tile

نقد و بررسي کتاب، سال دوازدهم، شماره ۳



نسرين رحيميه

گلي ترقّي، خاطره هاي پراکنده: مجموعه قصه
تهران، باغ آينه، 1371، 251 صفحه.

عنوان اصلي کتاب شايد در نگاه نخست با عبارت زيرعنوان، يعني "مجموعه قصه"، ناهمخوان به نظر برسد. خاطره هاي پراکنده اتّکاء بر يادمان هاي شخصي را تداعي مي کند و خواننده را برآن مي دارد تا متون مندرج درکتاب را جزئي از زندگينامه نويسنده بپندارد. با اين همه دو نوشته نهايي کتاب، يعني «خانه اي درآسمان» و «عادت هاي غريب آقاي الف در غربت» (که درفهرست مندرجات کتاب بخشي از يک رمان توصيف شده) نزديکي بلافصلي با شش بخش آغاز کتاب دارد، گيرم اين نوشته ها همه از ديدگاه راوي اوّل شخص مفرد که يک زن است بيان شده، و خواننده را فرا مي خواند تا راوي را با شخص گلي ترقي يکي انگارد.

داستان اوّل، "اتوبوس شميران،" که پيشتر نيز دريک مجموعه دو زبانه فارسي-فرانسه به چاپ رسيده است، مربوط به پيوند دوستي ميان يک دختر جوان و يک راننده اتوبوس است. خاطرات کودکي، آنگاه که در خيال راوي بزرگسال زندگي از سر مي گيرد، با حسي از جادو و آرزو و حسرت همراه است. "دوست کوچک"، "خانه مادر بزرگ"،"پدر"، "خدمتکار" و"مادام گرگه" کلاف خاطره ها را از نخستين روزهاي نوجواني و جواني، درد از دست دادن پدر، آماده شدن براي عزيمت از ايران در بحبوجه جنگ ايران و عراق، و سرانجام ورود به پاريس و آغاز زندگي درتبعيد را دربرمي گيرد. در اين داستان ها يک دستي صداي روايتگر، زنده شدن دلنشين رايحه ها و تصويرهاي خوشايند کودکي، و نيزنخستين دلشوره هاي نوجواني، رشته روايت را در هم مي بافد و محصولي يک پارچه مي سازد. شش داستان نخست، بي آنکه حرکت خطي پيوسته اي داشته باشد، رفته رفته ما را از کودکي به بزرگسالي مي کشاند. آنچه ظاهراً دراين ميان حضور ندارد، روايتي از بخش مياني زندگي راوي است، يعني دوران تحصيل و زندگي اجتماعي در بزرگسالي، و چگونگي گذران روزها پس از ترک امن و عيش آشيان کودکي.
شايد پراکندگي مورد اشاره در عنوان کتاب نيز به همين گونه تصوير پردازي نظر دارد که درآن گلي ترقّي تصويرهاي منتخبي از زندگي خودرا به نمايش مي گذارد. ضرورتي درکار نيست که زندگينامه ادبي شامل شرح کامل تمامي مراحل زندگي نويسنده باشد، ولي پرش ترقّي از کودکي به زندگي در غربت خود نشان دهنده فقدان مرحله گذاري است که مي توانست حلقه مهمي ميان گذشته، حال و آينده (که قلم نويسنده آن را هدف خود قرار داده است) به شمار آيد.

آنچه ميان اين بخش هاي زندگينامه اي و دو نوشته آخر کتاب پل مي زند همانا تجربه تبعيد است. دراين مفهوم، خاطره هاي پراکنده حرکت جالبي را پي مي گيرد که از يادآوري هاي شخصي و برون ريزي گذشته فرد تا عوارض و عواقب عام تر آن براي کلّ مردمي که ازگسسته شدن ازگذشته خويش بيمناکند ادامه دارد. در "مادام گرگه" ترقّي نگاهي مي اندازد به جابجائي طاقت فرسا و غربت زايي که هم خود او و هم فرزندان جوانش در بدو ورود به پاريس با آن دست درگريبان مي شوند. اين خانواده که به سياق زندگي اجتماعي درايران- يعني معاشرت با اطرافيان خويش- خو گرفته اند، در پاريس ناگهان آماج شکايت ها و شکوه هاي همسايه طبقه بالا قرار مي گيرند که فريادش از سرو صداي آن ها بلند است. راوي که خود در گيرو دار نگراني هاي يک تازه وارد غريب گرفتار است، نمي تواند در فريادهاي شکوه و شکايت که بي وفقه ازحلقوم همسايه بيرون مي آيد ناله نوميدانه تنهايي او را بشنود. نداشتن زبان مشترک نيز مزيد براين علت مي شود و امکان ايجاد ارتباط ميان او و همسايه اش را که زن باردار ميانسالي است دشوارتر مي کند. راوي سرانجام با از ميان برداشتن مانع زبان و هم سخن شدن با همسايه پرخاشگر، مسئله را حل مي کند. البته انتقام نهايي هنگامي فرا مي رسد که همسايه باردار فرزند خودرا به دنيا مي آورد و خود به دليل شکايت هاي همسايگان ديگر ناگزير به تخليه آپارتمان خود مي شود.

