tile

بزرگداشت عمر خيّام در يونسکو



 

رندي ديدم نشسته برخنگ زمين

نه کفر نه ايمان و نه دنيا و نه دين

ني حق، نه حقيقت، نه طريفت نه يقين

اندر دو جهان که را بود زهره اين

درسپتامبر گذشته، يونسکو (سازمان بين المللي فرهنگ، هنر و دانش) در بزرگداشت عمر خيّام کنفرانسي در پاريس برگزار کرد. در مراسم گشايش اين کنفرانس تني چند از شخصيت هاي فرهنگي و سياسي از جمله فدريکو مايور، مدير کل يونسکو، و احسان نراقي مشاور ويژه او، در باره ارج و اهميت اين فيلسوف، شاعر و رياضي دان ايراني سخن گفتند و به تجليل مقام جهاني او پرداختند. در همين کنفرانس، فدريکو مايورمدال طلائي ابوعلي سينا را به رشدي راشد، نويسنده کتاب Al-Khayyam Mathematicien [اَلخيّام رياضي دان]اعطا کرد. اين کتاب برگردان آثار رياضي عمرخيام از عربي به فرانسه است که با همکاري بيژن وهاب زاده در دو زبان انتشار يافته.

در اين کنفرانس حدود بيست تني از دانشمندان و ايرانشناسان نامدار از مليت هاي مختلف در باره جنبه هاي گوناگون آثار فرهنگي و علمي اين نابغه شعر و دانش مطالبي عرضه کردند که از آن ميان مي توان از سيد حسين نصر و ژيلبر لازار نام برد که به ترتيب در باره «عمر خيام به عنوان دانشمند فيلسوف» و « عمر خيام شاعر» سخن گفتند.

در جشني که به همين مناسبت گرفته شد محمدرضا شجريان استاد يگانه آواز ايران و گروه موسيقي او مرکب از همايون شجريان، فيروزي، همتي و فرج پوري برنامه پرشوري اجرا کردند. دراين برنامه شجريان اشعاري از عمر خيام و سعدي و ديگران خواند. در اين جشن مديرکل يونسکو مدال عقيق پيکاسو را براي بزرگذاشت کوشش هاي بي گسست شجريان در شناساندن موسيقي ايران و معرّفي کاربرد آن در تقويت حس تساهل و مدارا به او داد.

-رشدي راشد مصري و بيژن وهاب زاده، همکار ايراني او، آثار مهم خيام را در رياضيات و هندسه بررسي کردند.1 وهاب زاده "رابطه" خيام را با پيشينيان او (مثلاً اقليدس) بررسيد و اصول تناسب و "نسبيت" را از نظر خيام و دانشمندان پيش از او چون ماهاني و نيريزي تفسير کرد. بيژن وهاب زاده، و به ويژه رشدي راشد، با افزودن "اَل" به نام هاي دانشمندان و مورّخان ايراني آن هارا معرّب کردهاند از جمله اَلماهاني، اَلنيريزي، التوسي، الخيام، الشرواني، الرازي و البيهقي. و اين در حالي است که راشد "العراق" خيام را عراق نوشته2 و "الامام" را امام ترجمه کرده. به اعتقاد راشد، خيام از دانشمندانِ پيش از خود هم به تحسين سخن مي گويد و هم به آنان با ديدي سخت گيرانه و انتقادي مي نگرد.3 براي نمونه، در باره "حجاّج" و "ثابت" دو مترجمي که زيجي را ترجمه کرده اند مي گويد که آنها مترجماني بيش نيستند و صلاحيت تصحيح کتاب اقليدس را ندارند. با اين همه پيش از آن ضمن قدر دانستن از کارهاي اقليدس او را به خاطر آسان انگاري در بسياري از زمينه ها و خصوصاً در استدلال ها در «مقالات المجسمات» و «عناصر اقليدس» مي نکوهد و اميدوار است که فرصتي دست دهد تا او اين کار را خود انجام دهد.4

