tile

برنامه های عمده طرح عمران خوزستان



آغاز کار درسازمان آب و برق خوزستان

احمدعلي احمدي

درسال 1338 (1959)، وقتي آقاي دکترجمشيد آموزگار وزيرکشاورزي بود، نامه اي به او نوشتم که من براي خدمت به کشورم آماده ام و مايلم به ايران مراجعت کنم. او نيزطي نامه اي مرا دعوت کردکه هرچه زودتر به ايران بازگردم تاترتيب همکاري من داده شود. من دربهمن1338 پس از14سال دوري ازوطن و اشتغال به تحصيل، تدريس و پژوهش دردانشگاه هاي يوتا، کرنل (Cornell) و آمريکائي بيروت(American University of Beirut)، به ايران مراجعت کردم و با رتبه سه به سمت کارشناس اصلاح بذر و باغباني در وزارت کشاورزي در کرج با حقوقي درحدود000, 25ريال درماه که ازچند بخش حاصل مي شد و از منابع مختلف مي آمد (اصل 4، حقوق رتبه 3، دوري از مرکز، اضافه کار و غيره) استخدام شدم. تا مدتي که دکترجمشيد آموزگار وزيرکشاورزي بود، حقوق من مرتباً پرداخت مي شد. پس از رفتن او، زمان وزارت آقاي ابراهيم مهدوي، درپرداخت حقوق من مداوما اشکال تراشي شد، و کار بجائي رسيد که با اين که از کاري که مي کردم راضي بودم، تقاضاي انتقال به سازمان برنامه کردم. با تقاضاي من موافقت شد، ولي در همان موقع آقاي مهندس حسين خديوي، مديرعامل مؤسسه اصلاح بذر و نهال، که از شخصيت هاي شريف و تحصيل کرده درکشاورزي و رئيس مستقيم من بود، اظهار کرد اگر مايل باشم دروزارت کشاورزي بمانم ترتيبي خواهد داد که تا وقتي اودراين جاست حقوق من مرتبا پرداخت شود. با توجه به اين که از کار پژوهشي و کارهاي توليدي لذت مي بردم و از نشستن پشت ميز و کار دفتري بيزار بودم پيشنهاد ايشان را قبول کردم و به کار خود ادامه دادم. امّا وقتي حسن ارسنجاني وزير کشاورزي شد مجددا اشکال تراشي ها شروع شد و ديگرکاري از دست مهندس حسين خديوي برنمي آمد. از طرف ديگر شنيده بودم که ارسنجاني شخص بسيار بددهني است و ممکن است برخوردي ناراحت کننده بين من و او پيش آيد. لذا از دوستم آقاي عبدالرضا انصاري، که اخيراً مديرعامل سازمان آب و برق خوزستان شده بود، خواهش کردم تقاضاي انتقال مرا به سازمان آب و برق خوزستان بکند. او موافقت کرد و من در تيرماه 1340 به عنوان مشاور فني مديرعامل سازمان آب و برق خوزستان استخدام شدم و در حدود يک سال در اين سمت انجام وظيفه کردم. کار من در اين مدت مطالعه سوابق کشاورزي، طرح هاي آبياري آزمايشي دز و نيشکر هفت تپه، آشنائي و مذاکره با مديران خارجي طرح ها و آشنائي با جوانان ايراني که درطرح هاي مختلف مشغول کار بودند، بازديد منظم ازطرح هاي کشاورزي و ملاحظه پيشرفت کار بود. چون طبق قرارداد خارجي ها مجري طرح ها بودند، اگر درکارشان اشکالي مي ديدم مراتب را فورا به مديرعامل سازمان اطلاع مي دادم. در طول اين مدت يکي از کارهاي ديگر من تهيه گزارش براي مديرعامل سازمان در باره گزارش هائي بود که ازطرف استاندار وقت آقاي ابراهيم مهدوي به دولت و پادشاه ارسال مي شد و سازمان مي بايستي پاسخ آنها را بدهد. چون مجريان طرح ها همه خارجي بودند و نه وقت و نه توانائي نوشتن گزارش به فارسي داشتند، ناچار مي بايستي يک نفر از سازمان آب و برق خوزستان که به کارها واقف است از محل بازديد وبا مذاکره بامسئولان امر گزارش لازم را تهيه کند. بدين ترتيب بخش بزرگي از وقت من صرف تهيه گزارش جهت خنثي کردن اثرات نامطلوب گزارش هاي استاندار وقت مي شد.

در اوائل تابستان سال 1341 از مديرعامل سازمان تقاضاي يک ماه مرخصي براي رفتن به آمريکا کردم. عبدالرضا انصاري با يک ماه مرخصي من موافقت کرد، ولي وقتي براي خداحافظي نزد او رفتم، اظهار داشت بهتراست مسافرت خود را کوتاه کنم، براي اين که در آتيه نزديک نقشه اي برايم در نظر دارد.

پس از بازگشت به ايران، در ملاقاتي که با مديرعامل سازمان داشتم، گفت ترتيبي بده که با امور غير کشاورزي سازمان مانند سدّ سازي و ساختمان کانال، برق و غيره نيز آشنا شوي. من هم سوابق مربوط را مطالعه کردم. چند هفته اي از اين ملاقات گذشت. يک روز مديرعامل سازمان مرا احضار کرد و وقتي به دفتر ايشان رفتم، ضمن تبريک، حکمي به من دادو مرا به سمت معاون فني سازمان منصوب کرد. از او تشکر و کار جديد خود را شروع کردم. (لازم به توضيح است که مهندس مصطفي مزيني، معاون فني وقت، تصميم داشت براي ادامه تحصيلات عالي و اخذ درجه دکترا در رشته مهندسي به آمريکا برود. به همين جهت عبدالرضا انصاري مي خواست من براي قبول مسئوليت معاونت فني سازمان آماده باشم.) با اين سمت کليه امور طرح آبياري آزمايشي دز، طرح نيشکر هفت تپه، و طرح بررسي منابع،شامل آب، خاک،گياه، اندازه گيري و پيش بيني بارندگي، نوسانات آب رودخانه، آب خيزداري و غيره، تحت نظارت من قرار گرفت.


طرح عمران خوزستان

طرح عمران خوزستان براساس طرح سازمان درّه تنسي (TVA) ريخته شده بود. اصل فکر اين بود که در منطقه اي مانند خوزستان، که داراي آب فراوان، اراضي وسيع، هواي آفتابي، و نيروي انساني کافي است، عناصر موثر بروضع اقتصادي مردم را درارتباط با هم به کارگرفت و با سرمايه گذاري کافي، برنامه ريزي مناسب، آموزش درست، تشکيلات منظم، و جديت و پشتکار وضع مردم را به نحو چشمگيري بهبود بخشيد. طرح مصوّب سازمان برنامه عبارت بود از ايجاد سدّي بر روي رودخانه دز براي توليد 520 هزار کيلووات برق، به زيرکشت درآوردن 125 هزارهکتار اراضي زير سدّ، ايجاد و کشت مزارع نيشکر، و احداث کارخانه توليد شکر از نيشکر.

درابتدا، مسئوليت برنامه ريزي و اجراي همه بخش هاي اين طرح با شرکت عمران و منابع نيويورک به مديريت ديويد ليليانتال و گوردون کلاپ بود. اين شرکت، مطابق معمول، هريک از بخش هاي توليدي را، در چارچوب قراردادي که با سازمان برنامه داشت، به شرکت هاي بين المللي ديگر مقاطعه داده بود. زماني که من به سازمان آب و برق خوزستان رفتم سدّدز درحال ساخته شدن بود، ساختمان طرح آبياري آزمايشي دزشروع شده بود، وطرح نيشکر هفت تپه در دست اجرا بود. سازمان، با توجه به قراردادهاي موجود، در اجراي طرح ها دخالت مستقيم نمي کرد. شرکت عمران و منابع کليه کارهاي اجرائي طرح نيشکر هفت تپه را به يک شرکت امريکائي بهنام رالف پارسونز لس انجلس (Ralph Parsons) و از طريق رالف پارسونز به شرکت ديگري به نام بروئر(C. Brewer) واگذار و کارشناس استراليائي اي به نام دکتر ويليام کِر(H.William Kerr) استخدام کرده بود که از سوي آنها طرح اجرائي نيشکر هفتتپه را نظارت کند.