بدين ترتيب راوي"مادام گرگه" از شرگرگ زندگي خود خلاص مي شود، ولي راويان دو قصه آخر -که يکي زني سالخورده است که عزيمت پسرش به پاريس او را آواره آسمان ها کرده، و ديگري يک دبير تاريخ است که براثر "افشاگري" هاي دانش آموزانش از کارخود و از وطن خويش رانده شده- به اين آساني ها نمي توانند عقده غربت خود را بگشايند. در هردو داستان خلاء زندگي در غربت از راه بازگويي دقايقي درد آور و جگرخراش به نمايش گذاشته مي شود. کنده شدن لنگرهاي زباني و فرهنگي محور هردو داستان است. در داستان نخست مهين بانو از پاريس، شهري که در آغاز شادي پيوستن به خانواده پسرش را به او ارمغان کرده بود، کنده مي شود تا ابتدا به آپارتمان داماد انگليسي خود منتقل شود، و سرانجام به محل اقامت برادرش درکانادا فرود آيد. تنهايي مطلق اين زن و از دست رفتن استقلال فردي او به اين صورت جلوه مي کند که او، در عين آوارگي، آرامش دروني خودرا هنگامي باز مي يابد که از پي دويدن ها و اينسو و آن سو شدن هاي بسيار، سرانجام درصندلي کوچک هواپيما قرار مي گيرد- قرارگاهي که، دست کم تا پايان پرواز، متعلّق به شخص او خواهد بود. عاقبت غم انگيز اين زن، که مثل بقيه زندگي او و فداکاري هايش براي فرزندان، ناشناخته مي ماند، تنها راه رهايي او از بلاي دربدري است.

آقاي الف نيز سرنوشتي مشابه دارد. او هم نمي تواند خود را به موطن خويش درفرانسه دلخوش کند. روزها را به خواندن و دوباره خواندن نامه هايي اختصاص مي دهد که ازخويشان و دوستان خود در ايران گرفته است. از ميان يادمان هايش ماجراي ناکامي در عشق زني سر بر مي کند که سال ها پيش او را ازدست داده است . زن بعدها با همبازي دوران کودکي آقاي الف ازدواج کرده و همکار خود او شده است. درد غربت ياد دردهاي ديگر گذشته را در خاطر زنده مي کند، و آن ها را به مراتب بزرگتر و برجسته تر و دردناک تر جلوه مي دهد. هم مهين بانو هم آقاي الف زندانيان يادهاي گذشته خويشند. گلي ترقّي باصدا بخشيدن به حرمان و حسرت انسان تبعيدي خود را تا فراسوي سرنوشت افرادي چون دوشخصيّت داستان خويش کشانده است. تنها راوي داستان "مادام گرگه"، يعني آخرين قطعه زندگينامه اي اين مجموعه است که هاي را با هو جواب مي گويد، و شخصي را که ترس ها و ناکامي هاي او را در وجودخويش مجسّم ساخته از خود دور مي کند. بدين سان، خاطرات شخص نويسنده از زندگي درايران مي تواند حلقه لازمي باشد براي باز پيوستن به گذشته اي که پيش گيري از يادآوري آن ديگر ضرورتي ندارد. خاطره هاي پراکنده گلي ترقّي، برخلاف خاطرات بسياري از هموطنان تبعيد شده نويسنده، مي تواند نوشخوار زندگي کنوني او باشد. خط زيستني که او به همگنان غربت نشين خود عرضه مي کند يادآوري دلنشين دقايق زندگي گذشته است، گيرم اين تنها گلچيني باشد از باغ يادهاي بسيار. فرايند برون ريزي فردي و هنري اين يادها درميان ايرانيان تبعيدي پژواکي دلپذير و ديرپا خواهد يافت.

