tile

اسلام



درقرن هفتم ميلادي، درمکّه يکي از شهرهاي شمال غرب عربستان رويداد ديني مهمّي به وقوع پيوست که در اندک زمان امپراتوري هاي مقتدر ايران و روم را به زانو درآورد و تمدّني پربار و ماندني در عرصه اي وسيع از جهان متمدّن آن روز برجاي گذاشت. درگذشته هاي دور، بخش هاي بزرگي از شبه جزيره عربستان بارها به تصرّف کشور گشايان ايراني درآمده بود و از قرن ششم ميلادي يمن، آبادترين و ثروتمندترين نواحي کرانه جنوبي اين شبه جزيره به وسيله اميران دست نشانده شاهنشاهان ساساني اداره مي شد.

مکّه، بر سر راه کاروانرو سوريه به يمن، موقع بازرگاني و مذهبي مهمّي داشت، زيرا کَعبه بزرگترين بُتخانه قبايل عرب در آن جا بود. رفت و آمد زائران و بازرگانان، خاصّه در زمستان که بازارهاي فصلي برپا مي شد، اين شهر را به صورت کانون برخورد عقايد و آرای گوناگون يهوديان، مسيحيان، زَرتُشتيان و اعراب باديه نشين در مي آورد. مهم ترين مقام مذهبي مکّه يعني پرده داري خانه کعبه با قبيله قريش بود که بعضي از خاندان هاي آن با بازرگاني و رباخواري ثروت هاي سرشار گرد آورده بودند.

پيامبر اسلام

رسول اکرم محمّدبن عبدالله(ص) حدود سال 571 ميلادي درخانداني هاشمي از قبيله قريش زاده شد. پدر خود عبدالله بن عبدالمُطّلّب را، که بازرگاني کم سرمايه بود، در آغاز زندگي و مادرش، آمنه، را در شش سالگي از دست داد و کودکي را در فقر به چراندن رمه عموي خويش، ابوطالب، که پس از درگذشت عبدالمطلّّب سرپرستي او را برعهده داشت، گذراند. در جواني سرپرستي امور بازرگاني زني سرشناس و ثروتمند به نام خديجه را به عهده گرفت و پس از سفري به شام و سوريه بر اثر کارداني و اَمانت به محمّد امين شهرت يافت. در بيست و چهارسالگي به تقاضاي خديجه که بيوه اي چهل ساله بود با او زناشويي کرد. ثمر اين ازدواج چند دختر و پسر بود که از آنان سه دختر زنده ماندند. دو تن از آنان يکي پس از ديگري به زني به عُثمان خليفه سوّم داده شدند و دختر سوّم، حضرت فاطمه زهرا(ع) باحضرت علي بن ابي طالب پسر عمّ پدر زناشويي کرد.

رسول اکرم(ص) هنگامي که در مکّه بسر مي برد گاه از مردم کناره مي گرفت و در غاري برکوه حَرا به عبادت و تفکّر در باره آفرينش و احوال آدميان مي پرداخت. درهمين خلوت ها در چهل سالگي، شبي وحي الهي بر او نازل گرديد و به پيامبري انگيخته شد. به اعتقاد شيعه اماميه، بعثت پيامبر در بيست و هفتم ماه رجب واقع شده است. نخستين سال هاي بعثت را پيامبر به دعوت پنهان افراد خانواده خود پرداخت. خديجه همسر و علي(ع) عمو زاده آن حضرت از نخستين گروندگان بدو بودند. پس از سه سال وي دعوت خود را در مکّه آشکار کرد و همه را به ستايش خداي واحد بي همتا فرا خواند. سران قريش که براي رونق کار خود بر بُتخانه کعبه تکيه داشتند به مخالفت با او پرداختند. ده سال پس از بعثت، دو پشتيبان بزرگ محمّد، ابوطالب، بزرگ خاندان هاشمي، و خديجه، همسر وي، درگذشتند و از آن پس آزار مُشرکان بُت پرست فزوني گرفت.

