tile

جغرافیای طبیعی





جغرافیای طبیعی ايران


ازنظر ساختمان طبيعي ایران کشوري بلند وميانگين ارتفاع آن بيش از يک هزار متر از سطح درياست. نَجد ايران، شامل کوير نمک و کويرلوت، بيش ازنيمي از مساحت ايران را دربر مي گيرد. پست ترين نقطه اين نجد درشمال شرقي شهر شهداد در استان کرمان قرار دارد. جلگه هاي باريک کرانه درياي خَزَر از سطح درياي آزاد پست تر و زمين هاي هموار ساحل خليج فارس و درياي عُمّان همسطح درياي آزاد است.


کوه ها

کوه هاي ايران به شاخه هاي مهمّ زير تقسيم مي شود:

1. کوه هاي شمالي ايران بخشي از چين خوردگي هاي بزرگ آلپ/هيماليا است که دردنباله کوه هاي قفقاز از آرارات در خاک ترکيه شروع شده و در جهت غرب به شرق به کوه هاي هندوکُش درافغانستان پيوند يافته است. اين رشته عظيم کوه هاي آذربايجان درشمال غربي، البرز درمرکز وکوه هاي خراسان درمشرق را در برمي گيرد. مهمترين رشته کوه هاي آذربايجان اَرَسباران در ساحل رود اَرَس با قله نشان کوه به ارتفاع 3370 متر است. جبال البرزمانند سدّي عظيم به طول تقريبي600 کيلومتر ميان درياي خَزَر و فلات مرکزي ايران واقع شده است. اين ديوار عظيم درغرب با درّه عميق سفيدرود از کوه هاي طالِش جدا مي شود و درمشرق به کوه هاي خراسان مي پيوندد. پهن ترين و بلندترين قلّه جبال البرز قلّه دماوند در شمال شرق تهران به ارتفاع 6715 متر است. اين کوه ها مانعي بزرگ براي گذشتن بخارهاي درياي خَزَر و جريان باد و ابر به درون فلات ايران ايجاد کرده اند. کوه هاي خراسان، هزارمسجد-که بخشي از آن کلات نادري ناميده مي شود- و بينالود، باقلّه اي به ارتفاع 3520 متر، دنباله کوه هاي البرز در جهت شمال غربي به جنوب شرقي است. دراين منطقه از خراسان تا بلوچستان نيز ارتفاعاتي وجود دارد که آتش فشان خاموش تَفتان به ارتفاع 4 هزار و 50 متر از جمله آنهاست.


دماوند



2. در سراسر غرب ايران سلسله جبال عظيم زاگرُس مانند ديواري از آذربايجان تا مُکران و بلوچستان کشيده شده و مجموعه پستي و بلندي هاي منظّمي را ازکردستان جنوبي تا شمال تنگه هرمز تشکيل مي دهد. کوه هاي زاگرُس با جلگه هاي وسيع کرمانشاه درغرب و شيراز درجنوب ازهم جدامي شود. قلّه ها و بلندي هاي زاگرُس داراي دامنه هاي پُرشيب و درّه هاي عميق و گلوگاه هاي بسيار تنگ است که بيشتر روزهاي سال درپوششي از برف مي ماند و از برکت آن چراگاه هاي وسيع و مخازن بزرگ آب اين منطقه به وجود آمده اند.

3. کوه هاي بختياري درلُرستان تا جلگه هاي شيراز و زردکوه با ارتفاع 4 هزار و 547 متر، بلندترين نقطه زاگرُس و سرچشمه دو رود بزرگ ايران، يعني کارون و زاينده رود است. کوه دينار باقلّه معروف دِنا در فارس جزو ارتفاعات ديگري است که از جنوب غربي به سوي شرق ادامه مي يابد. دِنا با 4 هزار و 404 متر ارتفاع از قُلّه هاي بلند ايران است و به سبب رطوبت فراوان دامنه هاي سبز و خرم دارد.

