tile

زن و حقوق خانواده




خواهران عزيز . . .

آنچه در اين کتاب مي خوانيد توضيح مختصري به زبان ساده از قوانين موجود است. آگاهي به قوانين روز که تار و پود زندگاني فردي و اجتماعي ما بدان بستگي دارد از ضروري ترين دانستني ها است زيرا اگر در هر رشته به حقيقت وضع موجود آگاه نباشيم نمي توانيم به بهبود آن در آينده اميدوار شويم.

خانواده يعنی چه؟

بسياري از مردم هنوز نمي دانند که خانواده يعني چه؟ پرخی می پندارند که خانواده عبارت از خانه ايست که چند تن به سبب بستگي هاي خاص درآن زندگي مي کنند. مثلاً دخترعمو يا پسرعمويي که در خانه آنها زندگي مي کند جزء خانواده آنهاست. برخی دیگر تصور مي کنند که خانواده يعني اجتماع بزرگي از افراد هم خون و بهم بسته.
همه اين افکار از آنجا ناشي مي شود که در کتاب هاي حقوقي ايران خانواده تعريف نشده است. يکي از جامع ترين تعريف هاي خانواده اين است. «خانواده عبارت از يک واحد اجتماعي است که از ازدواج زن و مردي به وجود مي آيد. فرزندان آنها کامل کننده کلمه خانواده هستند.»
پس خانواده کامل عبارتست از:
زن + شوهر+ فرزندان

از آنجا که فرزندان، پدر و مادر دارند پس در تعریف جامع تر خانواده عبارتست از:
پدر+ مادر+ فرزند+ زن يا شوهر فرزند+ فرزندان فرزند.
هنگامی که تعریف شامل برادران و خواهران يا فرزندان يکي از اين افراد شود، خانواده ديگر معنای مشخصی نمی دهد و معمولاً چنین واحد بزرگ را به زبان فارسي خاندان يا دودمان مي گويند.

ازدواج یعنی تشکیل خانواده

وقتي دانستيم که خانواده چگونه تشکيل مي شود بايد اين سه موضوع را هم بدانيم. - ازدواج شرط اول تشکيل خانواده است.
- فرزندان يک خانواده تا وقتي به سن رشد قانوني نرسيده اند جزء خانواده اصلي محسوب مي شوند.
-وقتي فرزند يا فرزندان خانواده اي ازدواج کردند، خانواده ديگري بوجود مي آيد که با خانواده اولي خانواده بزرگ را تشکيل مي دهند.
پس اصل تشکيل خانواده ازدواج است. خانمي که تور عروسي به سر مي زند و آقايي که لباس دامادي مي پوشد خانواده اي را درست مي کنند.

قانون حمایت خانواده

قانون براي خانواده از آغاز ازدواج تا هنگام طلاق مقررات خاصي دارد. پيشروترين مقرراتي که براي خانواده وضع شده قانون حمايت خانواده است.
اين قانون که در عصر انقلاب سفيد و با الهام از افکار درخشان شاهنشاه آريامهر تهيه و تدوين شده زن ايراني را به دوران تازه ای رهنمون شد. عصر برابري و عدالت. در قانون حمايت خانواده، زن ايراني که پيش از تصويب اين قانون پناهي نداشت و مخصوصاً در مسأله طلاق کاملاً اسير دست مرد بود، مورد حمايت جدي قرار گرفته است.
قانون حمايت خانواده در 25 خرداد ماه 1346 وضع گرديده و مشتمل بر 23 ماده است.

اعلامیه حقوق بشر

اعلاميه جهاني حقوق بشر ازدواج و تشکيل خانواده را يکي از حقوق مسلم هر زن و مردي مي داند که با رضايت کامل و آزادنه هردو طرف صورت مي گيرد. همين اعلاميه دولت را موظف کرده است که براي برابري حقوق و مسئوليت هاي هردو طرف در مدت زندگي زناشويي و هنگام جدا شدن از يکديگر قوانيني وضع کند. براساس اين توصيه است که در همه کشورها قوانين مربوط به خانواده نوشته شده و اجرا مي شود.

