tile

ضمایم



ضميمه (1)

بيوگرافي کوتاه اکبراعتماد اکبر

اعتماد درسال 1309 هجري شمسي در تهران درخانواده اي سنتي متولّد شد. پدرش تاجر موفقي بود و سال ها رياست اطاق بازرگاني همدان را به عهده داشت. چند شرکت بازرگاني و خدماتي تاسيس کرد، از جمله شرکت برق همدان که نخستين توربين آبي توليد برق همدان را در کوه هاي الوند تعبيه کرد و به کار انداخت. پدر به کارهاي اجتماعي نيز علاقه مند بود. ازويژگي هايش حمايت از اقليت هاي مذهبي، بويژه اقليت بزرگ کليمي شهر بود که به علت اينکه استر و مردخاي درهمدان مدفونند از دير زمان، نسل بعد از نسل، در همدان زيسته اند.

پدر ومادر اعتماد نه (9) فرزند داشتند که اعتماد هشتمين آنها بود. خواهران اعتماد به علت سنتي بودن شهر و خانواده تحصيلات چنداني نکردند، اما از سه برادر اعتماد، دو برادر آموزش متوسطه را به پايان رساندند و برادر سوم دکتراي دامپزشکي گرفت و در دانشکده دامپزشکي دانشگاه تهران به رتبه استادي رسيد.

اعتماد دوره آموزش ابتدائي و سيکل اول متوسطه را در همدان در مدرسه پهلوي، که از مدارس نوبنياد رضا شاهي بود، گذراند. پس از آن، به تهران رفت و از دبيرستان البرز در رشته رياضي ديپلم گرفت. سپس براي تحصيلات عالي به سوئيس رفت و درسال 1957 از دانشکده پلي تکنيک دانشگاه لوزان در رشته مهندسي برق موفق به اخذ درجه ليسانس شد. درهمان سال از سوئيس به فرانسه رفت و در رشته مهندسي هسته اي درموسسه ملي علوم و تکنولوژي هسته اي سَکله (Saclay)نام نويسي کرد. پس از گرفتن فوق ليسانس و گذراندن يک دوره کارآموزي، براي ادامه تحصيل در رشته فيزيک هسته اي به دانشگاه لوزان بازگشت و درسال 1963 در رشته فيزيک راکتورهاي هسته اي موفق به دريافت دکترا با جايزه ويژه شد.

 اعتماد درطي سال هاي تحصيل در شرکت ها و سازمان هاي گوناگون، ازجمله شرکت براون بوريBoveri) (Brownو موسسه فدرال پژوهش راکتورها درسويس، در زمينه هاي فيزيک و فيزيک هسته اي به کار و مطالعه پرداخت و درسال 1963 به رياست گروه پژوهش حفاظت راکتور(Reactor Shielding Group) منصوب شد. وي درسال 1344 (1965) به ايران بازگشت و درسازمان برنامه با عنوان مشاور فني طرح پژوهش هاي راکتور استخدام شد. سال بعد، اعتماد دفتر انرژي اتمي سازمان برنامه را بنيان نهاد و خود به مديريت آن منصوب شد و تاسال 1346 دراين مقام خدمت کرد.

درسال 1346 وزارت علوم و آموزش عالي تاسيس شد که رسالت آن اجراي "انقلاب آموزشي" بود. يکي از وظايف عمده وزارت علوم پيشبرد پژوهش و برنامه ريزي علمي و آموزشي درايران بود که ساختار سازماني آن قرار شد درموسسه اي وابسته به وزارت علوم اما با استقلال دروني کافي متجلّي شود. مجيد رهنما، نخستين وزير علوم و آموزش عالي، به اعتماد پيشنهاد کرد که در سازمان دهي و هدايت اين موسسه به او ياري دهد. اعتماد مسئوليت تأسيس اين سازمان را به عهده گرفت و درسال 1347 به سمت اولين رئيس موسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي، که بديل ايراني مرکز ملي پژوهش هاي علمي (CNRS) در فرانسه بود، منصوب شد.