هدف سازمان آب و برق خوزستان، و برنامه من بعنوان نماينده فني سازمان، اين بود که هرچه زودتر از يک سو ايرانيان را جانشين مديران خارجي کنيم و ازسوي ديگر ميان بخش هاي توليدي گوناگون طرح و مردم محل ارتباط برقرار کنيم. به عبارت ديگر، طرحي را که بوسيله خارجي ها آغاز شده و سازمان يافته بود، بومي کنيم. داستان سازمان آبو برق خوزستان، داستان بومي کردن مساله عمران درايران است. ارزش تاريخي برنامه عمران خوزستان، علاوه بر تاثيري که عملا درزندگي مردم خوزستان داشت، در اين بودکه نشان داد ما ايرانيان مي توانيم کارهاي بزرگ فني را خودمان بدست بگيريم، سازمان بدهيم، اداره کنيم، و جلو ببريم.

به عنوان مثال، يکي از طرح هائي که من برآن نظارت مستقيم داشتم طرح نيشکر هفت تپه بود، که در زير درباره اش به تفصيل توضيح خواهم داد. اين طرح،طبق قراردادي که منعقد گرديده بود، کلاً زير نظر کارشناسان خارجي اجرا مي شد. ما چون کارشناس کشت نيشکر و صنعت شکرسازي نداشتيم نمي توانستيم بصورت منطقي دخالت مستقيم در اجراي طرح داشته باشيم، فقط مي توانستيم نظرمشورتي بدهيم. بزرگترين هدفي که ما داشتيم اين بود که ايراني هائي را که دراين طرح کار مي کردند، و يا ايراني هائي را که از خارج از طرح استخدام مي کرديم، طوري تربيت کنيم که بتوانيم خودمان تمام کارهائي را که امريکائي ها مي کنند انجام دهيم. درنتيجه نه تنها دائماً تأکيد داشتيم که مديران خارجي طرح ايرانيان را درجريان کارها قرار دهند، بلکه تعداد زيادي از کارمندان ايراني را براي آموزش به خارج از کشور اعزام کرديم.

در رابطه با اين موضوع بد نيست به نکته اي اشاره کنم که روشنگر شيوه مديريت در سازمان آب و برق خوزستان نيزهست. زماني که من مسئوليت امور فني، ازجمله طرح نيشکر، را به عهده گرفتم، اولين نکته اي که عبدالرضا انصاري، مديرعامل سازمان، به من تأکيد کرد همين موضوع کارآموزي کارمندان ايراني بود، و اين که ما بايد هرچه زودتر اين طرح ها را تحويل بگيريم و خودمان انجام دهيم. گفتم من براي تحويل گرفتن و اجراي کامل طرح نيشکر سه سال وقت لازم دارم، به شرط اين که دراين سه سال مرا آزاد بگذاريد. قبول کرد. فورا تعدادي کارشناس ايراني از درون طرح و همچنين از بيرون طرح براي کارآموزي به خارج فرستاديم. اين کار البته هزينه داشت و گاه گاهي آقاي انصاري راجع به تعداد کارآموزان و هزينه آنها سوال مي کرد. امّا همواره پشتيبان اين تصميم بود. به هرحال در عرض سه سال ما توانستيم تعداد کارشناسان خارجي طرح را که بيش از 65 نفر بودند به 6 نفر تقليل دهيم، طرح نيشکر را تحويل بگيريم و رأسا اداره کنيم، و ترتيبي بدهيم که کارشناسان خارجي فقط بعنوان مشاورخدمت کنند. همين برنامه در زمينه هاي ديگر نيز اعمال شد. با اين که کليه کارهاي عمراني که سازمان انجام مي داد براي رفاه مردم محل بود، معذالک در ابتدا بعضي از مالکان عمده چون فکر مي کردند با ساخته شدن سدّ و اجراي طرح آبياري آزمايشي دز ممکن است از نفوذ آنها درمحل کاسته شود، يا مجبور شوند پول آب بدهند، درصدد برمي آمدند که جلوي پيشرفت کارسازمان را بگيرند. براي مثال، يکي از کارهائي که سازمان در طرح آبياري آزمايشي دز شروع کرد دادن کود شيميائي با نظارت مروجان به قسمتي از اراضي بود تاکشاورزان تاثير کود را در افزايش محصول مشاهده کنند. پس از مدتي مشاهده شد که کشاورزان با مروجين کشاورزي همکاري نمي کنند و کود شيميائي را، که مجاناً به آنها داده شده بود، به کار نمي برند. با تحقيقاتي که بعمل آمد معلوم شد عده از مالکان با نفوذ به آخوند ده گفته اند وقتي پاي منبر ميروي بگو اين پودرسفيدي که سازمان در اختيار شما گذاشته است از جهنم آمده و ساخته شيطان است و درصورت استفاده از آن محصول شما از بين خواهد رفت. با متوجه شدن به اين موضوع، مروجان جوان با کشاورزان محّل تماس گرفتند واظهار کردند ما قسمت کوچکي از مزرعه شما را با همين پودرسفيد (اوره) کود مي دهيم و اگر محصولي برنداشتيد معادل قيمت محصولي که معمولاً از اين سطح برداشت مي کنيد بشما خواهيم داد. بدين ترتيب پاره اي از کشاورزان حاضر به امتحان کودشيميائي شدند و پس از چند ماه که نتيجه آنرا مشاهده کردند از آن استقبال کردند. اين تجربه به ما نشان داد که وقتي کشاورزان مطمئن شوند که مروجان جوان طرح آبياري آزمايشي دز در خدمت آنها هستند با آنان همکاري مي کنند و از تسهيلاتي که سازمان فراهم کرده، مانند ماشين آلات براي شخم کردن اراضي و برداشت محصول، وام کوتاه مدت براي کشت، کودشيميائي و بذرمرغوب، اصلاح نژاد دام و امکانات بهداشتي و نظير آن، استفاده ميکنند.

براي جلب همکاري بيشتر مردم در به ثمر رسانيدن هدف هاي طرح آبياري آزمايشي دز، کارکنان طرح با کدخداي روستاها و صاحبان اراضي و کشاورزان درتماس بودند و آنان را ازجريان پيشرفت کارآگاه مي ساختند.

درعرض سال ازنمايندگان مجلس شوراي ملي و مجلس سنا، روزنامه نگاران، مديران دستگاه هاي دولتي، بخش دار و شهردار و فرماندار محل و استاندار براي بازديد از طرح آبياري آزمايشي دز دعوت بعمل مي آمد و پيشرفت کار از طريق جرايد و راديو در اختيار مردم قرار مي گرفت. طرح آبياري آزمايشي دز چندين بار مورد بازديد پادشاه و نخست وزيران نيز قرار گرفت.


سدّ محمد رضا شاه پهلوي (دز)

شرکت عمران ومنابع درسال 1336 پس از مطالعه کلّي درباره عمران خوزستان گزارشي تحت عنوان برنامه جامع عمران خوزستان (Khuzistan Unified Development Plan) به سازمان برنامه تسليم کرد. اين گزارش شامل احداث 14 سد روي پنج رودخانه خوزستان (دز، کارون، کرخه، جراّحي و هنديجان)، توليد شش ميليون کيلوات برق، احداث شبکه آبياري براي آبياري يک ميليون هکتار زمين کشاورزي، احياء کشت نيشکر و ايجاد صنايع پتروشيمي درخوزستان بود. اولين طرح پيشنهادي شرکت عمران ومنابع احداث سد قوسي روي رودخانه دز بودبا قدرت توليد 520هزار کيلووات برق و ذخيره آب براي آبياري 125 هزار هکتار اراضي زيرسد. اين سدّ، ضمناً، آب رودخانه دز را که براثر سيل هاي فصلي متغيربود و ضرر هنگفتي به شهرهاي اهواز، خرمشهر و اراضي کشاورزي وارد مي آورد، تنظيم و امکان کشتي راني را در قسمتي از رودخانه کارون فراهم مي کرد. درطرح منظور شده بود که مزرعه اي به وسعت 10 هزار هکتار براي کشت نيشکر و نيز کارخانه اي براي توليد شکر احداث شود. همچنين قرار بود مجتمعي براي ايجاد صنايع پتروشيمي در نزديکي اهواز احداث شود، که يکي از فرآورده هاي اولّي آن توليد کودشيميائي اوره بود که در کشاورزي مورد استفاده قرار مي گرفت.

سازمان برنامه با پيشنهادهاي فوق موافقت کرد. ضمنا مقرر گرديد براي تامين قسمتي از هزينه هاي سد دز وامي از بانک بين المللي توسعه و ترميم اخذ گردد. از آنجاکه اخذ وام ازبانک جهاني به سرعت انجام پذير نبود، قرار براين شد که کارهاي مقدماتي احداث سد، از قبيل ساختمان جاده و تونل براي رسيدن به محل سد، شروع شود.