درروزگارخيام تکفير کردن و برچسبِ ارتداد زدن همچون امروز رايج بود. با اين حال خيام در آميزه اي از ترس و شجاعت مي گويد: دسترسي به دانش ها و آموختن آنها به ديگران فريضه هر کسي است که طالب خاطري آسوده و سعادتي جاوداني است.5 خيام بر اين باور است که شناخت "کليات" و قانون هاي مسلط بر آنها به انسان اين اجازه را مي دهد که در خور استعداد خويش از آنها براي زندگي آينده (بهتر) و براي دست يابي به "جاودانگي" از آنها بهره گيرد البته خيام از حکومت جهل و تعصب زمانه خود غافل نيست. قفطي (1172-1248 ميلادي) در تاريخ الحکماء درباره پنهانکاري هاي خيام مي نويسد: «وقتي معاصران او از آنچه در سينه داشت آگاه شدند او را مرتد خواندند. او از نوشتن و گفتن پرهيز کرد. از ترس جان به مکه رفت، نه از سراعتقاد. . .»6

درمورد چکامه سرائي عمر خيام، رشدي راشد ادعا مي کند که يادآوري در اين باره خيلي دير و بيشتر از پنجاه سال پس از مرگ خيام آمده است (درحدود 1200 ميلادي) بنابراين قابل اعتنا نيست. چکامه هاي خيام دست کم در مرصاد لعباد(1223م) و در تاريخ جهانگشا (1259م) و تاريخ وَصّاف (1296م) آمده و حتي وسواسي ترين پژوهشگران هم آنان را به طور قطعي پذيرفته اند.7

پروفسور حسين صادقي و پروفسور ژيلبر لازار هر دو عمرخيام رباعيسرا را موضوع بررسي هاي خود قرار داده بودند. به اعتقاد حسين صادقي عمر خيام بي ترديد يکي از بزرگ ترين رياضي دان هاي روزگار خود بوده و با موسيقي و مذهب اسلام نيز آشنايي عميق داشته است. درکنار کارهاي علمي خويش به سرودن رباعي نيز مي پرداخته و در آنها پرسش هايي را عنوان مي کرده که همچنان بي پاسخ اند. با اين همه، خيام تا زنده بود به خاطر رباعي هايش شهرتي نداشت. رباعيات خيام به ناداني و ناتواني انسان در برابر بزرگي و رمزگونگي کيهان مي پردازد.

امّا برخي از سروده هاي او در مدح مي و شادزيستي است. به خاطر اين گونه رباعيات بود که وي در معرض خشم و عناد شريعتمداران خشک اسلامي قرار گرفت. گويند که خيام از همين رو اين سروده ها را در خلوت براي ياران نزديک خود مي خوانده و انديشه ها و ترديدهاي خويش را با آنان در ميان مي گذاشته است. پروفسور صادقي هم چنين از خيام به عنوان يکي از بزرگ ترين اخترشناسان ياد کرد و تقويم جلالي را که زير نظر وي مدوّن شد، يکي از دقيقترين سالنامه هاي جهان ناميد. او هم چنين کتاب رباعي هاي خيام را که خود به چهار زبان اروپائي برگردانده، و به زودي انتشار خواهد يافت، معرفي کرد. امّا از بهترين و سودمندترين سخنراني ها سخنرانيِ پروفسور ژيلبر لازار بود که در آن خيام شاعر را با نازک بيني ويژه اي بررسي کرد. او در اشاره به معتقدان و منکران شاعر بودن عمر خيام گفت اين ادعا که شاعر بودن خيام دير آشکار شده است ادعايي مشکوک است به ويژه آن که قفطي مورّخ موضوع را روشن کرده است. او مي گويد که صوفي ها و درويش هاي مسلمان براي بهتر جلوه دادن احساسات مذهبي خود رياضت و پارسائي را به سخره مي گرفتند و برخي از اشعار خيام را در مراسم و آئين هاي خود مي خواندند. به اين ترتيب، رباعيات "لاادري" و شک برانگيز خيام از آغاز با الهامات "اهل طريقت" آميخته شدند. با گذشت روزگار اين آميختگي دو چندان گرديد و دو بيتي هاي ديگران را نيز در خود جذب کرد. بنابراين گاهي چکامه هائي هست که هم در ديوان منسوب به خيام هست و هم در ديوان هاي ديگران.

