنوب غرب همدان، همواره پوشيده ازبرف و سرچشمه رودخانه هاي دائمي و موسميِ چندي است که از شمال و شرق به رودخانه هاي جاري به سوي درياي خَزَر و درياچه قم مي پيوندند و درناحيه جنوب و جنوب غربي رودخانه بزرگ گاماسياب را راهي خليج فارس مي کند.

اساس اقتصاد اين استان برکشاورزي و دام پروري و استخراج معادن و صنايع دستي است. چغندر قند، میوه جات صيفي، گندم، جو، و سيب زميني در استان همدان کشت مي شود و چراگاه هاي عالي امکان پرورش دام را به بهترين گونه فراهم مي آورد. معادن گرانيت، انواع سنگ هاي ساختماني، سرب، روي، و سنگ آهن درنواحي مختلف استان مورد بهره برداري قرار مي گيرد. از صنايع دستي اين استان سفال گري، قالي بافي، پوستين دوزي، و دَبّاغي را مي توان نام برد.

ايستگاه ماهوارهاي بين المللي اَسَد آباد، در 65 کيلومتري همدان، از راه دو آنتن بزرگ با ماهواره مخابراتي اقيانوس هند و کشورهاي خاور دور، خليج فارس، و اروپا ارتباط مستقيم ايجاد کرده است. جمعیت استان همدان به 1732080تن مي رسد که حدود پنجاه هزار تن از آنان را عشاير کوچ نشين کُرد و لُر تشکيل مي دهند. آنها از مسلمانان شيعه و سنّي و اهل حق هستند و به زبان هاي فارسي، ترکي، لُري، و کُردي سخن مي گويند. استان همدان هشت شهرستان دارد از جمله: همدان (مرکز استان)، مَلاير، نهاوند، و تويسِرکان.

همدان

همدان تاريخي ترين شهر بزرگ ايران است که در فاصله 237 کيلومتري غرب تهران در دامنه شمالي کوه اَلوَند بر روی تپه ای که 1850متر از سطح دریا بلند تر است واقع شده و آب فراوان، خاک حاصلخيز، زمستان هاي سرد، و تابستان هاي معتدل آن از دير باز مشهور بوده است.

همدان يا، آن گونه که درکتيبه پادشاه آشور، حدود 1100 سال پيش ازميلاد مسيح آمده، آمادانه همان هِگمَتانه و اِکباتان است. به گفته هرودُت، ديااُکو، پادشاه بزرگ ماد، در حدود 700 سال پيش ازميلاد پايتخت خود را درآن جا بنا کرد. هِگمَتانه هفت قلعه ی تودرتو بود و ديوار هريک از قلعه ها رنگ خاص خود را داشت که با اعتقادات بابِليان در باره رنگ هاي سيّارات هفتگانه منطبق بود. در دروني ترين بخش، کاخ پادشاهي با ديوارهاي سفيد قرارداشت که درباريان درآن مي زيستند. قرن ها بعد نظامي گَنجَوي، شاعر داستان سراي ايراني، در منظومه ی هفت پيکر بناي قصري اين چنين را به بهرام گور نسبت داده است.

گنبد اِستِر و مُردْخاي (همدان)

پس از مادها، در دوره هاي هَخامَنِشي و اشکاني نيز همدان همچنان قصر تابستاني پادشاهان بود که از اَرگ اِکباتان، يعني همان قلعه دروني با ديوارهاي سفيد، به واسطه استواري ساختمان و امکان نگهباني از آن به عنوان خزانه سلطنتي استفاده مي کردند. نوشته اند که اسکندر مقدوني نيز غنايمي را که از تخت جمشيد به دست آورده بود درهمين جا پنهان کرد. نشانه هايي هست که در دوره اشکاني در پاي اين قلعه قصري با خشت هاي طلا و نقره ساخته شده بود که معبد آناهيتا درآن قرار داشت. در دوره ساسانيان همدان چندان مورد توجه نبوده است و در دوره هاي اسلامي نيز از همدان تنها به عنوان شهري حاصل خيز که محصول آن غلّه و زعفران است ياد شده.

درحمله مغول همدان نيز چون ديگر شهرهاي ايران ويران شد. از آن پس همدان اگرچه به واسطه قرار داشتن در مسير مهم ترين جاده هاي شرق به غرب اهميت بازرگاني بسيار داشته امّا ديگر شکوه و آباداني گذشته را نيافته است.