مذاکرات با بانک جهاني مدت ها بطول انجاميد. عدهاياز کارشناسان بانک عقيده داشتندکه احداث سدّ ضرورتي ندارد و بهتراست براي آبياري از تلمبه استفاده شود. پس از مدت ها مذاکره با بانک و پشتيباني شاهنشاه و پشت کار مسئولان سازمان برنامه و شرکت عمران و منابع، بانک با 42ميليون دلاروام موافقت کرد. اين مبلغ قسمتي از هزينه هاي طرح را تامين مي کرد.

ساختمان سدّ به عهده يک شرکت ايتاليائي به نام Impregilo، که درمناقصه بين المللي برنده شده بود و شهرت جهاني در سدّسازي داشت، واگذار گرديد. بتون ريزي سدّ درسال 1341 آغاز گرديد و سدّ در اسفند 1342 رسما افتتاح و به نام سدّ محمد رضا شاه نام گذاري شد. ارتفاع اين سدّ قوسي از سطح رودخانه 203 متر بود و درآن زمان ششمين سدّ بلند دنيا محسوب مي شد. درياچه پشت سدّ 64 کيلومتر طول داشت و ظرفيت آن سه ميليارد و سيصد ميليون متر مکعب آب بود.

درابتدا دو توربين و دو ژنراتور درپايگاه سدّ نصب گرديد و ميزان000 ,130 کيلووات برق توليد شد. اين برق بوسيله 400 کيلومتر خط فشار قوي و 17 ايستگاه برق به شهرهاي دزفول، انديمشک، شوش، اهواز، خرمشهر، و آبادان و نيز 30 روستا رسانيده شد. پس ازچهارسال به تدريج چهار توربين و چهار ژنراتور ديگر نصب گرديد و ظرفيت توليد برق به حدّ نهائي پيش بيني شده، يعني 000, 520 کيلووات برق، رسيد. برق توليد شده، علاوه بر برق رساني به روستاها، شهرها، و صنايع خوزستان، با وصل شدن به شبکه سرتاسري کشور بخشي از نيازمندي هاي برق تهران را نيز تأمين مي کرد. درسال 1342 تعداد مشترکين برق سازمان آب و برق خوزستان 784, 34 (بغير از شرکت نفت) بود و ميزان برق مصرفي درآن زمان به 610 ,744, 83 کيلووات مي رسد. درسال 1343 تعداد مشترکين برق به 54465 فقره افزايش يافت و ميزان مصرف برق به 860, 116 ، 142 کيلووات رسيد.

پس از اين که مسئولان صنعت نفت متوجه شدند که سازمان آب و برق خوزستان مي تواند برق آنان را بصورت منظم و ارزان تر تهيه نمايد، آنها نيز مشتري سازمان شدند و طولي نکشيد که صنايع جديدي مانند کارخانه هاي توليد نورد، لوله سازي، پتروشيمي و جز آن در خوزستان افتتاح شدند، و نياز به برق به حدّي بالا رفت که اجبارا سدّ ديگري در روي رودخانه کارون برنامه ريزي و احداث شد و توليد برق از رود کارون به يک ميليون کيلووات رسيد.

دراين جا لازم است اشاره شود که وقتي سدّ دز احداث شد و130هزار کيلووات برق توليد گرديد، عده اي از مقامات سازمان برنامه و دولتي از توليد اين ميزان برق که همه آن در آن زمان قابل مصرف نبود اظهار نگراني مي کردند. ولي طولي نکشيد که معلوم شد شرکت عمران و منابع در پيش بيني ميزان توليد و مصرف برق اشتباه نکرده است.

طرح آب خيزداري

عمرمفيد سدها ارتباط مستقيم با وضع زمين و فرسايش خاک دارد. فرسايش خاک نقش مهمي در پُر شدن سدّ دارد. گل و لائي که پشت سدّ رسوب مي کند، باعث کوتاه شدن عمر سدّ مي گردد. عمر مفيد سددز قريب يک صد سال پيش بيني شده بود. منطقه آب خيز سد دز000, 18 کيلومترمربع بود. در برخي قسمت هاي اين منطقه به علّت ريزش شديد کوه و از بين رفتن پوشش گياهي زمين براثر چراي بي رويه دام و استفاده از گياهان جهت سوخت، خاک سريعا فرسايش مي يافت. شرکت عمران و منابع نيويورک طرح کلّي براي جلوگيري از فرسايش خاک هاي آب خيز سدّ تهيه کرد. بودجه طرح زود به تصويب رسيد و يک کارشناس با تجربه امريکائي استخدام شد. اين کارشناس از نواحي مختلف آب خيز بازديد و مسائل را مشخص کرد. در اينجا لازم است گفته شود که درآن زمان اقدامي درباره حفظ آب خيز سدهائي که در نقاط ديگر ايران احداث شده بود نگرديده بود و اين اولين باري بود که درحين ساختمان سد مطالعات مقدماتي حفظ آب خيز نيز انجام گرفته بود. توجه به حفظ آب خيز درآن موقع موضوع تازه اي بود و به همين جهت در اين رشته کارشناس ايراني با تجربه بسيار کم بود، ولي خوشبختانه درسال 1335 جوان با تجربه اي که در رشته جنگل داري از دانشگاه سيراکيوز درجه فوق ليسانس گرفته بود و درکشاورزي عملي تجربه داشت، به نام مهندس احمد بهارستان، درطرح بررسي منابع استخدام شد. بهارستان پس از مدت کوتاهي با مطالعه طرح آب خيزداري و بازديد ازمحل اطلاع داد چنانچه وسائل و کادر لازم در اختيارش گذاشته شود مي تواند نسبت به اجراي طرح آب خيزداري اقدام کند. اين جوان فعال توانست درمدت کوتاهي جاده اي خاکي بطول 60 کيلومتر براي رسيدن به يکي از حوزه هاي فرعي آب خيزداري (که حوزه فرعي کشورناميده مي شود و در شمال شرقي خرم آباد است) بسازد و درآنجا کارگاه و بنائي براي اقامت احداث کند و سپس به عمليات اجرائي ديگري مانند ايجاد بندهاي کوچک براي نگهداري خاک، جلب نظر دامداران براي رعايت ضوابط چراي دام، و ساير عمليات حفاظت خاک، بپردازد. بدين ترتيب اجراي عملي آبخيزداري شروع شد.

طرح آبياري آزمايشي دز

يکي ازفوائد ساختمان سد روي رودخانه دز تهيه آب منظّم براي آبياري 125 هزار هکتار اراضي زير سدّ بود.

طبق قراردادي که با بانک جهاني براي اخذ 42 ميليون دلار وام منعقد شده بود، مي بايستي قبل از احداث شبکه آبرساني براي همه 125هزار هکتار درقسمتي از اراضي به مساحت 22 هزار هکتار، متشکل از 57 روستا و 000, 12 نفر جمعيت، شبکه آبرساني احداث شود، و نيز با فراهم آوردن عوامل توليد، مانند بذر، نهال، کودشيميائي، ماشين آلات، وام کشاورزي و غيره، ترتيبي داده شودکه کشاورزان طرح آبياري آزمايشي 22هزار هکتاري بتوانند محصول خود را تا سه برابر افزايش دهند. براي رسيدن به اين هدف تعدادي از جوانان فارغ التحصيل دانشکده هاي کشاورزي اهواز، تهران، و خارج از کشور استخدام شدند.

ايستگاه تحقيقاتي صفي آباد

براي احداث يک ايستگاه تحقيقات عملي کشاورزي زميني به وسعت 200هکتار درمرکز طرح آبياري آزمايشي دز درمحلي به نام کوتيان خريداري گرديد و به پاس خدمات صفي اصفيا، مديرعامل سازمان برنامه، صفي آباد ناميده شد. پس از تسطيح 200 هکتار زمين، همه گياهاني که امکان پرورش آنها درخوزستان وجود داشت کشت گرديد و روي هريک از آن ها آزمايش هاي گوناگون انجام گرفت. بهترين نوع گياه براي آن منطقه انتخاب و ازديادشد و دراختيار کشاورزان قرارگرفت. بدين ترتيب، علاوه برگياهاني که کشت آن ها رواج داشت، گياهان ديگري مانند شبدر برسيم، علف سودان، مارچوبه، سويا، کرفس، انواع خانواده کلم، بادام زميني، انگور ياقوتي و انواع ديگر انگور، توت فرنگي، چغندر قند، ميوه هاي هسته اي، انواع گل و درختان زينتي کشت گرديد.