ازدواج یعنی چه؟

ازدواج عقدي است که به موجب آن علاقه خانوادگي ميان زن و مرد بوجود مي آيد و در نتيجه آن هريک از زن و مرد در مقابل ديگري و در خارج داراي حقوق و وظايفي مي شود.

شرايط ازدواج
- سن ازدواج براي مرد 18 سال تمام و براي زن 15 سال تمام است.
درمواردي که مرد يا زن قابليت براي ازدواج داشته باشند دادگاه مي تواند به پسر 15 ساله و دختر 13 ساله با گواهي استعداد جسماني که از طرف پزشک قانوني صادر مي شود اجازه ازدواج بدهد.
- قانون ايران هيچگونه منعي براي ازدواج ميان دو تن از جهت مليت، تابعيت و نژاد قایل نشده است مگر درمورد زن ايراني که بخواهد به ازدواج مرد خارجي درآيد. در اين صورت بايد دولت اجازه اين ازدواج را بدهد. مرد ايراني براي ازدواج با زن خارجي محتاج اجازه نيست مگر براي کارمندان وزارت امورخارجه و در برخي از موارد براي نظاميان.

*زن ايراني که شوهر خارجي اختيار مي کند تابعيت ايراني خود را حفظ مي کند مگر آنکه تابعيت شوهر بموجب قانون مملکت خود به زن تحميل گردد.
*زن خارجي که شوهر ايراني انتخاب مي کند بلافاصله به تابعيت ايران در مي آيد.
- براي ازدواج زن، تا قبل از 18 سال اجازه پدر يا پدر بزرگ پدري شرط است بعد از 18 سال هم وقتي زن براي بار اول ازدواج مي کند بايد حتماً اين اجازه را داشته باشد.
*اگر پدر يا پدر بزرگ پدري به دختر 18 ساله اجازه ازدواج ندهند دختر مي تواند به يک دفتر ازدواج مراجعه کند و با معرفي شوهر آينده و شرايط ازدواج و مهري که به او تعلق مي گيرد تقاضاي خود را عنوان نمايد. دفتر مراتب را به پدر يا پدربزرگ پدري اطلاع مي دهد و 15 روز بعد از اطلاع، زن و مرد، حتي اگر پدر دختر اجازه هم نداده باشد، مي توانند باهم ازدواج کنند.
*اگر پدر يا پدر بزرگ پدري مرده باشند دختري که 18 سال بيشتر دارد مي تواند ازدواج کند. دختر کمتر از 18 سال بايد با اجازه سرپرستي قانوني اين کار را بکند.

بهداشت در ازدواج
- قانون اجازه مي دهد که زن و مرد قبل از پيوند زناشويي از يکديگر گواهي عدم ابتلا به يکي از امراض مسري مهم مثل سيفليس، سوزاک، سل را مطالبه کنند.
*ارائه گواهي عدم ابتلا به امراض واگير دار مخصوصاً سيفليس و سوزاک براي انجام عقد از طرف مرد ضروري است.
*زن براي بار اول ازدواج اين گواهي را لازم ندارد ولي اگر براي بار ديگر ازدواج کند بايد اين گواهي را ارائه دهد.

کی نمی تواند با کی ازدواج کند؟
- يک مرد مسلمان ايراني نمي تواند با اين دسته از زن ها ازدواج کند.
*مادر خود و مادر بزرگهايش.
*مادر زن و مادر بزرگ هايش حتي اگر رضاعي (هم شير) باشند.
*دختر خود و نوه هايش.
*خواهر و خواهر زاده و برادر زاده هايش حتي اگر رضاعي (هم شير) باشند.
*عمه و خاله خودش و عمه و خاله پدر و مادرش.
*زن پدر و زن پسر يا اولاد پسر.
*دختر زن خودش از مرد ديگر يا دختر رضاعي (هم شير) همسرش در صورتي که با مادر اين دختر عروسي کرده باشد.
- يک مرد اگر هم اجازه ازدواج با زن دوم را بدست بياورد نمي تواند با خواهرزني که در عقد اوست ازدواج کند مگر اينکه خواهر اول را طلاق دهد.
- يک مرد اگر اجازه ازدواج دوم را بدست آورده باشد نمي تواند با خواهر زاده يا برادر زاده زن قبلي بدون اجازه زن اول ازدواج نمايد.

