tile

اقلیت های مذهبی



زَرتُشتيان

زَرتُشتيان يکي از اقليت هاي مذهبي هستند که در قانون اساسي جمهوري اسلامي به رسميّت شناخته شده اند. تا حدود قرن پنجم هجري/ يازدهم ميلادي بیشتر مردم ايران مسلمان شده بودند. بین سال های 32تا168ه/ 653تا 785م. مهاجرت عظیمی از زرتشیان ایران به هند صورت گرفت. بار دیگر پس از حملهء مغول دسته هائی از زرتشتیان به هند رفتند. با این همه تا آن زمان هنوز گروه بزرگي از معتقدان به دين زَرتُشت در ایران زندگی می کردند و تا دورهء قاجار پيوسته مورد فشار و آزار بودند.

در زمان ناصرالدين شاه، با بروز احساسات ملّي و توجّه به تاريخ و فرهنگ ايران باستان، ماليات جَزيه که از اقلّيت هاي مذهبي گرفته مي شد لغو گرديد و از آن پس زرتُشتيان امکان يافتند بعضي مراسم و آداب مذهبي خود را اجرا کنند. در زمان سلطنت دودمان پهلوي، با ترجمه و نشر کتاب هاي باستاني به زبان فارسي، آشنائي عمومي با دين زَرتشت افزايش يافت. امروزه، جامعه زَرتُشتيان ايران در يزد، کرمان، شيراز و تهران فعّاليت هاي مذهبي و فرهنگي دارند. زَرتُشتيان، که بنا برمعتقدات مذهبي به آباداني و سازندگي اهميت بسيار مي دهند، در کارهاي خير که منافع آن به عموم مردم برسد هميشه پيشگام بوده اند. مدرسه ها، بيمارستان ها و گردشگاه هاي بسيار به وسيله نيکوکاران زَرتُشتي ساخته شده است.

يهوديان

يهوديان قديمی ترين اقلّيت نژادي و مذهبي هستند که از آغاز شاهنشاهي هَخامَنِشي تا امروز درايران سکونت داشته اند. آنان پيروان حضرت موسي کليم الله اند و از دستورات کتاب آسماني تورات پيروي مي کنند. زبان و خطّ عِبري و فرهنگ و معتقدات قومي در طي تاريخ پيوسته بين يهوديان ايران استوار مانده است.

در تاريخ ايران، يهوديان گاه در امور مهمّ حکومتي نقش هايي داشته اند، از آن جمله در زمان خشايارشا. در دوره هاي اسلامي يهوديان اهل ذِمّه بودند و جَزيه مي پرداختند. در دوره هايي ايشان چون ديگر اهل ذمّه ناچار بودند وصله اي زرد رنگ برجامه خود بدوزند تا از مسلمانان متمايز باشند. اين وصله غيار يا عسلي و يا يهوديانه خوانده مي شد.

تاريخ مهاجرت يهوديان به ايران به روزگار کورش بزرگ مي رسد. در قرن ششم پيش از ميلاد مسيح نَبوکُد نَصَر (بُختُ نَصر) فرمان رواي مقتدر بابل، پس از تصرّف اورشَليم آن شهر را ويران کرد و يهوديان را بيش از 80 سال در بابِل به اسارت داشت. در سال 540پ. م، کورش بزرگ، شاهنشاه هخامنشي پس از فتح بابِل قوم يهود را آزاد کرد تا به سرزمين خويش باز گردند و به ياري سپاهيان پارسي معبد خود را از نو بسازند. درآن زمان گروهي از يهوديان دربين التهرين ونواحي غرب فلات ايران سکونت يافتند. درقرن اوّل ميلادي، سرزمين فلسطين به تصرّف امپراتوري روم درآمد و در پي شورش مردم آن جا بار ديگر اورشَليم ويران شد. از آن پس قوم يهود در نقاط مختلف جهان آواره شدند و گروهي از آنان در پناه آزادمنشي و مداراي شاهنشاهان اشکاني با معتقدان به اديان ديگر به ايران مهاجرت کردند.

تا پيش از تشکيل دولت اسراييل درفلسطين، گروه بزرگي از يهوديان در کاشان، اصفهان، تهران، همدان و خراسان مي زيستند و اغلب آنان در امور اقتصادي و تجارت نقش عمده اي داشتند. پس از مهاجرت بزرگ ايشان به کشور اسراييل، با انقلاب اسلامي نيز بارديگر بسياري از يهوديان ايران را ترک کردند. امروز بيشتر يهوديان باقيمانده در ايران ساکن تهران و اصفهان اند.