سفر کوتاه پيامبر(ص) به طائف، ناحيه اي سرسبز نزديک مکّه، بيش از چند ماه دوام نيافت و مخالفت مردم او را ناچار به مکّه باز گردانيد. درهمين زمان سران قبايل شهر يَثرَب که در موسم حج به مکّه آمده بودند با قبول اسلام و بيعت با پيامبر اکرم آن حضرت و يارانش را که مورد شکنجه و آزار بسيار بودند به شهر خود دعوت کردند. هجرت پيامبر و اصحاب او از مکّه به يَثرَب، که مدينة النّبي، خوانده شد آغاز تاريخ هجري و مطابق سال 621ميلادي است. در مدينه، پيامبر اکرم(ص) اساس جامعه و حکومت اسلامي را بنا نهاد و اصول و تعليمات دين جديد را، که موجب همبستگي اقوام و قبايل مختلف بود، استوار کرد. از آن پس مبارزه بر ضدّ مُشرکان بُت پرست شدّت يافت. نخستين برخوردهاي مسلمانان با اعراب و بزرگان بُت پرست مکّه، به صورت حمله به کاروان هاي بازرگاني صورت مي گرفت. درسال سوّم هجري، جنگي مهم ميان مسلمانان و کارواني که از سوريه به مکّه مي رفت در گرفت که به پيروزي مسلمانان و کشته و اسير شدن بسياري از بزرگان قريش انجاميد. اين جنگ به غِزوه بَدْر مشهور است.

سال بعد در جنگ اُحُد مسلمانان شکست خوردند و دوسال بعد ابوسُفيان، يکي از بازرگانان بسيار توانگر قريش، با لشکري بزرگ که به حدود ده هزار نفر مي رسيد مدينه را محاصره کرد و مسلمانان را در معرض خطري بزرگ قرار داد. امّا به راهنمائي سلمان فارسي، که ايراني و از ياران نزديک پيامبر بود، در ظرف شش روز گرداگرد مدينه خندقي کندند. اين جنگ، که به همين مناسبت جنگ خندق ناميده شد، با بروز اختلاف در سپاه دشمن بي خونريزي پايان يافت.

قدرت روز افزون سپاهيان اسلام درنتيجه اقبال اقوام مختلف عرب بود که به ويژه پس از فراهم آمدن امکان برگزاري مراسم حج براي مسلمانان در مکّه شتاب يافت. عاقبت درسال نهم ه/630م، پيامبر(ص) با ده هزار تن مرد جنگي به مکّه نزديک شد. اين برخورد با تسليم ابوسُفيان و ديگر بزرگان قريش که امان يافته بودند بي خونريزي و با پيروزي مسلمانان پايان پذيرفت. پيامبر اکرم(ص) پيشاپيش سپاهيان اسلام پيروزمندانه به خانه کعبه درآمد، بُت ها را درهم شکست و آن مکان مقدّس را به مسجدالحرام و زيارتگاه مسلمانان تبديل فرمود. از آن پس بيشتر اعراب اسلام آوردند و بُت ها را شکستند وحکومت يکپارچه و متّحد اسلام بر سراسر شبه جزيره عربستان تسلّط يافت. پيامبر باقي عمر را نيز در مدينه گذراند و با آن که پيشواي مذهبي و سياسي و جنگي مقتدري بود، همانند عامه مسلمانان به سادگي و بدون تجمّل و دستگاه مي زيست، امور مسلمانان را شخصاً اداره مي کرد و نسبت به فقرا و يتيمان و ستم ديدگان رأفت و توجّه خاص داشت.

در بهار سال دهم ه/631 م. آن حضرت آخرين سفرحج را که حجّة الوِداع خوانده شد برگزار کرد. به اعتقاد شيعيان در راه بازگشت درمحلّي به نام غَدير خُم آن حضرت علي بن ابيطالب(ع) را به جانشيني برگزيد و همه مومنان را به پي روي و اطاعت او امر کرد و چند ماه پس از آن در 28 صفر سال يازدهم ه/632م در مدينه رحلت فرمود.