- يک زن مسلمان ايراني نمي تواند با اين دسته از مردها ازدواج کند.
*پدر و پدربزرگهاي خودش.
*پدر و پدر بزرگهاي شوهرش.
*پسر و نوه هاي خودش.
*برادر و برادرزاده و خواهر زاده هاي خودش حتي اگر رضاعي (هم شير) باشند.
*دائي و عموي خودش و دائي و عموي پدر و مادرش.
*شوهر مادر يا شوهر دختر خودش. *پسر شوهر خودش از زن ديگر و اولاد او.
*مرد غير مسلمان.

- مواد متعدد ديگري هم هست که مانع ازدواج مي شود و زن و مرد را براي هميشه به هم حرام مي سازد مثل کفر، زنا، نه طلاق و امثال آن که براي اطلاع دقيق تر بايد به کتاب هاي حقوق خانواده مراجعه کرد.

مقررات مربوط به نامزدی

بعد از آنکه ديديم ميل به تشکيل يک خانواده برابر مقررات است و ازدواج مانعي ندارد، بايد به مراسم پيش از ازدواج انديشيد. اين مراسم به نوبه خود مقررات و قوانين خاص دارد.
بعد از خواستگاري و پيش از عقد مراسم نامزدي انجام مي شود. وعده ازدواج هيچگونه الزامي براي هيچيک از دوطرف بوجود نمي آورد، و هريک از دو طرف مي توانند آن را بهم بزنند، اما اگر قرار شد نامزدي بهم بخورد بايد به مسايل زير توجه داشت:
*هريک از طرفين مي تواند هدايايي را که به نامزد يا بستگان او داده مطالبه کند.
*هداياي غير مصرف شدني اگر موجود نباشد، مي توان قيمت آنرا مطالبه کرد، مگر آنکه هديه بدون تقصير طرف از ميان رفته باشد. مثلاً اگر گلدان بلوري به نامزدتان هديه کرديد و بعد نامزدي بهم خورد، اگر گلدان را فروخته باشد، بايد پول آن را پس بدهد. ولي اگر گلدان شکسته باشد چيزي به شما تعلق نمي گيرد.
*اگر يکي از دو طرف فوت شود هدايا را مي توان پس گرفت.
*اگر يکي از دو طرف فوت شود و عين هدايا موجود نباشد نمي توان قيمت آن را مطالبه کرد.
*اگر براي برهم زدن نامزدي دليل موجهي وجود نداشته باشد کساني که به اعتماد نامزدي هزينه هايي را متحمل شده اند، مثلاً در زمين طرف ساختماني درست کرده اند مي توانند خسارت و هزينه را مطالبه کنند.
مطالبه اين خسارت درصورتي ميسر است که هزينه معقول و متعارف باشد وگرنه براي هزينه هاي گزاف هيچگونه ادعايي قابل قبول نيست.
*نامزدي مي تواند با دلايل موجهي از قبيل کشف دروغ يک طرف يا معتاد بودن يکي از نامزدها که قبلاً اظهار نشده باشد بهم بخورد.
*دعاوي مربوط به پس گرفتن هدايا فقط تا دو سال بعد از بهم خوردن نامزدي قابل قبول است و بعد از آن هيچيک بر ديگري ادعايي نبايد داشته باشد.