ماشين آلات کشاورزي از شرکت جان دير که درمناقصه برنده شده بود خريداري شد. شرکت جان دير موظف شد که درمحل به کارمندان طرح آموزش دهد و درشهر دزفول نمايندگي افتتاح کند و لوازم يدکي مورد نياز کشاورزان را دراختيار داشته باشد و تعميرات لازم را براي کشاورزان درصفي آباد، درمحلي که براي انجام اين نوع تعميرات تعيين شده بود، انجام دهد.

درصفي آباد علاوه برآزمايش و تحقيق روي گياهان، تعدادي گاو و گوسفند و مرغ نيز نگهداري مي شد و روي آنها آزمايش هاي مختلف انجام مي گرفت و نتايج آزمايش ها توسط کارشناسان کشاورزي طرح دراختيار کشاورزان قرار مي گرفت.

درطول سال چند بار از کشاورزان طرح دعوت مي شد که از ايستگاه تحقيقاتي صفي آباد بازديد کنند و با روش هاي پيشرفته کشاورزي آشنا شوند.

در ايستگاه تحقيقاتي صفي آباد ساختمان هائي براي آزمايشگاه خاک و دفاترکار بناشد وبراي رفاه کارشناساني که درهمان ايستگاه کار مي کردند مسکن مجهز به وسائل زندگي تهيه گرديد.

از آنجا که نحوه عمل بانک کشاورزي مناسب با برنامه هاي در دست انجام نبود، دفتري به نام واحد اعتبارات کشاورزي، با مسئوليت و اختياراتي که بتواند پشتيبان برنامه هاي کشاورزي باشد و به سهولت اعتبارلازم را دراختيار کشاورزان قرار دهد، بوجود آمد. يکي از کارشناسان اقتصادي سازمان برنامه به نام نصرت گنجه اي بعنوان مسئول واحد اعتبارات کشاورزي تعيين شد که به اتفاق سرپرست واحد توليد و خدمات کشاورزي با کشاورزان طرح تماس بگيرد و پس از بررسي زمين و وضع کشاورز وام لازم را تصويب کند. براي اخذ وام به هرکشاورز يک دفترچه اعتباري داده شد که ميزان وام درآن ذکر مي شد وکشاورزان مي توانستند با استفاده از اين دفترچه کود، بذر، مواد شيميائي براي دفع آفات ، و خدمات ماشين آلات کشاورزي دريافت دارند و پس از برداشت محصول وام خود را پرداخت کنند. وامي که به کشاورز داده مي شد، بصورت کالا يا خريد خدمات بود و ازطرف کارشناسان طرح آبياري آزمايشي دز نظارت مي شد. اين نوع نظارت براي اولين بار در ايران اجرا مي شد. ضمنا نظارت بر وام ها از جهت ديگري نيز مهم بود، زيرا در بعضي نقاط ايران ديده شده بود که کشاورزان وام بانک کشاورزي را بجاي اين که به مصرف کشاورزي برسانند صرف هزينه هاي غيرکشاورزي مي کنند.

ضمنا، براساس قراردادي ميان سازمان آب و برق خوزستان و بانک کشاورزي، کشاورزان مي توانستند براي اخذ وام هاي ميان مدت و يا بلندمدت از اعتبارات بانک کشاورزي استفاده کنند، ومادام که بانک مذکور بودجه و تشکيلاتي براي بررسي وضع کشاورز و نظارت در مصرف وام نداشت، اين کار توسط واحد اعتبارات کشاورزي طرح آبياري آزمايشي دز انجام مي گرفت.

ترويج

پس از گذشت سه سال طرح آبياري آزمايشي دز توانست بطور متوسط ميزان جو و گندم و باقلا و برنج را به بيش از دوبرابر افزايش دهد. محصول کنجد در هکتار چهار برابر شد و با ترويج و توسعه کشت شبدربرسيم و يونجه و علف سودان کشاورزان توانستند در زمينه ائي که براي علوفه کاري تخصيص داده بودند بيش از60 تن علف سبز برداشت نمايند.

مزارع برنج، پس از برداشت برنج معمولا تا فصل بعد بدون استفاده مي ماند. کارشناسان علوفه، با تشويق کشاورزان به کشت شبدر برسيم، پس از برداشت برنج، توانستند ميزان قابل توجهي علوفه تهيه کنند. به اين ترتيب، از زميني که به مدت 12 الي 18ماه بي استفاده ميماند، از هر هکتار نزديک 60 تن شبدر تازه برداشت مي شد که به مصرف تغذيه دام مي رسيد. توليد شبدربرسيم هزينه بسيار کمي داشت و درآمد اضافي براي کشاورزان ايجاد کرد.

طرح آبياري آزمايشي دز با پرورش زنبورعسل درمزارع شبدربرسيم مقدار زيادي عسل توليد کرد. چون در تابستان کندوها را به خرم آباد مي برديم که از گرما در امان باشند، تعدادي ازکشاورزان خرم آباد که عسل توليد مي کردند تشويق شدند کندوهاي عسل خود را توسعه دهند و از وجود گل شبدر برسيم در خوزستان براي توليد عسل استفاده کنند. زنبورها به نوبه خود به تلقيح بهتر گل هاي شبدر کمک کردند و در نتيجه طرح آبياري آزمايشي دز توانست مقدار کافي بذر شبدربرسيم تهيه کند و از وارد کردن اين بذر از خارج بي نياز شود.

علاوه بر افزايش توليدعلوفه، کشاورزان تشويق شدند از طريق تلقيح مصنوعي دراصلاح نژاد دام بکوشند. براي اولين بار، دام و ماکيان کشاورزان مرتباً برعليه بيماري هاي گوناگون واکسينه مي شدند.

راه سازي

88 کيلومتر راه اصلي و فرعي احداث شد که همه روستاهاي داخل طرح را به يکديگرمتصل مي کرد. اين جاده ها به شاهراه اصلي خرمشهر- تهران مي پيوست. درنتيجه، براي اولين بار، کشاورزان اين ناحيه براي فروش محصولات خود به بازارهاي ديگري دست يافتند.

بهداشت

براي مبارزه با امراض بومي، پزشک طرح در روزهاي معين از مردم روستاها بازديد و براي پيشگيري و مداوا اقدام به دادن دارو و آموزش براي بهداشت و تغذيه ميکرد. نکته جالب اين که پزشک طرح آلماني بود و براي اين که به وضع محل آشنا شود و افراد هرده را بشناسد و از بيماري هاي آنها مطلع گردد، تريلي اي در اختيار داشت که مانند يک کلينيک سيار بود. دکتر مذکور به اتفاق دستيارانش، يک پزشک ايراني به نام دکتر مجيد ستايش و يک پرستار زن از اهالي يکي از روستاها، درهر روستا چند روز اقامت مي کردند و پس از رسيدگي به وضع بهداشتي يک يک اهالي و معاينه پزشکي، آن ها را واکسن مي زدند و داروهاي مورد نياز را ميان بيماران توزيع مي کردند. به اين ترتيب، در سال چندبار از58 دهکده طرح بازديد پزشکي به عمل مي آمد و پس از چندي احصائيه کاملي از وضع بهداشتي هرده تهيه شد. اين روش رسيدگي به وضع اهالي يک روستا در ايران براي اولين بار در طرح آبياري آزمايشي دز عمل شد.

در روستاهاي مشمول طرح عده زيادي از مردم به چند بيماري مشترک مبتلا بودند که يکي از اين بيماري ها بوسيله انگل "بيل هارزيا" ايجاد و شايع مي شد. اين انگل از طريق حلزون، که درآب هاي راکد نشوونما مي کرد، به بدن انسان وارد مي شد و مثانه را مورد حمله قرار مي داد و دوباره همراه ادرار به زمين برمي گشت و در حلزون حيات خودرا از نو آغاز مي کرد. شدت اثر بيماري ناشي از انگل "بيل هارزيا" چنان بود که کشاورز را کاملا ناتوان مي کرد.

خطر ديگر اين انگل اين بود که اگر از نمو آن پيش گيري نمي شد، ممکن بود در نواحي ديگر ايران نيز شيوع پيدا کند. زيرا گاهي تعدادي از نشاء گران برنج شمال ايران براي نشاء به خوزستان مي آمدند و چنانچه اين انگل را با خود به شمال ايران منتقل مي کردند، بيماري ناشي از اين انگل درشمال نيز اشاعه مي يافت. خوشبختانه، براثر مبارزه شديدي که ازسوي بخش بهداشت طرح، با همکاري مأموران وزارت بهداري، بعمل آمد، از شيوع اين انگل جلوگيري شد.