 اعتماد، در دوران تصدّي رياست موسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي، همواره همکارانش را به نوانديشي تشويق مي کرد و خود نيز مدام درجستجوي برداشت هائي تازه در زمينه هاي آموزشي بود. يکي از دست آوردهاي اين جستجو دانشگاه بوعلي سينا است که اعتماد باني و از1351 تا 1353 رئيسش بود. دانشگاه بوعلي سينا محمل انديشه اي بود بديع از رابطه ميان فرد، جامعه، آموزش و علم، که نه تنها آموزش را با نيازمندي هاي محيط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي پيوند مي داد، بلکه از نظر فيزيکي نيز با بافت ساختماني شهر درآميخته بود. اعتماد در مصاحبه مي گويد به دانشگاه بوعلي و نظريه اي که پايگاه ذهني آن است اعتقاد و علاقه بسيار داشت و بريدن از آن برايش آسان نبود. با اين همه، وقتي درسال 1353 به او پيشنهاد شد که طرحي نو براي دست يابي به انرژي اتمي درايران دراندازد، از يک سو عظمت مطلب و از سوي ديگر چالش ايده نو، او را به راهي ديگر کشاند. راهي که در همان حال در راستاي آموزش دانشگاهي و تجربيات حرفه اي و پژوهشي او بود.
 اکبر اعتماد درسال 1353 به رياست سازمان انرژي اتمي ايران منصوب شد. دراين زمان چنين سازماني وجود نداشت. اعتماد آن را ايجاد کرد و تا چند ماه پيش از انقلاب 1357 رياست و رهبري آن را به عهده داشت.

 

ضميمه (2)

قرارداد منع گسترش سلاح هاي هسته اي(NPT)
 خلاصه مواد اصلي

 

ماده1- کشورهاي داراي سلاح هسته اي متعهد مي شوند از تحويل سلاح هسته اي، يا ابزار انفجاري هسته اي و يا وسايل توليد اين گونه سلاح و ابزار به کشورهائي که فاقد اين گونه سلاح و ابزار هستند خودداري کنند.
ماده2- کشورهاي فاقد سلاح و ابزار انفجاري هسته اي متعهد سلاح و ابزار دريافت نکنند.
ماده3- کشورهاي فاقد سلاح هسته اي تقبّل مي کنند که به مقررات ايمني هسته اي که از سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي وضع و اعمال مي شود، از جمله مقررات مربوط به بازديد از فعاليت هاي هسته اي و نيز کنترل همه مواد هسته اي، گردن نهند.
 ماده4- درمورد انتقال موادي که براي توليد انرژي هسته اي به کار مي رود ممانعتي وجود ندارد. کشورهاي امضاءکننده اين قرارداد مي توانند از انرژي هسته اي براي مقاصدصلح جويانه استفاده کنند و دراين راه کمک و پشتيباني دريافت دارند.
 ماده5- نتايج سودمند متصّور بر «انفجارهاي هسته اي صلح جويانه» که از سوي کشورهاي داراي سلاح هسته اي انجام مي گيرد، بي هيچ تبعيض در اختيار همه کشورها قرار خواهد گرفت.
 ماده6- کشورهاي امضاءکننده قرارداد، بويژه کشورهاي داراي سلاح هسته اي، متعهّد مي شوند که درجهت «خاتمه دادن به سابقه تسليحاتي هسته اي» و نيز خلع سلاح هسته اي در مقياس جهاني گام بردارند.
 ماده7- گروه بندي هاي منطقه اي مي توانند هريک قلمرو خود را «منطقه آزاد از سلاح هسته اي» اعلام کنند.
 ماده8- هريک از کشورهاي امضاءکننده اين قرارداد حق دارد متمم هائي براي الحاق به اين قرارداد پيشنهاد کند. به تقاضاي يک سوم از امضاءکنندگان، کنفرانسي از همه امضاءکنندگان براي بررسي متمم پيشنهادي تشکيل خواهد شد. متمّم هنگامي تصويب مي شود که اکثريت دولت هاي عضو قرارداد، به شرطي که همه دولت هاي داراي سلاح هسته اي (امريکا، انگليس، چين، روسيه، فرانسه) در اکثريت باشند، آن را تصويب کنند. کنفرانس هاي بازنگري اين قرارداد هر پنج سال، تا مدت 25 سال، تشکيل خواهندشد.
ماده9- کشور داراي سلاح هسته اي کشوري است که تا قبل از يکم ژانويه 1967 نوعي ابزار هسته اي را ساخته و منفجر کرده باشد.
ماده 10- هریک از کشورهای امضاءکننده قرارداد می تواند، هنگامی که تشخیص دهد قرارداد با منافع عالیه اش تضاد پیدا کرده است، بادادن سه ماه مهلت، از قرارداد کناره گیری کند. کنفرانسی که در سال 1995 تشکیل خواهد شد مشخص خواهد کرد که این قرارداد برای یک دورۀ نا محدود، و یا برای چند دورۀ محذوذ، ادامه خواهد یافت.