قرآن مجيد

قرآن مجيد کتاب آسماني مسلمانان و معجزه محمّد مصطفي(ص) است که کلام الله، فُرقان و الکتاب نيز خوانده مي شود. اين تنزيل شريف مجموعه وحي ها و الهام هاي خداوند است که به وسيله جبرئيل در ليلة القَدر از ماه رمضان نازل شده و در دوران رسالت خاتم الانبياء محمد(ص) به تدريج به مناسبت حوادث و وقايعي که اتّفاق مي افتاده به الفاظ عربي بر زبان پيامبر جاري مي شده است. در همين زمان نويسندگاني آن چه نازل مي شد بر پوست يا استخوان يا سنگ هاي پهن نازک مي نوشتند. عدّه اي از صحابه نيز آن سخنان را به دقّت به خاطر مي سپردند و پيوسته براي مؤمنان قرائت مي کردند و به آنان مي آموختند. مشهورترين کاتبان وحي و قاريان قرآن در زمان پيامبر(ص) علي بن ابيطالب، ابوبکر، عُمر، ُعثمان، زيد بن ثابت و ابن ابي کَعب بودند که بعضي از ايشان نامه هاي آن حضرت را نيز مي نوشتند. چندي پس از رحلت رسول اکرم(ص) گروهي از قاريان در جنگ کشته شدند. بعضي از صَحابه و خلفا تصميم گرفتند براي جلوگيري از تحريف و نابودي قرآن، آن را يکجا گرد آورند. از همين رو، در سال 30ه/651م، همزمان با خلافت عُثمان نسخه اي يکنواخت فراهم آمد که چون دريک مجلّد بود مُصحَف خوانده شد. به دستور خليفه، نوشته هاي ديگررا درآتش سوزاندند تا پس از آن موجب اختلاف و تفرقه مسلمانان نشود. مُصحَف شريف از آن زمان تا امروز برجاي است.

قرآن به 114 سوره و بيش از شش هزار آيه تقسيم مي شود که 95 سوره از آن درمکّه (سوره هاي مکّي) و 19 سوره ديگر در مدينه (سوره هاي مدني) نازل شده است و بنا بر نصّ قرآن هيچ نکته اي نيست که در کتاب مبين بدان پرداخته نشده باشد. موضوع هايي که بيش از همه در سوره هاي کلّي آمده عبارت است از توحيد، قيامت و داوري اعمال بندگان و سرنوشت وحشتناکي که در انتظار بُت پرستان و مُشرکان است. تعليمات و دستورات ديني و قواعد و احکام و قِصَص و دستورهاي اخلاقي نيز درسوره هاي مکّي فراوان است. موضوع سوره هاي مدني بيشتر قوانين و مقرّرات فقهي و حقوقي جامعه اسلامي و دستورهاي زندگي و نيز در باره نحوه برخورد و مقابله با دشمنان داخلي و خارجي است. به طورکلي قرآن مسلمانان را به وحدت براي اطاعت از دستورهاي خداي واحد بي همتا فرا مي خواند و به مقابله و مجاهده دربرابر دشمنان و مُشرکان و دورويان فرمان مي دهد.

آيات قرآن به محکمات و متشابهات تقسيم مي شود. فهم آيه هاي محکم براي آنان که عربي مي دانند ممکن است. امّا متشابهات از فهم عامه بيرون است و بنا برنصّ قرآن کسي جز خدا و رسول و کساني که در علم دين استوارند برمعناي آن ها آگاه نيست. تا وقتي رسول اکرم(ص) حيات داشت ياران وي دشواري هاي فهم متشابهات را از آن حضرت مي پرسيدند. امّا پس از رحلت آن حضرت و توسعه فتوحات اسلامي در سرزمين هاي ديگر که مردم آن به سبب نزول آيات واقف نبودند، نياز به توضيح و تفسير قرآن به وجود آمد. بعدها مفسّراني پيدا شدند که آيات متشابه را بر مشرب و به مقتضاي فکر و علم خود تأويل مي کردند. ايرانيان و صوفيه درعلم تفسير آثار برجسته اي پديد آورده اند. امّا مشهور ترين مفسّري که از زمان پيغمبر مورد اعتماد و مراجعه عموم مسلمانان بوده عبدالله بن عبّاس است.

قرآن نه تنها از جهت وحي الهي و شمول بر اصول و تعاليم ديني، بلکه از حيث فصاحت و بلاغت و اسلوب خاص آن که نه نظم است و نه نثر و نه سجع، بر زبان و ادب عربي و فارسي تأثيري بزرگ برجاي گذاشته است. از نخستين قرن هاي اسلامي مطالعه و بحث درباره قرائت، تفسير، تجويد، تأويل و علوم ادبي چون لغت، بلاغت و فصاحت و صرف و نحو و امثال آن به عنوان علوم قرآني رواج بسيار داشته و منشاء مباحث مهم بوده است.