بيماري ديگري که به شدت رواج داشت و سلامت اهالي روستاهاي طرح آبياري آزمايشي را تهديد مي کرد، تراخم بود. براثر فعاليت هاي بهداشتي که با همکاري سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي انجام شد، تعداد زيادي از بيماراني که تراخم آن ها قابل مداوا بود، معالجه شدند و از پيشرفت تراخم جلوگيري شد.

کمبود مواد پروتئين درکودکان باعث عدم رشد کامل و ضعف قواي ذهني آنان شده بود. پس از اجراي برنامه اي براي تغذيه بهتر از طريق دادن پودر سويا جهت تامين پروتئين رشد قابل ملاحظه درکودکان ملاحظه شد. کشاورزان را تشويق کرديم در قسمت کوچکي از مزرعه خود انواع سبزي بخصوص نخود و لوبيا و باقلا و سويا براي تغذيه کودکان خود کشت نمايند.

آموزش

برنامه آموزشي طرح آبياري آزمايشي دز را ميتوان به دو بخش تقسيم کرد: آموزش مردم روستاهاي منطقه، و آموزش کارکنان طرح.

درمورد اول، به منظور بالا بردن سطح دانش کودکان و بزرگسالان، طرح آبياري آزمايشي با کمک وزارت آموزش و پرورش در هرمنطقه، بادرنظرگرفتن جمعيت و ساير ويژگي ها، تعدادي مدرسه شش کلاسه تاسيس کرده بود. پس ازتشکيل سپاه دانش، از سپاهيان نيز براي آموزش کشاورزان منطقه استفاده مي شد.

همانطوري که قبلا گفته شد درطول سال از کشاورزان هر منطقه طرح دعوت بعمل مي آمد که از ايستگاه صفي آباد بازديد کنند. درايستگاه مذکورکشاورزان با گياهاني که کشت شده و بطور نشتي آبياري مي شدند، و نيز با انواع ماکيان ودام وغذا وطرز نگهداري آنها آشنا مي شدند. بدين ترتيب کشاورزان نتيجه کشاورزي پيشرفته را به چشم خود مي ديدند. نکته اي که براي کشاورزان بسيار جالب بود ديدن نسبت مستقيم و مثبت رشد گندم وجو با ميزان کود شيميائي بود.

براي کارکنان طرح، برنامه هاي گوناگون آموزشي، در داخل و خارج کشور، از آن جمله شرکت درسمينارها، ديدن دوره هاي فني و مديريت، و بازديد ازطرح هاي کشاورزي و دامداري ترتيب داده مي شد. امّا مهمترين برنامه آموزشي کارکنان طرح، آموزش حين خدمت بود که توسط کارشناسان خارجي و مديران ايراني سازمان و نيز مديران و کارشناسان ديگر سازمان هاي تخصصّي کشور انجام مي گرفت.

اولين رئيس ايراني طرح آبياري دز که مهندس علي اصغر اژدري بود نقش مهمي در اين برنامه آموزشي داشت. او با تجربه اي که درامر ماشين آلات کشاورزي و تدريس داشت توانست اين برنامه را بنحو خوبي انجام دهد، يکي از ويژگي هاي او اين بود که از کار کردن با دست ابا نمي کرد و در مواقع لازم شخصا ماشين آلات را تعمير مي کرد. من بارها او را با سر و صورت و لباس روغني در کارگاه ماشين آلات مشغول مي ديدم. اين طرز کار مهندس اژدري سرمشق کارکنان ديگر طرح بود.

کارکنان فني طرح درجلسات برنامه ريزي کشاورزي، که من نيز در اکثرآن هاحضور داشتم، شرکت مي کردند و قبل از شروع کشت هر فصل برنامه جامعي براي کشت فصل درنظر گرفته مي شد.

طرح آبياري آزمايشي دز به هفت منطقه تقسيم شده بود که هريک سرپرستي داشت که وظيفه اش کمک به افزايش توليد کشاورزان از راه هاي گوناگون، به ويژه از طريق آموزش روش هاي نوين کشاورزي، بود. سرپرست هرمنطقه با همکاري کشاورزان نيازهاي آنان را بررسي و برنامه کشت را مشخص مي کرد. دراين برنامه عواملي مانند ميزان کشت هرمنطقه، بذر، کودشيميائي، مواد شيميائي براي دفع آفات، ميزان آب، ماشين آلات ضروري براي کشت و داشت و برداشت محصول، تعداد دام و ماکيان و بازار فروش محصول درنظر گرفته مي شد. پس از تعيين برنامه کشت فصل، سرپرستان موظف بودند با همکاري رئيس واحد خدمات توليد کشاورزي و کشاورزان هرمنطقه در اجراي صحيح برنامه نظارت کنند. اولين رئيس ايراني اين واحد، مهندس هدايت طبيب، يکي از اولين کارکنان طرح بود. طبيب جواني بود لايق و با پشت کار. او درسال1354 رئيس طرح آبياري دز شد.

مشکلات کار

يکي از مسائل طرح آبياري آزمايشي دز اين بود که اکثر سازمان هاي دولتي خود را نسبت به طرح بيگانه مي دانستند و به علل مختلف آن طوري که بايد همکاري نمي کردند.

علت وجودي طرح آبياري آزمايشي دز اين بود که تمام امور عمراني مانند جاده سازي، بهداشت، کانال سازي، آموزش ابتدائي و ايجاد مدرسه، احداث ايستگاه تحقيقاتي و ساير نيازمندي هاي توليدکشاورزي در چارچوب يک برنامه جامع و وابسته بهم انجام گيرد. به همين جهت دولت بودجه و نيروي انساني کافي در اختيار سازمان گذاشته بود. با اين که اين امور بطور موقت و نمونه انجام مي گرفت، معهذا دستگاه هاي دولتي معترض بودند که سازمان در کارهاي آن ها دخالت مي کند. هرچه به آنها گفته مي شد که اين برنامه آزمايشي است و لازم است کليه امور عمراني براي همآهنگي تحت نظر يک سازمان انجام گيرد، و بودجه اي که براي طرح تنظيم شده به تصويب سازمان برنامه رسيده است نيز مويد همين مطلب است، و بالاخره وقتي طرح کامل شد اداره هرقسمت آن به دستگاه هاي مربوط دولتي واگذار خواهدشد، سودي نداشت. اعتراض هاي بي پايه دستگاه هاي دولتي بجائي رسيد که عدهاي ازکارشناسان سازمان برنامه مامور شدند که از طرح آبياري آزمايشي دز بازديد و نسبت به انجام کارهاي عمراني اظهار نظر کنند. بعد از اين که کارشناسان امر به دزفول رفتند و از محل بازديد نموده و گزارش خود را ارائه دادند، جلسه اي دردفتر صفي اصفيا مديرعامل سازمان برنامه با حضور کارشناسان امر و مسئولان مربوط سازمان برگزارشد. پس از مذاکرات مفصل، مديرعامل سازمان برنامه تصويب کرد که سازمان آب و برق خوزستان کمافي السابق تا خاتمه کار طرح آبياري دز رأسا به اداره امور مربوط بپردازد. بايد گفته شود که با شکيبائي و ملايمت به تدريج نزديکي بيشتري با کارکنان ساير دستگاههاي دولتي ايجاد شد و همکاري آنان جلب گرديد.

مشکل ديگر درشروع عمليات عمراني مالکان اراضي بودند. بسياري از آن ها فکر مي کردند که طرحي که توسط سازمان آب و برق خوزستان انجام مي شود از نفوذ آنان درمنطقه خواهد کاست. به همين جهت بعضي از مالکان ازطريق ارسال نامه به مقامات رسمي و حتي به بانک جهاني و خراب کردن ذهن کشاورزان سعي مي کردند اجراي برنامه عمراني را به تاخير بيندازند. براي مثال گاهي جلوي کار پيمانکاران جاده سازي و يا کانالکشي را مي گرفتند يا، همان طوري که گفته شد، به کشاورزان مي گفتند از دادن کود شيميائي اوره، به مزارع خودداري کنند، زيرا اين کود ماده اي شيطاني است و مزارع آن ها را بي برکت مي کند.