مهر چیست؟

براثر ازدواج، زن نسبت به مرد حق مالي پيدا مي کند. يعني مرد قسمتي از دارايي يا پول يا امکانات مالي خود را در اختيار زن مي گذارد. به اين مال، مهر يا کابين گفته مي شود.
- زن همين که به عقد مرد درآمد مالک مهر خويش است، و آزاد است که در آن هرگونه دخل و تصرفي را که مي خواهد انجام دهد.
از انواع مهر دو نوع مهم آن را ذکر مي کنيم:
*مهري که مقدار و اندازه آن با رضايت دو طرف در موقع عقد معين شده است.
*مهری که مقدار و اندازه آن در موقع عقد معين نشده است.
- مهري که اندازه و مقدار آن در موقع عقد معين شود بايد:
*ارزش مالي مشخص داشته باشد و در اختيار مرد باشد. پس کسي نمي تواند شهري را مهر زن خود قرار دهد يا يک اقيانوس را مهر زن خود بداند، درحالي که حتي يک اطاق از يک خانه را که متعلق به خود اوست مي تواند مهر زن قرار دهد.
*مال بايد درمالکيت شوهر باشد که زن بتواند آن را تصرف کند، پس مالي که شوهر صاحب آن نيست، مهر زن هم نمي تواند باشد.
*مهر بايد کاملاً معين و معلوم باشد و زن بتواند آن را مشاهده کند، و زن بداند که مهر او واقعاً وجود دارد و قابل پرداخت و تصرف است.
- مقدار مهر در قانون معين نشده و حداقل و حداکثري براي آن تعيين نگرديده است. بنابراين از حداقل يک سير نبات تا حداکثر ميليون ها ريال مي تواند مهر يک زن باشد.
- پرداخت مهريه نقداً لازم نيست، بلکه شوهر مي تواند با موافقت زن آن را به اقساط بپردازد، يا آنکه در صورت اختلاف دادگاه ترتيب نحوه پرداخت آن را مي دهد. گاهي دادگاه از طريق فروش يا تأمين تمام اموال مرد و گاهي هم از طريق پرداخت اقساطي مهر زن را مي پردازد.
- در صورتي که مهر با رضايت دو طرف تعيين نشده باشد زن حق دارد مهر خود را برابر مقرراتي که قانون معين کرده است دريافت دارد.
-زن حق دارد نصف مهر خود را در اين شرايط بگيرد:
*اگر شوهر قبل از نزديکي، زني را که در عقد دائم گرفته است طلاق دهد.
*اگر عقد ازدواج بعلت ناتواني مرد قبل از نزديکي زن و مرد فسخ شود.

حقوق زن درخانواده

پس از ازدواج و تشکيل خانواده زن و مرد در برابر هم مسئول مي شوند و هرکدام حقوقي پيدا مي کنند. درمورد حقوق زن در خانواده بايد دانست که مرد حق ندارد در اين امور زن دخالت کند.
*شوهر حق ندارد براي انجام امور ديني زن وقت خاصي را معين نمايد.
*مرد حق دخالت در نظرات سياسي و اجتماعي زن را ندارد و زن فرضاً آزاد است که در انتخابات به هرکس که مورد نظر اوست رأي دهد.
*زن صاحب اختيار اموال خويش است و حق دارد هر کار که مي خواهد با اموالش انجام دهد.
- زن در انتخاب شغل کاملاً آزاد است، مشروط به اينکه انتخاب شغل به حيثيت و آبروي خانواده لطمه نزند. در صورتي که شوهر تشخيص داد که شغل زن مناسب وضع خانوادگي او نيست مي تواند با رأي دادگاه زن را از کاري که انجام مي دهد باز دارد.

مادر بهترین جانشین پدر است

قانون سرپرستي خانواده را به مرد واگذار کرده است اما اگر مرد خانواده اي درگذشت، اولين کسي که حق جانشيني او را دارد، مادر خانواده است.
قانون در صورتي که مادري شايسته و با عرضه باشد، او را جانشين پدر که از صحنه زندگي بيرون رفته است مي شناسد.