همدان و سرزمین های پيرامون آن پُراز آثار تاريخي مربوط به دوران شاهنشاهي ايران پيش و پس از اسلام است. کتيبه هاي گنج نامه متعلّق به دوره هَخامَنِشي، تپّه مصلّي بازمانده بارويي از عهد اشکاني، مجسمه شير سنگي، گنبد علويان از اواخردوران سَلجوقي، گنبد اِستِر ملکه ی یهودی هخامنشی ومُردْخاي، یادگار نزدیک به دوازده سده پیش ، آرامگاه بوعلي سينا دانشمند و فيلسوف ايراني قرن دهم ميلادي، و مقبره باباطاهر، عارف بزرگ ايراني، از جمله اين آثاراند.

گنبد اِستِر و مُردْخاي زیارتگاه یهودیان است. دو سرداب به نام استر و مرد خای وجود دارد. برروی صیدوقی منبت کاری شده، نام بانی این محل به خط عربی کنده شده و روی دیوار نیز کتیبه های گچ بری به خط عبری دیده می شود. دراين منطقه غارهاي شگفتي نيزوجود دارد. ازجمله آنها غارِ علي سرد (علي صدر)در 60 کيلومتري همدان با مناب ععظيم آب زيرزميني و رسوبات کربن اتکلسيم است. اين غار يکي از زيباترين و بي نظيرترين پديده هاي طبيعي جهان به شمار مي رود.

نَهاوند

شهرستان نَهاوند در452 کيلومتري غرب تهران بين مَلاير، همدان،خُرّم آباد و کرمانشاه واقع شده و جزء سرزمين هايي است که درگذشته به آن ماد يا ماه گفته مي شد. نَهاوند ازسوي شمال و جنوب بين دو رشته کوه قراردارد که رودخانه بزرگ گاماسياب ازآنها سرچشمه مي گيرد. نَهاوند درمنطقه اي خوش آب و هوا و حاصل خيز بنا شده و درگذشته جمعيّتي بسيار داشته است. بعضي باستان شناسان بناي آن را به دوران سُلوکيان نسبت مي دهند و نام ديرين آن را لائوديسه مي دانند. تاريخ نَهاوند بسيار ديرينه است. مهم ترين جنگ اعراب با ايرانيان که به سقوط شاهنشاهي ساساني انجاميد درسال 21ه(641م) دراين شهرروي داد. در قرن چهارم هجري/دهم ميلادي نَهاوند بسيار آباد و پُرجمعيّت بود و بازرگاني پُررونقي داشت. امروز بيشتر جمعيّت آن کُرداند.

مهم ترين آثارتاريخي نَهاوند درتپّه مشهور کيان در فاصله 9 کيلومتري غرب اين شهر قرار دارد که باستان شناسان درآن آثار تمدّن حدود هزار وسیصد سال پيش از مسيح را به دست آورده اند. اين آثار نمودار مراحل مختلف تمدّن مردم اين سرزمين پيش از ورود آرياييان بهمنطقه است. نمونههاي بسياري که از اشياء متعلّق به سرزمين هاي بسيار دور درآن يافت شدهنشان ميدهدکه دادوستد نيز از روزگار باستان درآنرونق داشته است. درپي کاوشهاي باستان شناسانه در اين ناحيه معبدي اززيرخاک درآمده که متعلّق به دوران سِلوکي هاست. کتيبه اي نيز از دوران آنتيوکوس و به خطّ يوناني قديم دراين معبد يافت شده است.


30. استان يزد

استان يزد، بامساحتي حدود 128 هزار و811 کيلومترمربّع، در مرکز ايران و حاشيه کوير مرکزي ميان استان هاي اصفهان، خراسان جنوبی، فارس، و کرمان واقع شده است. کوه هاي بختياري، با يخچال هاي طبيعي وقلّه هايي هميشه پوشيده از برف، درجنوب غرب استان يزد قراردارد. قلّه شيرکوه با 4 هزار و 75 ارتفاع بلندترين نقطه اين استان است. درمناطق پست تر اين منطقه براثر تبخير آب هاي سطحي کفّه هاي نمک برجاي مانده است. کفه نمک اَبَرقو، نزديک شهري به همين نام، وسيع ترين آن هاست.