اصول و احکام اسلام

اسلام به معني تسليم و اطاعت فرمان خداوند است که به وسيله فرستاده او محمّد(ص) نازل گرديده و با اقرار به زبان، ايمان به قلب و عمل به ارکان تکميل مي شود. اقرارْ بر زبان آوردن دوجمله شهادت است که بر يکتايي الله و رسالت محمّد(ص) دلالت دارد: «اَشهَدُ اَنْ لا الله اِلاّ الله» و «اَشْهَدُ اَن محمّداً رسولُ الله.» عقايد اسلامي که براساس قرآن و احاديث استوار است به اصول و احکام يا عبادات تقسيم مي شود. اصول دين عبارت است از توحيد، نُبُوّت و مَعاد. دو اصل عدل و امامت مخصوص شيعيان و اصول مذهب شيعه است. توحيد: اعتقاد به الله، خداي واحد بي همتا که آفريننده هستي است؛ آغاز و پاياني ندارد، نه زاده است و نه مي زايد؛ شريک و مانند ندارد؛ دانا و توانا و نگهدار و روزي دهنده است و مؤمنان پرهيزگار را با مهرباني و بخشايندگي مي نوازد و در برابر مُشرکان و دورويان و دشمنان انتقام گيرنده قَهّار است.

نُبُوّت: خداوند براي هدايت مردم کساني را از ميان ايشان به نُبُوّت برمي گزيند تا تعليمات و احکام الهي را به وسيله ايشان به مردم برساند. از آغاز آفرينش، پيامبران بيشمار از جانب خدا براي هدابت خلق فرستاده شده اند که اوّلين آنها آدم و آخرين آنها محمّد مصطفي(ص) خاتم الانبياء است.

معاد- اعتقاد به روز حساب است، هنگامي که به فرمان خدا مردگان برمي خيزند و در محضرعدل الهي اعمال نيک و بد آنان در ترازو سنجيده مي شود. مؤمنان متقّي که با اطاعت از اوامر و احکام الهي از گناه دوري جسته اند از صِراط مي گذرند و در جنّت، که جوي هاي بسيار درآن روان است، ازنعمت هاي خداوند بهره ورمي شوند. امّا بدکاران و مُشرکان و آنان که تعاليم خداوند را سبک داشته و در روي زمين فساد کرده اند، به جهنّم مي روند و براي هميشه آن جا مي مانند.

عدل: آدميان در بعضي امور مجبور و در بعضي ديگر مختار هستند. يعني در انتخاب راه و روش زندگي اختيار دارند. اختيار براي انسان مسئوليت مي آفريند و بسته به آن که چگونه رفتار کند درقيامت پاداش و مجازات مي بيند و اين عدل خداوند است که به انسان آزادي مي دهد و درمقابل او را مسئول مي شمارد.

امامت: امام به معني رهبر و پيشواست و به کسي گفته مي شود که در نماز جماعت ديگران پشت سر او مي ايستند و به او اقتدا مي کنند. امّا امامت در اعتقاد شيعه آن است که علي(ع) و جانشينان او تا امام دوازدهم، برگزيدگاني هستند که پس از پيامبر اکرم(ص) و از طريق انتساب به او بهره اي از علم الهي دارند و نظر و رأي ايشان در تفسير و تأويل و تشريح قرآن و رهبري جامعه اسلامي همراه با تأييد از خداوند متعال است. ايشان معصوم و دور از گناه و لغزش اند و اطاعت از دستورات و پيروي از روش زندگي آنان بخشي از اوامر دين اسلام است.

فروع دين هشت است: نماز، روزه، حج، جهاد،، خُمس، زََکات، امر به معروف و نهي از مُنکَر.

نماز از واجبات است و ستون دين خوانده شده. مسلمانان هر روز پنج بار به سوي مسجد الحرام (کَعبه) به نماز مي ايستند، خداي يکتاي بي شريک را ستايش مي کنند و شهادت به وحدانيت و فردانيت الله و رسالت پيامبر گراميش محمد مصطفي(ص) مي دهند.

روزه پرهيز ازخوردن و آشاميدن از طلوع تا غروب آفتاب درماه رمضان است. مسلمانان دراين ماه که به واسطه نزول قرآن و شب قدر آن را بسيار گرامي مي دارند، روزه ميگيرند و درطاعت و عبادت مي کوشند. عيد فطر، يکي از دو عيد مهمّ عموم مسلمانان، درپايان اين ماه و هنگامي است که با ديده شدن هِلال پايان يافتن ماه رمضان از سوي مراجع مذهبي اعلام گردد.