وظیفه و حقوق زن و شوهر نسبت به هم

- زن و شوهر بايد نسبت به هم حسن رابطه داشته باشند به همين دليل است که قانون زن يا شوهري را که با ديگري رابطه نامشروع داشته باشد گناهکار و مقصر مي داند و مجازات مي کند.
* برابر قانون، حق انتخاب خانه اي که بايد خانواده درآن مستقر شود با شوهر است، ولي اگر زن ادعا کند که زندگي با شوهرش در يک خانه براي او خطر جاني يا مالي و يا شرافتي دارد، قانون به زن حق انتخاب مسکن جدا مي دهد.
*زن مي تواند در موقع عقد شرط کند که حق انتخاب مسکن به او داده شود. در اين حال اگر شوهر خانه اي خريد يا اجاره کرد که مورد علاقه يا توافق زن نبود، او مي تواند از اقامت درآن خانه خودداري نمايد.
*اگر زن و شوهر نسبت به خانه مشترک با هم توافق نکردند، دادگاه با جلب نظر نزديکان هردو طرف براي زن محل سکونتي انتخاب مي کند. در اين حال شوهر بايد هزينه زندگي زن را که جدا از اوست بپردازد.

وظيفه شوهر نسبت به زن

- پرداخت هزينه زندگي زن که در اصطلاح قانوني به آن نفقه مي گويند به عهده شوهر است. نفقه که در زبان مردم به آن «خرجي» يا «خرج خانه» هم مي گويند شامل چهار چيز است:
* مسکن
* لباس
* غذا
* وسايل زندگي

- قانون هزينه زندگي زن را به اعتبار موقعيت خانوادگي و شخصيت او معين مي کند، يعني شوهر بايد در پرداخت خرج و هزينه برابر با وضعي که زن در آن وضع در خانه پدر زندگي کرده رفتار کند. به اين موضوع در اصطلاح «رعايت شئونات زن» مي گويند.
* اگر زني بعلت کسالت يا نقض عضو احتياج به مستخدم داشته باشد، شوهر موظف به استخدام شخصي است که از زن مراقبت نمايد.
* زني که طلاق گرفته و هنوز مدت «عده» او سرنيامده مي تواند هزينه هاي جاري خود را از شوهر سابق دريافت دارد.
- شوهر مي تواند هزينه زندگي زن را در اين شرايط قطع کند و به او «خرجي» ندهد.
* زن بدون دليل و مانع مشروع از انجام وظايف زنانه خود نسبت به شوهر سرپيچي کند. در اصطلاح به چنين زني «ناشزه» مي گويند.
*زني که بعلت سرپيچي طلاق داده شده است و در حال عده بسر مي برد.

اگر شوهري خرجي نداد چه بايد کرد؟

براي مجبور کردن شوهري که خرج خانه نمي دهد به انجام اين وظيفه، دو راه وجود دارد:
- اول زن مي تواند به دادگاه خانواده مراجعه کند. دادگاه در اين موقع شوهر را يا مجبور به طلاق مي کند يا خرجي را از او مي گيرد.
- دوم زن مي تواند شوهري را که خرجي نمي دهد تعقيب کند و قانون براي چنين شوهري بين سه ماه تا يکسال حبس تأديبي پيش بيني کرده است.

وظايف زن نسبت به شوهر

- زن موظف است که در خانه شوهر زندگي کند.
- زن بايد کليه وظايف همسري و مادري را انجام دهد. عدم انجام اين وظايف را در اصطلاح قانون «عدم تمکين زن» مي گويند. - زن مي تواند از تمکين به شوهر خودداري کند مشروط به آنکه دليل قانع کننده و مشروع وجود داشته باشد.
- زن مي تواند تمکين نکند اگر شوهر مبتلا به امراض مقاربتي باشد.
- در اين حالات حق دريافت خرجي يا نفقه بجاي خود محفوظ است.

