tile

پیشگفتار ۲۵-۳



 
 
انتخابات اخیر ریاست جمهوری اسلامی به رویدادها و دگرگونی‌هایی قابل‌توجه در عرصۀ عمومی جامعه، از سوئی، و در مناسبات سیاسی درونی نظام حاکم، از سوی دیگر، انجامیده است. همانند چنین تحولاتی را، با توجه به ماهیت، ابعاد و گسترۀ آن، در دوران سی و یک سالۀ عمر رژیم مشکل بتوان یافت. این انتخابات در نفس خود تفاوت چندانی با هیچ یک از انتخابات گذشتۀ مجلس شورای اسلامی، و ریاست جمهوری نداشت. زیرا در نبود احزاب سیاسی و سندیکاهای کارگری مستقل و مطبوعات آزاد، که از لوازم انکارناپذیر مشارکت واقعی شهروندان در انتخابات و فرایند تصمیم‌گیری سیاسی است،  انجام گرفت و تنها کسانی توانستند به عنوان نامزدهای رسیدن به این مقام در انتخابات شرکت کنند که از صافی شورای نگهبان جمهوری اسلامی، که خود در عمل نمایندۀ رهبر نظام و مجری خواست‌های اوست، گذشته باشند. با این همه، این بار نیز، شماری بزرگ از مردم ایران، به امید انتخاب شدن نامزدهائی که بتوانند دستکم برخی از خواست‌های آنان را برآورند، در انتخابات شرکت کردند.
 
نتایج و پیامدهای انتخابات، امّا، مانندی در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران نداشته است. شبهۀ تقلب، و دخالت‌های آشکار و پنهان غیرقانونی مأموران دولتی، در انتخابات، در صندوق‌های رأی و در شمارش آن‌ها به بازتاب‌های کمابیش بی‌مانند انجامید. برای نخستین بار در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی نامزدهای بازنده سخن از تقلب گستردۀ دولتی در مراحل گوناگون انتخابات راندند و، خواستار تجدید آن شدند. رأی‌دهندگان سرخورده و ناراضی از نتایج انتخابات دست به راه‌پیمائی‌‌ها و اعتراض‌های گسترده، که کمابیش هنوز نیز در شکل‌های گوناگون ادامه دارد، زده‌اند و برای نخستین بار آشکارا نه تنها رهبر بلکه حکومت اسلامی را آماج انتقادها و شعارهای تند خود کرده‌اند. مهمتر از همه، آثار اختلاف نظرهای عمده میان رهبران و کارگزاران سابق و لاحق حکومت اسلامی به گونه‌ای بی‌سابقه هویدا شده است.
 
واکنش رهبران حاکم به جنبش اعتراضی عمومی و به انتقادها و مواضع ستیزه‌جویانۀ همکاران سابق خویش نیز در خشونت‌های بی‌سابقه و گسترده مأموران انتظامی و نیروهای گوناگون سرکوب و ارعاب رژیم تجلی یافته است. از رهگذر وسائل گوناگون ارتباطی، خبرها و تصاویر این خشونت‌ها و انتقام‌جوئی‌ها در رسانه‌های بسیاری از کشورهای جهان انعکاس یافته و افکار عمومی این کشورها را برآشوبیده و نهادهای بین‌المللی ناظر بر نقض حقوق بشر را به واکنش‌های پیگیر برانگیخته است. تردید نمی‌توان کرد که گستردگی واکنش‌های بسیاری از مردم جهان بر رفتار بسیاری از اعضای جامعۀ بین‌المللی نسبت به رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز آثاری قابل ملاحظه برجای گذاشته است. 
نحوۀ برگزاری انتخابات و نتایج آن را به یقین می‌توان از عوامل مستقیم و بلافاصلۀ انفجار احساسات و اعتراض‌های گسترده و کمابیش غیرمنتظرۀ مردم ایران شمرد. امّا، ریشه‌های چنین خیزشی را باید، همانند دیگر خیزش‌های گسترده اجتماعی، در رویدادها و روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه جست. تنها در پس سرخوردگی‌های مکرر و ناکامی‌های انباشته شده و خشم و ناامیدی‌های ناشی از آن است که آتش خشم مردمان را جرقه‌ای هم می‌تواند شعله‌ور ‌کند. بسیاری از شماره های گذشته ایران نامه به بررسی و تفسیر گوشه های گوناگون تاریخ معاصر ایران و پیامدهای استقرار نظام جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف زندگی مردم ایران اختصاص یافته بودند. در این شماره که در دو بخش پی درپی انتشار خواهد یافت، پژوهشگران و نویسندگان همکار، ویژگی‌های عمدۀ برنامه‌ها و عملکرد جمهوری اسلامی و پیامدهای داخلی و خارجی آن در سی سال گذشته را در مجموع مورد بررسی و ارزیابی قرار داده‌اند. 
 