4. کوه هاي مرکزي ارتفاعاتي درجهت شمال غربي به جنوب شرقي است که از آذربايجان تا بلوچستان ادامه دارد. قافِلان کوه در راه تهران به تبريز، مهم ترين آنهاست. نواحي مرکزي اين کوه ها از نظر وجود کان هاي مختلف اهمّيت بسيار دارد. باران کم، تغييرات ناگهاني هوا، وزش بادهاي شديد، و سيلابي بودن رودها از مشخّصات طبيعي اطراف اين کوه هاست.



رودها

درايران چون بارندگي کم است رودهاي پُرآب که تمام سال جريان داشته باشند زياد نيست. گذشته ازآن، بيشتر رودخانه هاي ايران از کوهستان ها مي گذرند و در نتيجه قابل کشتي راني نيستند. تنهارودِ قابل کشتيراني قسمت هاي پايين رودخانه کارون است که به اروندرود مي پيوندد. رودهاي بزرگ ايران درشمال به درياي خَزَر و درجنوب به خليج فارس مي ريزند و يا به درياچه ها وباتلاق هاي داخلي فرومي روند. بعضي از رودها نيز از مرزهاي ايران بيرون مي روند يا سرچشمه هايشان بيرون ازخاک اصلي ايران است.

بيشتررودهايي که به درياي خَزَر مي ريزند از دامنه هاي شمالي کوه هاي البرزسرچشمه گرفته اند و چون بين البرز و دريا فاصله زيادي نيست اغلب کوتاه اند. مهمترين اين رودهاعبارتند از: اَرَس که سرچشمهء آن کوه هاي هزاربِرکه درترکيه است. بخشي از رودخانه اَرَس مرز طبيعي ايران و جمهوري آذربايجان (اَران) است. سفيدرود ياقِزِل اوزَن از کوه هاي چهل چشمه در کردستان سرچشمه مي گيرد و ازبريدگي کوه درناحيه رودبارِ گيلان راه خود رابه سوي درياي خَزَر دنبال مي کند. سدّ مَنجيل درهمين ناحيه بر روي سفي رود بسته شده است. رودهاي چالوس، هَراز، تَجَن، نِکا و گرگان رود نيز از رودخانه هاي بزرگ اين منطقه اند. رود اَترَک نيز که ازکوه هاي هزارمسجد سرچشمه مي گيرد در جنوب شرقي به درياي خَزَرمي ريزد. اين رود از محلّي به نام چات مي گذرد و در بخشي ازمسيرخود مرز طبيعي بين ايران و ترکمنستان را تشکيل مي دهد.

رودخانه هايي که به خليج فارس مي ريزند اغلب بزرگ، پُرآب و طولاني اند. مهمترين آنها رود گاماسياب يا گاماساب است که ازکوه هاي نزديک نهاوند سرچشمه مي گيرد. رودهاي ماهي دَشت، کَرَند، قَرَه سو، وديناوَر درکرمانشاه به گاماسياب مي پيوندند و ازسيردان به بعد اين رود سيمَره خوانده مي شود. از نقطه اي معروف به پاي پل باز اين رودخانه تغييرنام مي دهد و از آن پس به کَرخه معروف است. سدّ کَرخه قسمت غربي استان زرخيز خوزستان را آبياري مي کند. رود کَرخه ازراه باتلاق هاي مرزي ايران وعراق به دجله مي ريزد. کارون با850 کيلومتر درازا طولاني ترين رودخانه ايران است و از زردکوه بختياري سرچشمه مي گيرد و رود آب ديز يا دزفول درمحل بَند ِقير به آن مي پيوندد. کارون پس از عبور ازاهواز دوشاخه مي شود، يک شاخه آن به نام بهمنشير به خليج فارس مي ريزد و ديگري به نام کارون درکنارخرمشهر به اروند رود مي پيوندد. بخش پاياني کارون قابل کشتيراني است.

رودهاي جَراحي، زهره يا هنديجان، دالَکي، مهران و ميناب نيز از جمله رودهاي پُرآب اند که به خليج فارس مي ريزند.