ازدواج چطور بهم مي خورد؟

گفتيم که ازدواج قراردادي است ميان زن و مرد که بهم خوردن آن يا بخاطر مرگ يکي از دو طرف است يا به يکي از دو شکل زير:
* به صورت فسخ ازدواج *
به صورت طلاق

چه چيز هائي اسباب فسخ ازدواج مي شود

فرض کنيد که شما ازدواج کرده ايد و حالا متوجه شده ايد که کار درستي انجام نداده ايد. ازدواج فقط در موارد محدودي که قانون معين کرده است قابل فسخ است. اين موارد عبارتند از:
- آنچه براي هر دو طرف حق فسخ ايجاد مي کند.
- آنچه براي شوهر حق فسخ ايجاد مي کند.
- آنچه براي زن حق فسخ ايجاد مي کند.

اول- آنچه براي هردو طرف حق فسخ ايجاد مي کند.
در اين مورد فقط يک موضوع مي تواند برهم زننده ازدواج باشد و آن جنون ثابت است. در حالي که طرف ديگر هنگام ازدواج از اين عيب بي اطلاع باشد.
اين جنون بايد کاملاً ثابت باشد و موقت و زود گذر نباشد تا هريک از طرفين بتوانند ادعاي فسخ کنند.
البته اين حالت کمتر اتفاق مي افتد زيرا قانون و شرع هردو صراحت دارند که در هنگام عقد طرفين بايد عاقل و بالغ و رشيد باشند.

دوم- عيوب زن که موجب فسخ ازدواج مي شود.
زن اگر يکي از اين شش عيب را داشته باشد و شوهر ندانسته يا گول خورده، به دليل پنهان کاري اطرافيان زن، او را عقد کرده باشد حق فسخ ازدواج را دارد.
- نوعي بيماري خاص جدار دستگاه تناسلي زن که انجام روابط خاص زناشوئي را بطور طبيعي غير ممکن يا دشوار سازد.
- در صورتي که زن زمين گير باشد و قادر به نشست و برخاست نباشد.
- در صورتي که زن مبتلا به پيسي يا برص باشد.
- در صورتي که زن مبتلا به جذام باشد.
- در صورتي که در دستگاه تناسلي او اختلالاتي وجود داشته باشد که فرضاً روده بزرگ يا مثانه به عضو جنسي زن متصل شده باشد.
- در صورتي که از هردو چشم کاملاً نابينا و کور باشد.

سوم- عيوب شوهر که موجب فسخ ازدواج مي شود. عيوبي که در مرد اسباب فسخ ازدواج مي شود عبارتند از:
- ناتواني جنسي، بطوريکه حتي اگر بعد از عقد هم مرد ناتوان شود، حق فسخ با زن است.
- اخته بودن مرد يعني نداشتن بيضه و درنتيجه نطفه براي توليد مثل.
- نداشتن و بريده بودن آلت تناسلي.
- قانون در مورد بيماري هايي که در زن موجب حق فسخ است براي مرد صراحت ندارد فقط در صورتي که مرد به بيماري مقاربتي مبتلا باشد، زن حق دارد از نزديکي با او خودداري کند.
- حق فسخ وقتي پيدا مي شود که عيوب در زمان انعقاد ازدواج در هردو طرف وجود داشته باشد به استثناي ناتواني جنسي و جنون در مرد، که حتي بعد از عقد ازدواج هم موجب فسخ مي تواند باشد. در حالي که جنون زن اگر بعد از عقد پيدا شود حق فسخ به مرد نمي دهد.
- حق فسخ موقعي هست که کسي از طرفين از عيوب طرف ديگر هنگام عقد بي اطلاع باشد، ولي اگر اطلاع داشت ديگر حق فسخ ندارد.

