tile

رؤياهای خاموش، بوف كور و آگاهي‌های پراكنده





بررسی کتاب

محمد مهدی خرمی

استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه نیویورک

Michael M. J. Fischer,
Mute Dreams, Blind Owls, and Dispersed Knowledges: Persian Poesis in the Transnational Circuitry,
Durham: Duke University Press, 2004.
رؤياهاي خاموش، بوف كور و آگاهي‌هاي پراكنده سفرنامه‌اي ذهني است كه نویسنده در آن از تجربه‌هايش با آثار هنري و ادبي و انديشه‌ها و مفاهيمي كه در طول بيش از ده قرن در ايران پرداخته شده‌اند مي‌گويد. در اولين قسمت كتاب مایکل فیشر به تعریف و توصیف دو ساختار تاویلی می‌پردازد که از طريق‌شان ارجاعات اساسي كتاب، كه در قسمت دوم بكار گرفته مي‌شوند، مورد بحث قرار مي‌گيرند. ساختار اول، حاصل روايت شخصي نويسنده از برخوردهايش با انديشه‌ها و آداب و رسوم و تشريفات زرتشتي، و نیز قرائت و تأويل‌شان است. ساختار دوم نيز به شيوه‌اي مشابه شكل مي‌گيرد. اين بار نويسنده با اشاره به بخش‌هايي خاص از شاهنامه، و قرائت خاص خود از اين بخش‌ها، خصوصیات این ساختار را ارائه می‌دهد. در سر تا سر بخش اول، نگارنده مفاهيمي را برجسته مي‌كند كه در فصول سه گانة بخش دوم، به هنگام بررسي ”روايت‌هاي مدرنيستي سينما و ادبيات (ايران)“ بكار گرفته مي‌شوند. (ص. 4) دراين فصول، به بسياري از چهره‌هاي ادبي ايران، بويژه نويسندگان شاخص دوران پيش از انقلاب 1357 اشاره مي‌شود اما تأكيد اصلي بدون ترديد بر سينماي ايران و بخصوص آثار متعلق به دوران پس از انقلاب است.
مبحث بنياني بخش دوم كتاب ”معضل روشنفكران در خصوص تعيين جايگاهشان“ در زمينه‌هاي متفاوت است. مايكل فيشر اين زمينه‌ها را از طريق مفاهيمي چون شرق و غرب، مدرنيته و ”دشواريهاي وضعيت جهان سوم: استبداد سياسي، كج روي‌هاي اقتصادي، محدوديت هاي مذهبي، و سركوفت‌هاي رواني“ و نيز ”]تعامل[ فرهنگ‌هاي منطقه‌اي و جهان مدرن“ (ص. 156) تعريف مي‌كند.
نگرش كلي‌تر فيشر با توجه به اين نظريه شكل گرفته است كه ”فيلم‌ها و داستان‌هاي كوتاه صرفآ مبين نقطه نظرات روشنفكران نيستند؛ اين آثار در عين حال مخاطب را نسبت به ويژگي‌هاي جامعه‌اي كه مؤلف در آن زندگي كرده است آگاه مي‌كنند.“ (ص. 152) این نگرش در واقع هستة اصلی برخورد نویسنده به آثار ادبی و سینمایی متعدد و متنوعی است که در بخش دوم کتاب مورد اشاره قرار گرفته‌اند. بنا بر اين طرز تلقي، مايكل فيشر در اين سفرنامة‌ ذهني، با اتكاء بر روایت‌ها و قرائت‌هايش از آثار متعلق به حوزه هاي متعدد هنر و ادبيات، و نيز تاريخ و فلسفه، تلاش مي‌كند تا چهره‌اي خاص از ايران و ايراني بودن ترسيم كند؛ تصويري كه از طريق سالها تحقيق و تجربه در مورد ايران و گهگاه تجربة زندگي در آن به دست آورده است. در فرآيند اين چهره پردازي، نويسنده علاوه بر تأويل و تفسيرها، از بسياري حكايت‌ها و خاطره‌هاي شخصي یاری گرفته است و گهگاه نیز توصيف‌هايي از مراسم و وقايعي كه در سفرهايش به ايران شاهد بوده و نيز برخوردها و تجربه‌هایش با ايرانيان آورده است. يگانگي اين تصوير بي‌ترديد مديون حضور نويسنده/مسافر و قرائت‌هاي به غايت فردي‌اش از آثار ادبي و هنري ايران، در چارچوب تحليل‌هايي تئوريك است. چنين تركيبي طبيعتاً از يك سو امكانات تأويلي نويني پيش روي علاقمندان به سينماي معاصر ايران قرار مي‌دهد و از سوي ديگر نثري سهل و شيوا به خوانندگان عرضه می‌کند.