مسئله اساسي ديگر کارشناسان بانک جهاني بودندکه، با تمام هزينه اي که براي سد و کانال کشي شده بود، راضي نمي شدند که شبکه آبرساني توسعه يابد و همه 125 هزار هکتار را دربرگيرد.

خوشبختانه پس ازمدتي مسئولان امر، وقتي مشاهده کردند درصورتي که برنامه توسعه نيابد از اراضي قابل کشت استفاده نخواهد شد و آب پشت سد بي مصرف خواهد ماند، تصميم گرفتند با وجود اعتراض بانک جهاني شبکه آبرساني را توسعه دهند.

طرح نيشکر هفت تپه

برنامه احياء کشت نيشکر درخوزستان درحوالي سال 1309 در نزديکي اهواز شروع شد، ولي چون اراضي اي که درآن نيشکر کشت شده بود قليائي بود و شست و شو نشده بود، نتيجه مطلوب حاصل نگرديد. درسال 1332 سازمان خواروبار جهاني(FAO) به اين نتيجه رسيد که اراضي خوزستان براي کشت نيشکر مناسب نيست و صرف هزينه براي کشت نيشکر دراين اراضي بيهوده است. مقارن همان ايام، شرکت ژاپني اي پيشنهاد کرد که مزرعه نيشکر بصورت نمونه به وسعت 2500 هکتار و آسيابي براي خردکردن هزار تن ني در روز احداث کند و اگر طرح نمونه موفق شد، کشت نيشکر در 66 هزار هکتار گسترش داده شود و کارخانه اي با ظرفيت تهيه 200 هزار تن شکر درسال ساخته شود.

سازمان برنامه از شرکت عمران و منابع خواست که گزارش سال 1332 سازمان خوارو بار جهاني و گزارش شرکت ژاپني را مطالعه کند و نظر بدهد. شرکت عمران و منابع در سال 1337 پس از مطالعه گزارش نامبرده و اظهار نظر دکتر کارلوس شاردون (Carlos Chardone)، که از کارشناسان مشهور نيشکر درجهان بود، اعلام کرد که کشت نيشکر در اراضي شمال خوزستان، نزديک شوش، امکان پذير است، و پس ازمدتي مطالعه روي زمين هاي مناسب براي توليد نيشکر زميني به وسعت ده هزار هکتار درجنوب شرقي شوش، زيرطرح آبياري دز بين رودخانه هاي کرخه و دز، انتخاب کرد. سازمان برنامه اين اراضي را از مالکينش، نظام السلطنه مافي، شيخ خلف حيدري، و يک نفر از ايل سگوند، خريد. اجراي طرح نيشکر درخوزستان از طرف شرکت عمران ومنابع به شرکت رالف پارسونز (Ralph Parsons) لس انجلس با مشارکت شرکت بروئر(Brewer)، که مرکز آن درهاوائي بود و مزارع بزرگ نيشکر و کارخانه قند دراختيار داشت، واگذارگرديد ودرسال 1340شرکت بروئرمستقيما مجري طرح شد. طرح اوليه نيشکر شامل کشت نيشکر در5هزارهکتار وساختن کارخانه جهت خردکردن000, 3 تن نيشکر درروز وتوليد سي هزار تن شکرتصفيه شده درسال بود. براي تعيين گونه هاي مناسب نيشکر، بيش از يک صد گونه قلمه نيشکر ازکشورهاي پاکستان، هندوستان، افريقاي جنوبي و امريکا مورد آزمايش قرارگرفت وچندگونه مناسب انتخاب و ازدياد شد. بدين ترتيب پس از 800 سال، درسال 1340 براي اولين بار،000 ,12 تن شکر مرغوب از نيشکرخوزستان بدست آمد. ولي، براثر پائين بودن محصول درهکتار، ميزان پيش بيني اوليه که توليد 000, 15 تن شکر بود بدست نيامد. درسال 1343 سطح زير کشت به بيش از 000 ,4 هکتار رسيد، امّا با وجود افزايش شکرکارائي توليد به ميزان پيش بيني شده نرسيد. علل آن را مي توان بشرح زيرخلاصه نمود.

-1 کارشناسان خارجي تجربه کافي براي کشت آبي درشرائط خوزستان نداشتند.

-2 شيوه شست وشوي زمين براي پائين آوردن ميزان نمک خاک به گونه صحيح انجام نگرفته بود.

-3 درباره گونه هاي زود رس نيشکر مقاوم به سرما و داراي بازدهي بالا بررسي کامل انجام نگرفته بود.

درمدتي که شرکت هاي پارسونز و بروئر مجري طرح بودند، همان طور که قبلا گفته شد، سازمان مي کوشيد که تحصيل کرده هاي جوان ايراني از دانشگاه هاي داخلي وخارجي به استخدام طرح نيشکر درآيند تا بدين طريق هم به تدريج کادري براي طرح تهيه شود و هم سازمان بتواند ايرانيان جوان را جايگزين کارشناسان خارجي کند. از آنجا که پيش بيني هاي شرکت بروئر درباره ميزان برداشت نيشکردرهکتارچندبار اشتباه از آب درآمد، و ضمنا برنامه جدي براي تربيت کادر فني ايراني از طرف شرکت بروئر بعمل نيامده بود، سازمان به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که به هيچ وجه از طرز کار شرکت بروئر راضي نيست.

ما،دراثرمطالعاتي که باهمکاري دکترکوبي شوجي(Kobe Shoji)، يکي ازکارشناسان بنام نيشکر که در استخدام شرکت بروئر بود، انجام داده بوديم مي دانستيم که امکان افزايش توليد محصول درهر هکتار وجود دارد. امّا رئيس طرح نيشکر دست آوردهاي رئيس قسمت پژوهش هاي طرح، يعني کوبي شوجي (Kobe Shoji)، راکه کارمندش بود درنظر نمي گرفت. با توجه به مراتب فوق به شرکت عمران و منابع اطلاع داده شد که به قرارداد شرکت بروئر خاتمه داده شود.

شرکت عمران و منابع با خلع يد شرکت بروئر موافق نبود، لذا اقدامي جدّي براي پيدا نمودن شرکت ديگري که بتواند اين کار را انجام دهد نکرد. به ناچار سازمان رأسا با تحقيق و اعلان در روزنامه هاي بين المللي با چند شرکت خارجي تماس گرفت و از يکي از آن ها دعوت کرد که براي بازديد از طرح نيشکر و ارائه پيشنهاد به ايران بيايد. بدين ترتيب شرکتي هلندي که تجربه زيادي در کشت نيشکر در افريقا داشت به ايران آمد. اين شرکت پس از مدتي مطالعه پيشنهادي براي انجام کار به سازمان داد. سازمان نتيجه مطالعات شرکت هلندي را به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که مراتب را به اطلاع شرکت بروئر که در انتظار نتيجه مذاکرات سازمان با شرکت هلندي بود برساند.

شرکت بروئر که به هيچ وجه نمي خواست قرارداد خود را از دست بدهد حاضر شد با سازمان در همه زمينه ها همکاري کند، و از سازمان درخواست کرد که مدتي به او وقت داده شود که پيشنهاد خود را ارائه کند. سازمان با اين پيشنهاد موافقت کرد، چون، اگرچه پيشنهاد شرکت هلندي از نظر هزينه در حدود 30 درصد از شرکت بروئر کمتر بود، امّا نکاتي درآن مورد پسند سازمان نبود. از سوي ديگر، جابجا کردن کارمندان خارجي و فسخ قراردادشان مستلزم هزينه هاي اضافي بود که بيش از مبلغ صرفه جوئي هائي بود که در پيشنهاد هلندي ها منظور شده بود.

پس ازمدتي شرکت بروئر توسط شرکت تابعه اش (Hawaiian Agronomics International) پيشنهاد بسيار مناسبي براي ادامه برنامه طرح نيشکر هفت تپه داد و قبول نمود با هزينه کمتر از شرکت هلندي کار را انجام دهد. با درنظرگرفتن اين که کارشناسان شرکت بروئر پس از چند سال کار درخوزستان تجربه زيادي در کشت و داشت و برداشت نيشکر پيدا کرده و به شرائط کار آشنا بودند، و از طرفي پيشنهادشان از نظر برنامه ريزي بهتر از پيشنهاد شرکت هلندي بود، پس از جرح و تعديل و گنجانيدن ماده اي به اين عنوان که اگر بهردليلي، حتي بليه آسماني، ميزان محصول شکردر سال 1343 از000, 18 تن کمترشود هيچ گونه وجهي بابت حق الزحمه که000, 200 دلار درسال بود پرداخت نخواهد شد، متن قرارداد را براي اطلاع نزد والتن سيمور، (Walton Seymour) که معاون صنعتي شرکت عمران و منابع نيويورک بود، فرستاديم. سيمور وقتي متوجه ماده فوق شد گفت اگر شرکت (Hawaiian Agronomics International) اين قرارداد را امضاء کند، ديوانه است.(They are nuts) شرکت مذکور با ماده فوق و اصلاحيه هائي که سازمان بعمل آورده بود موافقت کرد و کار خود را شروع نموده و برنامه اي براي شستوشوي اراضي، نصب زه کش هاي تنبوشه اي در مزارع، و بکار بردن گونه هاي بهتر نيشکر تنظيم کرد. کارهاي لازم براساس قرارداد و برنامه تنظيمي بنحو احسن انجام گرفت.