حج زيارت خانه خدا با ترتيب و اعمال خاص درماه ذي الحجّه است. اين مراسم با قرباني درعيد اَضحي، يا عيد قربان، پايان مي پذيرد. بر هر فرد آزاد مسلمان، که توانايي مالي و بدني داشته باشد، درمدت زندگي يک بار زيارت خانه خدا واجب است.

جهاد جنگ در راه خداست. بر هر مرد مسلمان که توانايي جسمي داشته باشد واجب است که براي دفاع از اسلام و گسترش آن به جنگ رود. در تاريخ اسلام، کشور گشايي هاي بسيار با عنوان عرضه اسلام بر کافِران و مُشرکان صورت گرفته است. وقتي مُشرکان و دشمنان به کشور اسلام حمله ور شوند دفاع واجب مي شود. دفاع برهمگان واجب است و پيري و جواني و جنس و توانايي و ناتواني درآن تأثيري ندارد.

 خُمس پرداخت يک پنجم از کل غنايم و اموال بي صاحب و درآمدهاي مشروع است که به پيامبر و خاندان او تعلّق مي گيرد. شيعيان سادات را شايسته دريافت خُمس مي دانند و آن را با عنوان سهم امام به مراجع عاليقدر يا حکومت مذهبي شيعه مي پردازند. اهل سنّت ماليات اسلامي را منحصر به زَکات مي دانند و معتقدند که پرداخت خُمس فقط در دوران حيات رسول اکرم(ص) واجب بوده است.

زَََکات، به معني خلاصه و برگزيده مال، پرداختن سهمي از درآمد محصولات سالانه به فقرا و بيچارگان و يتيمان و مسافراني است که از سرزمين خود به دور افتاده اند و خرج روزانه ندارند. اين مبلغ را مسلمانان به اختيار خود يا به مستحق مي پردازند يا از مراجع مذهبي براي تقسيم آن کمک مي گيرند. زَکات واجب است. امّا بسياري افراد علاوه بر زکات مبالغي ديگر به صورت پول يا جنس به عنوان صدقه به بيچارگان و مستحقّان مي پردازند که از مستحبّات است يعني از کارهاي نيکويي که ثواب آخرت دارد امّا واجب نيست.

امر به معروف راهنمائي و تاکيد ديگران بر انجام کارهاي خير است. نهي از مُنکَر جلوگيري از کارهاي ناشايست و خلاف دين است. برعهده هرمسلمان است که اگر شخص دانسته يا ندانسته در وظايف ديني کوتاهي کرد يا گرد کارهاي زشت و حرام گشت او را با پند و موعظه و درصورت لزوم به اجبار و خشونت از آن کار باز دارد.

شيعيان براين احکام هشتگانه دومورد ديگر افزوده اند که تَوَلاّ و تبرّا است. نخستين به معني اظهار ارادت و محبّت به علي(ع) و خاندان او و اصرار در حقّ خلافت ايشان بي فاصله بعد از پيامبر(ص) و دوّمي به معني اظهار بيزاري از دشمنان و مخالفان علي(ع) و اهل بيت اوست. درعين حال شيعيان، با تَقيه يعني پنهان کردن اعتقاد خود درجايي که گمان خطر رود، اغلب از اين موارد چشم پوشيده اند.

امور اجتماعي مسلمانان براساس حقوق اسلامي که از قرآن مجيد و احاديث گرفته شده اداره مي شود. در زمان رسول اکرم(ص) همه کارها زير نظر و به دستور آن حضرت انجام مي شد. پس از رحلت، خليفه در رأس حکومت قرار داشت و مرجع حل اختلاف هاي حقوقي و مسائل ديني بود. با گسترش سرزمين هاي اسلامي، خلفا وزيران و عاملان و قاضياني از جانب خود به کارهاي مختلف مي گماشتند.

فقها آن دسته از عالمان دين هستند که احکام جزيي مربوط به واجبات ديني و روابط اقتصادي و خانوادگي و قوانين مجازات و حقوق مردم و فرمانروايان را بنا بر نظر و اجتهاد خود تدوين مي کنند. در نخستين قرن هاي اسلامي چهار مکتب مهمّ فقهي پديد آمد که مسلمانان اهل سنّت و جماعت هنوز از آن ها پيروي مي کنند: حَنَفي، شافعي، حَنبَلي و مالکي. فقه شيعه به وسيله امام جعفر صادق(ع) ششمين پيشواي شيعيان تدوين گرديد. به همين جهت شيعيان اماميه را شيعه جعفري نيز مي نامند.