___________________________________________________________________

مجيد تهرانيان



تلويزيون و فرهنگ در تهران جلس

Hamid Naficy, The making of Exile culture: Iranian Television in Los Angeles Minniapolis: University of Minnesota Press, 1993.

در سال هاي اخير، حميد نفيسي، نويسنده پُرکار اين کتاب، آثار بي شمار و ارزنده اي در زمينه فيلم و فرهنگ جهان سوم عرضه کرده است. ولي اثر اخير او، «ساخت فرهنگ تبعيدي: تلويزن ايراني در لوس انجلس»، حاصل بيش از ده سال زندگي و پژوهش مداوم او در ميان ايرانيان مقيم آن شهر است. از آن جا که نفيسي يکي از نظريه پردازان طراز اوّل رسانه هاي گروهي نيز هست، بي شک اين اثر به زودي جاي خود را در ميان آثار مهّم معاصر درباره فرهنگ رسانه اي باز خواهد کرد.

محور اصلي کتاب براساس اين فرضيه رايج ميان نظريه پردازان مي چرخد که رسانه هاي گروهي گويا نيروي همگن کننده فرهنگ ها هستند. ريشه هاي اين فرضيه تايخي است. مکتب مشهور فرانکفورت را مي توان پايه گذار اين فرضيه دانست، ولي ساير مکاتب غيرمارکسيست نيز غالباً به اين فرضيه گرايش نشان داده اند. از آن جمله، مارشال مکلوهن S(Marshall Mcluhan) اين فرضيه را صور اصلي نظريه هاي تاريخي خود قرار داد و از طريق او، اين انديشه که رسانه هاي گروهي دنيا را مبدل به يک «دهکده جهاني» (Global Village) کرده اند، رايج و پذيرفته شده است.
نفيسي اين فرضيه را شديداً مورد پرسش قرار مي دهد و در چارچوب نظريه هاي جديد"نشان شناسي" (Semiotics) و پسامدرنيست با ذکر شواهد بي شمار از زندگي و تلويزيون ايرانيان مقيم لوس انجلس، نشان مي دهد که چگونه برنامه هاي تلويزيوني مي توانند عامل مهمي در ساختن فرهنگ و هويت تبعيدي شوند که خود آميخته اي از آميختن گذشته و حال، ايراني و امريکائي است. بدين وسيله، تلويزيون ايراني وسيله اي براي حفظ فرهنگ و هويت شده است، در حالي که تلويزيون امريکائي دريچه اي را به سوي فرهنگ عمومي ملت آمريکا باز کرده است.

نفيسي نشان مي دهد که در اين مورد، تلويزيون ايراني استثناء نيست. برنامه هاي کره اي، ژاپوني، چيني، اسپانيولي و مجارستاني در لوس انجلس نيز همين نقش را در حفظ هويت فرهنگي بينندگان خود بازي مي کنند. طبيعي است که در هريک از اين موارد، محتوا و کيفيت برنامه ها پاسخگوي نيازهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه مورد نظر ويژه خود هستند. و نيز ويژگي هاي تاريخي و فرهنگي هريک از اين مليت ها در آن برنامه ها منعکس است.

اين استدلال کتاب دوحاصل عمده بدست مي دهد. حاصل اوّل، يک نظريه کلي درباره نظام نوين «چند فرهنگ گرائي» (Multi-Culturalism) است که در سايه آن، مهاجرين جديد مي توانند فرهنگ ملّي خود را همراه با پذيرش فرهنگ عمومي امريکا حفظ کنند. برخلاف نظريه هاي پيشين فرهنگ آمريکا که براساس سياست هاي «ديگ هفت جوش» (Melting Pot) نهاده شده بود، سياست هاي جديد، مهاجرين را ملزم به فراموشي هويت فرهنگي گذشته خود نمي کنند. گرچه سياست «چندفرهنگ گرائي» در سال هاي اخير شديداً مورد انتقاد برخي از صاحبنظران مانند آرثر شلسينگر (Arthur M. Schlesinger, Jr. The Disuniting of America: Reflections on a Multicultural Society Now York: W. W. Norton 1992) قرار گرفته است، حقيقت آنست که با افزايش سرسام آور کانال هاي راديوئي و تلويزيوني و کابل، ايجاد روابط کامپيوتري از طريق شبکه هائي مانند (Internet)، و ازدياد روزنامه، مجلات و خبرنامه هاي ويژه مليت هاي متعدد، نظام چند مليتي در آمريکا ريشه هاي عميق دوانده است. ايجاد يک مليت يک پارچه و همگن در آمريکا جز از طريق سياست احترام به متنوع فرهنگ ها امکان پذير نيست. کتاب نفيسي حاکي از اين واقعيت است که فرهنگ مهاجرين جديد به ناچار حاصلي از برخورد و امتزاج دو فرهنگ ملّي و آمريکائي خواهد بود.