بی‌اعتنائی آشکار قانون اساسی جمهوری اسلامی به ضرورت تأمین و تضمین آزادی‌ها و حقوق ابتدائی و مسلم مردم ایران در تعبیۀ ساختار سیاسی و شیوه‌های تصمیم‌گیری دولتی و به ویژه در تعیین وظائف و اختیارات نظام دادگستری و در تدوین قوانین مدنی و کیفری دادرسی در نوشتۀ عبدالکریم لاهیجی بازتابی گسترده یافته ‌است. مهدی مظفّری، با تأکید بر نقش فزایندۀ ایدئولوژی در تعیین هدف ها و سیاست های خارجی جمهوری اسلامی، کارنامۀ رفتار و روابط آن با اعضای جامعۀ بین‌المللی به ویژه با کشورهای غربی و همسایگان ایران را بررسیده و به پیامدهای منفی این سیاست‌ها بر منافع ملِّی و حیثیت و اعتبار ایران در عرصۀ جهانی و به انزوای روز افزون جمهوری اسلامی در این عرصه پرداخته است. دلائل ادامه و تشدید وضع نابسامان اقتصادی ایران، از جمله افت تولیدات داخلی و افزایش روزافزون نرخ تورّم و بیکاری و عقب ماندن ایران از جوامع مشابه در زمینۀ توسعه و پیشرفت اقتصادی، در نوشتۀ فریدون خاوند، در قالبی تطبیقی، تشریح و تحلیل شده است. پرویز مینا وضع صنایع نفت و گاز ایران را بررسیده و، بر پایۀ داده‌های آماری رسمی دولتی و بین‌المللی، آسیب‌ها و خسارت‌های عمده‌ای را برشمرده که مستقیم و غیرمستقیم پیامد محرومیت ایران از دسترسی به امکانات فنی مدرن و کمبود سرمایه‌گذاری و غیبت مؤسسات نفتی بزرگ جهان در کار اکتشاف و استخراج نفت و گاز بوده است. تلاش جدّی، پیگیرانه و عمدتاً پنهانی جمهوری اسلامی برای رسیدن به تکنولوژی هسته‌ای، و بحران فزاینده‌ای که در نتیجۀ نگرانی‌های جامعۀ بین‌‌المللی در مورد هدف نهائی رژیم در این تلاش به وجود آمده، موضوع بررسی و تحلیل جهانگیر آموزگار است. و سرانجام، هایده مغیثی به تشریح ماهیت مشکلات و محرومیت‌های بی‌شمار زنان ایران در این دوران پرداخته و، با توجه به حقوق و آزادی‌هائی که زنان ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی به دست آورده بودند، ویژگی‌ها و اهمیت جنبش رو به گسترش کنونی زنان را نیز بررسیده است.  
 
گزیده‌های این بخش متن بیانیه‌ها و نوشته‌هائی است که معرف مواضع و آراء رهبران جمهوری اسلامی از سوئی و هواداران و پیشگامان جنبش اعتراضی کنونی، از سوی دیگراند و  می‌توانند در پژوهش‌ها و بررسی‌های تاریخ‌نگاران و مفسران این فصل از تاریخ ایران اسناد معتبری به شمار آیند. 
***
Volume: 
۲۵
Current Issue: 
Current Issue
Visited: 
1000