دراين ناحيه، درسال گاه بين 40 تا60 روز توفان هاي شديد پي درپي مي وزد و موجب جا به جايي تپّه هاي متحرّک شن و ريگ مي شود. آب و هواي خشک وکويري و نوسانات شديد حرارت نيزموجب آسيب فراوان به کشاورزي منطقه يزد مي شود. دراين منطقه به سبب کم آبي شديد، نياز به بهره برداري ازقنات و چاه هاي عميق و نيمه عميق هنوز کاملاً محسوس است. مخازن عظیم آبي یا آب انبار که براي مقابله با کم آبي و رفع نيازمردم، به سبک معماري زيباي سنّتي ساخته شده از ديدني هاي استان يزد به شمار مي رود. به طورکلّي، معماري اين استان متناسب با آب و هواي محلي است و سبکي خاص و شايان توجه دارد.

محدود بودن امکانات کشاورزي، کشاورزان و باغبانان اين استان را سختکوش و کارآزموده کرده و انگيزه اي براي گسترش فعّاليت هاي صنعتي شده است. بافت تِرمِه و انواع پارچه هاي دست باف سابقه طولاني و شهرت بسيار دارد. کارخانه هاي ريسندگي و بافندگي پتو وقالي هاي دستي و ماشيني نيز درنقاط مختلف استان به چشم مي خورد. بهره برداری ازذخاير عظيم معدني مانند آهن، اورانيوم، سرب، و روي، به خصوص در دهه های اخیر نيز به گسترش اشتغال کمک کرده است. درکارخانه ی چینی و کاشی سازی میبد یکی از شهر های این استان اکنون انواع ظرف های ظریف و خوش نقش غذاخوری و آجرهای کف پوش ساختمانی تولید و افزون بر مصرف داخلی مقدار قابل توجهی صادر می شود.

استان يزد جمعيّتي حدود نهصد و چهل هزارو هشتصد تن دارد که به فارسي با لهجه ی محلی سخن مي گويند و بيشترمسلمان شيعه هستند. از ديرگاه جمعيّتي از اقليت هاي زرتشتي و يهودي نيز در اين استان زندگي مي کنند. استان يزد هفت شهرستان دارد از جمله: يزد (مرکز استان)،ابرقو، اَردَکان، تَفت، مِهريز، بافْق وطبس که از خراسان جدا و به استان یزد افزوده شده است.

یزد

اين شهر درمرکز ايران بين دشت کوير، کوير لوت، کرمان و اصفهان و در فاصله 689 کيلومتري تهران قرار دارد. يزد شهري مرتفع است و دورادور آن را کوه فراگرفته. شيرکوه درجنوب غربي شهرحدود 600 متر از سطح دريا بلندي دارد. آب و هواي يزد خشک کويري و باران ساليانه اش اندک است. اماکوهپایه های آن در دامنه های شیرکوه دارای اب و هوائی خنگ و مطبوع استراحتگاه تابستانی خوبی فراهم می آورد. بناي شهر باستاني یزد را به اسکندر مقدوني نسبت مي دهند. گفته اند که وي در آن جا زنداني ساخت که درادب فارسي به زندان اسکندر شهرت دارد. به همین جهت شهر يزد به زندان سکندر نیز معروف شده. ازسوی دیگر، نام شهر را برگرفته از نام يزدگرد اوّل شاهنشاه ساساني دانسته اند که درآغاز قرن پنجم ميلادي مي زيسته است. نوشته اند که چون چندتن ازشاهبانوان ساساني در توسعه و آباداني اين شهرکوشيده اند، درآمد و ماليات يزد تا اواخر دوره ساساني به بانوان دربار آنان تعلّق داشته است.

درسرگذشت يزدگردسوّم، آخرين شاهنشاه ساساني، آمده که وي پس از شکست نهاوند خزاين دربار را در يزد پنهان ساخت و گنج نامه هاي آن را همراه خود به خراسان برد. پس از کُشته شدن يزدگرد در مَروْ اين گنج نامه ها به دست مردم افتاد وقرن ها پس از آن کساني درجستجوي آن گنج ها به يزد آمدند. يکي از آن خزاين در قرن هشتم هجري/چهاردهم ميلادي به دست امير مبارزالدين محمّد از آل ِمظفّر افتاد.

يزد با وجود موقع کويري شهري پُرآب و حاصلخيز بوده است. درقرن چهارم هجري/ دهم ميلادي، از فراواني ميوه هايي که از اين شهر به اصفهان صادر مي شده ياد کرده اند. موقع بازرگاني يزد نيز در تاريخ داراي اهميّت است زيرا اين شهر برسر راه هايي قرار دارد که به بندرهای خليج فارس مي رسد.