يكي از نكاتی كه به هنگام مطالعه كتاب رؤياهاي خاموش، بوف كور و آگاهي‌هاي پراكنده به ذهن مي‌رسد اين است كه در بررسي بسياري از مباحث اين كتاب چنانچه آثار محققيني كه به زبان فارسي پژوهش‌هاي خود را ارائه داده‌اند بيشتر در نظر گرفته مي‌شد قطعاً این مباحث از غناي بيشتری برخوردار می‌شدند و حتي نوعي امكان گفتگو ميان نگرش‌ها و قرائت‌هاي متفاوت بوجود مي‌آمد. اين امر نه فقط در مورد پژوهش‌هاي انجام گرفته در مورد متون كهني چون اوستا، زند، و شاهنامه، كه در خصوص آثار ادبي و هنري مدرن نيز صادق است. علاوه بر اين نكته، و احتمالآ به عنوان يكي از عوارض جانبي ناديده انگاشتن برخي از اين پژوهش‌ها، موضوع قابل ذكر ديگر وجود برخي اشتباهات در ثبت تلفظ كلمه‌ها و عبارت‌هاي فارسي است كه تصحيح‌شان در چاپ‌هاي آينده بي‌گمان بر ارزش كتاب خواهد افزود. به عنوان نمونه تلفظ كلمه‌هايي چون درشكه چي، تواريخ، و مدائن بصورت “Droshky-chi” (ص. 10)، “Twarikh” (ص. 74)، “Ma’adin” (ص. 126) آمده است. و نمونه‌های مشابه فراوانند. در بعضي موارد اين اشتباهات در جملات و عبارت هايي صورت گرفته‌اند كه نويسنده از آنها به منظور نتيجه گيري‌هاي خاص در مورد وجوهي از فرهنگ ايراني استفاده كرده است. به عنوان مثال، در صفحة اول كتاب، بيت معروف ديوان شمس
من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
—که نويسنده در انتخاب عنوان كتاب بي ترديد گوشه چشمي هم به آن داشته است—بصورت
“Man gonge khab dideh o alam tamam kard. / Man ajez-am ze goftan-o khalq shenidanash”
ثبت شده است. در مصرع اول کلمة ”کرد“ به جای”کر“ آمده است و در مصرع دوم ”از“ از قلم افتاده است. در جاي ديگري از كتاب، ضرب المثل معروف ايراني ”ترس برادرِ مرگ است“ بصورت “Tars, brother, marg ast” آمده است و ترجمة آن نيز بر اساس ثبت نادرست ضرب المثل، به صورت “[Fear, brother, is death]” (ص. 80) آورده شده است، در حاليكه معادل انگليسي اين جمله احتمالآ “A coward dies a thousand deaths” است. و نمونه هاي متعددي از اين قبيل اشتباهات در متن وجود دارد. این اشتباهات و نیز اتکای ناکافی بر منابع اولیه بی‌تردید در بسیاری موارد پذیرش استدلال‌ها و نتیجه‌گیری‌های نویسنده را دشوار می‌کند.
اما در كنار اين اشكال‌ها، مهارت چشم‌گير نويسنده در ارائة تأويل و تفسيرهايش از آثار مدرن سينماي ايران انكارناپذير است و بي‌گمان، اين بررسي‌ها، مشخصاً به دليل حضور همزمان حيطه‌هاي متعدد فكري و هنري، الگوي متفاوتي براي گفتگو پيرامون دستاوردهای سینما و ادبیات مدرن ايران عرضه مي‌كند.