درمُکران و بلوچستان نيز رودهايي جريان دارند که چون از شوره زار مي گذرند بيشترشور، کم آب و بي فايده اند. تنها رودخانه پُرآب اين منطقه سرباز است که از بَمپور سرچشمه می گیرد و به خليج گَواتِر در شرقي ترين نقطه مرزي ايران و پاکستان به درياي عُمّان مي ريزد.

غير از اينها، رودهاي ديگري نيز درايران جاري است که سرچشمه آنها بيرون کشوراست. هيرمند ازکوه بابا درافغانستان سرچشمه مي گيرد و 1 هزار و 200 کيلومتر طول دارد. اين رودخانه پس از آبياري جلگه سيستان به درياچه هامون مي ريزد. درجنوب شرقي درياچه هامون فرورفتگي ديگري به نام گود زِرِه واقع شده که پوشيده از شن هاي نرم و نمک است. رودي موسوم به شله يا شلاق هنگام پُرآبي اين فرورفتگي را با باتلاق ديگري، که آن هم گود زِرِه نام دارد، مي پيوندد.

هَريرود يا رودهرات نيزازدامنه جنوبي کوه بابا درافغانستان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از هرات بخشي از خط مرزي ايران و افغانستان را تشکيل مي دهد. بخش پاييني هَريرود، تَجَن نام دارد و به ريگزار خوارزم و شرق درياچه خَزَرفرومي رود. مهمترين شعبه هاي هَريرود درخاک ايران کَشَف رود و رودجام است که در خراسان جاري است. رودخانه دياله از کوه هاي کرمانشاه وکردستان و رودخانه زابِ کوچک از بلندي هاي جنوب درياچه اروميه سرچشمه مي گيرند و هردودر جنوب غربي بغداد به دجله مي ريزند.


درياها

درمرزشمالي ايران درياي خَزَر و درمرز جنوبي آن خليج فارس و درياي عُمّان قراردارد.

درياي خَزَر
اين دريا با مساحتي حدود420 هزار کيلومتر مربّع بزرگ ترين درياچه روي زمين است و بازمانده درياي بزرگ تِتيس که در دوران سوّم زمين شناسي بخش بزرگي از نَجد ايران رافرا گرفته بود. درياي خزر نام خود را ازاقوامي دارد که در اطراف آن مي زيسته اند و درياي گيلان، درياي مازندران، درياي گرگان، درياي قزوين، درياي طبرستان و درياي ديلم نيز ناميده شده است. اروپايي ها از اين دريا به نام هاي درياي هيرکاني (گرگان) يا درياي آلبانيا و درياي سکوتها (سَکاها) يا کاسپين (قزوين) و درياي خوارزم ياد کرده اند. درياي خَزَر از طريق رودهاي بزرگ به درياي سياه ارتباط دارد.




دریای خزر


درگذشته، اين دريا به تدريج درحال کوچک شدن بود و سطح آب آن، که بيست وهشت متر ازسطح آب هاي درياي آزاد پايين تراست، سالانه حدود270 ميليمتر پايينتر مي رفت. امّا درسال هاي اخير، سطح آب درياي خَزَر، به دلايل گوناگون، رو به افزايش رفته است. طولِ درياي خَزَر از شمال به جنوب280,1 کيلومتر و عرض آن بين 160 تا440 کيلومتر است. اين دريا درنواحي مختلف عمق متفاوت دارد. عمق آن درنواحي کوه تالش، يعني درجنوب و جنوب غربي، به500 تا800 متر و در بعضي نقاط به 1 هزار متر مي رسد. امروز تنها ساحل جنوبي و بخش کوچکي از کرانه جنوب غربي درياي خَزَر، يعني از دهانه رود اَتْرَک در جنوب شرقي اين دريا تا بندر آستارادر جنوب غربي آن، به ايران پيوسته است. کرانه هاي اين دريا درايران همه شنزار و پست است و خليج هاي کوچک و برکه هاي بسياردارد. دوبريدگي مهم، يکي مرداب گيلان (انزلي) درغرب و ديگري خليج گرگان، درگوشه شرقي آن دريا قرار گرفته است. شبه جزيره ميان کاله خشکي نوارمانندي است که آب هاي خليج گرگان را ازدرياي خَزَر جدا مي کند.