ازويژگي هاي يزد معماري سنّتي آن است که متناسب با آب و هواي خشک کويري به وجود آمده. ديوارهاي بلند خانه ها دراين شهر درطول تاريخ سدّي دربرابر حمله بيگانه و سايباني براي روزهاي گرم بوده و زيرزمين هاي بزرگ آن استراحتگاهي براي تابستان هاي طولاني. بادگيرهاي اين زير زمين ها، که هوا را به خوبي خنک مي کند، در معماري سنّتي يزد چندان مهم است که اين شهر را شهر بادگيرها ناميده اند.

آب آشاميدني يزد نيز از راه خاص خود تأمين مي شود. آب انبارهاي بزرگ، که اغلب به وسيله نيکوکاران ايجاد و وقف مي شده، محلّ ذخيره آب براي مردم بوده است. برخي ازاين آب انبارها که هنوز باقي است بيش از صد پلّه عمق دارد. ساختمان محلّي به اين وسعت که بتواند در برابر فشار آب پايداري کند ازمحاسبات دقيق استادان معمار در اين شهرحکايت دارد.

کندن چاه هايي که گاه تاعُمق چهل متري زمين مي رسد و براي تأمين آب کشاورزي ضروري است از ديگر مهارت هاي مردم کوير نشين خاصه يزدي هاست که دريافتن محلّ آب هاي زيرزميني و مسيري که بايد قنات ها و کاريزها درطول آن کنده شود، توانايي خاص دارند.

سکونت گروه بزرگي از زَرتُشتيان ايران در يزد ويژگي ديگر اين شهر است. آتشکده يزدانْ آتش مقدّسِ آتشگاه فارس را از حدود 700 سال پيشتاکنون درخود روشن نگاه داشته است.

مسجد جامع یزد

مهم ترين اثر تاريخي يزد مسجد جامع آن است که ساختمان اصلي آن به قرن ششم هجري/ دوازدهم ميلادي بازمي گردد. امّا ساختمان کنوني آن در دوره آلِ مظفّر در قرن هشتم هجري بنا شده است. اين مسجد جامع دو کتيبه بسيار نفيس يکي به خطّ کوفي و ديگري به خطّ ثُلث دارد که در متن آن نام شاهرخ تيموري خوانده مي شود. مدرسه و خانقاه سيد شمس الدين و بقعه سيد رُکن الدين (رُکنيه) و مسجد پيرچَخماق با سردري بلند و جلوخاني جالب توجّه و باغ دولت آباد از زمان شاهرخ تيموري، که چندي محل سکونت کريم خان زند بوده، از ديگر آثار تاريخي شهر يزد است. براين همه بايد بادگيرها و آب انبارهاي قديمي يزد را افزود که همواره مورد توجّه جهان گردان داخلي و خارجي بوده است.

باقلوا، حاجی بادام و دیگری شیرینی هائی که در یزد پخته می شود، از بهترین و معروف ترین سوغات های شهر یزد است که بسته های آن رادرهمه ی اوقات به خصوص نوروز به شهرهای مختلف می برند. باقلوای یزد با انواع گوناگون بادامی ، پسته ای و نارگیلی بین ایرانیان بسیار خواهان دارد.

اردکان

دومین شهر بزرگ استان یزد اردکان است که درفاصله ی 60 کیلومتری یزد دردامنه ی شیرکوه واقع شده، شهری خوش آب و هوا و استراحتگاه مردم درتابستان های گرم و سوزان منطقه. در این شهر که نام آن به معنی مکان پاک یا مقدس است، از قرن دوازدهم میلادی تا کنون مکان های مذهبی زیادی برجای مانده. بنای مسجد جامع و امامزاده میر سید محمد و تکیه ازآن جمله است.