حاصل دوّم کار نفيسي شناخت دقيق تر جامعه مهاجر ايراني در لوس انجلس و مسائل خاص آن در شرايط کنوني است. تعداد بزرگ اين جمعيت (چيزي ميان 200000 تا 800000 نفر درجنوب کاليفرنيا)، تنوع طبقاتي و مذهبي آن (مسلمان، ارمني، آشوري، يهودي، بهائي)، ثروت و رفاه نسبي آن در مقايسه با مهاجرين گذشته و حال آمريکا، عوامل مهمي در ايجاد فرهنگ تلويزيوني ايرانيان است. نفيسي کل درآمد تلويزيون ايرانيان در لوس انجلس را به حدود 6 ميليون دلار درسال تخمين مي زند. حدود 26 برنامه تلويزيوني درسال هاي 90-1980 در معرض تماشا قرار گرفته اند. گرچه اين برنامه ها بطورکلي در زير نفوذ احساسات شاه پرستي و ضد رژيم اسلامي هستند، محتواي آن ها رفته رفته از مسائل سياسي به مسائل فرهنگي گرويده است.

در اين ميان، نقش دوکانال وابسته به مجاهدين خلق (بطور آشکار) و رژيم اسلامي (بطور غير رسمي) حائز توجه است. بينندگان برنامه ها نيز بيشتر نسل پير و ميان سال است، در حالي که نسل جوان بيشتر به سوي برنامه هاي تلويزيون هاي عمومي امريکا روي آورده است. بدين ترتيب، گذار مهاجرين ايراني از فرهنگ ايراني بسوي يک فرهنگ مختلط ايراني- آمريکائي و بالاخره بسوي تحليل درجامعه بزرگتر آمريکائي، اصولي ناگزير بنظر مي رسد. برخلاف مهاجرين بيشتر مليت ها درگذشته که از طبقات کارگر منشاء مي گرفتند، مهاجرين ايراني از طبقات مرفه و تحصيل کرده جامعه هستند و در نتيجه، تحليل آن ها در جامعه آمريکا به احتمال قوي ساده تر و سريعتر صورت خواهد گرفت. هم اکنون، در بسياري از مشاغل طراز اوّل امريکا مانند پزشکي، وکالت، تجارت، علوم اجتماعي و طبيعي، ايرانيان مقامات برجسته اي را احراز کرده اند. در زمينه سياست نيز، عليرغم تعداد محدود و پراکنده آنان، مهاجرين ايراني در برخي از ايالات (مانند مريلند، کاليفرنيا و هاوائي) وارد ميدان سياست شده اند. نيروي سازگاري ايرانيان با شرايط متحول اجتماعي که ناشي از تاريخ پُرفراز و نشيب آنان است، در اين ميان عامل موثري در موفقيت آنان در جامعه آمريکا است.

گرچه سبک نگارش نفيسي در اين کتاب، به اقتضاي موضوع آن فني و دشوار است، استفاده از خاطرات شخصي در آغاز هر فصل، مسائل پيچيده علمي را در بعد انساني آن مطرح مي سازد. پيوست 21 جدول آماري و تعدادي تصوير از برنامه هاي تلويزيوني نيز به ارزش استنادي کتاب افزوده است. يادداشت ها، فهرست مراجع، نام ها و موضوع ها نيز هريک به سهم خود به ارزش علمي کتاب افزوده است.

نفيسي در اين کتاب نشان مي دهد که چگونه مي توان پيشداوري هاي ساده افکار، مسئله پيچيده اي مانند فرهنگ در حال تکوين ايرانيان مهاجر را شکافت و از درون آن برخي از فرضيه هاي پذيرفته جامعه شناسي رسانه ها را مورد پرسش قرار داد. ولي چگونه با تحليل ايرانيان مهاجر در جامعه بزرگتر امريکا، تلويزيون و ساير رسانه ها مي توانند از تحليل فرهنگي آنان جلوگيري کنند، مسئله اي است که هنوز بايد در دست مطالعه بماند.

-------------------------------
Volume: 
۱۲
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000