اگر فريب خورديد قانون مي گوید:

- اگر زن يا مردي فريب اوصافي را خورد که بعد از عقد طرف آن مشخصات و صفت ها را نداشت، حق باطل کردن عقد و فسخ آن محفوط مي ماند. مثلاً اگر مردي خود را مالک چندين مستغل و کارخانه معرفي کرد و زن با اين شرط به ازدواج او درآمد، فسخ ازدواج از طرف زن ميسر است. حتي اگر اين موضوع جزء شرايط عقد ذکر نشده باشد و فقط زن به اظهار مرد اطمينان کرده باشد.
- اگر زن يا شوهر با ذکر اوصافي طرف خود را گول بزند که بدون اين اوصاف ازدواج غير ممکن بود. در اين صورت اين دروغ نه تنها براي طرف حق فسخ ايجاد مي کند بلکه درصورت شکايت منجر به شش ماه تا دو سال حبس تاديبي براي محکوم مي شود.


هنگام استفاده از حق فسخ
به مجرد اينکه زن يا مرد به عيوب شوهر يا زن پي بردند بايد ازحق فسخ استفاده کنند. تأخيردر اين کار اسباب دردسر مي شود.
فقط درمورد ناتواني جنسي در صورتي که زن به دادگاه شکايت کند، يک سال بايد مهلت داده شود تا اگر مرد علاج نشد زن تقاضاي طلاق بنمايد.

آيا فسخ ازدواج مثل طلاق تشريفاتي دارد؟
قانون صراحت دارد که مراجعه به دفتر ازدواج و اظهار فسخ با ارائه دليل کافي موجب فسخ ازدواج بدون هيچگونه تشريفاتي مي شود.

طلاق چطور صورت مي گيرد؟

سابق براين- تا پيش از تصويب قانون حمايت خانواده- مرد مي توانست هروقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد، و براي اين کار لازم نبود هيچ دليلي ذکر کند.
درحقيقت زن براي مرد مثل يک لباس بود که وقتي از آن دلگير مي شد و يا احساس مي کرد که کهنه شده است آن را دور مي انداخت تا لباس تازه اي بخرد.
قانون حمايت خانواده اين بي عدالتي بزرگ را تعديل کرد. به اين معني که حالا ديگر اجراي طلاق ميسر نيست مگر آنکه گواهي عدم امکان سازش از طرف دادگاه صادر شده باشد.

هرکس طلاق بخواهد باید دليل بياورد
به موجب قانون متقاضي طلاق بايد تقاضانامه اي به دادگاه بنويسد و تقاضاي طلاق کند، و دادگاه خانواده اين تقاضا را مورد رسيدگي قرار دهد.
- دادگاه در مرحله اول سعي خواهد کرد که ميان زن و شوهر اصلاح و سازش کند.
- اگر اصلاح صورت نگرفت گواهي عدم امکان سازش صادر خواهد شد.
- پس از صدور اين گواهي شوهر مي تواند به دفترخانه برود و طلاق را ثبت کند.
- اگر زن و شوهر با هم درمورد طلاق توافق کرده باشند، فقط به دادگاه اطلاع مي دهند و دادگاه گواهي عدم امکان سازش را بي هيچ تشريفاتي صادر خواهد کرد.
- گواهي عدم امکان سازش فقط سه ماه اعتبار دارد و اگر اين مدت گذشت انجام طلاق محتاج دريافت گواهي جديدي است.
- در گواهي دادگاه چگونگي نگهداري اطفال و ميزان هزينه زندگي زن در ايام عده ذکر خواهد شد.
- گواهي عدم سازش و تصميمات دادگاه در مورد نفقه غير قابل تجديد نظر است.
- سردفتران طلاق اگر بدون گواهي عدم امکان سازش يا حکم دادگاه صيغه طلاق جاري کنند شديداً مجازات مي شوند. زن مي تواند در اين موارد از دادگاه تقاضاي طلاق کند:
- اگر شوهر بيش از چهارسال غايب باشد، و کسي نداند که کجاست، زن مي تواند با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق کند. دراين مورد دادگاه ازکساني که مرد را مي شناسند طي اعلاميه اي تقاضا مي کند که اگر خبري از او دارند اطلاع دهند. يکسال بعد از اولين اطلاعيه اگر از شخص غايب اطلاعي به دادگاه نرسد، حکم طلاق جاري خواهد شد.
- اگرشوهرخرجي ندهد. چه اين ندادن خرجي براثر فقر مالي باشديابدليل ديگر، دادگاه مي تواند برگ عدم سازش صادر نمايد. - اگر شوهر وظايف شوهري را انجام ندهد.
- اگر رفتار شوهر در خانه و طرز معاشرت او با زن براي زن ناگوار باشد.
- اگر شوهر به مرض مسري دشواري مبتلا شده باشد که زندگي با شوهر براي زن خطر ابتلا ايجاد کند.

