tile

اسلام از حاشیه



Richard W. Bulliet
Islam: The View From The Edge
New York, Columbia University Press, 1994
236 p.

ريچارد بولت، نويسنده کتاب اسلام: نگاهي از حاشيه، استاد تاريخ در دانشگاه کلمبيا و رئيس مؤسسه خاورميانه اين دانشگاه است. وي دراين کتاب حاصل بررسي هاي خود درباره تاريخ اسلام را که نتيجه ربع قرن کاوش ها و مطالعات اوست، دربرابر خواننده مي گذارد. وي از چهره هاي برجسته اين رشته از مطالعات در نسل خويش است و اين کتاب چهارمين کتاب جدي و تحقيقاتي اوست. (وي چهار رمان نيز منتشر کرده است) بسياري از نظريات بحث انگيزي که براي نخستين بار در بيش از بيست مقاله تحقيقاتي در اين کتاب مطرح شده اند بيشتر به دوران قرون وسطاي ايران مي پردازند. خواندن اين کتاب مختصر و خوش بيان را که بر نقش مهم ايران در شکل گيري جامعه اسلامي پرتو مي افکند، به خوانندگان نا آشنا با آثار قبلي بولت توصيه مي کنيم.

بر روي جلد کتاب آمده است که اين کتاب زمينه اي اساسي براي درک نهضت معاصر احياي دين اسلام است. اما کتاب در واقع تاريخ جامعه اسلامي از ديدگاه ايراني است. تخصص نويسنده کتاب ايران دردوران بين دوحمله اعراب و مغول است که تقريباً از قرن هفتم تا سيزدهم ميلادي را در بر مي گيرد-دوراني که درکتاب بيش از همه به آن پرداخته شده است. نويسنده کتاب با منابع اساسي مربوط به ايران پيش از مغول آشنائي نزديک دارد و از آنها در تأليف کتاب خود بسيار سودجسته است. دوران بين 1200 تا 800 ميلادي به کوتاهي برگذار شده است. اگر مؤلف تحليل خود را تا اين دوران گسترش مي داد کار او جالب تر مي شد. با اين حال آن چه برقدر کتاب مي افزايد اين است که، بولت، برخلاف اکثر متخصصان دوران قرون وسطي، دامنه تحليل خود را در فصل نهايي کتاب تا دوران معاصر گسترش مي دهد و ظهور جريان اسلامي معاصر را به قرون هشتم و نهم مانند مي سازد.

بولت مي کوشد در کتاب خود، به جاي نگاشتن تاريخ آشناتري که با "مرکز" (دراين مورد خلافت بغداد) و مسائل سياسي مربوط به خلفا، سلاطين و فاتحان سر وکار دارد، به زندگي در "حاشيه"، يعني دراين مورد به ايران و در بعدي گسترده به ديگر بخش هاي غير عرب و غير مرکزي جهان اسلامي به پردازد. مراد او از "حاشيه" صرفاً جنبه جغرافيايي ندارد بلکه«هر مکاني است که مردم آن بخواهند از مرزي اجتماعي بگذرند و به جامعه مسلمان بپيوندند». (ص9). هدف کلي او آن است که نشان دهد چگونه و چرا ساختار قدرت مذهبي شکل گرفت. وي به ويژه قصد دارد خلاف اين عقيده را ثابت کند که اسلام از همان آغاز به شدت يک دست بود. او اين يک دستي را محصول قرون بعد مي داند. بولت مهم ترين کوشندگان دراين راه را علما و مهم ترين دوران را بين قرون دهم تا بيستم مي داند، دوراني که وي درآن تخصص و مهارتي طولاني دارد. دراين بررسي، وي برمرکزيت اسلام درتحولات تاريخي تأکيد مي ورزد، و با تکيه بر "حاشيه" مي کوشد بررسي هاي پيشين را تکميل کند و نه اين که جاي آن هارا بگيرد.