درياي خَزَر اززمان هاي بسياردوردر دادوستد بازرگاني ايران اهميّت بسيارداشته است. شاهان صفوي با ايجاد راه هايي که نقاط داخلي کشور را به درياي خَزَر مي پيوست به آباداني سواحل آن خدمات شايسته کردند و بندربهشهر -که آن زمان اشرف البلاد خوانده مي شد- و بندرفرح آباد را در کناردرياي خَزَرساختند. شاه عبّاس بزرگ يکي ازجشن هاي بزرگ آبريزان رادربندر محمودآباد نزديک آمُل برگزارمي کرد. در روزگار پهلوي، با ايجاد مهمانسراهاي بزرگ و هتل ها وگردشگاه ها، سواحل درياي خَزَر آباداني بسياريافت و يکي از مراکز مهمّ گردش و استراحت ايرانيان گرديد. پس از انقلاب اسلامي به سبب محدوديت هاي گوناگون اين رفت وآمد انبوه کم شد. امّا هنوز نيز در تابستان و ايام فراغت بسياري ازمردم ايران به خصوص از تهران به آن نواحي سفر مي کنند.


خليج فارس
اين خليج نيمۀ جنوب غربي مرزهاي آبي ايران را تشکيل مي دهد و از دهانهء اروند رود تا شبه جزيره مُسندَم درعُمّان در حدود 900 کيلومترطول دارد. عرض خليج فارس حداکثر 250 کيلومتر و باريک ترين آن، درتنگه هرمز، 56کيلومتراست. دردوسوي خليج فارس سرزمين هاي ايران و عربستان قرار گرفته اند و درنقاط مختلف آن امکان پهلوگرفتن کشتي هاي بزرگ وجود دارد. خليج فارس تنها راهي است که ايران را به درياي آزاد مي پيوندد و از همين رو براي آن شاهرگي حياتي به شمارمي آيد. منابع عظيم نفت درنزديکي اين راه دريايي براهمّيت آن افزوده است.

ازجهت نظامي نيز از روزگاران ديرين خليج فارس درتاريخ نقش بزرگي داشته است. تاريخ فعّال بودن بنادرخليج فارس ازنظر نظامي و بازرگاني به حدود2 هزار و 600 پيش از ميلاد مسيح مي رسد. شاهنشاهان هَخامَنِشي با ايجاد ناوگاني عظيم ازطريق خليج فارس به مصردست يافتند. اين رويداد درکتيبه داريوش که درکانال سوئز يافت شده آمده است. در دوره هاي بعد ازاسلام هرگاه حکومت هاي مقتدري روي کار آمده اند به خليج فارس و منافع بي شمار بنادر و سواحل آن توجه داشته اند. مهم ترين حوادث قرن هاي اخيردراين منطقه آمد و رفت اروپاييان و رقابت هاي سياسي واقتصادي آنها بوده است. در سده گذشته با افزايش اهمّيت نفت، که غني ترين منابع آن پيرامون خليج فارس قرار دارد، اين رقابت ها ابعادي جهاني يافت.

درياي عُمّان
اين دريا از تنگه هرمز تا بندر گَواتِر مجاور ايران است و سواحل آن بيش از يک سوّم از مرز آبي ايران را درجنوب تشکيل مي دهد. سواحل اين دريا در ايران به طور طبيعي امکان پهلو گرفتن را به کشتي هاي بزرگ نمي دهد و به همين جهت معمولاً تنها قايق ها و لنچ هاي کوچک محلي قادرند به ساحل آن نزديک شوند. از همين رو، در ابتداي دهه 1970، در چهاربهار، ساختمان بزرگ ترين بندر نظامي و بازرگاني ايران درساحل اين دريا آغاز گرديد
.



