tile

ياد رفتگان



 

سياوش کسرائي


سياوش کسرايي، شاعر ايراني، که درسال 1306 خورشيدي در اصفهان زاده شده بود، در روز 18 بهمن 1374 براثر عارضه قلبي در شهر وين درگذشت. کسرايي در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تحصيل کرده، و درجواني به حزب توده ايران پيوسته بود؛ تا آنجا که مي دانيم تا پايان عمر نيز به مرام سياسي خود وفادار باقي ماند. همين گرايش فکري، که مجال جلوه گري او را در عرصه شعر معاصر فارسي فراهم کرده بود، درسال هاي پيش و پس از انقلاب ايران او را رو در روي بيشتر روشنفکران مخالف با حزب توده قرار داد، و سرانجام او را به تبعيد کشاند.

کسرايي از نخستين شاعراني بود که در آغاز دهه 1330 به سياق شعري نيما يوشيج روي آورد و تا پايان کار شعري خويش نيز درهمين شيوه سخنوري باقي ماند، بي آنکه آن را به شيوه هاي نوتر بدل سازد. او نخستين مجموعه شعري خود، آوا، را درسال 1336، و نامدار ترين اثر شعري خويش، منظومه آرش کمانگير را درسال 1337 منتشر کرد، همين اثر بود که نام او را در رديف شاعراني چون اسماعيل شاهرودي، منوچهر شيباني و هوشنگ ابتهاج درصف ميراث براي شعري نيما تثبيت کرد.

درسال هاي 1340 تا 1350 کسرايي چهار مجموعه ديگر به کارنامه شعري خود افزود که عبارتند از خون سياوش (1342)، سنگ و شبنم (1345)، با دماوند خاموش (1346) و خانگي (1347). امّا درسال هاي بعد تا آستانه انقلاب ايران مجموعه جديدي از اين شاعر انتشار نيافت، هرچند که نام او، به مثابه يکي از اعضاي مؤسس کانون نويسندگان ايران و در زمره روشنفکران مخالف نظام سلطنت هم چنان بر سر زبان ها بود.

درسال 1257، درآستانه جنبش انقلابي ايران کسرايي مجموعه از قرق تا خروس خوان (1357) را به چاپ رسانيد. درهمين سال ها منتخباتي از سروده هاي پيشين او نيز، که گه گاه اشعار جديدي هم در ميان آنها يافت مي شد، به صورت کتاب هاي جلد سفيد که اغلب بي شناسنامه منتشر مي شدند پخش گرديد. از اين ميان در مجموعه شعر به نام هاي وقت سکوت نيست و به سرخي آتش، به طعم درد به نظر ما رسيده است.

درسال 1358، يعني پس از استقرار جمهوري اسلامي در ايران کسرايي سياسي ترين مجموعه شعري خود را به نام آمريکا، آمريکا! منتشر ساخت. درهمين دوران بعضي از اشعار او همچون "آمريکا، آمريکا"، يا "با امام به خانه آمدم" (شعري که در رثاي کُشته شدگان حادثه انفجار دفتر نخست وزيري در شهريور1361 سروده شده بود) به صورت پوسترهاي جداگانه از سوي حزب توده ايران چاپ و پخش مي گرديد.

در دي ماه 1358 سياوش کسرايي، همراه با چهار تن ديگر از رهبران حزب توده ايران، از کانون نويسندگان ايران اخراج شدند. اين گروه سازمان ديگري به نام «شوراي نويسندگان و هنرمندان ايران» را سازمان داد، و مجله ادبي و هنري مستقل را منتشر کرد که تا شش شماره و تابستان 1361 ادامه داشت در همين وقت بود که کار اين شورا نيز مانند کانون نويسندگان ايران در زير ضربه حملات و يورش هاي حزب الله يان به تعطيل کشيده شد، و سياوش کسرايي نيز مانند شماري ديگر از روشنفکران ايراني ناگزير به ترک ايران شدند. کسرايي پنج سال در کابل اقامت کرد، ولي پس از سقوط دولت نجيب الله خان در افغانستان به مسکو رخت کشيد. سه سال بعد نيز با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مسکو را ترک گفت و در وين مقيم گرديد. بدين ترتيب کسرايي درميان شاعران و روشنفکران نسل خويش، شايد بيش از ديگران با مشکل تبعيد و دوري از وطن دست در گريبان بود.

درخصوص آثار ده سال پاياني زندگي کسرايي اطلاع دقيقي در دست نيست. ظاهراً مجموعه هاي چهل کليد و تراشه هاي تبر درسال هاي اخير در اروپا از او نشر يافته است. آخرين مجموعه منتشر شده شعر کسرايي مهره ی سرخ نام دارد و چند ماهي پيش از درگذشت او به چاپ رسيده است. دراين مجموعه شاعر در قالب بازگويي گيرايي از زبان اسطوره رستم و سهراب واپسين لحظه هاي غم انگيز و درد آور زندگي خود را سروده است. يادش کم مباد!

Volume: 
۱۴
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000