در اينجا لازم مي دانم از زحماتي که همکارم آقاي کورس رجالي در تهيه قرارداد و شرکت در مذاکرات با مقامات شرکت هاوائين اگرنوميکس کشيد ياد کنم.

ابتدا پيش بيني مي شد که در سال 1964/1343 بيست هزار تن (000, 20 تن) شکر توليد شود. متاسفانه در زمستان آن سال يخ بندان بي سابقه اي درخوزستان شد و قسمت زيادي از مزارع نيشکر يخ زدند و محصول آن سال000،15تن شکر تجاوز نکرد. درنتيجه، طرح متضرر شد و شرکت Hawaiian Agronomics نيز، با وجود اين که تقصيري نداشت، براثر ماده اي که در قرارداد گنجانيده شده بود نتوانست200هزار دلار حق الزحمه خود را بگيرد. امّا عمليات کشت و داشت و برداشت نيشکرروز بروز بهتر شد. درسال 1965/1344 براثر مساعي کارکنان داخلي و خارجي و بالا رفتن کارآئي توليد، نيشکر کافي براي تهيه 000, 30 تن شکر درسال توليد شد. چون معلوم شد که مي توان از همان سطح 000, 5 هکتار نيشکر لازم را براي توليد 000, 50 تن شکر درسال تهيه کرد، ظرفيت توليد کارخانه شکر را افزايش داديم. پس از مدت کوتاهي طرح نيشکر به ده هزار هکتار توسعه داده شد و ظرفيت کارخانه به 000, 100 تن شکر درسال افزايش يافت. دراين جا لازم است گفته شود که بازده مزارع نيشکر درسال بطور متوسط به 130 تن در هکتار رسيد و اين بزرگترين بازده توليد نيشکر آبي در يک دوران رشد 11ماهه در دنيا بود.

وقتي شرکت پارسونز، عهده دار اجراي طرح بود، تعداد کارمندان ايراني طرح که تحصيلات دانشگاهي داشتند از سه نفر تجاوز نمي کرد. اين سه نفر هم نقش مهمي در اداره امور نداشتند. کارشناسان خارجي مسئول کليه مشاغل عمده بودند. درآن موقع حتي راننده تراکتور خارجي بود. با اين که شرکت عمران و منابع از شرکت پارسونز خواسته بود که کارشناسان ايراني را تربيت کند، شرکت دراين مورد به بهانه اين که درحال سازندگي است به درخواست شرکت عمران و منابع چندان وقعي نگذاشته بود. درموقع تجديد قرارداد با شرکت Hawaiian Agronomics، که از شرکت هاي تابعه شرکت بروئر بود، موادي گنجانيده شد که شرکت مذکور را موظف مي کرد که کارمندان ايراني را براي عهده دار شدن امور مختلف طرح تربيت کند. بدين ترتيب از همان ابتداي اجراي قرارداد تعدادي ازتحصيل کرده هاي ايراني دررشته هاي کشاورزي، مهندسي مکانيک، برق، حسابداري و امور اداري، که به زبان انگليسي نيزمسلط بودند، به طرح نيشکر هفت تپه معرفيشدند. ازجيمز بي تی (James Beaty) ، رئيس طرح نيشکر و نماينده شرکت Hawaiian Agronomics، خواسته شد که ترتيبي دهد که براي هر کاري که يک کارشناس خارجي عهده دار است، يک ايراني به عنوان معاون درحال آموزش به کار گمارده شود. ضمنا کارکنان طرح را براي تربيت در رشته هاي مختلف به هاوائي و ديگر نقاط آمريکا و استراليا اعزام داشتيم و همچنين از مديران با تجربه خارجي و داخلي دعوت کرديم که براي کارکنان طرح کلاس هاي فشرده مديريت تنظيم کنند. بدين ترتيب تا سال 1965/1344 ايرانيان در رشته هاي کشت و داشت و برداشت نيشکر، توليد و تصفيه شکر، تعمير ماشين آلات، رانندگي تراکتور و ماشين هاي سنگين تربيت گرديدند، و اداره طرح نيشکربدست ايرانيان افتاد.

بايد گفته شود موفقيتي که براي اداره طرح نيشکر توسط کارشناسان ايراني نصيب سازمان شد براثر کوشش و پشتکار کليه کارکنان ايراني طرح بود که مي کوشيدند به جزئيات کار آشنا شوند تاخودشان بتوانند روزي رأساً کار را بدست گيرند. دراين زمينه بايد بطور اخص از نادر حکيمي و علي اصغر شرکت نام برد. اين دو در ايجاد کار گروهي سهم بسزائي داشتند و توانستند از بدو خدمت در طرح نيشکر به مراحل مختلف صنعت قند سازي و کشت و داشت و برداشت نيشکر آشنا شوند و از جزئيات امور اجرائي طرح سازمان را آگاه سازند. مهندس نادر حکيمي از طرف سازمان بعنوان معاون کارخانه قندسازي درحال کارآموزي و مهندس شرکت بعنوان معاون قسمت مزارع نيشکر در حال کارآموزي به طرح نيشکر معرفي شدند و توانستند درمدت بسيار کوتاهي با لياقتي که داشتند ازطرف مجريان خارجي طرح به مراحل مختلف مديريت ترقي داده شوند و سر انجام از طرف سازمان به ترتيب به عنوان رئيس و معاون طرح نيشکر تعيين شوند.

دراين جا همچنين لازم است از وين ريچاردسن جونيور Wayne Richardson, Jr. رئيس شرکت هاوائين اگرونوميکس، که با نهايت صداقت در پيشبرد هدف سازمان همکاري نمود، ياد کرد.

فرآورده هاي فرعي طرح نيشکر

مُلاس (Molasses)،یا شیره قند، و با گاس (bagasse) ، يا تفاله نيشکر، از فرآورده هاي فرعي کشت نيشکر هستند. ملاس شيره اي است که پس از گرفتن قند نيشکر ياقي مي ماند. دراين شيره هنوز ميزان زيادي قند موجود است که استخراج آن اقتصادي نيست.

اما ملاس موارد استفاده ديگر دارد. در درست کردن رام (Rum)به کار ميرود. از آنجا که ويژگي هاي غذائي قابل ملاحظه اي دارد، آن را با غذاهاي ديگر انساني و دامي مخلوط مي کنند. ملاس همچنين براي معطر کردن تنباکو و نيز صنايع آرايشي مورد استفاده قرار مي گيرد.

درطرح نیشکر هفت تپه کارشناسان خارجي دائما درنگهداري و انبار کردن مُلاس مشکل داشتند و ترتيبي براي فروش آن نداده بودند. بجاي فروش ملاس آن را در روي جاده هاي خاکي مي پاشيدند که از گردو خاک جلوگيري شود. البته تا وقتي که ملاس بفروش نرفته بود، اين عمل مفيدي بود، و از اين که آن را در رودخانه بريزند و آب رودخانه را آلوده کنند، بهتر بود، ولي از نظر اقتصادي کار صحيحي نبود. پس از مدتي يک کارخانه ودکاسازي در خرمشهر مقداري از ملاس را به عنوان نمونه به خرمشهر برد و مورد آزمايش قرار داد و سپس پيشنهادي براي خريد چند تن از آن به قيمت هرتن 6 دلار تحويل خرمشهر به سازمان ارائه داد که اين مبلغي ناچيز بود. درنتيجه، درخلال اين امر، سازمان ملاس را به مزايده بين المللي و داخلي گذاشت. برنده مزايده براي هرتن ملاس تحويل کشتي در بندر شاپور 28 دلار قيمت داده بود، که، پس از هزينه هاي تحويل، مقدار قابل ملاحظه اي براي سازمان استفاده داشت. بدين ترتيب هرسال بجاي ريختن ملاس روي جاده هاي هفت تپه، ملاس به بازارهاي بين المللي عرضه مي شد.