بولت براي کمک به روشن ساختن چگونگي نضج گيري جامعه اسلامي، به يکي از جالب ترين و در عين حال ناشناخته ترين موضوعات در تاريخ ايران مي پردازد: به روند تغيير دين درايران. وي قبلاً اين موضع را درکتاب خود به نام:

Converesion to Islam in the Medieval Period: An Essay in Quantative History, (Cambridge: Harvard University Press, 1979)

مورد تحليل قرار داده است. همين اثر تحت عنوان گروش به اسلام در قرون ميانه: پژوهشي نوين درتاريخ اجتماعي اسلام»(تهران: نشرتاريخ ايران، 1364) به فارسي برگردانده شده است. شايد براي ايرانيان جالب باشد که بدانند به نظر او ايران پيش از ساير نقاط بيرون از شبه جزيره عربستان- مانند عراق و سوريه- به اسلام گرويد و اکثر اين تغيير دين ها در سال هاي بين 791 تا 864 ميلادي (250-175 هجري) صورت گرفت. مؤلف در صفحه 39 کتاب حاضر، نقشه اي را که از کتاب قبلي خود گروش به اسلام برگرفته است، به چاپ رسانده، اما به شرح و بسط و توضيح کافي موضوعات آن نمي پردازد. (مثلاً براي شناخت "بدعت گذاران" يا "دنباله روان" در تغيير دين بايد به کتاب قبلي او رجوع کرد.)

بولت، دربحثي جذاب، تخمين مي زند که ميزان تغيير دين با درجه شهري شدن نسبت مستقيم دارد. اين روند در سال 1000 (391 ه ق.) به اوج خود مي رسد. به عقيده او علت رشد سريع شهرها، مهاجرت نومسلمانان از روستاها به شهرها بود و نه افزايش ناگهاني فرآورده هاي کشاورزي که توانست نيازهاي شهرهاي بزرگ را برآورد. او نظريه آندرو واتسون را درکتابش به نام «نوآوري کشاورزي درآغاز اسلام» درمورد ايران بي مورد و غيرقابل تطبيق مي داند. آندرو واتسون معتقد است که رشد توليد کشاورزي در زمان بني اميه و بني عباس موجب رشد شهرها گرديد. درمورد شهرنشيني بهتر بود، در صورت امکان، نمونه هاي بيشتري همراه با شواهد باستان شناختي يا تاريخ هنر به دست داده مي شد. تاريخ شهرنشيني درايران از موضوعاتي است که به تحقيقات بيشتري نيازمند است. دو دهه قبل، بولت، نخستين، و شايد تنها، بررسي در زمينه تاريخ جمعيت شناسي ايران را تحت عنوان « نيشاپور درقرون وسطي: يک بازسازي جغرافيايي و جمعيت شناختي.» درStudia Iranica, 5 (6791) منتشرکرد. بخشي از همين مقاله با عنوان «بازشناسي و جمعيت شناسي نيشاپور قرون وسطا» در نشريه آينده (سال 1361، شماره 8) به چاپ رسيده است. اين نظريه او که شهرهاي بزرگ ايران پيش از حمله چنگيز همگي رو به انحطاط رفته بودند (ص 130) اگر هم نه در همه موارد، به طور کلي درست است همان گونه که در مورد هرات مي توان اثبات کرد.

آنچه احتمالاً بولت را، در پروردن نظريه استادانه خود، با ديگر محققان به اختلاف نظر خواهد کشاند، منابعي است که از آنها استفاده کرده است. بسياري از عقايد او برپايه اطلاعات گرد آمده در سه تذکره نامه اي است که درباره مشاهير و به ويژه علماي ديني سه شهر نيشاپور، اصفهان و گرگان نوشته شده اند. بولت با بررسي شرح حال هزاران عالم که درايران پيش از مغول مي زيستند، گنجينه اطلاعاتي آماري بي سابقه اي به وجود آورده است. روش کار او براي کساني که نخستين کتاب او به نام:

The Patricians of Nishapur: A Study in Medieval Islamic Social History (Cambridge: Harvard University Press, 1972)

را خوانده اند، آشناست. اما مسأله اي که در اين جا وجود دارد آن است که با آنکه از اين اطلاعات مي توان به نتيجه خاصي دست يافت، اما شايد تعميم دادن اين نتيجه به بقيه نقاط ايران-چه رسد به جهان اسلام- کار خطرناکي باشد. علمايي که دراين کتاب ها معرفي شده اند، نمونه هاي دستچين شده اي از نخبگان آن دوران اند. اما بولت نشان داده است که تذکره نامه ها منابع مهم و ناشناخته اي از تاريخ اجتماعي ايران دوران قرون وسطي به شمار مي روند که نشانگر دامنه خودمختاري درسطح محلي و غرور جمعي است که همواره درايران وجود داشته است.

اين را نيز بگوئيم و بگذريم که منبعي که بيش از همه مورد استفاده نويسنده قرارگرفته است، کتاب نادري به نام تاريخ جرجان او کتاب معاريف علماء اهل جرجان نوشته حمزه السهمي است. محل تأ،ليف کتاب چنان که درخود کتاب بارها به آن اشاره شده، شهر گرگان است. با اين حال بايد درنظر داشت که اين شهر گرگان (يا به تلفظ اعراب جرجان) براثر حمله مغولان نابود شد و اکنون به آن گنبد قابوس مي گويند. شهر امروزي گرگان که در جنوب غربي جرجان تاريخي قرار دارد، تا قبل از تغيير نام آن به گرگان در دوران رضا شده، استرآباد نام داشت.

به کتاب بازگرديم. بولت در بازسازي تخيلي ايرانِ اوايل اسلام، به موضوعاتي چون آموزش، حديث، اقتصاد، جمعيت شناسي و غيره مي پردازد و در طي آن برنقش منحصر به فرد ايران در آفرينش و گسترش نهادهايي چون مدارس، طريقه هاي تصوف، و گروه هاي فتوت که بعدها در قسمت هاي ديگر جهان اسلام، به ويژه در آناتولي و هند گسترش يافتند، تأکيد مي کند. وي اين گسترش را به مهاجرت علماي ايراني که به سبب فشار اقتصادي و حمله بيگانگان رخ داد، و در دوران فاجعه مغول به اوج خود رسيد، نسبت مي دهد.

کتاب « اسلام: نگاهي از حاشيه»، که بر روي هم به سبکي روان و روشن نوشته شده اثري خواندني است. خواننده اين کتاب با سيلي از نام ها و تاريخ ها روبرو نمي شود، بلکه بيشتر با عقايد و نظرياتي که درباره تحولات تاريخي اند سر و کار مي يابد. ويراستاري کتاب نيز، به جز چند مورد استثنايي (مانند املاي غلط کلمه معتزله در صفحات 125-117، 153 و 166)، بسيار خوب انجام شده است. اگر نام نويسنده قول هاي آغازين هرفصل کتاب نيز ذکر مي شد، البته به قدر کتاب مي افزود.

تأکيد بولت بر نقش منحصر به فرد ايران در شکل گيري جامعه اسلامي و دعوت او از ديگر محققان در استفاده از دستاورد او و بررسي صحت کار برد آن در نقاط يا در "حاشيه هاي" ديگر، مي تواند به انجام طرحي از سوي محققان ديگر ياري رساند. از نظر کساني که در درجه اول با مسائل معاصر سر و کار دارند، توضيح بولت در باره ريشه هاي قدرت ديني، او را به اين اعتقاد مي رساند که خاورميانه آينده اي اسلام گرا درمقابل دارد. *
-----------------------------------------------------------------

* ترجمه متن انگليسي از نازي عظيماز

***
Author: 
لارنس گ. پاتر
Volume: 
۱۵
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000