درياچه ها و باتلاق ها

درياچه ها و باتلاق ها و نمکزارهاي بزرگ ايران همگي بازمانده يک درياي خشک اند. برخي از آنها به واسطه آبروفت رودخانه ها پُر و باتلاقي شده و بعضي ديگر براثر تبخيرِ بسيار به صورت شوره زار و کوير درآمده اند.

درياچه اروميه (رضائيه)
نام درياچه ی ارومیه و شهر کنار آن دگرگون شده ی واژه ی سریانی اورمیاه به معنی شهر آب است که پاره ی اول آن اور درنام شهرهای دیگر چون اورگنج و اورشلیم نیز آمده . این دریاچه درشمال غربي ايران درفلات آذربايجان واقع شده و 1200متر ازسطح دريا ارتفاع دارد. مساحت آن حدود6 هزار کيلومترمربّع وآب آن بسيارشوروتلخ است. نمک آلودگي آب درياچه اروميه را تا 23% برآوردکرده اند. به علّت اين غلظت هيچ حيوان دريايي توان زندگي درآن را ندارد، اما جزايربزرگ نامسکون آن، محلّ تخم گذاري انواع پرندگان مهاجر و بومي است. دریکی از جزیزه های درياچه اروميه پارک حفاظت شدهاي ايجاد شده که درآن انواع بي نظير فلامينگو، پليکان وگوزن زرد ايراني، که از کمياب ترين انواع آن درجهان است، نگهداري مي شود. درمشرق اين درياچه شبه جزيره شاهي به درازاي 8 و پهناي 2 کيلومترقراردارد که براثر جزرومد ازساحل جدا مي شود. مهمترين رودهايي که به درياچه اروميه مي ريزد عبارت اند از تلخه رود، صافي رود، زرّينه رود و سيمينه رود.

 
درياچه قم (ساوه ياحوض سلطان)
اين درياچه درپست ترين قسمت دشت تهران و قم وساوه قرارگرفته است و آب آن به علّت هواي متغيّرکم وزياد مي شود. وسعت آن به طورمتوسّط حدود 2 هزار و 400 کيلومترمربّع است. هنگام حدوث خشکي دراين ناحيه درياچه سه پاره مي شود: درياچه نمک يا کويرمَسيله و دو درياچه کوچک تر که نوار باریک خشکی آنهارا ازهم جدا مي کند. آب درياچه قم شورو تلخ است و کناره هاي آن اغلب باتلاقي و تا شعاع بيست کيلومتر پوشيده از رسوب نمک. زرّين رود يا قَرَه سو و يا قَرَه چاي، اَبهَر رود يا رودشور، رودکرج -که سد اميرکبير در63 کيلومتري تهران برروي آن بسته شده-جاجرود و حَبله رود، از مهمترين رودخانه هايي هستند که به درياچه قم مي ريزند.
آب رودخانۀ جاجرود که ازجنوب تهران مي گذرد درنواحي ورامين به مصرف کشاورزي مي رسد. اين رودخانه براي تأمين آب آشاميدني و زراعتي اهمّيت بسيار دارد وبه همين جهت سدّي بر روي آن بنا شده است.

درياچه نيريز (بختگان)
درياچه ی نیریز یا بختگان در 50 کيلومتري مشرق شيراز بين دو رشته کوه موازي واقع شده است. اين درياچه با وسعت 3 هزار کيلومتر مربّع، عمق کم و آب بسيار شور دارد و با دو زبانه باريک از دوطرف به درياچه کوچک تري به نام طَشتِ نرگس مي پيوندد. ميان اين دو درياچه جزيره علي يوسف به وجودآمده است. درياچه بَختِگان ازسمت مغرب به باتلاق مرودشت مي پيوندد. رود کُُر يا کورشکه ازکوه هاي اوجان و خسرو شيرين سرچشمه مي گيرد به درياچه بَختِگان مي ريزد. شعبه مهمّ رودخانه کُر کام فيروز است که نزديک خرابه هاي شهر قديمي استخر به رود کُر مي پيوندد. اين رود داراي دو سدّ تاريخي است يکي به نام رامجِرد (رامگِرد) که از دوره هَخامَنِشيان بازمانده و ديگري بندِ امير که 106 متر درازادارد و در زمان عضدالدوله ديلمي ساخته شده است. نوشته اند که بند ِامير برروي خرابه هاي سدّي از زمان هَخامَنِشيان ساخته شده است که درگذشته ازنيروي آب آن سيصد چرخ به گردش درمي آمد که هريک آسيابي را مي چرخاند.