لازار آنگاه به دستنوشته هاي موجود در کتابخانه هاي ايران پرداخت و کار کريستنسِن دانمارکي را معرفي کرد و گفت که او از راه دانش متن شناسي توانست درسال 1927م صد و بيست يک رباعي را از ديوان هاي گوناگون برگزيند. او براين باور است که اين همه را مي توان بيشتر از هر رباعي ديگري اصلي دانست. لازار ضمن بررسي موسيقائي و وزن و قافيه و رواني و ديد فلسفي اين رباعيات و اشاره به جسارت و عصيان و در عين حال ترس خيّام از برملا شدن باورهاي درونيش گفت مي توانيم به راحتي مراسم خصوصي و صميمي خيام را متصور شويم که درآن هر کس به راحتي سخن مي گفته است. گرچه شاعر به درخواست خواجه نظام الملک در کار اصلاح تقويم بود و مقامي نيمه دولتي داشت، با اين حال تنها در خلوت به خود اجازه مي داد که ژرفناي انديشه خود را درمورد زندگي و مرگ و جهان و انسان بازگو کند. قفطي پس از اشاره به بهره جويي صوفي ها از سروده هاي خيام مي نويسد: «اينان متوجه نيستند که چکامه هاي خيام همانند مارهاي خوش خط و خالي هستند که افسون مي کنند، ولي پُرند از زهرهاي مرگبار براي قوانين الهي ما. . . »

به هر تقدير خيام شاعر است حتي اگر متعصبيني چون رشدي راشد او را به اين صفت نشناسند و اسلام گراياني چون محمد تقي جعفري او را «معتقد. . . به قوانين . . . و حکمت عاليه خداوندي» و شاعر بودن اورا "دروغ محض" بدانند.8 محمدمهدي فولادوند در باره دوره خيام مي نويسد: >عصر خيام را مي توان روزگار بحران انديشه و تجديد نظر در معارف ديني و عقلانيگفت. . . خيام مردِ ميدان رياضت و تصوّف نيست: دَماغ رياضي و منطقي دارد، خود را در دامان زندگي مي اندازد و شک سرسخت خويش را . . . با فعاليّت دماغي و اختراع و مطالعه و گاهي سرودن يکي دو رباعي آزادمنشانه تسکين مي بخشد.»9 با اين همه در اين نشست سه روزه هرکس به تعريف خيام خويش پرداخت و کم بودند کساني که به خيام چند بُعدي پرداختند.

آنانکه محيط فضل و آداب شدند

در کشف علوم شمع اصحاب شدند

ره زين شب تاريک نبردند برون

گفتند فسانه اي و درخواب شدند!

-------------------------------------------------------------------------------------------

پانوشت ها:

1. نقل قول هايي که در اين نوشته از سخنان راشد آمده با مراجعه به کتاب Al-Khayyam Mathematiecien تنظيم شده است.

2. اين نام ها را رشدي راشد به زبان فرانسه با همين نوشتار آورده است. ن. ک. به صفحات گوناگون کتاب.

3. همان، صص 356، 372 و 383.

4. همان، صص 306 تا 319.

5. همان، صص 307-306.

6. زين العابدينصاحب الزماني، خط سوم، تهران، عطائي. صص 173-170.

7. محمد مهدي فولادوند، خيام شناسي، تهران، فروغي، همان، ص 5 تا 42.

8. محمدتقي جعفري، تحليل شخصيت خيام، تهران، سازمان انتشارات کيهان، صص 6-5.

9. محمد مهدي فولادوند، همان، صص 20-19.

Author: 
هرموز کي
Volume: 
۱۷
Current Issue: 
Past Issue
Visited: 
1000