جز اين موارد موارد ديگري هم هست که اگر در ضمن عقد شرط شده باشد و بعد شوهر به آن عمل نکند، زن مي تواند تقاضاي طلاق کند.
چون ازدواج يک قرارداد است بنا براين ضمن عقد آن هر شرطي که گنجانده شود بايد اجرا شود و عدم اجراي آن موجب طلاق است. قانون حمايت خانواده چند مورد از اين شرايط و تعهدات را بدست داده است.
*اعتيادهاي مضري که خانواده و امنيت و سلامت آن را تهديد کند. مثلاً افراط در آشاميدن مشروبات الکلي و قمار.
*ارتکاب جرمي که مغاير با حيثيت خانواده باشد.
* محکوميتي که شوهر يا زن را بيش از پنج سال زنداني کند.
* سوء قصد عليه جان شوهر يا زن.

براي انجام طلاق زن و شوهر چه شرايطي بايد داشته باشند؟
مرد بايد هنگام اجراي طلاق اين شرايط را داشته باشد:
- بالغ باشد، يعني 18 سال تمام داشته باشد.
- عاقل باشد.
- کاملاً قصد طلاق داشته باشد، يعني هنگام اجراي صيغه طلاق هوشيار باشد. خواب نباشد، مست نباشد.
- با رضاورغبت اين کار را بکند، پس اگر به زور يا اجبار مردي را وادار به طلاق بنمايند طلاق باطل است.

زن بايد هنگام طلاق اين شرايط را داشته باشد:
- در حالت عادت زنانگي يا خونريزي طبيعي بعد از زايمان که به آن نفاس مي گويند نباشد.
- بعد از پاک شدن از آخرين عادت ماهانه زنانه، ديگر با شوهر هم بستر نشده باشد.

طلاق چند نوع است؟
طلاق بر دونوع است
طلاقي که مرد بعد از آن، تا مدتي که زن در عده است، مي تواند رجوع کند. به اين طلاق، طلاق رجعي مي گويند.
- طلاقي که مرد بعد از طلاق حق رجوع ندارد. به اين طلاق، طلاق بائن مي گويند.

عده يعني چه؟

عده به مدتي گفته مي شود که در طول اين مدت زن، با آنکه طلاق گرفته است، حق ازدواج مجدد را ندارد. عده در طلاق سه طُهر است و در فوت شوهر چهارماه و ده روز است.
در زمان عده اگر شوهر و زن موافقت کردند که مجدداً با هم زندگي کنند به اين زندگي مجدد رجوع مي گويند. رجوع بايد در دفترخانه به ثبت برسد.

ازدواج و طلاق بايد ثبت شود

قانون مي گويد که ازدواج و طلاق بايد در دفاتر مخصوص ثبت شود. اين دفاتر، دفترهاي رسمي هستند و عقدنامه و طلاقنامه از طرف آنها صادر مي شود. عقدنامه و طلاقنامه جزء اسناد رسمي هستند و قوت قانوني دارند.
اگر ازدواج و طلاق در دفاتر ثبت نشود، مرد و کسي که عقد کرده است هردو به يک ماه تا شش ماه حبس تاديبي محکوم مي شوند.
اگر به دفاتر ازدواج و طلاق درموقع انجام عمل دسترسي نباشد قانون فقط بيست روز مهلت داده است که اين کار به ثبت برسد و بعد از اين مدت همان مجازات به ثبت نرسيدن در انتظار مرد و عاقد هردو هست.