دو درياچه پريشان (فامور)نزديک کازرون و بهارلو درهجده کيلومتري جنوب شرق شيراز آب رودخانه هاي محلّي را درخود جمع مي آورند.

مرداب گاوخوني (گاوخاني)
مرداب گاوخونی درجنوب شرقي اصفهان قرار دارد. وسعت آن در فصل بهار به واسطه طغيان زاينده رود زياد مي شود و به حدود30 کيلومتر مربّع مي رسد. اين مرداب از ديرباز محلّ مناسبي براي شکار بوده است. گفته اند که بهرام گورضمن شکار در پي گورخري به اين مرداب فرو رفت. زاينده رود، که سرچشمه آن زردکوه بختياري است و از اصفهان مي گذرد، به اين باتلاق مي ريزد.

باتلاق جازموريان
باتلاق جازموریان درجنوب کوه شاهسواران کرمان واقع شده و اطرافش لجنزار و باتلاق است. هَليل رود و رود بَمپور به اين باتلاق وارد مي شوند. اوّلي ازکوه هاي کرمان سرچشمه مي گيرد و پس ازآبياري جيرُفت به باتلاق مي پيوندد ودوّمي ازمشرق بلوچستان به سوي مشرق باتلاق جاري است.

رودهاي مارون و سرخ رود دراين ناحيه پس از مشروب کردن رفسنجان به کويرنمک فرو مي روند. آب هاي فصلي چند رودخانه از جمله رود شور، که ازبيرجند مي گذرد، نيز سرانجام به نمکزارمشرق کرمان مي ريزد. کويربافْق، در مشرق يزد و شمال غربي بافق، شوراب و رودِ شور را به کام مي کشد.

جزاير

درخليج فارس جزاير بسياري وجود دارد که امروز برخي از آنها متعلّق به ايران است. جزيرۀ لارک و جزيرۀ هرمز در نزديکي تنگه هرمز هر يک با وسعتي حدود 100 کيلومتر جزاير کوچکي هستند امّا موقع نظامي مهّمي دارند. در جزيره هرمز آثار و خرابه هاي تاريخي هست که بخشي از آن به زمان تسلّط پرتغالي ها بازمي گردد. حاکميّت ايران برجزاير ابوموسي، تُنْبِ بزرگ و تُنْبِ کوچک در اوايل دهه 1970 تثبيت شد. تنب بزرگ 10.3 و تنب کوچک 2 کیلومترمربع مساحت دارند . نام هردو آن ها در بند ششم کتیبه ی بیستون به عنوان بخشی از استان پرسیس یا فارس آمده است. در تنب بزرگ معدن خاک سرخ وجود دارد. مردم محلی جزیرۀ ابوموسی را گپ سبز یعنی سبزه زار بزرگ می گویند. این جزیره با مساحت 12 کیلومتر مربع موقعیت استراتژیک مهمی دارد. این سه جزیره اکنون مورد ادعای شیخ امارات متحده عربی است. اما تاکنون هیچ یک از مراجع بین المللی آن را مورد تأیید قرارنداده است. بیشتر جزایر ایران درخلیج فارس پیشینۀ تاریخی پرماجرائی دارند که با حوادث تاریخی بندرهای آن ناحیه، به ویژه بندر عباس و بندر بوشهر پیوند نزدیک دارد. جزاير متعلق به ايران در خليج فارس عبارت اند از: جزيره ها ی هرمز، خارْک، قِشْم ، کیش، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، لاوان و هنگام.