مسيحيان

مسحيان نيز از اقلّيت هاي رسمي مذهبي درايران اند. دين مسيح از اوايل قرن دوّم ميلادي در ايران پي رواني پيدا کرد. نخستين تبليغات مسيحي به وسيله يکي از حواريون آن حضرت به نام يَهودا، معروف به توماس، در شهر اُرفَه واقع درشمال رودخانه فُرات صورت گرفت. به تدريج شماري از ايرانيان بين النهرين و آذربايجان و خراسان و ماوراءالنهر تا کاشغر و چين و مغولستان به مسيحيت گرويدند. يکي از دلايل اين پيشرفت سريع، آشنايي ايرانيان با زبان و فرهنگ يوناني بود که بر اثر حمله اسکندر و فرمان روايي جانشينان او و گرايش اشکانيان بدان حاصل شده و زمينه روي آوردن مردم را به دين مسيح فراهم آورده بود. در اواخر قرن ششم ميلادي، هم زمان با شاهنشاهي خسرو انوشَروان، که خود همسري مسيحي نيز داشت، دين مسيح درايران رواجي فوق العاده يافت. از اوايل قرن نودزهم ميلادي تبليغات مسيحي در نواحي مختلف ايران چون اصفهان، يزد، تهران، شيراز و مشهد شدّت گرفت. ميسيونرهاي مسيحي ضمن ارائه خدمات فرهنگي و بهداشتي به تبليغ دين مسيح نيز مي پرداختند، امّا توفيق چنداني به دست نياوردند و امروز کمتر مسيحياني از اين دست در ايران وجود دارند.

ارامنه

مسيحيت پيش از همه در ارمنستان از ايالات شمال غرب فلات ايران با تعليمات مبلّغي رومي به نام گريگور رواج يافت. در قرن چهارم ميلادي، پادشاه اين سرزمين به نام تيرداد، مسيحي شد. از زمان او ترجمه کتاب مقدس و ديگر آثار مسيحي به زبان ارمني و خطّ پهلوي برجاي مانده است. گرايش مردم ارمنستان به مسيحيت کشمکش و نبرد شاهنشاهان اشکاني و ساساني را با امپراتوران روم بر سر اين منطقه شدّت داد.

ارامنه در اصول عقايد با کليساي کاتوليک روم مخالف اند و از کليساي سُرياني پيروي مي کنند. ايشان براي عيسي مسيح(ع) جنبه بشري قائل نيستند و حقيقت او را الهي مي دانند. از دير باز مرکز کليساي ارامنه در نزديک شهر ايروان واقع در جنوب کوه آرارات بوده است و خليفه کلّ ارامنه در آن جا سکونت دارد. در قرن شانزدهم ميلادي، شاه عبّاس بزرگ عدّه زيادي از هنرمندان و صنعتگران ارمني را به اصفهان کوچ داد و در ناحيه اي در جنوب زاينده رود، که به ياد موطن اصلي آنان جُلفا ناميده شد، جايگزين کرد. از آن زمان اقلّيت بزرگ ارامنه در اصفهان سکونت دارند و دو کليساي ايشان در آن شهر از آثار معماري قابل توجّهي است که بازديد کنندگان را به خود مي خواند.

ارمنيان نه تنها اقلّيت مذهبي که يک اقلّيت قومي و نژادي اند و زبان، خطّ، فرهنگ و تاريخ خود را حفظ کرده اند. اين قوم آريايي خاطرات مشترک ديرين و وسيعي با ايرانيان دارند. بسياري از آگاهي هاي اساطير ايران را از لابلاي آثار ادب و فرهنگ و آداب و رسوم ايشان مي توان بازشناخت. از اواخر قرن نوزدهم ميلادي و پس از قتل عامي که از ارمنيان در خلافت عثماني صورت گرفت بسياري از آنان به ايالات متّحِد آمريکا مهاجرت کردند. پس از انقلاب اسلامي نيز تعداد قابل ملاحظه اي از ارمنيان ايران به اروپا و آمريکا رفتند. امروزه، شماري از ارمنيان در تهران و اندکي در اصفهان سکونت دارند.

مسيحيان نسطوري يا آشوري

علاوه بر ارمنيان، در ايران اقلّيت ديگري از مسيحيان نيز زندگي مي کنند که به نام جامعه آشوري شهرت دارند. آشوريان از ساکنان بين النهرين و شهر اُرفَه بودند که، در قرن پنجم ميلادي، بر اثر اختلاف هاي مذهبي ناچار به کوهستان هاي آذربايجان و نواحي شمال غرب ايران گريختند. پيش از آن، در زمان ساسانيان، مسيحيان از نظر سياسي طرفداران امپراتوري روم انگاشته مي شدند و از آن جا که جنگ هاي خونين ايران و روم در آن زمان پيوسته بود مسيحيان مورد قتل عام و آزار بسيار بودند.