باگاس

پس از خرد کردن نيشکر و گرفتن عصاره آن، تفاله اي باقي مي ماند که باگاس ناميده مي شود. از الياف باگاس براي ساختن کاغذ استفاده مي شود. از خود باگاس مي توان با مخلوط کردن آن با ملاس و مواد شيميائي غذاي دام توليد نمود.

براي توليد کاغذ از باگاس بانک توسعه صنعتي و معدني ايران مطالعات زيادي انجام داده بود و کمک نموده بود شرکتي براي توليد کاغذ به نام شرکت سهامي کاغذ پارس تشکيل گردد. پس از مذاکرات درباره تعيين قيمت باگاس قراردادي با شرکت سهامي کاغذ پارس منعقد گرديد. قيمت باگاس براساس قيمت سوخت تعيين شد، چون تا قبل از احداث صنعت کاغذ سازي از باگاس به عنوان سوخت کارخانه استفاده مي شد. بدين ترتيب در جوار طرح نيشکر طرح صنعتي ديگري براي توليد کاغذ بنام شرکت کاغذ پارس احداث شد که سالانه 30 هزار تن کاغذ سفيد توليد مي کرد.

مسائل طرح

-1 بالا بودن نمک خاک - متوسط pH خاک در هفت تپه درحدود 8 بود که براي رشد نيشکر مناسب نيست و مقداري از مواد غذائي خاک در اين pH ناياب ميشود. به همين جهت ميزان محصول کاهش مييابد. براي رفع اين مشکل طرح نيشکر ناچار بود چند روزي با آب زياد زمين را شست و شو دهد و براي مزارع زه کش تنبوشه اي زير خاک نصب نمايد که املاح زمين بدين طريق کشيده شود.

-2 برداشت نيشکر-در هفت تپه به تصور اين که برداشت نيشکر با ماشين دروکن ميسر است دو دروکن عظيم از طرف شرکت بروئر خريداري گرديده بود. ولي پس از مدتي معلوم شد چون نيشکر درشيار کاشته مي شود وجود پشته باعث مي شود ماشين دروکن نيشکر درحدود 20سانتي متر از ساقه را در زمين باقي بگذارد. درحالي که ميزان زيادي شکر نيشکر در همين 20 سانتي متر است. پس از ملاحظه اين مشکل قرار شد براي درو از کارگر استفاده شود. شيخ خلف حيدري، که قسمتي از اراضي طرح نيشکر از او خريداري شده بود و روي کارگران کشاورزي محل نفوذ داشت، پيشنهاد داد که کارگران دروکن را او در اختيار طرح خواهد گذاشت. بدين ترتيب باوي قراردادي منعقد شد. در اينجا لازم است ياد شود که درآن زمان هنوز قانون اصلاحات ارضي به مرحله اجرا در نيامده بود و کارگراني که در جوار طرح موجود بودند اکثرا در زمين هاي شيخ خلف کار مي کردند و بهمين جهت شيخ خلف به شرکت بروئر پيشنهاد تهيه کارگر را داده بود.

درابتدا چون کارگران از درو نيشکر اطلاعي نداشتند بصورت ابتدائي نيشکر را درومي کردند و حداکثر بازده يک کارگر يک تن نيشکر در روز بود که از حد نصاب درو بين المللي پائين تر بود. مضافا، از آنجا که دوران رشد نيشکردرخوزستان 11 ماه بود و درنتيجه مي بايستي نيشکر را در مدت محدودي درو کرد تا براثر گرماي هوا شيره نيشکر ترش نشود، بازدهي کارگران طرح به هيچ وجه با محدوديت زمان برداشت سازگاري نداشت. به ناچار، براي آموزش کارگران به طرز صحيح درو کردن نيشکر، يک کشاورز نيشکر استراليائي راکه خود يک مزرعه کوچک نيشکر داشت براي مدت دوماه استخدام کرديم. اين کشاورز استراليائي قدي داشت در حدود دومتر با اندامي ورزيده. او روزي سه بار گوشت با سيب زميني و سبزي هاي مختلف مي خورد و ميزان کالري که در يک روز مصرف مي کرد شايد معادل کالري بود که يک کارگر دروکن نيشکر خوزستاني در مدت يک هفته مصرف مي کرد. او به تنهائي در روز 25 الي 30 تن نيشکر درو مي کرد و اين کار را بقدري آهسته و منظم انجام مي داد که تماشائي بود. اولين کاري که او کرد داس نيشکربري را تغيير داد. داس جديد سبک تر و کوچکتر از داس قبلي بود و بُريدن نيشکر با آن آسانتر بود. کارگران دروکن نيشکر، پس از مدت کوتاهي که طرز درو کردن صحيح نيشکر را آموختند، بطور متوسط 5 تن نيشکر در روز درو مي کردند و بعضي از آنان که مهارت بيشتري پيدا کرده بودند تا روزي 12 تن نيشکر درو مي کردند. بدين ترتيب قسمتي از مشکل درو برطرف شد. مشکل ديگري که پيدا شد اين بود که باوجود اين که درموقع عقد قرارداد با شيخ خلف جهت تهيه کارگر دروکن نيشکر به او گفته شده بود که بايد مزد کارگران را منظماً پرداخت کند، معهذا کارگران شکايت ميکردند که شيخ خلف مزد ما را پرداخت نمي کند. وقتي درباره اين مشکل با شيخ خلف صحبت شد او به کارگران گفت داس هاي خود را تحويل بدهيد و مزد خود را دريافت داريد. درموقع تحويل داس ها عده اي که ازطرف شيخ خلف مأمور تحويل گرفتن بودند پس از اين که داس ها را از کارگران دروکن تحويل گرفتند با داس به کارگران حمله و تعداد زيادي از آن ها را زخمي کردند. پس از اين واقعه ماموران ژاندارمري تعدادي از فرزندان شيخ خلف را که دراين کار دست داشتند و کسان ديگري را که کارگران را زخمي کرده بودند بازداشت کردند و قرارداد با شيخ خلف لغو گرديد. از آن پس کارگران دروکن بطور موقت و روزمزد در زمان درو نيشکر به استخدام مستقيم طرح درآمدند.

-3گراز و خسارت به مزارع نيشکر- يکي ديگر از مشکلات طرح ضرري بود که گراز به طرح نيشکر ميزد. مزارع نيشکر محصور نبودند و در نتيجه گراز به آساني وارد مزرعه مي گرديد و از نيشکر تغذيه مي کرد. بدين ترتيب خسارت زيادي متوجه طرح مي شد. براي رفع اين مشکل با کارگران و کارکنان طرح قرار گذاشته شد که هرکسي گرازي شکار کند و دم آن را تحويل دهد بابت هر دم مبلغي به او پرداخت خواهد شد. با اين روش اگرچه کارگران تعداد زيادي گراز را کشتند ولي چاره اساسي نشد. (نکته جالب اين که مزارع نيشکر آماده برداشت آتش زده مي شدند تا برگ ني سوزانيده شود و براي درو آماده گردد. با آتش گرفتن مزرعه گرازها فرار مي کردندوبعضي از کارگران دم گراز درحال فرار را با داس درو مي بريدند و پاداش را مي گرفتند بي آن که گرازي کُشته شده باشد.) به ناچار پس از مدتي مطالعه اطراف طرح با سيم خاردار محصور گرديد و ميزان قابل توجهي از ضرر کاسته شد.

-4 سرمازدگي - حرارت منهاي يک درجه سانتيگراد ظرف 24 ساعت به نيشکر صدمه مي زند و علاپم آن بخوبي مشخص مي گردد و وقتي درجه برودت به منهاي 2 الي منهاي چهاردرجه سانتيگراد مي رسد جوانه هاي نيشکر صدمه خواهند خورد و بازدهي نيشکر پائين خواهد آمد. درسال 1343 براثر يخ بندان شديد و بي سابقه درجه برودت درمزارع نيشکر به مدت طولاني به منهاي هفت و نيم درجه سانتيگراد رسيد و باعث از بين رفتن تقريباً پنج هزار تن شکر شد. خوشبختانه با بررسي هاي متمادي که طي چند سال انجام گرفت کارشناسان تحقيقاتي طرح توانستند گونه هائي که به سرما مقاومت بيشتري دارند انتخاب کنند و روش هائي در کشت و داشت و برداشت اتخاذ کنند که از خطر سرمازدگي تا اندازه زيادي کاسته گردد.