tile

هويّت ايرانی وَهم يا واقعيّت؟



 

که ايران چو باغي ست خرّم بهار
شکفته هميشه گل کامگار . . .

اگربفگني خيره ديوار باغ
چه باغ وچه دشت وچه دريا، چه راغ

نگر تا تو ديوار او نفگني
دل و پشت ايرانيان نشکني

کز آن پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کين آختن

زن و کودک و بوم ايرانيان
به انديشه يِ بد مََنه در ميان فردوسي1

سده يي پس از او، "نظامي" در "گنجه" در دورترين کرانه ي شمال باختري ي سرزمين هاي ايراني، باز هم چشم و دل به همان "آرمان" دارد که با شور و مهرورزيي هرچه تمامتر مي گويد:

8. R. G. Kent, Old Persian, New Haven, Connecticut, 1953, pp. 135-36 (Darius, Persepolis D.S.S.12-24).

9.Karnamak-i Artakhshir-i Papakan, tr. by Edalji Kersaspji Antia, Bombay,1900, pp.1-2, chaps. 1-4; G. Hermann, ed., The Sasanian Rock Reliefs at Naqsh-i Rustam, Iranische Denkmaler 13, Berlin, 1989, pp. 35-72.

10. «دريغ ست ايران که ويران شود/کُنام پلنگان و شيران شود/ همه جاي جنگي سواران بُدي/نشستنگهِ شهرياران بُدي/کنون جاي سختي وجنگ و بلاست/ نشستنگهِ تيز چنگ اژدهاست». (شاهنامه، مسکو، ج 2، ص 138، بب 196-194).

11. ن. ک. به: تاريخ سيستان به تصحيح ملک الشعراي بهار، تهران، 1314، صص 5،81،142،181،260.

12. حمدالّه مستوفي، نزهة القلوب، ويراسته ي گ. لسترنج، ليدن، 1915، صص 1، 22-18، 28.

13. مأخذهاي يادشده زير شماره ي 3.

14. همان.

15. براي آشنايي با ديدگاه اردشير ن. ک. به: شاهنامه، چاپ مسکو، ج 7، ص 187، بب 562-558.

16. تعبيري ست درتوصيف مَنش و کُنش گشتاسب از ع. ا. سعيدي سيرجاني درکتاب بيچاره اسفنديار.

17. دربارهي دوگونگي ي روايت هاي پهلواني ي باستاني در متن هاي فارسي ي ميانه -که بيانگر ديدگاه هاي ديني ي پيشوايان زرتشتي و شاهان ساسانيست- و خاستگاه هاي مردمي- که به شاهنامه ي فردوسي رسيده و نماينده ي "هويّت ايراني"ست- ن. ک. به: مهرداد بهار، سخني چند درباره شاهنامه، تهران، سروش و نگار، 1372، صص 34-26.

18. مأخذهاي ياد شده زير شماره ي 3.

19. به گُفتاورد شاهرخ مسکوب، همان.

20. گفتني ست که زبان اردو، خود دربخش عمده ي واژگان و ترکيب هايش وامدار زبان فارسي ست.

21. جليل دوستخواه، کيخسرو در کوه هاي فارس، مجموعه سخنراني هاي چهارمين کنگره تحقيقات ايراني، دانشگاه پهلوي، شيراز، 1355.

22. دکتر وزيروف(وزير فرهنگ تاجيکستان) درگفت وگويي با عنوان «درجست و جوي هويّت گم شده»، پژوهشگران، نشريه داخلي مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه)، شماره 1، آبان 1371، صص 13-10.

23. به گفته ي «مسعود رجايي بخارايي» که سفرهاي متعدّد به تاجيکستان و ازبکستان داشته است و نکته هاي زيادي درين زمينه از زبان مردم آن منطقه به ياد دارد.

24. به گفته ي مهرداد بهار: «تئوري ها وقتي حقيقت دارند که بتوانند واقعيت عيني داشته باشند. اگر واقعيّتي عيني مغاير با تئوري باشد، متأسفانه اين تئوري است که نياز به تغيير دارد.» (مأخذ ياد شده زير شماره ي 17).

25. مأخذهاي ياد شده زير شماره ي 3. (در واقع چون نيک بنگريم، درمورد ملّتي چون ملّت ايران، شناخت "هويّت ملي" - همان گونه که گفتيم- آن قدر برهان روشن چون آفتاب دارد که مسئله يي درميان نيست تا چه رسد به "مسئله لاينحل"(!) مدّعيان، نخست امري بديهي را به عمد پيچيده جلوه مي دهند و از آن ، معمّايي انديشه سوز مي سازند و پس از يک سلسله کَرّوفَرهاي پژوهشي، "مسئله"ي خود ساخته را "لاينحل" اعلام مي کنند!).

26. يا آنگونه که بربنياد ضبطي نادرست، شهرت يافته است: «هنر نزدايرانيان . . . ».

27. به گفته ي فردوسي: «ستيزه به جايي رساند سخن/که ويران کند خانمان کهن».

 

Author: 
جليل دوستخواه
Volume: 
۱۲
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000