درسال 420م،، همزمان با شاهنشاهي بهرام گور، در مدرسه ديني اُرفَه شخصي به نام نَسطوريوس عقايدي ابراز کرد که با معتقدات کليساي کاتوليک نمي خواند و از همين رو به تکفيرش انجاميد و پیروان او براثر سخت گيري ناچار از گريز شدند. اقلّيت مسيحي آشوري ايران پي روان نَسطوريوس هستند و در آذربايجان تا اطراف درياچه وان، در ترکيه، پراکنده اند. مهم ترين مرکز مسيحيان آشوري اکنون در آذربايجان غربي، حدود شهر اروميه، است. در تهران و نواحي مرکزي ايران نيز گروهي ديگر از آشوريان ساکن اند. مسيحيان آشوري، هم از جهت معتقدات مذهبي و هم از نظر نژاد و فرهنگ، با ارامنه اختلاف بسيار دارند.

بهاييان

بهاييان پيروان ميرزا حسن علي نوري ملقب به بهاءالله هستند که در 1280ه/1862م در محّلي نزديک بغداد خود را "مَن يظهره الله"، يعني کسی که خداوند او را ظاهر کرده و موعود محمّدعلي باب، خواند. عدّه زيادي از بابيان بدو گرويدند و از آن پس خود را بهايي خواندند. بهاييان معتقدند که بهاءالله شارع دين تازه اي است و کتاب اقدس و ساير آثار او که در برگيرنده اصول عقايد و احکام اوست از جانب خداوند بر او نازل شده. عقايد ميرزا حسين علي، به ويژه به وسيله پسرش عبّاس اَفَندي ملقّب به عبدالبها و يکي از نوادگانش شوقي ربّاني که رهبري جامعه بهايي را به عهده گرفتند، چاپ، ترجمه و منتشر شده است. اين عقايد آميزه اي است از عرفان اسلامي و فلسفهء اروپايي قرن نوزدهم.

بهاييان انبياء را "مظاهر الاهيّه" مي خوانند و در اين باورند که پس ازحضرت رسول اکرم(ص) باب و پس از او ميرزا حسين علي به عنوان مظهر الاهي به جهان آمده اند. بهاييان صلح، وحدت جامعه انساني در جهان، مساوات زن و مرد و مخالفت با تعصّبات ديني، ملّي، نژادي و سياسي را از جمله آراء و آرمان هاي خود مي شمرند. از دخالت در سياست و گروهبندي هاي سياسي دوري مي کنند و در باره ازدواج، طلاق، زِنا و ارث احکام و مراسم ويژه دارند. نماز خاص خود را هر روز در سه نوبت مي خوانند. سال را به 19 ماه و هرماه را به 19 روز تقسيم کرده اند و در آخرين 19 روز هرسال روزه مي گيرند.

شهر حيفا در اسرائيل مرکز تشکيل بيت العدل اعظم بهاييان است که اعضايش از سوي بيت العدل هاي ملّي يا مرکزي در کشورهاي گوناگون انتخاب مي شوند. اداره جامعه بهاييان دنيا برعهده بيت العدل اعظم است. پس از انقلاب اسلامي در ايران و فشارهايي که بر بهاييان وارد آمد و به اعدام شماري بزرگ از آنان انجاميد بسياري از بهاييان ايران را ترک کردند. درحال حاضر شمار تقريبي بهاييان ايران کمتر از سيصد هزار تن برآورد شده است.

منابع:

-گات ها، گزارش پورداود. بمبئي، 1927، برهان قاطع، تصحيح و تحشيه محمّد معين.

- مصاحب، غلامحسين. دائرة المعارف فارسي. تهران، مؤسسه انتشارات فرانکلين، 1345.

- رائين، اسماعيل. بهائيان. تهران.

- آشتياني، جلال. زرتشت، مزديسنا و حکومت. تهران، شرکت سهامي انتشار، 135.

- بازرگان، مهدي. سير تحوّل قرآن. تهران، شرکت سهامي انتشار، 1360.

- پطروشفسکي، ايليا پاولويچ. اسلام در ايران. ترجمه کريم کشاورز. تهران، پيام، 1351.

- رواني، علي. تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت. تهران، انتشارات حقايق، 1361.

- زرّين کوب، عبدالحسين. بامداد اسلام. تهران، اميرکبير، 1353.

- طباطبائي، محمّد حسين. شيعه در اسلام. قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1360.

- مشکور، محمّدجواد (ويراستار). هفتاد و سه ملّت يا اعتقادات مذاهب؛ رساله اي از آثار قرن هشتم هجري. تهران، مطبوعاتي عطائي، 1348.

- ناس، جان. تاريخ جامع اديان. ترجمه علي اصغر حکمت. تهران، فرانکلين، 1348.

- همدانی، رفیع الدین اسحاق بن محمد. سیرت رسول اله. با مقدمه و تصحیح اصغر مهدوی. تهران= خوارزمی، 1361.