یکی از مهم ترین زیارتگاه های زرتشیان در شریف آباد روستائی نزدیک اردکان است که هرساله هزاران نفر، که بیشتر آن ها زرتشیان ایرانی یا خارجی به خصوص هندی هستند به آن جا می آیند. افزون بر این محل که پیرچک چک نام دارد ، زیارتگاه های دیگر زرتشتی در آن محل عبارتند از:پیر شاه اشتات ایزد،پیرشاه مهرایزد و پیرشاه مراد. زیارت پیرچک چک همه ساله از24-28خرداد/14-18جون صورت می گیرد. رسم آن است که زایران ازهنگامی که نخستین نگاهشان به ستایشگاه می افتد، پیاده به سوی آن از کوه بالامی روند. درآن جا از چشمه ای پنهان در دل کوه قرن هاست که قطره قطره آب می چکد. به باور زرتشتیان،درجمله ی اعراب به ایران ، نیک بانو دختر دوم یزدگرد آخرین شاهنشاه ساسانی از ترس اسارت و مرگ هنگام گریز به اهورا مزدا مناجات کرد که او را برهاند. همان دم کوه معجزآسا از هم شکافت و اورا درخود گرفت. قطره های آب اشک های ترس و اندوه نیک بانوست. افسانه از بیرون ماندن پاره ای پیراهن رنگین دختر از شکاف کوه سخن دارد که کسی تا کنون آن را ندیده است. درکنار این محل درخت بسیار بزرگی سربرافراشته که گفته می شود عصای نیک بانوست.

ستایشگاه درواقع ساختمانی سرپوشیده در بریدگی کوه است که دو در برنزی بزرگ دارد. ورودی آن با سنگ مرمر فرش شده و دیوارها از آتش مقدسی که قرن هاست در آن جا افروخته نگاه داشته شده، سیاه گردیده. در بریدگی های زیر ستایشگاه برای پذیرائی از مسافران چند جایگاه سرپوشیده ساخته اند.

ابرقو

یا ابرکوه ابرقو درهجده کیلومتری جنوب غرب یزد شهری کوجک و نسبتآ خوش آب و هواست. دراین شهردرخت سروی بزرگ و قدیمی وجود دارد که وجود 2500 ساله ی آن را دراین سرزمین کویری یکی از شگفتی های طبیعی و دراعتقاد عامه درختی مقدس می دانند. طَبَس طَبَس باوسعت55344 کیلومتر مربع يکي از شهرهاي قديمي استان خراسان بوده که از سال 1381ش/2002م. به استان یزد پیوسته است. این شهردر حاشيه کوير لوت و در دامنه کوه نيزار واقع شده و آب و هواي آن در نواحي کوهستاني معتدل و در قسمت جلگه اي گرم و سوزان است.

طَبِس

درکنارکويرخشک و سوزان مرکز ايران شهري آباد و پُردرخت است. درگذشته از خرما و عناّب فراوان آن ياد کرده اند. امروزه طَبَس انواع درخت هاي گرمسيري و باغ هاي بزرگ مرکبات دارد و همه ساله در زمستان و نوروز گل هاي نرگس فراواني از آن جا به شهرهاي ديگر خراسان برده مي شود.

طََبَس درقرن اوّل اسلامي به "دروازه خراسان" شهرت داشت. زيرا بيشتر راه هايي که از کوير مي گذشت به اين شهرمي رسيد اهميّت تاريخي طَبَس بيش ازهمه به واسطه دژهاي اسماعيليه در آن جاست، که درنيمه دوّم قرن پنجم هجري (يازدهم ميلادي)، هنگامي که طَبَس به تصرّف اسماعيليه درآمد، بناشد. سپاهيان سلطان سَنجَر يک بار آن جا راگرفتند و کُشتار و خرابي بسيار به بار آوردند. ويراني طَبَس بار ديگر در زمان شاه عبّاس بزرگ روي داد که اُزبَک ها به آن جا حمله بردند. درسال1357ش(1878م} زلزله ی بسيار سختي این شهررا به کلّي درهم کوبيد و ساختمان هاي قديمي آن را از ميان برد. پس از آن طَبَس از نو ساخته شد.

واقعه مهّم ديگری که، پس از انقلاب اسلامي درنزدیکی این شهر روی داد، سقوط چند هليکوپتر آمريکايي بر اثر توفان شن و منفجر شدن برخي از آن ها بود که براي آزاد کردن گروگان هاي سفارت امريکا در تهران در نزديک اين شهر فرود آمده بودند. از آثار تاريخي طَبَس، که بسياري از آنها در زلزله آسيب فراوان ديد، مي توان بناي امامزاده حسين ومناره ی کبير و برج يا مناره کرات را نام برد که همگی به قرن پنجم هجري (يازدهم ميلادي) بازمي گردند. مسجدجامع و قلعه اي متعلّق به دوران صَفَويّه نيز در اين شهر همچنان برجاي است.

***